یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
استفتا دربارهٔ نماز جمعه در عصر غیبت
از رهبر پرسیدهاند نظر شما دربارهٔ شرکت در نماز جمعه با توجه به عصر غیبت چیست؛ و اگر کسانی عدالت امام جمعه را باور ندارند آیا تکلیف ساقط است؟ فرمودند هرچند نماز جمعه در عصر حاضر واجب تخییری است و حضور واجب نیست، با این همه با توجه به فواید و آثار، سزاوار نیست مؤمنان خود را از برکات حضور به صرف تشکیک در عدالت امام جمعه یا عذرهای سست محروم سازند.
قلب منغمر؛ بیخبری از قرآن
ادامهٔ بحث قلب منغمر و بیخبر: در آیهٔ شصت و سه سورهٔ مؤمنون — تنها آیهای که از قلب منغمر سخن میگوید — بر پایهٔ تفاسیر گفته شد مقصود چیزی که دلها از آن بیخبرند قرآن است. از ظاهر و باطن قرآن به اعجاز علمی ظاهر رسیدیم.
حرکت زمین و افق علمی عصر نزول
نکتهٔ امروز دربارهٔ حرکت زمین است که به صراحت در قرآن آمده است. شاید برخی آن را اعجاز ندانند چون پیش از اسلام نیز کسانی گفته بودند؛ اما آن دیدگاه از خاطرات رفته بود و نظریهٔ سکون زمینِ بطلمیوس چیره شده بود. پیش از بطلمیوس، فیثاغورس و فلوطرخوس و ارشمیدس و ارسطرخوس ساموسی و کلیانتس آسوسی به حرکت قائل بودند؛ لیکن در روزگار نزول قرآن قول بطلمیوس شهرت داشت. قرآن با صراحت برخلاف نظریهٔ غالب سخن علمی راست گفت که صدق آن بعدها ثابت شد. از این رو وجهی از حقایق علمی قرآن — و با نظر به وضع زمان، حتی وجهی از اعجاز علمی — به شمار میرود.
آیهٔ هشتاد و هشت سورهٔ نمل
«وَتَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ ۚ صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ ۚ إِنَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَفْعَلُونَ» (نمل/۸۸)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و کوها را میبینی و میپنداری که جامدند در حالی که همچون ابر میگذرند؛ ساختهٔ خدایی که هر چیز را استوار کرده است؛ او به آنچه میکنید آگاه است.
میفرماید کوها را ساکن میپندارید حال آنکه چون ابر در گذرند. ابر را چون بنگری گمان ثبات میکنی؛ با دقت حرکت نرمش را میبینی؛ فیلم نزدیک سرعتش را آشکار میکند. در آن روز کسی از نزدیک ابرها را چنان ندیده بود و به حرکت زمین و همراهی کوه التفات نبود. ادامهٔ آیه به صنع متقن الهی و آگاهی او به کردار شما اشاره دارد.
آیا آیه فقط صحنهٔ قیامت است؟
بسیاری از مفسران آیه را به آستانهٔ رستاخیز مربوط دانستهاند: زلزلها و فروپاشی کوها. حکمت متعالیه برای بسیاری از این تعابیر تأویل دارد و گاه زمین را زمین وجود انسان میگیرد. ورود تفصیلی به آن تأویلها اکنون مقصود نیست. معتقدیم زمین و زمان این دنیا برقرار میماند زیرا به حق آفریده شدهاند؛ و لزوم انفجار کامل جهان برای حسابکشی را از نظر حکمی نمیپذیریم. با دلایل خود آیه نشان میدهیم مقصود، بیان نشانهای توحیدی در همین دنیاست و حرکت نامحسوس کرهٔ زمین.
نکتهٔ نخست: تعبیر «گمان میکنید جامدند» با حوادث آشکار قیامت سازگار نیست. اگر در آن روز مادران کودک شیرخوار را از یاد ببرند و مردم چون مستان حیران باشند، حرکت کوه امر مبهمی نیست که گفته شود میپندارید ساکن است. پس اشاره به حرکت نامحسوس کنونی است که قدرت حق را در ذهنها ثابت میکند.
تاریخ بازکشف حرکت زمین
در روایت تاریخ، گالیلهٔ ایتالیایی و کوپرنیک لهستانی در اواخر قرن شانزدهم و اوایل قرن هفدهم این عقیده را آشکار کردند. ارباب کلیسا سخت بر آنان تاختند. اما حدود هزار سال پیش از آشکار شدن کار آنان، قرآن به صراحت پرده از این حرکت برداشته بود. این خود نشانهٔ توحیدی و علمی قرآن است.
صنع متقن و مراقبت الهی
ذیل آیه، استواری ساخت هر چیز و آگهی از اعمال، دو بال خالقیت و مراقبت است. غفلت ما از حرکت کوه، غفلت از ناظر بودن حق نیست: إنه خبیر بما تفعلون.
پیوند با قلب منغمر
قلب منغمر از قرآنی بیخبر است که هم ظاهر علمی دارد هم باطن نوری. امید آن است که خدا ما را بیش از پیش با حقایق ظاهر و باطن آشنا سازد و ظرف وجود را پاکیزهٔ انوار قدسی ذیل آیات قرار دهد تا دانسته شود چه طعامی بر این سفره برای دلها نهادهاند.
جمع جلسه
نماز جمعه با واجب تخییریبودنش سزاوار ترک به عذر سست نیست. قلب منغمر با بیخبری از قرآن پر میشود. آیهٔ نمل حرکت زمین را در عصر چیرگی بطلمیوس فریاد میزند؛ و این فریاد هم علم است هم توحید برای بیدار نمودن دل بیخبر.
