یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
سه شرط باقیماندهٔ سفر برای قصر نماز
پیشتر بیان شد که برای مسافر شمردهشدن و قصر نماز هشت شرط هست. پنج شرط گفته شد؛ سه شرط دیگر را نیز باید دانست و در جای خود با استفتائات بررسی کرد.
یکی از شروط آن است که شخص خانهبهدوش نباشد؛ همچون کوچنشینان که از اینجا به آنجا ییلاق و قشلاق میکنند. اینان مسافر نیستند و هر جا روند مسافر حساب نمیشوند.
شرط بعدی آن است که مسافرتش سفر شغلی حساب نشود. شرایط سفر شغلی چیست و چه استفتائاتی دارد؟ این بحث مفصل است و متأسفانه مردم از این جهت بسیار ناآگاهاند؛ زیرا اختلاف فتاوی در سفر شغلی زیاد است و باید به این اختلاف توجه داشت. تفصیل آن در جای خود میآید.
یکی دیگر آنکه سفرش جایز باشد. اگر سفر جایز نباشد، حتی اگر مسافت شرعی را پیموده باشد مسافر حساب نمیشود. جایز بودن یعنی چه؟ یعنی برای گناه نرود یا سفرش گناه نباشد. گاه خودِ سفر گناه میشود و گاه برای گناه میرود؛ آنگاه سفر جایز نیست و مسافر شمرده نمیشود. این نیز بعداً توضیح داده میشود.
پردهبرداری قرآن از صفت استهزای اهل نفاق
یکی از آیاتی که پرده از صفات اهل نفاق برداشته آیهٔ شصت و پنج و شصت و شش سورهٔ نساء است. بخشی از آن چنین است:
«قُلْ أَبِاللَّهِ وَآيَاتِهِ وَرَسُولِهِ كُنتُمْ تَسْتَهْزِئُونَ» (نساء/۶۵)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): بگو آیا خدا و آیات او و پیامبرش را ریشخند میکردید؟
فرمود به آنان بگو ای رسول خدا: آیا به خدا و آیاتش و پیامبرش استهزا میکنید؟ مسخره میکنید؟ میخندید؟
«لَا تَعْتَذِرُوا قَدْ كَفَرْتُم بَعْدَ إِيمَانِكُمْ» (نساء/۶۶)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): عذر نیاورید؛ بهراستی پس از ایمانتان کفر ورزیدهاید.
لا تعتذروا: وضعیتتان به جایی رسیده که عذرخواهی نیز دیگر فایده ندارد؛ گناهانتان آنقدر سنگین است. قد کفرتم بعد ایمانکم: این بسیار قابل تأمل است. میگوید پس از ایمانتان به کفر کشیده شدهاید بهسبب صفت نفاق.
شرح نزول؛ همراه جنگ و مسخرهگر در خلوت
در بررسی شرح نزول دیده میشود آیه دربارهٔ عدهای است که حتی در جنگ همراه اهل ایمان و پیامبر بودند. شگفت است: رفته بودند و جنگیده بودند؛ در جهاد شرکت کرده بودند؛ در حج با پیامبر بودند؛ به نماز جماعت اقتدا میکردند. اما وقتی دور هم جمع میشدند اهل ایمان را مسخره میکردند.
حرفشان این بود که از اصحاب و یاران پیامبر کسی را ندیدهایم که اینقدر شکمپرست و به فکر سیر کردن شکم خود باشد و اینقدر ترسو باشد. این دو را مخصوصاً بسیار میگفتند: اینان ترسویند؛ اهل شکم و شکمپرستیاند.
تطبیق با زبان امروز دربارهٔ اهل ولایت
دقیقاً همان حرفها اکنون دربارهٔ چه کسانی زده میشود؟ دربارهٔ اهل ولایت و بسیجیان. میگویند آخوندها و ولایتمداران دنبال خالیکردن جیب مردماند؛ جوجهبسیجی جلوی آمریکا نمیایستد. دقیقاً برخیشان خود در این وجاهتها بودهاند و سابقهٔ جنگ دارند؛ بعضی متأسفانه حتی جانبازند و نماز میخوانند، مسجد میروند و هیئت میگیرند؛ اما مسخره میکنند.
رهبر معظم انقلاب بارها فرمودند این بسیجیان را تندرو لقب ندهید. یادتان هست چقدر این را برجسته کرده بودند: تندروها، افراطیون. ارزشیها را هی تندرو لقب میزدند و انگ میزدند؛ که اینان خود ترسویند. سپس با پررویی تمام میگفتند ما بودیم و اگر ما نبودیم آمریکا میآمد و جنگ میشد. رهبر — خدا حفظش کند — صراحتاً عقبشان راندند و فرمودند خجالت بکشید. چرا برمیگردید و میگویید ما بودیم که سایهٔ جنگ را از سر مملکت برداشتیم؟ مردم بودند؛ حضور اقشار مختلف مردم بود. رهبر توجه داد که به مردم؛ یعنی این پشتوانهٔ بودن مردم از نظام بود که آمریکا جرأت نکرد؛ وگرنه شما چه کارهاید؟ شما خود ترسویید و غالباً به وعدههای خدا توجه ندارید.
آیات نصرت؛ سرخوردگی ظاهرالدینان
«إِن يَنصُرْكُمُ اللَّهُ فَلَا غَالِبَ لَكُمْ ۖ وَإِن يَخْذُلْكُمْ فَمَن ذَا الَّذِي يَنصُرُكُم مِّن بَعْدِهِ ۗ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ» (آل عمران/۱۶۰)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): اگر خدا شما را یاری کند هیچکس بر شما چیره نمیشود؛ و اگر خوارتان کند، کیست که پس از او یاریتان دهد؟ و مؤمنان باید بر خدا توکل کنند.
