ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 024

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

حکم روز یوم‌الشک در آستانهٔ رمضان

پیش از اذان با دفتر رهبر گفت‌وگو شده بود؛ بسیاری مردد بودند فردا چه کنند. گروهی امروز را یوم‌الشک می‌دانستند و گروهی فردا را. امروز قطعاً اواخر شعبان بود؛ فردا احتمال دارد سی‌ام شعبان باشد یا اول رمضان. تا رؤیت هلال صورت نگیرد نمی‌توان یقین کرد. وظیفه این است که چون اعلام نشده ماه مبارک رمضان است می‌توان فردا را روزه نگرفت؛ واجب نیست. اگر کسی احتیاط کند چون احتمال رمضان بودن هست، فقط به نیت آخر شعبان روزه می‌گیرد؛ حق ندارد نیت کند ماه رمضان است چون اعلام نشده. هر زمان اعلام شد — میان روز یا پس از اتمام روز — که رمضان بوده، جزء ماه رمضان حساب می‌شود.

اگر میان روز از دفتر اعلام شد امروز اول رمضان است، باید نیت را از آخر شعبان به رمضان برگرداند؛ وگرنه مشکل می‌شود. اگر کسی میان روز فهمید رمضان است و روزه نگرفته: اگر چیزی خورده نمی‌تواند روزه بگیرد، اما تا اذان مغرب حق ندارد چیزی بخورد؛ حرمت ماه است. اگر چیزی نخورده و هنوز اذان ظهر نگذشته، وقت نیت روزهٔ واجب هست؛ واجب است نیت روزهٔ اول رمضان کند و تا آخر چیزی نخورد. اگر به گمان آخر شعبان بودن اصلاً نگرفت و خورد و بعد فهمید رمضان بوده، کفاره ندارد؛ فقط بعد از ماه رمضان قضایش را بگیرد. این ظرایف سریع بیان شد.

نشانه‌شناسی نفاق؛ آیهٔ پنجاه توبه

بحث قلب نفاق یا قلب دچار نفاق ادامه می‌یابد. این چند دقیقه مخصوصاً قابل توجه مدیرهاست؛ تصریح می‌شود که از آیات و روایات منظومه‌ای بسازند — حتی دفترچه‌ای — تا با نشانه‌شناسی بتوان نفاق و نفوذ را شناخت؛ به قول رهبر حتی در دستگاه‌های دولتی و جاهای وجیه‌المنظر در جمعیت مؤمنان؛ حتی آنجا احتمال نفوذ هست و باید شناخت.

یکی از آیات، آیهٔ پنجاه سورهٔ توبه است:

«إِن تُصِبْكَ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ ۖ وَإِن تُصِبْكَ مُصِيبَةٌ يَقُولُوا قَدْ أَخَذْنَا أَمْرَنَا مِن قَبْلُ وَيَتَوَلَّوا وَّهُمْ فَرِحُونَ» (توبه/۵۰)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): اگر خیری به تو برسد آنان را اندوهگین می‌کند؛ و اگر مصیبتی به تو برسد می‌گویند ما از پیش کار خود را درست کرده بودیم، و شادمان روی برمی‌تابند.

وقتی خیری به اهل ایمان می‌رسد تسؤهم؛ عصبانی می‌شوند، چهره سیاه می‌شود، ناراحت‌اند چرا این خیر به اهل ایمان رسیده. دقت کنید؛ این یکی از راه‌های شناخت نفوذ است. دندان بر هم می‌فشارند که چرا جبههٔ حق پیروز می‌شود؛ چرا قاسم سلیمانی در سوریه این‌گونه افتخار آفرید؛ چرا قاسم سلیمانی نشان ذوالفقار گرفت. شروع می‌کنند هی زیر پا خالی کردن، هی حرف زدن، هی انگ زدن: این‌ها پول می‌گیرند، این‌ها فلان‌اند، این‌ها بازی‌شان است. شهید حججی: گمش کرده‌اند؛ یک بسیجی پا شده رفته؛ اصلاً چرا رفت؛ زن و بچه داشت و می‌خواستی شهید شوی چرا رفتی؛ همه‌اش یاوه می‌گویند. یعنی وقتی در سخنشان می‌نشینی هر خیری به مؤمنان برسد از آن خیر ناراحت‌اند.

