بسم الله الرحمن الرحیم و بهین استعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایات.
سلام علیکم و رحمة الله.
در خصوص احکام رسیدیم به سومین بخش شکیات صحیح.
شک بین دو و چهار.
دو و چهار شک میکنی دو رکعت خوندی یا چهار رکعت؟
لکن اینجا چون گفتیم یه پایه دوئه گفتیم تو شکهایی که یه پایه دو هست باید کی این شک اتفاق بیفته تا رو-- درست باشه؟
آف، نه ب-سجدتین.
سجدتین همیشه بگید که چون یه سجده ن-- سجده یعنی بعد از دو تا سجده رکعت دوم اگر قبلش اتفاق افتاد باطله مگر اون احتیاطی که تو سجده بعد از ذکر آخر بگیم که اون کلیهست حالا عرض میکنم.
اینجا چه باید کرد؟
بین دو و چهار شک کردیم تو نماز چهار رکعتی.
گفتیم برنامه رو میذاریم رو اون بیشتره، رو چهار نماز رو تموم میکنیم شاید دو رکعت خوندیم.
دو تا رکعت اینجا جاخالی داریم برای همین دو رکعت نماز احتیاط ایستاده باید بخونیم.
تمام.
اما اگر این شک چون گفتیم اونایی که رو پایه دوئن اگر این شک بعد از سجده دوم ذکر آخرش ذکر واجبو که گفتی تو خود سجده بعد از ذکر واجب سجده دوم تو خود سجده یعنی سر برنداختی شک کردی آقا فرمودن همین عملیات رو انجام میدی اما احتیاطاً نماز رو اعاده میکنی.
دوباره نماز بخون.
هر کجا که شک رو پایهش دو بود و شک بعد از سجدتین اتفاق نیفتاد.
تو سجده دوم بعد از ذکر واجب اتفاق افتاد آقا فرمودن همون عملیاته اما احتیاطاً اعاده نماز داره.
بحث ما در خصوص قلب منحرف بود.
قلبی که دچار زغ شد و یکی دیگه از آیات رو با هم بخونیم که پیرامون قلبی که زغ گرفته و منحرف شده نکته جالبی را اشاره کرد.
آیه صد و هفده سوره توبه میفرماید "لَقَدْ تَابَ اللَّهُ عَلَى النَّبِيِّ وَالْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ فِي سَاعَةِ الْعُسْرَةِ مِنْ بَعْدِ مَا كَادَ يَزِيغُ" از زغ میاد.
"يَزِيغُ قُلُوبُ" قلوب کیا؟
کسانی که "فَرِيقٌ مِنْهُمْ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ إِنَّهُ بِهِمْ رَءُوفٌ رَحِيمٌ." بر میگرده به جنگ تبوک که عدهای از اهل ایمان اینجا متزلزل شدن در جنگ.
ترسیدن.
یه اضطرابی به اینا وارد شد.
قلبشون داشت انحراف پیدا میکرد از اینکه واجب الهی رو ترک کنن، پیغمبر رو ترک کنن و برگردن.
اینجا خدا میفرماید که "لَقَدْ تَابَ اللَّهُ" خدا به سمت اونا توبه کرد.
قبلاً گفتیم توبه ما محصور بین دو توبه خدا.
اول خدا توبه میکنه، تو توبه میکنی بعد توبه تو رو میپذیره دوباره توبه میکنه خدا.
اینجا خدا میفرماید که برگشت یعنی توجه کرد به قلب اینها، دل اینها رو از انحراف حفظ کرد.
معمولاً این چنینه.
کسی که خدا دوسش داره به محض اینکه قلبش دچار کوچکترین زغ و انحرافی شد، خدا یه جوری حالیش میکنه با یک عنایتی که از آن الطاف خفیه الهی شمرده میشه قلبش رو متوجه میکنه که این کارت اشتباه است حواست باشه.
حتی احتمال داره انسان با عبادات با همه عبادات خیلی نمره بالا مثل نماز که بالاخره ذکر الله اکبره.
حتی گریه بر امام حسین که دیگه به قول آقای بهجت افضل قرابات و از نماز شب افضل است.
از نماز شب بالاتره.
یعنی شما اگر عمد دعایی شد بین اینکه الان وقت داری فقط برای امام حسین گریه کنی، زیارت امام حسین بکنی یا نماز شب، آقای بهجت میگه زیارت امام حسین را انجام بده.
گریه بر امام حسین افضل است.
حتی اون افضل رو انجام دادی قلبت داشت منحرف میشد.
چطوری؟
مگه میشه انسان؟
بله.
فرمود با تکبر، با غرور، با خودشیفتگی، با خود برتربینی، با ریا، با وسمعه.
حالا ریا انشاالله شما همه شماها بری هستید اما سمع خطرناکه.
یعنی کاری رو قبلاً با اخلاص انجام دادی تموم شده الان به دیگران میگی که بشنون یا کسی میبی-- میگه تو خوشت میاد.
سمع است.
سمع میاد، میشنوی، دیگران میشنوند، خوشت میاد.
اینها ریزه کاریهات که خدا اینجا سریع-- مثلا خدا رحمت کنه آقای شهید مطهری تو دست نوشتهاش یه جملهای داشت خیلی جالب بود از استادش آقای علامه طباطبایی رحمة الله علیه که ایشون میفرمودن شهید مطهری میفرمودند که استاد ما آقای علامه طباطبایی میفرمودند وقتی من اسفار رو شروع کردم به بررسی و مداقه کردن و با دقت نظر اون رو تجزیه تحلیل میکردم عبارات اسفار رو تو بحث وجود و وحدت وجود و چه و چه و اینا بعد میگه به جا-- انقدر دقت نظرم رو عمیق کردم در بحث اسفار، ایشون یعده بیضایی داشت در این زمینه.
