بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.
سلام علیکم و رحمة الله.
از رهبر عزیزمون استفتاء کردن که اگر بخوایم سوار وسیلهای بشیم که مثلاً اتوبوس میدونیم که [نفس عمیق] اه بین راه برای نماز نگه نمیداره.
میتونیم سوار بشیم؟
[سرفه] شرعا جایزه هست سوار شدن؟
متاسفانه این هست خیلی از این رانندهها حتی تو راه هم بهشون بگی وا نمیایستن، انقدر پررو شدن.
[نفس عمیق] حالا رهبر جوابشون این هست در این استفتائه.
اگر در صورتی که شما بدونید که اون شخص منظورش و این کاری که میکنه استخفاف نماز نیست، سبک شمردن نماز نیست، چیز دیگهایه [نفس عمیق] یا و مخصوصاً اینکه این قید هم هست [سرفه] اینکه وقت نماز هنوز نشده باشه [سرفه] در این صورت میتونید سوار بشید.
[سرفه] اما اگر وقت نمازه یعنی وقت اذان داده وقت نماز شده و شما میدونی سوار شی وا نمیایسته حق نداری سوار شی.
باید نمازتو بخونی و بری.
در خصوص قلب که موضوع بسیار مهمی رو خدا لطف کرده و حالا ما دست گرفتیم و هرچی هم میریم جلوتر [نفس عمیق] نگرانی من و دل دل کردنم برای ادامه این بحث بیشتر میشه چون خیلی دقیقتر و ظریفتره.
[نفس عمیق] موضوع قلب منیب که عرض کردیم پنجمین نوع قلبی که ما مورد بحث قرار میدیم در قرآن [نفس عمیق] مطالبه همه ما هست.
همه ما اهل توبه و استغفار و برگشت به سمت خدا هستیم.
لکن مهم اینه که این عنابه دائماً باشه.
در صورتی ما دارای قلب منیب خواهیم بود، دیروز عرض کردیم که دائماً مشغول برگشت به سمت خدا باشیم.
آن به آن مشغول استغفار و طلب مغفرت از خدای منان باشیم.
[نفس عمیق] و شما میدونید یکی از دلایلی که هستن این جایگاه رو در وجود ما اسمش رو گذاشتن قلب که منقلب است یعنی دائماً در حالت دگرگونیست.
سیری هم ندارد چه تو بحث شهوات و ماديات، چه تو بحث معنویات سیری و حد یقف نداره تا انتهای راهی رو پیدا کنه میره [نفس عمیق] و برای اینکه نجات پیدا کنه از لغزشها و از هواها و هوسها قطعاً نیاز به عنابه هست که انسان با خلوص متوجه خدا بشه آن به آن.
راه رسیدن به-- اینو دقت کنین، راه رسیدن یا میشه گفت دروازه یا ابتدای راه رسیدن به قلب مطمئن که اگر میخوایم ما در قیامت انشاالله همنشین با اولیا و اهل بیت علیهم الصلاة والسلام باشیم که باید دارای قلب مطمئن باشیم تا به اونجا برسیم راه رسیدنش قلب منیبه.
یعنی عنابه دائم.
نمیشه انسان شب که میخواد بخوابه توبه کنه، شب جمعه هفتهای یه بار توبه کنه، [نفس عمیق] شب قدر سالی یه بار توبه کنه، بعد منیب باشه و به قلب مطمئن برسه.
نمیشه اصلاً این اتفاق نمیفته.
[نفس عمیق] در هر حال شما حساب کنید به قول پیغمبر کسی که هر روز پنج نوبت بره حموم اصلاً چیزی از رژ و ناپاکی تو وجودش میمونه که اشاره به نماز کردن تا کسی که بخواد هفتهای یه بار بره حموم یا سالی یه بار.
چه چرکی رو بدنش میمونه تا کیسه و چه سنگا و چیا اینا روشوره و اینا نکشه نمیره.
تازه همونش هم خیلیهاش نمیره بدل به دمل و چرک و سرطان و چه و چه میشه بخواد بمونه.
خیلی از گناهان ما به خاطر باقی موندنش بدل به سرطان اخلاقی و روحی روانی میشه.
حالا یه راهی هست این راه رو اگر دقت کنید یه مقدار این حدیث میریزه به هم ما رو.
من خودم وقتی مطالعه کردم خیلی به هم ریختم و هرکی اومد پیشم گفتم یه ذره مشوشم، کاری به کار من نداشته باش.
این حدیث خیلی عجیبه.
از امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام هست که حضرت آقای ریشهری حفظه الله تعالی در کتاب منتخب المیزان والحکمهشون جل یک صفحه پونصد و چهار این حدیث را آوردن که البته ایشون نقل کردن از بحار جل صد و چهار صفحه چهل و یک.
مولامون علی علیه الصلاة والسلام فرمودن راه اینکه شما میخوای پیدا کنی چی رو؟
قلبت در چه وضعیتیه.
حالت وضعیت قلبت رو بسنجی.
گمان کن رفتی دکتر، طبیب.
میگوید من میخوام ببینم وضع قل-- چطور نوار قلب میگیری؟
میخوام ببینم وضعیت قلبم در چه حالتیست.
مولا بسیار زیرکانه در چند کلمه این رو فرمودن.
چون کسی اومد پیش امیرالمؤمنین گفت آقا من جاهلم و فقیرم و مریضم و ضعیفم.
حضرت فرمود اگه ضعیفی برو به یک قوی رجوع کن.
