یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
بازگشت به قلب منغمر و اعجاز علمی قرآن
مدتی توفیق ادامهٔ بحث قلب در قرآن نبود؛ بر اثر کرونا تعطیل شد و لیاقت از ما سلب گردید. به فضل الهی اگر عنایت باشد بحث ادامه مییابد. سخن به قلب منغمر رسیده بود — قلب بیخبر — و علت بیخبری را بیتوجهی به قرآن و اعجاز علمی آن دانستیم. اگر کسی به اعجاز علمی و درونمایهٔ علمی قرآن پی ببرد، نهیب سنگینی میخورد و از بیخبری قلب بیرون میآید. از تفسیر معتبر و گرانسنگ نمونههایی آمده بود؛ امروز به امید خدا پیرامون زنبور عسل سخن میرود. این حدوداً باید جلسهٔ چهارصدوسیوچهار باشد.
وحی به نحل؛ خانهگزینی و شفا
آیهای که در قرآن دربارهٔ زنبور آمده، آیهٔ شصتوهشت و شصتونه سورهٔ نحل است:
«وَأَوْحَىٰ رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا يَعْرِشُونَ» (نحل/۶۸)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و پروردگارت به زنبور وحی کرد که از کوهها و درختان و از آنچه برمیافرازند خانههایی برگیر.
این وحی نوعی الهام غریزی است و از خانهگزینی زنبور در جاهای مرتفع — مما یعرشون — و درختان و کوهها حکایت میکند. سپس میفرماید:
«ثُمَّ كُلِي مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلًا ۚ يَخْرُجُ مِن بُطُونِهَا شَرَابٌ مُّخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِيهِ شِفَاءٌ لِّلنَّاسِ ۗ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَةً لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ» (نحل/۶۹)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آنگاه از همهٔ میوهها بخور و راههای پروردگارت را فروتنانه بپیمای. از شکمهایشان نوشیدنیای بیرون میآید رنگارنگ که در آن برای مردم شفاست. بیگمان در این برای گروهی که میاندیشند نشانهای است.
از همهٔ محصولات بخور؛ راههای پروردگارت را فروتنانه بپیما؛ از شکمها نوشیدنی — همان عسل — بیرون میآید که مختلف الألوان است به سبب تنوع گیاهی، و فیه شفاء للناس خاصیت درمانیاش را بیان میکند. إن فی ذلک آیة؛ در زندگی زنبور نشانهای است، برای قومی که اهل تفکر و تعقل باشند.
چرا در میان موجودات هستی دست بر زنبور و عسل گذاشته شده؟ اسرار آفرینش در زندگی زنبور و کیفیت عسلسازی بسیار است و خدا توجه ما را به آن جلب کرده است.
معانی وحی؛ الهام خودآگاه و غریزی
در مفردات راغب، وحی گاه اشارهٔ سریع است و گاه القای مخفیانهٔ سخن. در قرآن وحی به معانی گوناگون آمده؛ از جمله وحی الهامی. وقتی وحی را خودآگاه بگیریم، دربارهٔ انسان میفرماید:
«وَأَوْحَيْنَا إِلَىٰ أُمِّ مُوسَىٰ أَنْ أَرْضِعِيهِ ۖ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ» (قصص/۷)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و به مادر موسی وحی کردیم که او را شیر بده؛ پس چون بر او بیمناک شدی او را در دریا بیفکن.
این آیه دربارهٔ الهام خودآگاه مادر موسی سخن میگوید. گاه نیز ناآگاه بیان میشود — همان الهام غریزی — که اینجا دربارهٔ زنبور آمده است.
سؤالی پیش میآید: آیا غرائز و الهامات غریزی منحصر به زنبوران است؟ نیست. پس چرا خدا در قرآن وحی را به زنبور اختصاص داده؟ پاسخ آن است که دانشمندان امروز وقتی به زندگی اجتماعی زنبور نگریستند، به نکات شگفتی رسیدند که تمدن و پیچیدگی اجتماعیشان را حتی بالاتر از تمدن انسانی برشمردند. با این نگاه، پرسش پاسخ مییابد که چرا قرآن بر زنبور و عسل دست گذاشته؛ و آنگاه به اعجاب علمی قرآن پی میبریم. بخشی از این پیچیدگیها در زمان نزول قرآن بهندرت شناخته بود؛ مردم آگاهی داشتند اما نه به این حد. این یکی از بهترین نمونههای اعجاز علمی قرآن است که عظمت آفریدگار را میرساند؛ حشرهای چنین عجیب و اسراری که به اهل فکر گوشزد شده است.
خانههای ششضلعی، ملکه و تقسیم کار
نخستین مأموریت زنبور خانهسازی به شکل ششضلعی است. در روایتی امام صادق علیهالسلام به توجه به همین ششضلعی بودن خانهها توصیه میکنند و در انتها میفرمایند این موجود عجیب خود از وضعیت و جایگاه و کارهایش بیاطلاع است؛ همه به الهام خدای دانا و تواناست. خانههای ششضلعی با ظرافت و مهندسی خاص، زوایای دقیق و یکسان، و استحکام ویژه ساخته میشود. مصالحش موم است. موریس مترلینک زیستشناس میگوید برای ما مشکل است بدانیم این موم چگونه و به چه ترتیب میان زنبوران تراوش میشود؛ همین موجود کوچک اهلش را به تعجب واداشته است.