از آن سو وان تصبک مصیبة؛ وقتی سختی به اهل ایمان می‌رسد می‌گویند قد أخذنا أمرنا من قبل و یتولوا وهم فرحون؛ خوشحال می‌شوند؛ می‌گویند ما از اول راهمان را جدا کرده بودیم؛ دامن می‌کشند؛ ما از اینان نیستیم؛ تازه نصیحتشان هم کرده بودیم. خوشحال‌اند که شری به اهل ایمان برسد.

حمد نابجا و بلای همسایه

یکی از بزرگان تا آخر عمر استغفار می‌کرد و می‌گریست به خاطر یک حمدش. می‌گفت این یک گناه خودم را نمی‌بخشم. ظاهراً بلایی نازل شده بود — مانند سیل امروز. یکی از سیل‌زدگان لر در نمایشگاه کتاب می‌گفت حاجی تو نمی‌دانی؛ دهات ما هیچیش نمانده؛ معلوم نیست خانهٔ ما کجا بوده؛ هیچ اثری نیست؛ با این حال نیت روزه داریم. چون برخی هی می‌گویند — خواهر جاویدان خدا حفظش کند چیزی پخش کرد نفری سه هزار تومان برای افطاری سادهٔ سیل‌زدگان — عده‌ای در فضای مجازی پیش از آنکه سخن از دهان بزرگان درآید شروع کردند: اینان مگر روزه می‌گیرند؛ اصلاً اگر بتوانند بگیرند؛ این پول‌ها معلوم نیست چه شود. اعتماد ندارند. آن بزرگ وقتی بلای طبیعی آمد و زندگی و مغازه و ملک همسایه رفت و ملک خودش سالم ماند گفت الحمد لله رب العالمین که خانهٔ ما سالم است؛ بعد ناگهان متوجه شد چه غلطی کرده؛ تا آخر عمر می‌گوید از این الحمدلله گفتن پشیمانم. مانند یکی که می‌گفت در نماز جمعه اخیراً تا خطیب برگشت و گفت الحمد لله این باران‌ها منابع آبی را زیاد کرده، ناگهان پیرمردی دست بلند کرد الحمد لله رب العالمین؛ گفت صبر کن آهی هم بکش برای این بیچارگانی که سیل برده‌شان. خیلی باید انسان مراقب باشد.

نشانه‌شناسی منظومه‌ای نه نقطهٔ تنها

این ریشه‌ها همه قرآنی است. نشانه‌شناسی یعنی فقط یک مورد را نبینی. برخی نگران شدند که حدیث تخلف از نماز جماعت نشانهٔ نفاق است؛ مدیران خط قرمز کشیدند روی کسانی که جماعت نمی‌آیند و زود قضاوت کردند. نشانه‌شناسی یعنی نقطه‌ها را بچینی؛ این یک نقطه، آن یک نقطه؛ همه آیه است؛ با هم وصل کنی؛ نه یکی را ببینی و بقیه را نه.

از آن سو آیهٔ شصت‌وهفت توبه نیز می‌گوید دستشان قبض دارد. تفاسیر را اگر بنگرید می‌گوید حتی کمک مالی می‌کنند اما به سختی؛ یا اینکه اسمشان باید مطرح باشد؛ و وقتی هم که کمک کردند در دل ناراحت‌اند چرا کمک کردم، کاش کمتر می‌دادم. اما مؤمن وقتی کمک می‌کند شرح صدر دارد؛ می‌گوید کاش داشتم بیشتر کمک می‌کردم. این نشانه‌شناسی است. اینان وقتی کمک می‌کنند فقط باید اسمشان مطرح باشد. برو پیش بسیاری از آدم‌های خیر: بیا گمنام به هیئت ما، به خیریهٔ ما؛ هیچ اسم و رسم ندارد؛ صد میلیون دادی فلان‌جا، پانصد هزار هم اینجا بده. نه؛ می‌گویند کم است؛ کسر شأن پانصد هزار تومان. باور کنید نمی‌گوییم همه، ولی بسیاری از اینان حاضر نیستند گمنام بدهند؛ این قلب نفاق است — صریح آیهٔ قرآن — گرفتار نفاق قلبی شده‌اند. کمک هم می‌کنند باید حتماً اسم مطرح باشد؛ اگر نباشد کمک نمی‌کنند؛ و اعتماد به وعده‌های خدا ندارند.