اگه مریضی برو به طبیب رجوع کن.
اگه فقیری برو به یک غنی رجوع کن.
اگه جاهلی برو به یه عالم رجوع کن.
گفت خب آقا منم رجوع کردم دیگه.
طبیب من شمایی، عالم من شمایی.
حالا این عالم دوار، این طبیب دوار نسخه پیچیده.
فرم-- خیلی عجیبه این حدیث.
واقعاً تن آدم رو میلرزونه.
میفرماید العین جاسوس القلب و برید العقل.
تو همین سندی که عرض کردم تو همین صفحه باز از مولا یه روایت آورده با همین مضمون میفرماید القلب برید-- العين برید القلب اولی میفرماید العین چشم جاسوس القلب.
چشم جاسوس قلبه و برید العقل و پیغامرسان عقله.
تو دومیش میفرماید العین برید القلب.
فرق نمیکنه دو تاش یه، یه مضمونه.
چشم جاسوس و پیغامرسان چیه؟
قلب انسانه.
کسی که یکی رو جاسوس میکنه میره میگه برو فلان، براش ماموریت تعیین میکنه طبق اون چیزی که میخواد، دلخواشه، ماموریت برای جاسوس و پیغامرسانش تعیین میکنه.
میگه برو این چیزا رو برای من جمع کن بیار.
درسته؟
لذا بهش میگن جاسوس یا پیغامرسان.
چشم پیغامرسان قلبه.
یعنی اگر کسی میخواد بدونه قلبش در چه وضعیتی قرار گرفته قربونتون برم باید ببینه چشمش دنبال چه چیزهایی میگرده.
چم-- چشمش از چی خوشش میاد؟
چشم به کجاها دوخته میشه؟
از چه چیزهایی لذت میبره؟
به چه چیزهایی توجه داره؟
این چشم داره پیغام میده به قلب.
قلب هم حقیقتیست که ما وقتی میمیریم جسمه که میندازنش اونور تا قیامت ما کاری باهاش نداریم.
تو برزخ هم یه جسم جدید مثال همون که تو خواب باشیم اینور اونور میریم به ما میدن.
اون حقیقتی که باقی میمونه و بر اساس اون ما بعد و قربمون به خدا تعیین میشه قلب ماست.
حقیقت تثبیت شده در وجود ما همون حقیقت قلب ماست.
این قلب رو بررسی میکنند دم مرگ که در چه وضعیتی هست.
اما بررسیش قبلش دست خود ما سپرده شده.
از چی؟
از چه طریقی؟
خیلی هم راحته.
چشم، اگر چشمی به دنبال شهوات و یه سریها زیباییهای شهوانی و هوای نفس رو خیلی دوست دارن، نمیتونن.
بارها به ما میگن آقا چه کنیم چشممونو تو این وانفسای روزگار چه کنیم؟
شهوات فلان.
خب ببند کاری نداره.
آه بستن، بستن این پلک.
یه ارادهست.
یعنی انقدر ما ارادهمون کم میشه.
اما اگر بازش بذاری دیگه سیرمونی نداره.
بعضیا عاشق تکنولوژی میشن.
بعضیا عاشق همین موبایل میشن.
دائما سرشون تو موبایل.
بعضیا عاشق ماشین، بعضیا عاشق پولن.
اصلا پول میبینن حال میکنن.
امیرالمؤمنین یه شبم پول پیش خودش نگه نمیداشت، میترسید.
میفرمود شاید مردم این بمونه.
همون شب تقسیم میکرد.
اما حساب بانکی ما چقدره؟
بعضیا عاشق [سرفه] طبیعت، حیوانات، با حیوانات خو میگیرن.
هرکی-- بعضیا هم عاشق معنویت میشن.
هرچی که میبینن خدا رو میبینن.
اینا با هم فرق میکنن.
پس اگر میخوایم وضعیت قلبمون رو بسنجیم، حالا این بحث رو انشالله ادامه میدیم الان فرصت نیست، چشممونو و اگر خدا ما رو دوست داشته باشه یه موانعی قرار میده که اگر چشم تخطی کرد، اگر قلب ما رو دوست داشته باشه، اگر چشم تخطی کنه خدا سریع میزنه تو حالمون.
یه مثال و مصداق بگم و السلام.
شخصی چشمچرونی میکرد.
هی نگاه میکرد به یه نامحرمی داشت همینطوری که نگاه میکرد لذت میبرد.
حواسش نبود از بغل بغل میرفت، میرفت تو-- حالا پیغمبر داشت نگاه میکرد.
یه دیواری بود، یه استخوان شتر از این دیواره زده بود بیرون.
این همینطوری که بغل بغل میرفت خورد این استخونه زیر چشمش کبود شد و خون اومد و داد و فریاد و نشست چشمش رو گرفت و پیغمبر اومد بهش گفت عزیزم خیلی خدا دوستت داشته.
برو خدا رو شکر کن.
به محض این رها کردن چشمت سریع چی کار کرد؟
این نهیب رو بهت زد، این بلا رو سرت آورد که حواستو جمع کنی دیگه چشمتو رها نکنی.
اما کسی که خدا نمیخواد و قلبش رو نپسنده ولش میکنه.
اصلاً هر کاری بکنه، هر جا رو نگاه کنه.
این راههاییه که میشه انسان تا حدودی قلبش رو بسنجه.
انشالله این بحث رو ادامه میدیم.
عاقبتمون به خیر باشه ان شاء الله به ذکر صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل على محمد و آل محمد