یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
نماز جماعت پشت سر اهل سنت
از رهبر انقلاب استفسار شده که آیا نماز جماعت پشت سر اهل سنت جایز است یا خیر. فرمودهاند نماز جماعت برای حفظ وحدت اسلامی جایز و صحیح است. این حکمِ فقهیِ وحدتمحور، مدخلِ جلسه است؛ آنگاه بحث به قلبِ منغمر بازمیگردد.
قلبِ منغمر و بیخبری از قرآن
ادامهٔ بحث قلبِ منغمر به جایی رسیده بود که در آیهٔ شصت و سه سورهٔ مؤمنون خدا میفرماید قلوب اینان از این بیخبر است. بنا به تفاسیر، مراد قرآن است. گفته شد که ما از ظاهر قرآن هم بیخبریم، چه رسد از باطن قرآن. بیخبریِ قلب همان انغمار است: فرو رفتن در غفلت چنانکه حتی سفرهٔ ظاهرِ آیات را نمیبیند.
امروزه که به فضل الهی پس از اکتشاف و اختراعات گوناگون در مباحث علمی، اگر کسی اهل تدقیق باشد و با دقت نظر اینها را بررسی کند، متوجه عظمت و شگرفی قرآن و اعجاز علمی آن خواهد شد. یکی از راههایی که میتوان متوجه عظمت قرآن شد، همین علوم ظاهری قرآن و به عبارتی اعجاز علمی است. توصیه میشود به مواردی که بهویژه در تفسیر نمونهٔ حضرت آیتالله مکارم و همکارانشان پیرامون اعجاز علمی آورده و دستهبندی کردهاند رجوع شود. مطالب خوبی آنجا گرد آمده است.
برای نمونه: پیرامون تزیین آسمان با ستارگان؛ یا جایگاه و مسیر مشخص ستارگان؛ یا حرکت دورانی و جریانی خورشید؛ حرکت زمین؛ قانون جاذبه؛ آماده شدن زمین برای زراعت به وسیلهٔ باران؛ زوجیت در گیاهان؛ رستاخیز انرژیها؛ یا تشکیل تمام اجسام از اتم؛ زندگی اجتماعی زنبور عسل؛ آفرینش انسان از علق؛ یا شکلگیری استخوانها در جنین؛ همچنین رقیقتر بودن هوا در ارتفاعات و بریدگی میان رشتهکوهها؛ و موارد بسیار دیگر. اینها ذیل آیات بررسی شده است. آن موقع که این آیات نازل شد، این کشفهای حقیقی از قرآنِ آفاقی و آیات الهی در نظام آفاقی آشکار نبود؛ اکنون پس از جریانهای علمی خود را نشان میدهد. وقتی توجه داشته باشیم که آن زمان خبری از این علوم نبوده و با این حال در قرآن به آنها اشاره شده، نشاندهندهٔ اعجاز علمی قرآن و اخبار از غیب به پیامبر است.
طراوت قرآن با پیشرفت علوم
مؤلف محترم تفسیر نمونه، آیتالله مکارم، به اتفاق همکارانشان ذیل آیهٔ شریفه مینویسند:
«ذَٰلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ ۛ فِيهِ ۛ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ» (بقره/۲)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): این است آن کتاب که در آن هیچ شکی نیست؛ رهنمود پرهیزگاران است.
گذشت زمان نه تنها طراوت قرآن را نمیکاهد، بلکه با پیشرفت علوم و برداشته شدن پرده از روی اسرار کائنات، حقایق قرآن روشنتر میگردد و هر قدر علم به سوی تکامل پیش میرود، درخشش این آیات بیشتر میشود. این یک ادعا نیست؛ واقعیتی است که به خواست خدا در لایههای همین کتاب تفسیر به آن پی خواهیم برد. جلد یک تفسیر نمونه، صفحهٔ شصت و شش، این فرمایش را میتوان دید.
