ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و بهین استعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.

السلام علیکم و رحمه الله.

حمد و ثفاست میگیم خدای، خدای منان رو به جهت این بارش رحمتش که ما این همه گناه میکنیم و خدا با رحمتش جواب میده.

ان شا الله که حمد کنیم و خدا این نعمت رو افزون کنه و قطع نکنه.

[نفس عمیق] از رهبر عزیزمون [سرفه] استفتاء شده که وقتی خانم‌ها اقتدا می‌کنند به امام جماعت و جمعیتی از مردان جلوی خانوما هست چه-- اشکالی پیش نمیاد اینجا اگر پرده‌ای بین خانوما و آقایان نباشه، خانوما که پشت سر هستن.

الان نگاه کنید اینجا این خواهرهایی که اون پشت اقتدا کردن، پرده‌ای بین شما و اون‌ها نباشه اشکالی داره؟

یا از کنار، از بغل دست هم گاهی اوقات خانوما وایمیستن دیگه.

از حالا یا سمت چپ یا راست جماعت گاهی اوقات خانوما وایمیستن.

پرده باشه یا نباشه این حکمش چیه؟

رهبر فرمودن نیازی به بودن پرده نیست خصوصا وقتی که خواهرها پشت سر قرار میگیرن.

نیازی به بودن پرده نیست لکن وقتی از کنار یعنی سمت چپ و راست خانم‌ها به جماعت متصل‌اند کراهت داره که پرده نباشه.

بهتره که پرده باشه.

بعد در این استفتاء گفت-- در این سوالی که شده بود من دیدم ااا اون کسی که سؤال کرده گفته که این آیا بی‌حرمتی به زنان نیست؟

بی‌حرمتی به شأن خانم‌ها نیست که با پرده جدا بشن؟

رهبر خیلی محکم فرمودن این توهم شماست و اصلا ربطی به مسائل فقهی نداره اینجور چیزا.

شارع مقدس اشکال نکرده.

این دیگه شما خودتون نشستید برای خودتون دو تا دو تا چهار تا کردید که این مثلا بی‌حرمتی به خانوماست که با پرده جدا بشن یا هرچی.

به هر حال این‌ها در م-- در احکام مصالح و مفاسدی وجود داره که ماها بی‌خبریم، امام معصوم می‌داند.

پس فقط وقتی کراهت داره که پرده نباشد که از کنار دست خواهرها اقتدا کرده که اونم نباشه باز اشکالی نداره، فقط ثواب نماز کم میشه.

در خصوص قلب منیب نکاتی رو دیروز عرض کردیم.

یکی از دوستان خوبمون بعد از جلسه چند تا سؤال خوب پرسید.

یکی دو تاشو من بگم چون قطعا تو ذهن کسی که فعال باشه پیش میاد.

حالا یکی میاد حالا خیر شده می‌پرسه یکی هم نمی‌پرسه تو ذهنش میمونه.

گفتن که شما حاج آقا گفتید که اول توبه است بعد استغفار بعد ندبه، عنابه ببخشید.

که حالا اینو ما بر اساس مبانی میگیم، بنده حقیر نمیگم.

اگر اول توبه است بعد استغفار چطور ما توی لفظ ظاهری اینا رو جابجا میبینیم.

استغفرالله و اتوب الیه از اول استغفار اومده بعد توبه اومده.

یا استغفرالله و اسأله التوبه.

توش دو شکلشم اول استغفار اومده بعد توبه اومده.

اما شما گفتید اول توبه یعنی ندامت و پشیمانی اتفاق میفته بعد انسان استغفار میکنه، بعد به عنابه میفته.

چطور اینجا برعکسه اول استغفار بعد توبه.

جوابش اینجاست دقت کنید.

اونجایی که میگی استغفرالله و اسأله التوبه، اینجوری عظمت و جایگاه استغفار هم جا می افتاد.

اونجایی که میگی طلب مغفرت از خدا می‌کنم و از او و اسأله التوبه و از او طلب توبه می‌کنم، برمی‌گرده به اون روایت بسیار عجیب و زیبایی که فرمودن که هر توبه بنده بین دو توبه خدا واقع شده.

دو تا توبه خدا و توبه بنده رو محسوب کرده.

یعنی اول خدا توبه میکنه.

خدا هم تواب است به شدت توبه کننده و برگشت کننده به سمت بنده‌ش.

اول خدا توبه میکنه به سمت بنده، بعد بنده توفیق پیدا میکنه که برگرده به سمت خدا.

حالا برگشت خب توبه کرد برگشت.

یه توبه دیگه هم از خدا اینجا نیازه که چی؟

دو مرتبه خدا این توبه‌ش رو بپذیره.

خدا اجازه داد تو توبه کنی.

خب توبه کردی پذیرش توبه چی؟

باید خدا دو مرتبه به سمت تو توبه کنه به سمت تو برگشت کنه تا مهر بزنه به توبت.

پس اونجا که میگی استغفرالله و اسأله التوبه دنبال اون توبه دومیه هستی.

یعنی تو اگر توبه نکرده باشی، اگر پشیمون نشده باشی که استغفار نمی‌کنی.

اول پشیمون شدی، توبه کردی این توبه اول.

بعد استغفار می‌کنی.

خدایا منو ببخش و اسأله التوبه یعنی خدایا اون توبه دومیه‌تو هم از تو می‌خوام که این توبه من رو تو بپذیری.

این استغفار منو تو بپذیری.

پس این اشکال رفع شد.

اون اسأله التوبه توبه دوم خدا رو ما داریم طلب می‌کنیم، نه توبه اول خودمون رو.