آیهٔ صد و شصت آل عمران و آیات مشابه بسیار است. وقتی آدم یکی از این آیات را بنگرد، اگر اهل ایمان باشد دلش قرص میشود. این نشان میدهد آنان سر خوردهاند. به ظاهر در لباس دین و هیئت دیناند؛ ترسویند و از دشمن میترسند که چنیناند. وگرنه همین یک آیه بس است: إن ینصرکم الله فلا غالب لکم. اگر خدا شما را نصرت دهد، احدی نمیتواند بر شما غلبه کند. آمریکا چه وزنهای است؟ و إن یخذلکم: اگر خدا بخواهد شما را خوار کند، فمن ذا الذی ینصرکم من بعده؛ هیچکس نمیتواند جلوی خوارکردن خدا را بگیرد. قدرت به دست خداست و علی الله فلیتوکل المؤمنون؛ اهل ایمان اهل توکل و اعتماد به خدایند. آنان به خدا نیز اعتماد ندارند.
شگفت است که در نظاماند و نان نظام را میخورند، سپس بر ضد نظام و ارزشهای نظام و آن قشرهایی که بار نظام را بر دوش گرفتهاند و سایهٔ جنگ و ناامنی را از مملکت دور کردهاند، مسخره میکنند. میگویند مشتی پابرهنهٔ گرسنه و نادان دنبال این آخوندها راه افتادهاند.
تحریف حسابشدهٔ ضربالمثلها
چقدر تحریف کردهاند. زمان جنگ شعرهایی میخواندند و در هیئتها نیز هست؛ گاه جنبهٔ شوخی میان خودمان دارد و از آن میگذریم، اما آنان حسابشده اینها را میآورند. خدا علامه حسنزاده را حفظ کند؛ ایشان هزار و سیصد و خردهای ضربالمثل را گرد آورده در کتابی که نشان میدهد اینها منحرف شدهاند. توسط کی؟ همین دشمن؛ همین منافقان؛ حتی در لباس دین.
یکیاش «ملاخوری» است. علامه میفرمود اکنون میگویند ملاخور شو؛ یعنی مفتخور. در صورتی که اصلش چه بوده؟ قدیم وقتی میخواستند برداشت محصول کنند، برای برکت زمین عالمی میآوردند و میگفتند نخستین خیار مزرعه را شما بخور. ملاخور یعنی این محصول آمادهبرداشت است و برکت آمده در آن. اکنون کردهاند ملاخوری به معنای مفتخوری. دقیقاً میبینید چگونه تحریف کردهاند و حقایق و معارف را مسخره میکنند.
یا «ملا ماستخور» که بسیار شنیدهایم؛ به آدم شلخته و شلوغ میگویند ملا ماستخور. در صورتی که علامه میفرمود اصلش این بوده: ملا ماست خورد. قدیم ملاها و علمای شیعه — و الان نیز چنین است — شلوارها را کوتاه میکردند و سبیل را کوتاه؛ اما مشایخ و دیگران چنین نبودند و بزرگان دهکده سبیلهای بلند میگذاشتند. وقتی میخواستند شیر و ماست گوسفند و گاو را تبرک دهند به بزرگ ده، ترجیح میدادند به ملا بدهند؛ چون سبیل نداشتند و سریع میخوردند. میگفتند ملا ماست خورد. اما آنسو با سبیل بلند طول میکشید سبیل را کنار بزند و آهسته بخورد. علامه اینها را توضیح میدهد. اکنون به شلوغ میگویند ملا ماست خورد. چگونه حقایق را تحریف کردهاند.
مسخرهٔ شهادت؛ کار نفاق و نفوذ
بسیار وقتها این مسخرهکردنها را شنیدهایم: رهبر دلش به که خوش است؟ باور کنید از همین بچهمثبت و هیئتی نیز شنیده شده. به که دلش خوش است؟ آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند؛ با که میخواهد برود؟ شهید حججی رفته بود و شهید شده بود؛ شهادت او را چقدر تحریف کردند. میگفتند اگر میخواستی شهید شوی چرا ازدواج کردی؟ به همسرت میگویی شب قدر در حرم امام رضا برایم دعا کن؛ من یک دعا بیشتر ندارم. همسر به زور بپرسد چیست؛ اول یک شین، بعد یک هـ، بعد یک الف؛ و همینطور تا شهادت. برای چه ازدواج کردی؟ بارها شنیده شده. نمیفهمند؛ شعور ندارند. این کار نفاق است؛ کار منافقانه است.
توصیه این است — و بعداً تصریح میشود — که مدیر موفق بداند نفوذ کار کیست. کافر و مشرک؟ نه؛ منافق نفوذ میکند. کافر و مشرک معلومالحالاند. این آیات را باید دستهبندی کرد؛ حرمی و منظومهای درست کرد که مشخصات منافقین و اهل نفاق را کاملاً برهنه با قرآن و روایات بیان کند. مدیر برای آنکه از نفوذ حفظ شود این را منظومه کند تا مشخص شود چه خصوصیتهایی دارند؛ آنگاه راحت میتواند نفوذ را شناسایی کند. عاقبت به برکت صلوات بر محمد و آل محمد ختم به خیر باد.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.