یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
کفارهٔ روزهٔ عمد و استغفارِ ناتوانی
در استفتایی از رهبر معظم پرسیدهاند: عمداً روزه نگرفتهام. کسی که بدون عذر شرعی عمداً روزه را ترک کند، کفارهٔ جمع بر اوست: برای هر روز شصت فقیر را سیر کند و شصت روز روزه بگیرد که سی و یک روزش پیدرپی باشد. سؤالکننده گفته توان این کفاره را ندارد؛ نه سیر کردن شصت فقیر برای هر روز و نه شصت روز روزه بهازای هر روز.
برخی حکم را ناقص میگیرند و میگویند چون در پایان فتوا آمده اگر توان ندارد استغفار کند — هم قلبی هم لسانی — پس فقط «استغفر الله» کافی است. باید ابتدای حکم را دید: هر مقدار توان دارد باید انجام دهد. اگر بهجای شصت فقیر فقط یک فقیر را میتواند سیر کند، باید همان یک را سیر کند و بنا بر احتیاط واجب سپس استغفار کند. اگر حتی یک فقیر را هم نمیتواند، آنگاه استغفار تنها میماند. مانند فطریه: اگر فقط به اندازهٔ یک نفر از اعضای خانواده توان دارد، باید همان را بدهد نه آنکه به بهانهٔ ناتوانی کامل ترک کند.
قلب نفاق و پیوند با غیبت
بحث پیرامون قلب نفاق و ارتباطش با غیبت است. حساسیت موضوع از آن روست که لغزش به سوی نفاق در غیبتهای گوناگون — یا در زمانهای مختلف — یکسان نیست. اگر کسی در غیبت صغری دچار نفاق و نشناختن امام شود و پردهٔ غیبت را غلیظتر کند، گناهش با کسی که در دوران گشایش و ظهور باعث غیبت امام شود یکسان نیست. آیا در زمان حضور امام میتوان باعث غیبت او شد؟ آری؛ همهٔ اهلبیت به نوعی غیبت داشتهاند.
جملهٔ طلایی امام خمینی در اوان انقلاب به یکی از شاگردان خاص این بود که وقتی پرسیدند آیا انقلاب از علائم نزدیک بودن ظهور است، فرمودند نه از علائم ظهور، بلکه ابتدای ظهور است. همچنان که غیبت صغری و کبری دارد، ظهور نیز صغری و کبری دارد؛ ظهور صغری رخ داده است. پس اگر کسی اکنون — در ظهور صغری — به علت عدم شناخت باعث غیبت امام شود، گناهش سنگینتر است. پردهٔ غیبت در زمانهای مختلف رقت و غلظت دارد و ریشهٔ همه در عدم شناخت امام است.
خاتم الحصى و غیبتِ مقام در ترجمه
در زیارت مولودیهٔ امیرالمؤمنین در مفاتیح، در القاب آمده: السلام علیک یا خاتم الحصى. ترجمهٔ برخی چاپها نوشته «سلام بر تو ای دارای انگشتر»؛ در حالی که سخن بر سر حَصى است نه خاتمِ انگشتری. این خود نوعی غیبتِ مقام و رتبهٔ حضرت است و نمونهای از لغزش به دنیا و زیادهخواهی. امیرالمؤمنین چگونه در خانه نشست و چرا او را کشتند؟ سهمخواهی؛ حتی از سرداران بدر و خیبر و حنین. طلحه و زبیر سهم خواستند. در انقلاب نیز گاه سرداران سازندگی جذب دنیا و سهمخواهی شدند و چهرهٔ ولایت فقیه در اذهان مکدر شد؛ مردم نماد را میبینند و اصل را نمیبینند و گناه این تیرگی بر دوش جایگاه میافتد.
معجزهٔ خاتم الحصى در خانهٔ پیامبر
جالب است که در خانهٔ خود پیامبر نیز این قصه جاری است. پس از حدیث منزلت و غدیر و دهها معرفی علنی، واژهٔ «وصی» غریب ماند. همسر پیامبر پرسید پس از شما جانشین کیست؟ پیامبر فرمود سنگریزه بیاور — نه سنگ درشت رمی و نه شن؛ حصى همان سنگریزه است. سنگریزهها را در کف مالید؛ چون خمیر نان شد، شکل داد و مهر زد. فرمود هرکس چنین کند جانشین پس از من است. همسر پیامبر نزد امیرالمؤمنین آمد؛ حضرت همان کار را تکرار کرد: خاتم الحصى؛ سلام بر آنکه بر سنگریزه مهر زد. در خانهٔ پیامبر نیز امیرالمؤمنین برای برخی غایب بود. اکنون در نظام ولایی اگر کسی باعث غیبت امام عصر شود گناهش سنگینتر است.
ولایت فقیه ادامهٔ ولایت پیامبر
پرسیدند آیا بحث غیبت به ولایت فقیه نیز کشیده میشود؟ امام فرمود ولایت فقیه ادامهٔ ولایت پیامبر است. آیا این جایگاه را در حد جایگاه پیامبر میبینیم؟ سیدحسن نصرالله میگفت میل ولی امر مسلمین جهان را پیگیری میکنم نه فقط دستورات را؛ تعجب میکنم بعضی در ایران دستور را زمین میگذارند. ولایت فقیه نیز در غیبت فهم ماست. وقتی در خبرگان از پذیرش حکم پرسیدند و پاسخ مثبت دادند، همان شخص از نخستین کسانی بود که ایستاد. جایگاه حکم است و از دیدهها غایب. مراقب باشیم پردهٔ غیبت را که رقیق شده دوباره با نفاق قلبی غلیظ نکنیم. انشاءالله عاقبت ختم به خیر شود به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اندازهگیری توان در کفاره و ادب امتثال
متنی که از رهبر نقل شد ادب امتثال را میآموزد: تکلیف به اندازهٔ وسع است نه به اندازهٔ خیالِ عجز. عجز کامل پس از بذل مقدور معنا مییابد. استغفار جایگزین مقدور نیست؛ مکمل عجز پس از ادای مقدور است. همین قاعده در فطریه و سایر حقوق مالی جاری است. قلبی که دنبال راه فرار است پیش از آنکه ناتوان باشد، به نفاق نزدیک میشود: ظاهرِ عذر و باطنِ راحتطلبی.