توبه اول اتفاق افتاده که الان استغفار می‌کنیم.

اشکال دوم توی استغفرالله و اتوب الیه چی؟

اینجا که میگیم دیگه صراحتا میگیم خدایا ما رو ببخش استغفار می‌کنیم و اتوب الیه ما به سوی تو برمی‌گردیم.

اینجا باز استغفار مقدمه بر توبه است.

میگیم این اتوبو دقت کنید اتوبو فعل مضارعه.

متکلم وحده مضارعه.

اتوبو نتوبو.

مضارع هم دلالت بر چی رو داره؟

استمرار.

اینجا که میگی و اتوب الیه این توبه دائمی‌ست یعنی دائما من به سمت تو برمی‌گردم و دائما به سمت خدا برگشتن چی بود؟

عنابه بود.

پس اینجا منظور از اتوب الیه عنابه است نه اون توبه.

توجه کردید باز عنابه قسمت سوم واقع شده بود.

این اشکال رفع شد.

پس اول توبه است بعد استغفاره بعد عنابه است.

اینجا اگر استغفار من-- مقدم شده بر توبه چون که این اتوب الیه دلالت بر استمرار دارد، استمرار در توبه یعنی همون عنابه.

باز فرمول رعایت شده.

جایگاه استغفار خیلی بالا است، خیلی.

در قرآن اگر شما دقت کنید سه تا آیه قرآن من بهتون بگم که این‌ها نشون میده که تا وقتی سه چیز حتی یه دونش در امت وجود داره عذاب نازل نمیشه.

انقدر اینو عظمت داره تا این سه تا هست خدا عذابشو نازل نمیکنه.

می‌خواید محفوظ باشه زندگیتون، زنتون، بچه‌تون، خودتون حتی از زلزله محفوظ باشید؟

وعده خدا تو قرآنه.

اصلا تخلف نداره.

دیدم من خانه‌ای که تمام خانه‌ها ویران شده با خاک یکسان شده، یه خونه ستونش سالم مونده.

اصلا همه تعجب می‌کنند این خونه چرا ستونش سالم مونده در صورتی که مثل اونای دیگه بوده.

یه سری درش هست.

سر در اینجاست.

این سه تا آیه قرآن رو ببینید خیلی زیباست.

در سه صورت که اگر حتی یکیش باشه عذاب نیست تو این آیات اومده.

"ما کان الله ليعذبهم" خدا به پیغمبر می‌فرماید من معذب نمی‌کنم، عذابشون نمی‌کنم مردم رو.

کی؟

"وأنت فيهم" و وقتی که تو بین اون‌ها هستی.

پس یک-- یکیش پیغمبره که متاسفانه "فقد نبينا" از دست دادیم.

این امان رو از دست دادیم.

پس اگر پیغمبر بود عذاب نمی‌اومد.

دوم "ما يفعل الله بعذابكم" خدا شما رو عذاب نمی‌کنه تا کی؟

"إن شكرتم وآمنتم" وقتی که شکرگزار باشید در کنار ایمان.

الان برف اومده باید شکرگزاری کنیم.

الحمدلله على كل نعمة.

نه این نق بزنیم ای بابا ماشینمون گیر کرد.

ای بابا سرما خوردیم.

ای بابا فلان شد.

شکر می‌خواد.

شکر در کنار ایمان.

اگر شکر در کنار ایمان بود عذاب نیست.

سومیش که مورد بحث ماست.

"ما كان الله معذبهم" خدا اینا رو عذاب نمی‌کنه.

در چه صورتی؟

"وهم يستغفرون" در حالی که این‌ها در حال استغفار هستند.

پس استغفار امان الهی است.

بسیاری از بزرگان فرمودن که اگر پیغمبر رفت امان بعدی وجود دارد.

اون هم استغفار است.

تا می‌تونید استغفار کنید.

به قول آقای بهجت می‌فرمود لبت تر باشه به استغفار.

من خودم خدا مرا ببخشه گاهی اوقات می‌گفتیم به امتحان.

مثلا گفتم دو تا دهه مجلس داشتم.

گفتم خدایا یه دهه‌شو تا می‌تونم استغفار می‌گیرم.

همین تسبیح دستم صبح تا شب استغفار می‌کنم این منبر رو میرم.

یه دهه صبح تا شب صلوات می‌فرستم ببینم کدومش نورانیت این جلسات بیشتر شد و دیدم اون جل-- اون ده جلسه‌ای که استغفار هر روز می‌کردم خیلی در حد درک خودم خیلی بهتر دراومد تا اون...

حالا نمیگم استغفرالله صلوات شد ولی استغفار خیلی-- امان الهیه و ما متاسفانه کمیم.

آقای بهجت هر کس در مورد هر مشکلی بهش رجوع می‌کرد، شما برید ببینید حالات ایشونو که کتاب‌ها و مطالبی که یا شاگرداشون رو بپرسید بدون استثنا اس-- توصیه به استغفار می‌کرد.

که حالا یه روایت از امیرالمؤمنین تو همین خصوص هست.

ذیل یکی از آیات سوره نور.

انشاالله فردا میگیم الان وقت نیست.

استغفار، استغفار، استغفار.

انشاالله اگر این استغفار مداومت داشته باشه میشه عنابه.

همون یکی دو بار و یه بار و دو بار و سه بار و اینا باشه عنابه نیست.

پشت سر هم و مستمر شد میشه عنابه.

انشاالله عاقبتمون خیر بشه به ذکر صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل