یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
روزه و نماز در افقهای بسیار بلند؛ عسر و حرج
از رهبر معظم انقلاب استفتا شده است دربارهٔ کشورهایی که افق بسیار از هم دور است. برای نمونه در تابستان، اذان صبح حدود دو بامداد یا اندکی پس از آن است و فاصلهٔ آن با نیمهشب اندک؛ از آن سو غروب آفتاب نزدیک بیستوسه — یعنی حدود یازده شب به وقت متعارف ما — میشود. در چنین سرزمینهایی مانند دانمارک و نروژ، در تابستان تقریباً سه ساعت شب میبینند و باقی یکسره روز است. پرسش آن است که نماز و روزه چگونه است؛ زیرا نزدیک بیستویک یا بیستودو ساعت روزه بودن بسیار دشوار است.
پاسخ چنین است که تفاوتی نیست: باید بر اساس همان افق محلی که در آن مستقرند نماز و روزه بگیرند. نماز را با همان افق بخوانند و روزه را نیز همانگونه ادا کنند؛ حتی اگر بیستودو یا بیستوسه ساعت باشد. لکن اگر گرفتن روزه در چنین وضعیتی مقدور نباشد — بر استطاعت بدنی انسان فشار آورد یا به حرج بیفتد — ادای آن واجب نیست و وجوب ادا ساقط میشود؛ اما قضا واجب است. پس از آنکه استطاعت یافت، یا به افق دیگری رفت که بتواند به آن ساعات روزه بگیرد، قضای آن روزها بر ذمهٔ اوست و باید ادا کند. در وضعیت عسر و حرج، وجوب ادا ساقط است، نه اصل تکلیف قضا.
حدیث پیامبر دربارهٔ احاطهٔ شیاطین بر قلوب
برای آنکه اهمیت بحث قلب منیب روشن شود، به حدیثی شگفت از پیامبر عظیمالشأن اسلام اشاره میشود که در کتاب بحار الأنوار مرحوم مجلسی رحمةاللهعلیه، جلد شصتوهفت، صفحهٔ پنجاهونه، در باب القلب و صلاحه آمده است:
«لَوْلَا أَنَّ الشَّيَاطِينَ يَحُومُونَ عَلَىٰ قُلُوبِ بَنِي آدَمَ لَنَظَرُوا إِلَى الْمَلَكُوتِ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): اگر شیاطین گرد قلوب فرزندان آدم نمیچرخیدند، هرآینه به ملکوت مینگریستند.
اگر شیاطین دور قلب فرزندان آدم را نمیگرفتند و اجتماع و احاطه نمیکردند — و نکته آن است که بحث قلب آمده: علی قلوب بنیآدم — چه رخ میداد؟ «لنظروا إلی الملکوت»: لام تأکید است؛ قطعاً به ملکوت نظر میانداختند. همهٔ پردهها کنار میرفت و میتوانستند پشت پرده را ببینند؛ ملکوت را ببینند؛ عالم بالا و اولی را ببینند. ما در ناسوتیم و ملکوت عالم بالاست. این ضرر بزرگ است که احاطهٔ شیاطین بر قلوب، چشم را بسته و وجه ملکوت را از دید انداخته است. پس آنکه قلب را بشناسد و آسیبهایش را شناسایی کند و جدار و حصاری دور آن ایجاد کند تا «یحومون علی قلوب بنیآدم» رخ ندهد، رشدی بزرگ میکند و از عالم طبیعت کنده میشود.
توبه، استغفار و انابه؛ استقرار و استمرار
بحث توبه و استغفار و انابه و وجه تفاوتهایشان تا حدی گذشت. فقط این را باید دانست که هر جا توبه آنبهآن و مستمر شود — زیرا یکی از وجوه توبه استقرار است و مقام — در مقام توبه مستقر میشود. اما چون همین مستقر، مستمر شود، یعنی استمرار توبه پدید آید، انابه میشود. مانند «أستغفر الله و أتوب إلیک» که توضیح داده شد: «أتوب» فعل مضارع است و بر استمرار دلالت دارد؛ همان انابه است.