غیبت امام و سهمخواهی امروز
غیبت فقط پنهان بودن جسم نیست؛ غایب بودن مقام در دلهاست. ترجمهٔ نادرست خاتم الحصى نماد همین غیبت فرهنگی است. سهمخواهی دیروزِ جمل و امروزِ قدرت و ثروت، هر دو پرده را غلیظ میکنند. هرکس نماد ولایت را مکدر کند، در حقیقت راه دیدن امام را برای دیگران میبندد. شناخت نائب امام بخشی از شناخت امام است؛ رد نائب به بهانهٔ محبت امام، همان منطق کوفه است که مسلم را رد کردند و حسین را خواستند.
لایههای زمانیِ گناهِ نشناختن امام
گرفتار شدن به نفاق و سر خوردن به سوی آن در غیبتهای مختلف، یا به عبارتی در ازمنهٔ مختلف، یکسان نیست. اگر کسی در زمان غیبت صغری دچار نفاق و نشناختن امام شود و پردهٔ غیبت را غلیظتر کند، گناهش با کسی که در زمان گشایش و ظهور باعث غیبت حضرت شود فرق دارد. آیا میشود در زمان ظهور، در زمان بودن امام، کسی باعث غیبت امامش شود؟ آری؛ همهٔ اهلبیت به نوعی غیبت داشتهاند. پس ممکن است.
یکی از شاگردان خاص امام نقل کرده که در اوان انقلاب پرسیدیم آیا این انقلاب از علائم نزدیک بودن ظهور است؟ امام محکم فرمودند نه اینکه از علائم ظهور باشد، بلکه ابتدای ظهور است. علائم ظهور چیست؟ اصلاً ابتدای ظهور است؛ یعنی ظهور شروع شده. همانطور که غیبت صغری و کبری دارد، بزرگان فرمودهاند ظهور نیز صغری و کبری دارد. ظهور صغری رخ داده است. اگر کسی اکنون باعث غیبت امامش شود به علت عدم شناخت، گناهش در زمان ظهور صغری بیشتر است. چگونه بعضی با امام مرتبطاند و چگونه امام را میبینند؟ در زمانهای مختلف این پرده غلظت و حدت و شدت و رقت دارد؛ و همه ناشی از عدم شناخت امام است.
غربت وصی در خانهٔ نبوت
دیروز در جمع دوستان زیارت مولودیهٔ امیرالمؤمنین گشوده شد. در مفاتیح در القاب حضرت آمده: السلام علیک یا خاتم الحصى. ترجمه نوشته بود سلام بر تو ای دارای انگشتر. غصه از آن است که سخن از حصى است نه از انگشتر. این ترجمهای که مقام را پایین میآورد خود نوعی غیبت از نظر ما نسبت به مقام و رتبهٔ حضرت است؛ همان سرخوردن به دنیا و باجخواهی و زیادهخواهی.
امیرالمؤمنین چگونه در خانه نشست و چرا او را کشتند؟ اینقدر سهم خواستند. سرداران بدر و خیبر و حنین و احد — طلحه و زبیر — سهمخواهی کردند. مانند انقلاب خودمان که برخی سرداران سازندگی جذب دنیا شدند و سهم خواستند؛ ولایت فقیه به غربت رفت. یکی از دلایل اینکه شناخت ولایت فقیه برای بسیاری میسر نیست همان غلطکاریهایی است که در خط ولایت مرتکب شدهاند و چهرهٔ ولایت فقیه را در اذهان مکدر کردهاند. مردم نماد را میبینند و میپرسند آیا این نماد ولایت فقیه است؟ شفاف نمیبینند؛ و گناه این تیرگی بر دوش آقا میافتد. آن روز نیز چنین بود.
سنگریزه و مهر؛ معجزه در برابر انکار
در خانهٔ خود پیامبر، پس از حدیث منزلت و غدیر و هفتاد بار معرفی علنی، لفظ وصی غریب واقع شد. همسر پیامبر آمد پرسید بالاخره پس از شما جانشین کیست؟ پیامبر عملی وارد شد: سنگریزه بیاور — در رمی جمرات سنگ درشت و شن نباید زد؛ سنگریزه باید زد؛ حصى یعنی سنگریزه. آورد؛ پیامبر دو کف را مالید؛ سنگریزهها چون خمیر نان شد؛ شکل داد و مهر زد. فرمود هرکس این کار را بکند جانشین پس از من است. به این صراحت. همسر پیامبر نزد امیرالمؤمنین رفت و ماجرا گفت. حضرت فرمود سنگریزه جمع کن. آورد و با دست مالید و شکل داد و مهر زد: خاتم الحصى؛ سلام بر تو ای کسی که بر سنگریزه مهر زدی. عهدی نکرد جز پس از پیامبر. حتی در خانهٔ پیامبر امیرالمؤمنین برای همسر پیامبر غایب بود. آن غیبت کجا و غیبت امروز در نظام ولایی کجا؛ امروز اگر کسی باعث غیبت امام عصر شود گناهش بسیار سنگینتر است.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.