ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 016

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

شک مبطل در نماز دو و سه رکعتی

شکیاتی که نباید به آن‌ها اعتنا کرد گفته شد؛ اکنون نوبت شکیاتی است که باطل‌اند و نماز را باطل می‌کنند. یکی از آن‌ها در نماز دو رکعتی و سه رکعتی است؛ به‌طور مطلق در هر نماز دو یا سه رکعتی واجب. اگر انسان شک کند و شکش بدل به یقین نشود، نماز باطل است و باید بشکند و از نو بخواند.

وجوهی دارد که بسیاری نمی‌دانند؛ یکی می‌تواند این باشد که تو که در دو رکعت یا سه رکعت نتوانستی قلبت را حفظ کنی، همان بهتر که بشکنی و رها کنی. بحث نمازهای چهاررکعتی و شک‌های صحیح جداست. در هر حال در نماز دو و سه رکعتی مطلقاً شک سبب بطلان است.

سؤال می‌شود در نماز مستحب چگونه است؟ همه دو رکعتی‌اند. آن می‌رود جزو شک‌هایی که نباید اعتنا کرد؛ مستحب است. یا جماعت چگونه؟ اگر جماعت دو یا سه رکعتی باشد باز جزو شک‌هایی است که نباید اعتنا کرد. نماز فرادا در دو و سه رکعتی اگر شک کردی باید بشکنی و از نو شروع کنی؛ باطل است.

قلب منیب؛ واتبع سبیل من أناب إلی

به انتهای بحث قلب منیب نزدیک شده‌ایم. نکته‌ای از آیهٔ پانزده سورهٔ لقمان: از اواسط آیه خدای منان می‌فرماید واتبع سبیل من أناب إلی ثم إلی مرجعکم — تبعیت کن راه کسی را که به سوی من انابه کرده؛ سپس بازگشت شما به سوی من است. خدا صریحاً دستور می‌دهد پشت سر کسی راه بیفت که دائماً وجود و تفکرات و خطورات قلبی و اعمالش را به سمت خدا ارجاع می‌دهد و رجوع می‌کند.

«وَاتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنَابَ إِلَيَّ» (لقمان/۱۵)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و راه کسی را پیروی کن که به سوی من انابه کرده است.

در حقیقت قلب منیب چنان جایگاهی می‌یابد که می‌تواند جلودار و پیشوا و امام باشد. البته پیشوا بودن درجات دارد: یکی فقط پیشوای خانواده است. در میان انبیا نیز چنین بوده؛ بعضی فقط پیامبر قوم و خویش خود بودند، بعضی فقط تبلیغی بودند و رسالت نداشتند؛ بعضی دهی، بعضی شهری، بعضی کشوری، و پنج تن جهان را. نسبت به شدت و حدت لوازم نبوت و مقامشان جلودار بودند.

چه بهتر که انسان چنان انابه کند که امتی بتواند او را پیشوای خود قرار دهد. حضرت امام را ببین چه کرده؛ فکر متحیر می‌شود که در هند ده‌ها هزار نفر در بیست‌ودو بهمن با تصاویر امام و رهبری راهپیمایی کردند و شعار به زبان ایرانی دادند. در هند و بسیاری کشورها. یعنی امام به تمام معنا پیشوا شده است.

بین طلوعین ظهور؛ انقلاب اسلامی

علامه حسن‌زاده آملی فرموده‌اند انقلاب اسلامی ایران به منزلهٔ بین طلوعین ظهور امام عصر است. روزی که آقا طلوع ظهور کنند، آن روز بین طلوعینی دارد؛ بین طلوعینش انقلاب ایران است. اگر قرار بود یک‌باره خورشید وجود امام عصر ظهور کند دنیا ظرفیتش را نداشت. انقلاب ایران بین طلوعین است و آهسته به سمت طلوع می‌رود. چه زیبا توصیف کرده؛ این نتیجهٔ جلودار بودن امام در پیشوایی ملت است.

