یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
شک میان دو و سه و چهار
چهارمین شک صحیح، شک میان دو و سه و چهار است. اگر در نماز چهاررکعتی شک شود که دو رکعت خوانده یا سه یا چهار، چون پایۀ دو در آن هست باید این شک پس از سجدۀ میانۀ رکعت دوم رخ دهد؛ پیش از آن باطل است. پس از آن سجده، بنا را بر چهار میگذارد و نماز را تمام میکند.
احتمال دارد دو رکعت خوانده باشد؛ ازاینرو دو رکعت نماز احتیاط ایستاده میخواند. احتمال دارد سه رکعت خوانده باشد؛ ازاینرو دو رکعت احتیاط نشسته میخواند که در حکم یک رکعت است. پس هم دو رکعت احتیاط ایستاده و هم دو رکعت احتیاط نشسته بر او واجب میشود تا همۀ احتمالات پوشش داده شود.
قلب منحرف و سه سطح نفس
دربارۀ قلب ضعیف و گرفتار انحراف پرسشی هست: شیطان با کمک نفس اماره چه میکند که قلب منحرف میشود و به سمت ضعف میرود، تا جایی که در دعا از خدا خواسته میشود دلها را پس از هدایت منحرف نکند؟
«رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا» (سوره آل عمران، آیه ۸)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پروردگارا، دلهای ما را پس از آنکه هدایتمان کردی منحرف مگردان.
در وجود سه سطح نفس هست. سطح پست و سفلی نفس اماره است؛ سطح عالی نفس مطمئنه؛ و میان آن دو نفس لوّامه — سرزنشکننده — که معمولاً اهل ایمان در آناند: گناه میکنند و گرفتار اماره میشوند، اما سریع خود را سرزنش میکنند و به سمت مطمئنه بازمیگردند. این حالت در غالب مؤمنان هست؛ اگر سرزنشکنندگی نباشد بیچارهایم.
شیطان از طریق نفس کاری میکند که قلب منحرف شود؛ مانند هکرهایی که به حساب شخصی دست مییابند — رمز یا دسترسی میگیرند — و حساب را خالی میکنند. دقیقاً همین حالت است: سرمایه همان قلب است. شیطان از مسیر نفس اماره به قلب نفوذ میکند و آن را از مدار تقوا بیرون میبرد.
گرفتن تقوا؛ شرط قبول عمل
قرآن با صراحت میفرماید خدا فقط از اهل تقوا عمل را میپذیرد:
«إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ» (سوره مائده، آیه ۲۷)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خداوند فقط از پرهیزگاران میپذیرد.
«انّما» حصر است: فقط و فقط، بدون بروبرگرد. شیطان تقوا را میگیرد؛ چون تقوا گرفته شد هیچ عملی قبول نمیشود و بالا نمیرود. زَیْغ و انحراف قلب یعنی میل قلب به عمل غیرتقوایی — چیزی که انسان را از تقوا دور کند. هرگاه قلب به سمت بیتقوایی کشیده شود، در واقع سرمایهاش در حال خالی شدن است.
حقیقت تقوا؛ انجام واجب و ترک حرام
برخی تقوا را فقط گناهنکردن و پرهیزکاری میدانند؛ این ناقص است. بر اساس روایات — و بیان بزرگان — تقوا دو بخش دارد: انجام واجبات و ترک محرمات. تقوا یعنی همین. قرآن میفرماید گرامیترین شما نزد خدا باتقواترین شماست.
«إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ» (سوره حجرات، آیه ۱۳)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): همانا گرامیترین شما نزد خدا باتقواترین شماست.
پست و شغل و نسبت و مال و رنگ پوست و زبان و شهرت و مدیریت و کارگری در درگاه خدا معیار نیست. در قبر از اینها نمیپرسند؛ چه بسا بار دوش شود و سؤال بیشتری بیاورد. آنچه مهم است صراحت قرآن است: گرامیترین، اهل تقواست. تقوا حرف اول و آخر را میزند.
«وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَىٰ ۚ وَاتَّقُونِ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ» (سوره بقره، آیه ۱۹۷)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و توشه برگیرید؛ که بهترین توشه تقواست؛ و از من پروا کنید ای خردمندان.
در سورۀ بقره آیۀ صدونودوهفت به زیبایی آمده که زاد و توشه بردارید؛ خدا میفرماید بهترین زاد تقواست؛ و صاحبان خرد را خطاب میکند که عقل را به کار بندند. بهترین توشۀ قیامت تقواست؛ تمام شد. پس هرگاه قلب منحرف میشود، میخواهد به بیتقوایی بکشاند. در تربیت باید خیرگزینی را به فرزندان آموخت: میان دوراهی خیر و شر، عقل را به کار بند و خیر را برگزین؛ و آن خیر بدون تقوا پایدار نمیماند — متقی بودن یعنی همیشه خیرگزین بودن.
حکایت سه وزیر و کیسههای میوه
حکایتی آموزنده نقل شده است. پادشاهی سه وزیر را فراخواند و به هر یک کیسهای بزرگ داد و گفت به باغ قصر بروید و بدون کمک دیگری — خودتان صرفاً — میوههای خوب و مرغوب جمع کنید تا ببینم که بیشتر و بهتر جمع میکند.
یکی گمان کرد پادشاه برای خود میخواهد؛ بهترین و مرغوبترین میوهها را تا دهنۀ کیسه پر کرد. دومی گمان کرد پادشاه به کسی میدهد؛ خوب و بد را قاطی جمع کرد. سومی گفت پادشاه وضعش خوب است و ما را سر کار گذاشته؛ نگاه نمیکند درون کیسه چیست؛ علف ریخت و چند دانۀ میوه.
سه تن بازگشتند. پادشاه دستور داد هر سه را مدتی طولانی زندانی کنند، غذایی ندهند، و با همان کیسهای که به دست دارند سر کنند. آنکه میوۀ مرغوب جمع کرده بود ماهها میوۀ خوب خورد و مشکلی نیافت. آنکه قاطی جمع کرده بود به سختی جان به در برد و لاغر و ضعیف شد. آنکه علف جمع کرده بود، چون در زندان را گشودند، مرده یافت شد — چند وقتی از مرگش گذشته بود.
این همان چیزی است که قرآن عملیاتی کرده: خیر الزاد التقوی. زاد تقوا برای آن روز آن است که میوۀ مرغوب جمع کنیم. هرگاه قلب منحرف میشود، میخواهد از تقوا و از این میوههای مرغوب — زاد سرای آخرت — بیرغبت کند. انشاءالله عاقبت به خیر شود به ذکر صلوات بر محمد و آل محمد.
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، بر محمد و خاندان محمد درود فرست.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.