در میان زنبورها ملکه تخمریزی میکند؛ جثهاش درشتتر است؛ موقعیت و غذای مخصوص دارد. همهٔ زنبورها خود را فدای او میکنند و مراقبت و محافظت مینمایند؛ از اینجا برداشتهای جامعهشناختی شیرینی میتوان کرد. برخی مأمور حفظ درجهٔ حرارت کندواند؛ برخی ساخت و مرمت؛ برخی کنترل ورود و خروج. وقتی برای شهد گل میروند گاه چند فرسخ راه میپیمایند و گم نمیشوند؛ دانشمندان یافتهاند که با پراکندن بوهای مختلف مسیر را نشانهگذاری میکنند. شیرهٔ گل را به حفرههایی در بدن میفرستند؛ دانشمندان این حفرهها را کارخانههای کوچک شیمیایی دانستهاند که فعلوانفعالات در آن رخ میدهد و از شهد، عسل مصفی میسازند.
در برخی روایات پیامبر فرمودهاند شهد گل بسیار تلخ است؛ به زنبور وحی میشود که بر من و آلم صلوات بفرستد و بر اثر صلوات شیرین میشود. سرّی است: اگر کسی میخواهد زندگیاش عسلی شود باید کثرت صلوات داشته باشد و حقیقت صلوات در او پیاده شود.
رنگ، شفا، عناصر و فسادناپذیری
اختلاف رنگ عسل — که قرآن میفرماید مختلف است — به گل و گیاه و میوهای است که هر کدام خاصیت دارویی ویژهای دارند و زنبور از آنها شهد برداشته؛ ازاینرو متعددند و خاصیتهای درمانی در قالب عسل میان مردم پخش میشود؛ قرآن از آن به شفا یاد میکند. عسل زود جذب خون میشود و به سبب سرعت ورود به ساختوساز بسیار انرژیزاست؛ از عفونت بهویژه در معده و روده جلوگیری میکند؛ قوای بدن را ترمیم مینماید. بیجهت نیست که قرآن آن را شفا خوانده. آهن، منیزیم، پتاسیم و عناصر مورد نیاز بدن به مقدار قابل ملاحظه در آن هست؛ همچنین ویتامینهای گوناگون که بدن به آنها وابسته است. بیسبب نیست که قرآن بر شفا بودن آن تأکید کرده است. هرگز فاسد نمیشود؛ البته در ظرف فلزی نریزید که خاصیتش از بین میرود. چه شیرین که وحی خانهگزینی در کوه و درخت است — سنگ و چوب — نه فلز.
عشق به کار، خدمت، گردهافشانی و نظافت
عشق بسیار زنبورها به کار و فعالیت خستگیناپذیر شگفت است؛ صبح تا شب فعالیت میکنند. اگر فقط برای آذوقهٔ خود زحمت میکشیدند دو سه گل کفایت میکرد؛ در حالی که بیش از سیصد گل شهد برمیدارند که آذوقهٔ چند هفته و گاه چند ماه است. این نشان خدمت به دیگران از عشق آنان است؛ از برخی کندوها تا چهل کیلو عسل برداشت میشود. در گفتار اهلبیت آمده شیعیان ما مانند زنبور عسلاند؛ با توجه به این نکات عمق آن سخن روشن میشود.
گردهافشانی زنبورها تکثیر گیاهان را بیش از هر حشرهٔ دیگر میافزاید؛ گفتهاند اگر زنبور از میان برود هزاران نوع گیاه و گل و میوه از میان میرود. ما از این وابستگی میان مخلوقات بیتوجهایم و دچار قلب منغمریم. نظافتشان عجیب است؛ بسیار به پاکیزگی حساساند و مطلقاً جای آلوده نمینشینند. اگر شهد مسموم همراه داشته باشند، مأموران کنترل ورود و خروج بو میکنند و با خشونت آنان را دو نیم میکنند و از میان میبرند. در گرمای تابستان با خرطوم آب برمیدارند، در کندو جمع میکنند و بالای آب بال میزنند مانند کولر آبی تا هوا خنک بماند برای ملکه و دیگر زنبورها و حفظ عسل.
هر یک از این جزئیات — خانهسازی، تقسیم کار، نشانهگذاری بو، تبدیل شیمیایی شهد، فسادناپذیری بیرون از فلز، گردهافشانی، نظافت سختگیرانه، خنککردن کندو — آیهای است برای اهل فکر؛ همانکه قرآن پس از ذکر زنبور میفرماید إن فی ذلک آیة لقوم یتفکرون. قلب منغمر درست همینجاست که وابستگی مخلوقات و اسرار آفرینش را نمیبیند و از قرآن علمی غافل میماند. این بسیار است؛ آنچه کشف کردهاند اگر بخواهیم تا شب سخن میرود. همین مقدار بس است. سبحانالله، سبحانالله که خدا چه کرده و ما چه بیخبریم. خدا از شر قلب بیخبر خلاصی مرحمت کند. إنشاءالله عاقبت ختم به خیر باشد به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.