کثرت استغفار در همهٔ شؤون؛ حدیث پیامبر
حدیثی بسیار نیکو نیز هست که لفظ انابه در آن نیست و سخن از استغفار است؛ اما چون پیامبر عظیمالشأن در این حدیث شگفت میگوید در همهٔ لحظات و شؤون زندگی مستغفر باشید، در حقیقت میفرماید انابه کنید و منیب باشید. میفرماید بسیار استغفار کنید — «أکثروا من الاستغفار» — و کثرت آورده؛ یعنی همان انابه. کجا؟ میفرماید فی بیوتکم: در خانههایتان؛ و فی مجالسکم: هرجا میروید و با کسی مینشینید؛ و علی موائدکم: حتی بر سر سفره؛ و فی أسواقکم: در بازارها و محل کار؛ و فی طرقکم: در راهها که میروید؛ و أینما کنتم: هرجا که باشید. با این جمله هیچ جا از قلم نیفتاده است. این یعنی انابه: دائماً مشغول انابه بودن.
چرا به انابه نیاز است؟ پیامبر پرده برمیدارد: «فإنّکم لا تدرون متی تنزل المغفرة» — شما نمیدانید مغفرت خدا کی نازل میشود. چون بیخبرید، دائماً مشغول استغفار باشید — حالت انابه داشته باشید — تا بلکه به آن مغفرت برسید.
بستر مغفرت؛ مثال برف و سقف شیروانی
مغفرت و نزول آن به چه میماند؟ مثالی همهفهم: برفی که میبارد به نظر رحمت خداست یا نقمت؟ رحمت است؛ همه میگویند نزول برکات آسمانی است و بسیار دعا کردهاند. اما همین برف چقدر به دردسر میاندازد: دو سه روز برخی سر کار نمیآیند، مدارس تعطیل میشود، بسیاری بیمار میشوند، زمین میخورند و دست و پا میشکنند، راه بسته میشود. چرا؟ مگر رحمت نیست؟ چون بستر را برای رحمت خدا و مغفرت او آماده نکردهایم. اگر بستر آماده باشد، چون رحمت نازل شود به نحو احسن بهره میبرد. خانهای که سقف شیروانی دارد اصلاً نیاز به برفروبی ندارد؛ خودش میریزد و آب میشود و لطمهای به خانه نمیزند — بسترسازی کرده است. اما اگر چنین نباشد، باید ساعتها با پارو ایستاد.
سخن آقا نجفی؛ غبار آینهٔ دل
خدا استاد علی نجفی و آقا نجفی را رحمت کند. کلام ایشان چنین است: شما که دوست دارید دلهایتان سالم بماند، چرا از کثرت استغفار غافلاید؟ با کثرت استغفار غبار روی آینهٔ دلتان را پاک کنید تا نور خدا بتابد. یعنی چه؟ نور، رحمت و مغفرت خداست؛ وجه نور و مغفرت، نور الهی است. این نور چون بتابد، اگر بر آینه غبار باشد، آینه نور را منعکس نمیکند. غبار با کثرت استغفار برطرف میشود. بستر آمادهٔ ریزش رحمت و مغفرت خدا، حالت انابه است. انابه باعث میشود وجود ما — زمین وجود ما — برای نزول برکات آسمانی و رحمات و مغفرت الهی آماده شود؛ و اگر نشود، لطمه میزند.
ناگهان برفی میبارد — یعنی ناگهان رحمت الهی، چنانکه حدیث میگوید: شما نمیدانید رحمت خدا کی نازل میشود و مغفرت کی فرود میآید. دائماً مشغول انابه باشید؛ یعنی بستر را آماده نگه دارید. ناگهان نازل میشود و تو آماده نیستی و خراب میشوی. ناگهان آقا ظهور میکند و آماده نیستی و خود را داغان میکنی. ناگهان وجهی پیش میآید که باید به خط مقدم جنگ بروی یا جنگ خیابانی میشود و تو آماده نیستی: قسط و قرض و بدهکاری، نماز صبح قضا شده، با همسر دعوا، آنقدر بدهکاری که حوصلهٔ این حرفها نیست؛ جهاد چیست؟ ناگهان میریزند و کار تمام است — یعنی آمادگی نداری.
در صورتی که آنکه آماده است، به مضمون حدیثی دربارهٔ آخرالزمان، دوستداران و یاران خاص آقا دائماً شمشیرشان زیر بسترشان است؛ چون میخوابند شمشیر زیر بستر است — آمادهاند. نه آنکه از فردا شب شمشیر زیر تشک بگذاریم؛ سلاح البکاء: سلاح مؤمن اشک و آه و دعاست. یعنی آمادهاند؛ دائماً مشغول انابهاند؛ آمادهٔ ریزش رحمت خدا از انواع آن. امید آن است که همیشود آماده باشیم و عاقبت به خیر شود؛ به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.