یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
کثیرالشک در نماز
پس از نام خدا و سلام بر داعیِ الهی، در خصوص شکّیات گفته شد که شکهایی که در نماز نباید به آنها اعتنا کرد شش مورد داشت؛ امروز یکی از آنها باز میشود: کثیرالشک؛ یعنی کسی که بسیار شک کند. البته این کثیرالشک در هر چیزی هست؛ در طهارات و وضو و غسل نیز اگر کسی بسیار شک کند نباید به شکش اعتنا کند.
سؤال این است که چگونه تشخیص دهیم کثیرالشکیم؟ غالب مراجع فرمودهاند که اگر چنانچه در یک نماز سه مرتبه شک کند و غالباً چنین باشد، یا آنکه در سه نماز متوالی مانند صبح و ظهر و عصر در هر کدام یکبار شک کند، چنین کسی کثیرالشک است و نباید به شکش اعتنا کند.
قلب منیب؛ توکل پیشنیاز انابه
موضوع به فضل الهی بحث قلب منیب بود. گفته شد پیشنیاز آنکه انسان به انابه بیفتد، توکل بر خداست. یعنی تا کسی به خدا اعتماد نکند، کاملاً به سمت خدا نمیآید و به خدا توجه و انابه نمیکند.
قدیمها نقل میکنند یکی از علما استغاثه و طلب باران اعلام میکند که میخواهد بخواند. مردم بیرون شهر جمع میشوند. وقتی میرود و مردم را گرد میآورد، برای آغاز نماز چشمش به نوجوانی میافتد که چتر به دست گرفته. میبیند تنها کسی در جمع که چتر دارد همین نوجوان است؛ همانجا به همه میگوید برگردید. معلوم است جز این نوجوان کسی به خدا اعتماد نداشته. واقعاً نیز چنین است: اگر کسی به خدا اعتماد داشته باشد ملزومات کار را هم فراهم میکند؛ مانند این بچه که آنقدر یقین داشت باران خواهد بارید که با خود چتر برده بود.
آیا توکل با اعتماد به نفس منافات دارد؟
سؤالی که پیش میآید این است که آیا این توکل منافات با اعتماد به نفس دارد که موضوعی روانشناختی است؟ آیا اسلام اصلاً اعتماد به نفس را قبول دارد؟ آیا متعارض با توکل و اعتماد به خداست؟
در این خصوص شارحان و مفسران نظرات متعددی دادهاند. عدهای قبول کردهاند و نظر موافق دارند، عدهای مخالف، عدهای هم بینابیناند. اما آنچه برای ما اهمیت دارد بیشتر نظر حضرت استاد علامه طباطبایی رحمهاللهعلیه است که در کتاب گرانسنگ تفسیر المیزان آوردهاند، با شرحی مفصل. خلاصهاش این است که وقتی خالق ما خدای منّان است — خدای متعال که انسان را خلق کرده — پس مالک ما هم خداست. لذا جمیع قوای درونی ما نیز مملوک خداست و این قوا را خدای منّان در اختیار ما قرار داده و باید از آنها هم استفاده کرد.
در حقیقت جمعبندی علامه این است که اگر کسی از قوای عقل و تدبیرش استفاده کند باز به نوعی به خدا اعتماد کرده است؛ لکن این قوا به صورت استقلالی نیستند. در حقیقت علت تامّه نیستند، علت ناقصهاند؛ اصالت ندارند و مستقل نیستند.
تدبیر یعقوب و تفویض به خدا
مثالی که علامه آوردهاند مانند جریان حضرت یعقوب نبی علینبیناوآلهوعلیهالصلاةوالسلام است که به فرزندانش میفرماید وقتی میخواهید وارد شهر مصر شوید از دربهای متعدد وارد شوید. یعنی تدبیر میکند؛ میگوید از دربهای متعدد وارد شوید لکن در انتها اعتمادتان به خدا باشد. در حقیقت میتوان گفت انسان از این قوهٔ عقل و تدبیری که خدای منّان به او داده استفاده میکند لکن امر را تفویض به خدا میکند و به جهت اعتماد کاملی که به خدا دارد منتظر میشود که نتیجه تحت کنترل و رضایت الهی حاصل شود.
چنانکه در آیهٔ هشتاد و هشت سورهٔ مبارکهٔ هود واقع شده:
«و ما توفیقی إلّا باللّه علیه توکّلت و إلیه اُنیب» (هود/۸۸)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و توفیق من جز به خدا نیست؛ بر او توکل کردم و به سوی او بازمیگردم.
نتیجه میگیریم که مقدمه و پیشنیاز انابه، توکل است و اعتماد بر خدا.
خودباوری همراه توکل
رهبر عزیزمان نیز در سخنرانی سال هشتاد و هشت بحث اعتماد به نفس ملی را مطرح کردند و خودباوری. در حقیقت انسان باید زحمتش را بکشد اما در عین حال اعتماد کاملش به خدا باشد. سر کار برود اما بداند روزی را خدا میدهد. نمیشود در خانه بنشیند و از وسایل استفاده نکند صرفاً به اینکه بگوید من به خدا اعتماد دارم روزی میرساند؛ نه. قوایی که خدا به انسان عطا کرده در مسیر خودِ خدا هزینه شود و خرج شود؛ اما اعتماد انسان فقط به خدا باشد. خصوصاً وقتی گرهی پیش میآید یا مانعی، آرام باشد، مضطرب نشود، بداند که خدا آن گره را انشاءالله برطرف خواهد کرد.
به امید خدا اگر توفیق و عمری باشد، پیشنیاز توکل را بررسی میکنیم که چه میشود انسان توکل بر خدا میکند تا در نهایت به انابه برسد. عاقبت همه خیر باد؛ به برکت ذکر صلوات بر محمد و آل محمد.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.