تصریفِ امثال؛ خدا صرافِ مثلها
ایشان ادامه میدهند در بحث اسرار و اعجاز علمی قرآن ذیل آیهٔ هشتاد و نه سورهٔ اسراء:
«وَلَقَدْ صَرَّفْنَا لِلنَّاسِ فِي هَٰذَا الْقُرْآنِ مِن كُلِّ مَثَلٍ فَأَبَىٰ أَكْثَرُ النَّاسِ إِلَّا كُفُورًا» (اسراء/۸۹)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و به راستی در این قرآن برای مردم از هر گونه مثلی گوناگون آوردیم؛ ولی بیشتر مردم جز ناسپاسی نکردند.
خدا میفرماید لقد صرفنا: تصریف کردیم. تصریف یعنی دگرگونی. چرا به صراف میگویند صراف؟ به صرافی میروی پول میدهی؛ از واحد پولِ کشوری، واحدِ کشور دیگر میگیری؛ یا پول ریز میدهی درشت میگیری، درشت میدهی ریز میگیری؛ تصریف میکند، دگرگونی ایجاد میکند. خدا نیز اینجا خود را صراف معرفی کرده است: صرفنا للناس؛ ما مثالهای مختلف برای مردم از هرگونه بیان کردیم؛ من کل مثل — از هر مثلی. اما فابی اکثر الناس الا کفورا: متأسفانه قرآن میفرماید اکثر مردم جز از کفر و عناد از هر چیز امتناع کردند؛ فقط به سمت کفر و عناد رفتند و حقایق را پوشاندند.
ذیل این آیه تفسیر نمونه میفرماید این آیه در واقع بیان یکی از جنبههای اعجاز قرآن یعنی جامعیت آن است. به راستی این تنوع محتویات قرآن — چون قرآن میفرماید صرفنا و ما صرافیم و با همهٔ مثلها سخن گفتهایم — از انسانی درسنخوانده عجیب است. چرا که در این کتاب آسمانی هم دلایل متین عقلی با ریزهکاریهای مخصوص در زمینهٔ عقاید آمده، هم بیان احکام متین و استوار بر اساس نیازمندیهای بشر در همهٔ زمینهها؛ هم بحثهای تاریخی قرآن در نوع خود بینظیر، هیجانانگیز، بیدارگر، دلچسب، تکاندهنده و خالی از هرگونه خرافه است؛ هم مباحث اخلاقیاش با دلهای آماده همان کار را میکند که باران بهار با زمینهای مرده؛ مسائل علمی که در قرآن مطرح شده پرده از روی حقایقی برمیدارد که حداقل در آن زمان برای هیچ دانشمندی شناخته نشده بود. این مطلب از جلد دوازده تفسیر نمونه، صفحهٔ دویست و هفتاد و شش قابل ملاحظه است.
همچنین در جلد یازده، صفحهٔ هشتاد و یک میفرماید: میدانیم قرآن یک کتاب علوم طبیعی نیست بلکه یک کتاب انسانسازی است و بنابراین نباید انتظار داشت جزئیات این علوم از قبیل مسائل مربوط به تکامل، تشریح، جنینشناسی، گیاهشناسی و مانند آن در قرآن مطرح شود. ولی این مانع از آن نخواهد بود که به تناسب بحثهای تربیتی، اشارهٔ کوتاهی به قسمتهایی از این علوم در قرآن بشود. به صورت کلی توجه باید داشت که ظاهر قرآن این علوم را که تفسیر نمونه مدعی شده به نحو تفصیل نیاورده؛ چون کتاب طبیعی نیست. لذا علوم طبیعی مانند گیاهشناسی و جنینشناسی به تفصیل در آن نیست؛ اشاراتی به جهت مسائل تربیتی شده است.
اما بنا به فرمایش امام سجاد علیهالسلام — که بارها گفته شده — هر کس اراده کرده علم اولین و آخرین را برگيرد، قرآن را شخم بزند و در قرآن عمیق شود. پس پیداست که در باطن قرآن این علوم هست؛ منتها اهلش به آن میرسند.