ظاهر آیه و باطن سلوکی
همانگونه که کوه در ظاهر آرام و در حقیقت روان است، سالک نیز نباید به سکون پنداری دل خوش کند. قلب منغمر همان دل است که حرکت باطنی وحی را نمیبیند و گمان جمود میبرد. خواندن آیه فقط برای اثبات نجوم نیست؛ برای شکستن جمود قلب نیز هست.
شجاعت بیان در برابر مشهور زمان
ارزش آیه آن است که در برابر مشهور علمی زمان ایستاد. امروز مشهورهای دیگری هست که با ظاهر دین نمیخواند؛ درس نمل آن است که حق را باید گفت هرچند نظریهٔ غالب خلاف آن باشد، به شرط آنکه پشتوانهٔ وحی و برهان باشد.
واجب تخییری و سزاواری حضور
تخییری بودن تکلیف را برنمیدارد؛ سزاواری حضور را برجسته میکند. تشکیک در عدالت امام جمعه اگر به عذر همیشگی بدل شود، برکات خطبه و اجتماع از دست میرود. رهبر به همین نکته پای فشرده است.
بطلمیوس و حافظهٔ علمی جهان
چیرگی نظریهٔ سکون نشان میدهد مشهور علمی همیشه حق نیست. قرآن در آن فضا خلاف مشهور سخن گفت. امروز نیز باید میان مشهور زمان و حقیقت وحی تمایز نهاد.
تمثیل ابر برای فهم حرکت
ابر آشناترین مثال حرکت نامحسوس از دور و محسوس از نزدیک است. آیه با زبان ابر، کوه را در مدار زمین مینشاند. کسی که ابر را ثابت بپندارد، همان خطای دیدن کوه را تکرار میکند.
ناسازگاری با صحنهٔ وحشت قیامت
اگر قیامت با فراموشی مادران و تلوتلو خوردن مردم توصیف شود، دیگر جای «گمان سکون» نیست. پس آیه زبان توحید در دنیاست: قدرت در حرکت پنهان. این استدلال درونی آیه است نه تحمیل بیرونی.
هزار سال تقدم بیان وحی
فاصلهٔ تقریبی هزار ساله میان تصریح قرآن و بازکشف اروپایی، حجتی برای قلب منغمر است: بیخبری از قرآن، بیخبری از علمی است که وحی پیشتر گفته است.
خبیر بودن و مسئولیت عمل
صنع متقن تنها نیست؛ خبیر بما تفعلون نیز هست. حرکت جهان با مراقبت از کردار انسان همراه است. توحید کیهانی بدون اخلاق ناقص است.
برنامهٔ آشنایی ظاهر و باطن
دعای پایان جلسه آن است که ظرف دل وعاء آیات شود. ظاهر علمی راه ورود است؛ باطن نور، مقصود. قلب منغمر وقتی پر از قرآن شود، از غرقهٔ غفلت به غرقهٔ نور میرود.
پیشینیان قائل به حرکت
نام فیثاغورس و ارشمیدس و ارسطرخوس یادآوری میکند که حرکت زمین نظریهٔ یکبارهٔ قرون جدید نیست. آنچه رخ داد فراموشی و چیرگی بطلمیوس بود. وحی در لحظهٔ فراموشی، حقیقت را زنده کرد.
اتقان صنع و نظام حرکت
کلمهٔ أتقن کل شیء در ذیل آیه، حرکت را به صنعت سست نسبت نمیدهد. حرکت کوه چون ابر، صنعت محکم است. سستی در پندار بیننده است نه در ساخت آفریدگار.
از نجوم تا انس با قرآن
هدف جلسه اثبات جدول نجومی نیست؛ انس دل با قرآنی است که از غیب و از طبیعت یکسان سخن میگوید. قلب منغمر وقتی این را ببیند، از بیخبری به خبر میآید.
خطبهٔ جمعه و بیداری علمی
حضور در جمعه گوش را برای معارف باز میکند. ترک عذرخواهانه، همان بیخبری را ادامه میدهد که آیهٔ منغمر از آن سخن میگوید. فقه حضور و تفسیر حرکت زمین در این جلسه همخانهاند.
جمع نهایی حرکت و حضور
زمین میگردد و بسیاری نمیبینند؛ جمعه برپاست و بسیاری به عذر سست نمیآیند. دیدن حرکت جبال و دیدن برکت جمعه، هر دو خروج از غفلتاند. قرآن هر دو را در یک افق توحیدی مینشاند: خدای متقن و خبیر.
فشار کلیسا و آزادی بیان وحی
برخورد سخت کلیسا با گالیله نشان میدهد قدرت رسمی چگونه حقیقت را سرکوب میکند. قرآن قرنها پیش بیاجازهٔ قدرتهای زمان، حرکت را گفته بود. این تقابل، درس شجاعت علمی و ایمانی است.
زمین پایدار و معاد در حکمت
پذیرش برقراری زمین به معنای انکار معاد نیست؛ معنای آن انکار لزوم ویرانی کامل ماده برای حساب است. حساب در افقی دیگر رخ میدهد. آیهٔ نمل را نباید به بهانهٔ معاد از کارکرد توحیدی دنیویاش تهی کرد.
ختم کلام نمل و جمعه
آیهٔ جبال دعوتی است به دیدن پنهان در آشکار؛ فتوای جمعه دعوتی است به حضور با وجود تخییر. هر دو خروج از غفلتاند: یکی غفلت از حرکت زمین، دیگری غفلت از برکت اجتماع هفتگی. قلب منغمر با پاسخ به هر دو بیدار میشود.
خداوند متقن هر چیز را استوار ساخته و به کردار بندگان آگاه است؛ دیدن حرکت جبال تمرین دیدن همین اتقان است.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.