آیهٔ دوازده احزاب:

«وَإِذْ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ مَّا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ إِلَّا غُرُورًا» (احزاب/۱۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و آنگاه که منافقان و کسانی که در دل‌هایشان بیماری است می‌گفتند خدا و فرستاده‌اش جز فریب به ما وعده ندادند.

اینان اعتماد به خدا ندارند؛ همهٔ وعده‌های خدا و پیامبر را دروغ می‌خوانند.

ده سفارش امام رضا برای استقبال از رمضان

امام رضا سلام‌الله‌علیه اواخر شعبان به اباصلت فرمود دیگر آخر ماه شعبان است؛ آماده شو برای استقبال از ماه رمضان. گفت چگونه آماده شوم؟ امام رضا غوغا کرده؛ ده دستورالعمل برای استقبال داده. تیترها را می‌گوییم و می‌رویم؛ هر کدام چند جلسه بحث می‌خواهد؛ بروید جست‌وجو کنید ده سفارش امام رضا به اباصلت برای استقبال از رمضان و در همین فرصت یک‌شبه روش کار کنید. یکیش اعتماد به خداست؛ می‌گوید اعتماد کن؛ اگر اعتماد نداشته باشی سختت می‌شود روزه نگرفتن. یک، جبران قصورات؛ هرچه کوتاهی داری در این یک شب — معلوم است خیلی طلایی است امشب — جبران کن. دو، توجه به مهمات؛ اضافات را بگذار کنار؛ گفت‌وگوهای بی‌مورد را تعطیل کن؛ تلویزیون تعطیل؛ توجه به مهمات. سه، کثرت دعا یعنی خواندن خدا؛ حتی می‌توانی لب نجنبد و قلباً بخوانی؛ دعا، استغفار و تلاوت قرآن. چهار، توبه با اخلاص؛ یعنی واقعاً بکنی؛ خالصانه. پنج، رد امانت که می‌تواند رد دین هم باشد در دلش؛ دینی، بدهکاری؛ اگر نداریم المفلس فی امان الله حداقل زنگ بزند از طلبکار عذرخواهی کند. شش، کندن دل از کینه؛ این کینه‌های اهل ایمان را از دل ریشه کن که مانع استجابت دعاست؛ به هر اهل ایمانی کینه در دل داری صافش کن. هفت، ریشه‌کن کردن عادت‌ها؛ بعضی عادت‌ها در وجود ریشه دوانده؛ باید ریشه زد. هشت، تقوا یعنی رعایت؛ مراقب باشیم فقط گرسنگی و تشنگی نباشد؛ چشم و زبان و گوش را پاک نگه داریم. نه، توکل؛ اعتماد به وعده‌های خدا. دهم، این فرصت چند ساعت باقی‌مانده را زیاد بگویید این دعای معروف:

«اللَّهُمَّ إِنْ لَمْ تَكُنْ غَفَرْتَ لَنَا فِيمَا مَضَى مِنْ شَعْبَانَ فَاغْفِرْ لَنَا فِيمَا بَقِيَ مِنْهُ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا اگر در آنچه از شعبان گذشته ما را نیامرزیده‌ای، در آنچه از آن مانده بیامرز.

پاک وارد رمضان شویم. إن‌شاءالله عاقبت بخیر شویم به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.