خود علامه طباطبایی میگه دیگه من پیش خودم گفتم که اگر خود ملاصدرا هم بیاد نمیتونه اینطوری تجزیه تحلیل کنه عبارات اسفار رو.
یعنی یه ذره خوشش اومده بود.
خودش میگه، خود علامه میگه که آره یه حالت خودشیفتگی به ما دست داد.
بعد بلافاصله میره محضر استاد خودش.
کی؟
آقای قاضی.
محضر استاد، استاد علی آقای قاضی که میرسه خود علامه میفرماید که وقتی نشستم ایشون دیگه ناخودآگاه بحث وحدت رو شروع، وحدت وجود و کل وجود رو شروع کردن فلسفهش رو بحث کردن.
مطالبی رو چنان پیچیده و غامض برای من بیان کردن که من اقرار کردم تو وجود خودم که تا حالا یه کلمه از اسفار رو نفهمیده بودم.
چرا خدا این کارو باهاش میکنه؟
چون قلبش داشت به انحراف میرفت.
چون ما گاهی اوقات گمان میکنیم با کسب معارف دینی، انجام عبادیات و کارهای خوب و که چهار تا کربلا رفتن و یه کار خیر کردن دیگه الان باید از جبرائیل نازل بشه برامون.
این واقعاً این خودشیفتگی در ما بسیار خطرناکه.
خیلی اصلاً مغز کبریا مخصوص خداست دیگه.
البته خدا متنفر، بدش میاد هرکس به قول خودش دچار تکبر بشه.
برای همین باید خیلی مراقب باشیم.
خوش به حال کسی که به محض اینکه دلش یه ذره به هر سمت انحراف از هر حیث رفت خدا به دادش برسه.
اینجا صراحتاً تو این آیه صد و هفتای توبه میگه خدا به داد دل اهل ایمان رسید.
ثبات قدم دوباره بهشون داد.
سریع سکینه آرامش به دلشون وارد شد، برگشتند.
بسیار اتفاق افتاده که ما اصلاً خواستیم این دین رو ببوسیم بذاریم کنار، رک باشیم با هم، واستا حسینی با خدا بگیم.
اما یه چیزی تو درون دوباره ما رو محکم کرده.
اون عنایت خداست از انحراف ما رو حفظ کرده.
یه آدم چهار تا پنج تا تو دانشگاه، تو محل کار، یه جا آدم مثلاً حتی چادری میره تو بین چهار تا بیحجاب قرار میگیره.
چهار تا مسئله شبهناک بهش میگن سریع متزلزل میشه.
این تزلزل همون رد پای شیطان و این انحراف قلبه.
خ-خدا سریع به دادش میرسه.
یه جوری دستشون میگیره.
این عنایتها اگه نباشه وا مسله و واقعاً حتی تو بحث کسب علوم معنوی همین لباس پیغمبر، طلبگی، اینها امام میفرماید اصلاً خود کسب علم الهیات حجاب اکبر است.
امام میفرمودن دیگه.
هجا-- بزرگترین حجابه.
همینش.
آدم گمان کنه دیگه بله دیگه چهار تا حدیث حفظ کنیم.
آقای جوادی آملی هم که میگه همین حفظ اینا و بیانش اصلاً این کار اخلاقی نیستش که تا به عملیات کشیده نشه.
ما گمان میکنیم چهار تا حدیث گفتیم دیگه تمامه.
یادمون باشه اینا ملاکهان.
در خصوص خود علم یه نکته بگم و السلام.
وقتی دقت کنید میبینید دو تا ملاک اساسی بر-در خصوص علم داریم.
حالا هر علمی میخواد باشه.
چون ما حدیث داریم که یک ساعت کار علمی کردن افضل از هفتاد سال عبادته.
یا یک عالم از هفتاد عابد اجرش پیش خدا بالاتره.
اینا رو داریم.
حالا بعضیا میان بحث میکنند کدوم علم زیل این حدیث جا میگیره؟
چی؟
شیمی، هندسه، فیزیک، هنر، موسیقی.
اینا کدومش؟
یا فقط الهیاته.
ما کاری نداریم حالا هرچی که هست دو تا ملاک کلی داریم برای اینکه این علم، علمیست که خدا در قلب ایجاد کرده.
العلم نور یغرفهالله فی قلب من اراد ان یهدیا.
دو تا ملاک داریم یادمون باشه.
یک، پیغمبر فرمود این علمی که نوره و سبب هدایت میشه علمیست که خروجیش زهد باشه، بیرغبتی به دنیا باشه.
یعنی به محض اینکه تو این علم رو کسب کردی به دنیا بیرغبت بشی.
این یه نشونه.
نشونه دوم اینکه اون علمی که ضد ولو به اسم الهیات باشه، اون، اون تو رو داره به انحراف میکشونه قلب تو رو.
نشونهش اینه که تو رو دچار خودشیفتگی و خودبرتربینی و تکبر و اینها باشه.
خصوصاً پیغمبر فرمود اگر کسی کسب علم کنه حتی این علوم الهیات رو برای اینکه توجه مردم رو به خودش جلب کنه بگن به به حاج آقا چه-- این فرمود با رو میندازنش تو آتیش یا حتی فرمود جایی قرارش میدن که اونجا پر از آتشه.
این ملاکها یادمون باشه.
ان شا الله عاقبت بخیر بشه به ذکر صلوات بر محمد و آل محمد.
الله- اللهُم صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد