ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.

السلام علیکم و رحمة الله.

رسیدیم به شک‌هایی که صحیح هستن.

شک‌های که نباید بهش اعتنا کرد رو عرض کردیم، باطل‌ها رو هم عرض کردیم.

نه تا شک هستن که اینا صحیح‌اند.

یعنی نماز درسته لکن یه دستور اولی باید در هر کدوم لحاظ بشه.

یه چند تا نکته قبل از اینکه این‌ها رو به مرور ما عرض کنیم چند تا نکته کلی در خصوص شکیات صحیح عرض کنیم این نه تا.

اولا اینکه شکیات صحیح همه در نمازهای چهار رکعتی‌اند.

دوما اینکه به غیر از اونجاهایی که رهبری احتیاط کردن همه ااا اون‌هایی که یه پایه شک دو هست، یه پایه شک دو هست بعد حالا دو و سه و چهار، دو و چهار، دو و پنج هرچی که هست این‌ها وقتی یه پایه شک دو هست باید بعد از سجده بین رکعت دوم این شک اتفاق بیفته.

اگه قبل از سجده یعنی دو سجده رکعت دوم باشه باطله و این شک صحیح نیست.

مگر اونجایی چند جا هستش که آقا احتیاط کردن گفتن بعد از اتمام ذکر سجده یعنی سجده دوم ذکر سجده رو گفتی تموم شد هنوز سر برنداشتی، اون موقع شک کنی اونو احتیاطه باز.

نکته سوم اینکه هر کجا که شک یه پایه‌ش کمتر از چهار بود چون تو نماز چهار رکعتیه دیگه.

مثلا بین سه و چهار، دو و چهار کمتر از چهاره.

اونجا برای اون جای خالی نماز احتیاط گذاشتن.

یه حکم کلیه.

نماز احتیاط اون جای خالی رو پر میکنه.

شما بین مثلا سه و چهار شک داری.

خب اگه سه تا خونده باشی چی؟

یه رکعت کم داری که.

درسته شک داری و نمیزاری به چهار اما یک رکعت اینجا کم داری.

اون احتیاط، نماز احتیاط اون جای خالی رو پر میکنه.

اگه بیشتر بود شکه چی؟

از چهار زد بالا مثلا سه و پنج، سه و چهار و پنج، اصلا از چهار زد به بالا برای اضافه چی کار می‌کنن تو نماز؟

سجده سهو انجام میدن.

خیلی این فرمول خیلی راحت می‌کنه کار ما رو.

پس هر کجا که شک یه پایه‌ش کمتر از چهار اومده بود نماز احتیاط حتما داره.

اگه مثلا دو، دو، دو چهار بود مثلا دو رکعت مونده دو تا چهار خب دو تا نماز احتیاط داره.

اما سه بود یه رکعت داره خیلی راحته.

اگه بیشتر از پنج تو شک-- بیشتر از چهار تو شکت اومد پنج و شش و اینا اومد فرق نمی‌کنه چه پنج باشه چه شش باشه چه ده باشه.

نه-- چی کار میکنه؟

دو سجده سهو رو به وجود میاره.

خیلی آسونه.

حالا بعدا یکی یکی میگیم [خنده].

بله از امثال من بعید نیست یهو شک بین مثلا دو و هشت هم بکنه [خنده].

شیش-- دو شش بیاره یهو [خنده].

بله اما در خصوص-- بیاییم بگذریم اجازه بدید بگذریم از قلب منیب و از این سد قلب منیب گذر کنیم که بدجوری ما رو نگه داشت تو خودش.

بریم به پنجمین نوع قلب قرآن بپردازیم که انشاالله در هیچ کدوم از شماها نیست.

قلب منیب چون شماها انشاالله یه جلوه‌هایی، یکی از جلوه‌های اون بودید ما زیاد می‌دیدیم، زیاد تلف کردیم [خنده].

اما این انشاالله در ش-- یه خوب میگیم یه بد دیگه.

پنجمین نوع، شیشمی ببخشید.

شیشمین نوع قلب در قرآن قلب منحرف است که از زایغ در قرآن نام برده شده.

اونجایی که صراحتا قلب منحرف رو بیان کرده سه تا آیه است.

سه تا آیه در قرآن هست یکی-- البته هفت و هشت آل عمران دیگه پشت سر هم اومده.

هفت و هشت آل عمران، صد و هفده توبه است و پنج صف.

ولی کلا کلمه زایغ در جا-جاهای دیگه قرآن هم اومده اما منهای بحث قلب.

حالا اونا رو هم اشاره میکنیم.

به عنوان نمونه آیه هفت و هشت آل عمران رو بخونیم.

فأما، البته آیه اولشو از وسطش من میخونم.

جایی که به زایغ مرتبط میشه.

فأما الذين في قلوبهم زایغ.

اما اون کسایی که تو دلشون انحرافی ایجاد میشه، فيتبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنة.

اینا به جای اینکه برن سراغ محکمات آیات ما میرن سراغ متشابهات.

چرا؟

برای اینکه فتنه به پا کنن.

تو دوره‌ی ما هم خیلی زیاده.

هی شبهه در میارن از آیات متشابه.

مثلا ید الله ملجأ، ید الله فوق أیدیهم.

میگن ببین خدا دست داره.

این آیات متشابهه.

میگه خدا دست داره.

شما دروغ میگید خدا دیده نمیشه.

این وهابیت‌ها راست میگن.

اینا، اینا آدمایی که دنبال فتنه‌اند قلبشون منحرف شده میرن سراغ چی؟

متشابهات، محکمات رو ول میکنن.

