یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
شک میان چهار و پنج در نماز چهاررکعتی
یکی دیگر از شکیات صحیح که خود دو وجه دارد، شک میان چهار و پنج است. در نماز چهاررکعتی کسی شک کند چهار رکعت خوانده یا پنج رکعت. اینجا دو صورت دارد.
اگر پس از سجدهٔ دوم این شک رخ دهد — یعنی سر از سجدهٔ دوم بردارد و در حال نشسته شک کند که اکنون چهار رکعت خوانده یا پنج — فقها فرمودهاند بنا را بر چهار میگذارد و سلام نماز را میدهد. چون شاید پنج رکعت خوانده باشد، دو سجدهٔ سهو بر او واجب میشود. این یک نکته.
اما اگر پس از آنکه متوجه شد شک کرده، ببیند ایستاده است و این شک را کرده، حکم دیگری است. صورت نخست پس از سجدهٔ دوم بود: سجده تمام شده، میخواهد بنشیند، و شک میان چهار و پنج میکند. صورت دوم آن است که ایستاده باشد. وقتی ایستاده شک کند چهار رکعت خوانده یا پنج — یعنی اکنون یا رکعت چهارم است یا پنجم — اگر آن رکعت را ادامه ندهد و بنشیند، یک رکعت کم میشود. در حقیقت شکش میان سه و چهار میگردد؛ چهار و پنج به سه و چهار تبدیل میشود.
پس اگر پس از سجدهٔ دوم شک کند، بنا بر چهار میگذارد و دو سجدهٔ سهو. اگر ایستاده بود و شک کرد، مینشیند و آن رکعت را ادامه نمیدهد تا میان همان چهار و پنج نماند؛ مینشیند، یک رکعت کم میشود، و شک میان سه و چهار میشود. حکم سه و چهار مشخص بود: چون شاید سه رکعت بوده و یک رکعت کم دارد، باید یک رکعت نماز احتیاط ایستاده یا دو رکعت نشسته بخواند. این دو وجه شک چهار و پنج است.
قلب منحرف؛ وابستگی در برابر دلبستگی
سخن پیرامون قلب منحرف بود. نکتهای بسیار کلیدی و مهم که در مباحث تربیتی نیز سودمند است این است که وابستگی و دلبستگی با هم فرق میکنند. اگر کسی قرار خود و منفعت خود را صرفاً در دنیا و مظاهر آن خلاصه کند، قلب وقتی منحرف شد دچار محیط ولایت طاغوت میشود که مظهرش دنیاست؛ و حب این دنیا باعث همهٔ خطاست. جلوههای گوناگون دنیا از پول و جمال و منصب و مقام و قیافه و نسب و بسیار چیزهای دیگر است.
اگر کسی گرفتار هر کدام از اینها شد، نقطهٔ آغازین انحراف قلبیاش از آنجا شروع شد که مثلاً همهچیز را در پول خلاصه کرد. امروز بسیاری چنیناند. حتی برخی از اهل دیانت گمان میکنند پول حرف اول را میزند؛ بارها این سخن شنیده شده است. این شرک است. مگر پیامبر با پول مبعوث شد؟ اصل کار با پای برهنه و در یتیمی بود؛ کسی هم تعبیرش را نمیآورد. اگر کسی همهچیز را فقط در پول خلاصه کند — بهویژه کودک — انحرافش از همینجا آغاز میشود. به این وابستگی میگویند، نه دلبستگی. وابسته به پول میشود.
رفتار وابسته به پول و روزی در خانه
چگونه رفتار میکند؟ تا وقتی پدر پول دارد عاشق اوست. وقتی حقوق دیر برسد یا وسط ماه زود تمام شود — چنانکه برای بسیاری از حقوقبگیران رخ میدهد — بچه از پدر بدش میآید و میگوید چه پدری داریم. بهویژه در مدرسه میبیند همکلاسیها از درآمد پدر میگویند؛ یکی میگوید پدر من ماهی صد میلیون تومان؛ دیگری رقمهای نجومیتر میگوید. ناگاه اگر نظام فکری و قلبی درست شکل نگرفته باشد، از پدر بیزار میشود و میگوید چه پدری است؛ هرچه میخواهیم وعده میدهد — وعدهٔ آخر ماه و سر خرمن.