ربنا هب لنا… واجعلنا للمتقین إماما

آیهٔ هفتاد و چهار سورهٔ فرقان عجیب است. روایت دارد امیرالمؤمنین بیش از همه این دعای قرآنی را در قرائت نماز می‌خواندند. مضامینش را که تطبیق کنی بسیار جالب است. آقای بهجت برای بچه‌دار شدن و هدایت و تربیت فرزند سفارش می‌کردند این آیه را زیاد بخوانید؛ نمازی هم برای تربیت فرزند داده‌اند که این آیه در آن تکرار می‌شود.

«رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا» (فرقان/۷۴)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پروردگارا، از همسران و فرزندانمان نور چشم ما عطا کن و ما را پیشوای پرهیزگاران قرار ده.

خدایا از میان فرزندان و ذریه و همسران ما نور چشم قرار بده؛ و ما را — من و خانواده‌ام را — برای متقین امام قرار بده. افق دید بسیار بالاست: برای اهل تقوا جلودار باشم نه برای هرکس. هر کسی به قدر وسعش از همین انابهٔ آن‌به‌آن شخصی شروع می‌کند.

انابهٔ نان و ظرفیت اراکی

یکی را دیدم که شاید از قیافه حسابی ننمایی؛ اما به قیافه نیست. در سازمان نانی افتاده بود؛ باران خمیرش کرده و کثیف شده و ماشین از رویش رد شده و به آسفالت چسبیده بود. بسیاری برنمی‌داشتند که دست کثیف شود. او خم شد و نان را از زمین کند و کنار درخت گذاشت و زمزمه می‌کرد: خدایا شاهد باش حرمت نانی را نگه داشتم که روی زمین پهن و کثیف شده بود؛ تو هم منِ پهن‌شدهٔ کثیف ول‌شده روی زمین را جمع کن. الله‌اکبر. انابه از آدم معمولی — نه عالم — از همین‌جاها شروع می‌شود و انسان را می‌رساند.

چون آیت‌الله العظمی اراکی از دنیا رفتند آقای بهجت نمازشان را خواندند و گفتند انگار پنجاه عالم از دنیا رفته. این استوانهٔ معنویت فرمودند با رفتن آقای اراکی انگار پنجاه پیشوا رفته. ظرفیت به کجا می‌رسد؟ شخصی نزد آقای اراکی آمد؛ ایشان وقتی محضر امام در جماران می‌رفتند نعلین را درمی‌آوردند پای‌برهنه، عمامه را برمی‌داشتند، دست به سینه تا نزدیک امام. کسانی که این‌ها را نمی‌فهمند و امام را نقد می‌کنند کجایند؟

جوانی از آقای اراکی نصیحت خواست. سرشان پایین بود پرسیدند شغلت چیست؟ گفت نجارم. فرمودند برو برای قلبت در و پنجره بساز — دست بر قلب گذاشتند؛ بحث قلب منیب است — یعنی حصار بر قلبت بگذار که هرکس نتواند وارد و خارج شود. چنین کسی اگر از دنیا برود انگار پنجاه عالم رفته و جلودار می‌شود. انابه از خودمان شروع می‌شود و چنان برکت می‌کند که انسان را جلودار می‌کند تا جایی که امیرالمؤمنین می‌گوید ما را برای اهل تقوا امام کن. قلب منیب نزد خدا چنین جایگاه و اعتبار دارد. ان‌شاءالله عاقبت ختم به خیر شود.

ادب جماران و نصیحت نجار

پای‌برهنه و عمامه‌برداشته به سوی امام رفتن، ادب منیب است نه تعارف. نجار را گفتند برای قلب در و پنجره بساز؛ یعنی ورود و خروج خاطرها را مهار کن تا انابه پیوسته بماند و انسان جلودار متقین شود.

از نان روی آسفالت تا پنجاه عالم

حرمت نان کثیف‌شده و دعای جمع کردن خودِ پهن‌شده، انابهٔ همان لحظه است. چنین انابه‌ها اگر دوام یابد، انسان را به ظرفیت اراکی می‌رساند که رفتنش چون رفتن پنجاه پیشواست. قلب منیب نزد خدا این‌گونه اعتبار می‌یابد.

انابهٔ پیوسته انسان را از نان روی زمین تا امامت متقین می‌برد؛ و قلب منیب همان دلی است که همیشه به خدا ارجاع می‌دهد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.