وابتغاء تأویله.

میخوان یه تأویلی، یه تفسیری از خودشون ببافن و بچسبونن به قرآن.

مثل الان که تقطیع می‌کنن بعضی آیات رو، بعضی روایات رو و بعضی از گفتار بزرگان رو که دیگه از عجائب روزگاره دیگه الان.

تقطیع می‌کنن هی کس-- مثل آقای وحید که سینه چاک رهبریه هی میچسبونن به خودشون و مقابل نظام قرارش میدن.

آره دیدید آقای وحید هم تومار رهبری رو پیچوند.

تقطیع می‌کنن صحبت‌ها رو.

این تو قرآن صراح-- اینا دو شر قلب منحرفند.

و ما يعلم تأويله.

میگه این تأویلی که شما میبافید تأویل حقیقی این آیاتو هیچکس نمی‌تونه بگه الا الله والراسخون في العلم.

الراسخون في العلم هم که اهل بیتن.

بعد آیه بعد که حالا میفرمود یقولون آمنا به.

اینو که این‌ها کسایی که ایمان میارن به خدا، به همه‌ی آیات ایمان میارن اولوالاباب هستن.

بعد این دعاشونه.

ربنا لا تزغ، لا تزغ قلوبنا خدای دل ما رو منحرف نکن بعد هدایتنا بعد از اینکه هدایت کردی.

خیلی دعای مهمیه.

خیلی مهمه این دعا.

بسیار آدما بودن که بعد از هدایت منحرف شدن [سخنگوی 1 دعای صباحانه را خوانت می کند].

این، این دعا رو حفظ کنیم سعی کنیم بالاخره یکی در میون، دو تا در میون، چهار تا در میون تو خلوتای نمازمون این دعا رو داشته باشیم.

اما در خصوص خود زغ دو تا نکته عرض کنم از خود ادب از در وادی ادبیات بعد حالا توضیحاتش جلسات بعد.

زغ رو راغب اصفهانی که میدونید از لغت شناسان سده ششم و هفتمه در خصوص واژه زغ در اصطلاح اینچنین فرموده زغ این جمله ایشونه "زغ در اصطلاح به معنای انحراف و تمایل از پایداری‌ست." یعنی اینکه طرف میل پیدا می‌کنه از تمایل به انحراف بره و میل که می‌کنه تم-- از ثبات قدم به سمت انحراف بره و تزایق تمایل و انحراف دو جانبه‌ست.

از هر دو جهت این منحرف می‌شه.

زغ رو در لغت لغت شناسا این چند تا رم معنی کردن اینم بدونید.

انحراف از حق، میل، کشش، عدول.

این‌ها معنای لغوی‌شه.

اما معنای اصطلاحی‌ش گفتن انحراف و تمایل از پایداری در راه دین است.

یعنی کسانی که حتی تو راه دین‌اند اما منحرف می‌شن.

پایدار نمی‌مونن، ثابت قدم نمی‌مونن و معمولا مثلا آقای قرائتی در تفسیر نورش زیر زیل زغ می‌فرمود که تعبیر ایشون اینه.

می‌فرمود انحراف از توحید و ااا تکیه به غیر خداست.

زغ به قول آقای قرائتی انحراف از توحید است و تکیه به غیر خدا.

یعنی هر تکیه کردنی به هر چیزی به غیر خدا.

لا حول ولا قوه الا بالله، تو وجودت تثبیت نشده.

گاهی بعضیا به علمشون تکیه می‌کنن، گاهی به تیپ‌شون، به مدرک‌شون، به مدیریت‌شون، به عبادت‌شون، به داشته‌‌هاشون.

دیگه هر کی به یه چیزی به نسب‌شون به سبب‌شون تکیه می‌کنن.

مثلا آی-- خدا حفظ کنه آقای قرائتی رو در همین تفسیر نورش اشاره می‌کنه تو این باب تکیه به غیر به خنده حضرت یوسف.

یه مصداقه.

حضرت یوسف می‌دونید وقتی که سلام الله علیه می‌خواستن بندازنش تو چاه برادراش دیدن داره می‌خنده.

حالا زدن خونی مالیش کردن می‌خوان بندازن تو چاه می‌خنده.

گفتن چرا می‌خندی؟

برای چی داری می‌خندی؟

برادرهای پرروش گفتن واسه چی می‌خندی؟

گفتش که خنده‌ام از اینه که پیش از این من افتخار می‌کردم ده تا برادر پشتوانه منن.

کی می‌تونه به من بگه پشت چشمت ابروعه؟

الان می‌بینم در همون ده تایی که من دلم خوش کرده بودم گرفتار شدم.

همونا دارن منو می‌کشن.

این یعنی تکیه به غیر.

لذا خدا یه کاری می‌کنه اگر بنده شو دوست داشته باشه هر آیینه از هر چیزی که انسان بهش تکیه کرده امیدشو قطع می‌کنه.

مثل اینجا حضرت یوسف.

حالا مصادیق زیاده دیگه.

تو خود بخون حدیث مفصل از این مجمع.

هر کجا ما تو زندگیمون به هر چیزی به غیر از خدا متکی بشیم اگر خدا ما رو دوست داشته باشه قلبمون رو می‌کنه از اون تا به او متمایل بشیم.

و الا اگر نکنه دچار زغ و انحراف قلبی می‌شیم و قصه علی هذا.

ان شا الله که عاقبت ما всех خیر باشه به ذکر صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل على محمد و آل محمد