یا مادر تا وقتی برایش عزیز است که شکم را پر کند؛ حال مادر خوب باشد و غذا بپزد. وقتی غذا نتواند بپزد، حالش خوب نیست، یا غذایی غیر باب میل پخته، از مادر خوشش نمیآید؛ اخم میکند و بدش میآید. این وابسته است، نه دلبسته. این خطر است؛ در تربیت این بچه اشتباه عمل شده است. انحراف قلبی نیز از همینجاها آغاز میشود که کودک گرفتار یکی از مظاهر دنیا شده باشد. حتی احتمال دارد بزرگسال نیز کودک بماند — آدم بزرگ هم کودک میشود.
وابستگی به جمال در ازدواج
گرفتار جمال همسر میشود. تا وقتی همسر تر و تازه است، به خود میرسد، حالش خوب است، جوان و زیباست و خوشپوش میکند، خوشش میآید. به محض آنکه زن بیمار شود — بیماری پوستی، ریختن مو، یا بالا رفتن سن — چون دلبسته نبوده و وابسته به جمال بوده، محبت فرو میریزد. ازاینرو حدیث داریم که اگر کسی به خاطر پول و جمال با کسی ازدواج کند خدا آنها را از او بگیرد؛ اما اگر به خاطر ایمان و اعتقاد ازدواج کند، آن دو را خردخرد خدا به او بدهد. پس این وابسته به چه شده؟ جمال همسر.
زن نیز همینطور: اگر مرد را تا وقتی سرحال و سرزنده و عزیز و جیبپر و جوان و قوی و خوشتیپ و بیکچلی دوست بدارد، وابسته است. همسر شهید چمران میگفت وقتی شهید شد فهمیدم کچل بوده. این برای بسیاری ثقیل است؛ اما کسی که عاشق شد چنین میشود: کور میشود و چیزهای دیگر را نمیبیند. این دلبسته است، نه وابسته.
خطر وابستگی؛ جدایی و ایستادن در برابر پدر و مادر
بسیاری از خطرها و انحرافها از هر قسم و هر وجه، اگر در مظاهر دنیا پدید آید، کودک را تا جایی میکشاند که پیش پدر و مادر بایستد. بزرگسالان نیز چنیناند: ناگاه کار به جدایی از همسر میکشد. چرا؟ وابسته به جمال او هستیم؛ وابسته به کرشمه و ناز و اطوار او هستیم؛ وابسته به خودش نیستیم. دلبسته به خود همسر نیستیم.
الگوی دلبستگی؛ زهرا و زینب علیهماالسلام
حضرت زهرا علیهاالسلام دلبسته به امیرالمؤمنین بود، وابسته نبود. ازاینرو وقتی وضع مالی امیرالمؤمنین خوب نبود، بیشتر علی را دوست میداشت؛ بیشتر او را تحویل میگرفت؛ دور علی میچرخید تا علی علیهالصلاةوالسلام خجالت نکشد. آخر عمر نیز فرمود علی جان در عمرم چیزی از تو نخواستم که شرمنده شوی و نتوانی تهیه کنی.
فرزندان نیز چنین بودند. سائل به در خانه آمد و از فاطمه زهرا پرسید چیزی در خانه هست تا کمک کنیم. چه ایثاری دارند. حضرت فرمود علی جان چیزی در خانه نیست جز قرص نانی مال زینب و او خواب است — حضرت زینب کودک بود. امیرالمؤمنین رفت دم در سائل را عذرخواهی کند؛ دید حضرت زینب دم در است و قرص نانش را به سائل میدهد. فرمود دخترم چه میکنی؛ خودت گرسنه میمانی؟ کلام را بشنو: گفت بابا نمیخواهم سائلی از در خانهٔ پدرم دست خالی برود. این دلبسته است؛ عاشق پدر است و برای پدر حرمت نگه میدارد.
وقتی منفعت سلب شود؛ آزمون محبت
اما کسی که دلبسته نیست و وابسته است، بالعکس: وقتی آن سرفصلهایی که منفعتش را در آن دیده از او سلب شود، دیگر کاری با طرف ندارد؛ خواه پدر باشد یا مادر یا فرزند یا همسر. دل میکَنَد. این وابسته بوده به خاطر آن سرفصلهای مظاهر دنیایی؛ دلبسته نبوده. اگر بچه دلبسته شد، وقتی پدر تهیدست است بیشتر عاشق پدر است.
میتوان آزمود: روزی وانمود کنند تهیدستاند — و بسیاری از روزها خود چنین است — و بنگرند کودک چه میکند. دلبسته میگوید غصه نخور باباجان؛ خودم برایت میخرم. وابسته روی برمیگرداند. کودک دلبسته چون دلبسته است، نه وابسته، در سختی نیز پای پدر میماند. امید آنکه عاقبت به خیر شود؛ به ذکر صلوات بر محمد و آل محمد.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.