قلبِ بیخبر؛ پوشاندن حقیقت
بحث این است که چگونه است با اینکه قرآن به این زیبایی با اعجاز در فن بیان خود ما را به حقبودن این طریق و این دین و این راه دعوت میکند، باز متأسفانه بر اساس همان آیهٔ هشتاد و نه اسراء اکثر مردم جز کفر نکردند. این یعنی همان قلبِ بیخبر. قلبِ بیخبر کاری میکند، بلایی سر مردم آورده که اکثر مردم جز کفر نکردند. کفر از پوشاندن میآید؛ چنانکه در دعا گویند سیئاتنا را بپوشان. اینان روی حقیقت را میپوشانند؛ در حالی که حقیقت از خورشید آشکارتر است. اکنون به لایههای ظاهری قرآن توجه میکنیم: بر سر سفرهٔ ظاهری قرآن بنشینید و بنگرید.
تزیینِ سماء دنیا خلافِ فرضیهٔ بطلمیوس
در آیهٔ شش سورهٔ صافات خدای منّان فرموده است:
«إِنَّا زَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِزِينَةٍ الْكَوَاكِبِ» (صافات/۶)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ما آسمانِ نزدیک را به زیورِ ستارگان آراستیم.
قطعاً ما آسمان دنیا را — یعنی این آسمان نزدیک به ما را — به زینتِ کواکب آراستیم. السماء الدنیا: این آسمان نزدیک و پایین و دمدست را زینت کردیم به زیور سیارات. خدای منّان آسمان پایین را فرموده با کواکب تزئین کردیم؛ در حالی که فرضیهای که در آن زمان بر افکار دانشمندان حاکم بود میگفت آسمان بالا — آسمان هشتم — آسمان ستارگان ثوابت است. طبق فرضیهٔ بطلمیوس — و اهل علم و تحقیقاند — آسمانهای بالادستی جایگاه ستارگان ثوابتاند. بعداً این فرضیه باطل شد. چه جالب که قرآن مطلقاً از این فرضیهٔ نادرست آن زمان تبعیت نکرده؛ با اینکه افکار دانشمندان چنان بود. این خود معجزهٔ زندهای است از اینکه این کتاب آسمانی است. آن پیامبر عزیز که او را امّی فرض میکنند و درسنخوانده و نانوشته، چگونه اینها را میدانسته؟ این خود اعجاز نیست؟ و ما بیخبر باشیم از این حقایق و حداقل ظاهریهای که به نوبهٔ خود عظمت دارد.
چشمکِ ستارگان و قشر هوا؛ ذخیرهٔ عقول آخرالزمان
نکتهٔ جالبتر آنکه از نظر علم امروز مسلم شده این چشمکزدنِ بسیار زیبای ستارهها — وقتی مینگری چشمک میزنند — به خاطر قشر هوایی است که اطراف زمین را گرفته و آنها را به این حالت چشمکزدن واداشته است. بسیار مناسب است که بحث زینتبخشی آسمان دنیا با همین چشمکزنی گره بخورد: چون وقتی بیرون از جو زمین بروی و از جو خارج شوی، ستارههای آنجا دیگر حالت این زیباییِ چشمکزدن را ندارند؛ زینتبخشیِ چشمک از آنها گرفته میشود، به جهت قشر هوایی که اینجا اطراف زمین است. آن موقع چه کسی اینها را متوجه میشد؟
چقدر زشت است که ما که اکنون در عصر اطلاعات و تکنولوژی و پیشرفت و توسعه هستیم بیخبر بمانیم. چه شیرین که امام صادق علیهالسلام فرمودند بعضی از آیات قرآن ذخیرهٔ عقول آخرالزمانیهاست؛ مانند شش آیهٔ اول سورهٔ حدید و سورهٔ قل هو الله احد. آنگاه بیخبر باشیم و دچار قلبِ منغمر. خدا انشاءالله ما را از این بیخبری نجات دهد و وجود ما و قلب ما را بیاراید به این حقایق و معارف و فهم آنها و چشیدن آنها. والحمد لله رب العالمین.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.