یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
استفتا؛ خشکشویی و طهارت لباس و فرش
شب سال نو نزدیک است و معمولاً فرش و پتو و لباس به خشکشویی سپرده میشود. آنجا کسانی نیز لباس و فرش میدهند که مسلمان نیستند یا فرش و لباسشان نجس است؛ مال ما با مال آنان قاطی شسته میشود. طهارتش قطعی است یا مشکوک؟ چه باید کرد؟
رهبر معظم فرمودند: اگر آنچه سپرده شده — لباس یا پتو یا فرش — مال صاحبش نجس بوده، وظیفه آن است که به شوینده اعلام شود این نجس است و شستشوی شرعی انجام گیرد. برخی با مواد شوینده و بخارشویی کار میکنند و آب مطلق نمیزنند؛ باید دانست کار به که سپرده میشود. اگر مال خود شخص نجس است باید بگوید شرعی بشویند؛ مشکل حل است.
اما اگر مال صاحب لباس پاک بوده، دیگر وظیفهٔ تجسس و بازرسی کارخانه نیست. حتی اگر دانسته شود آنجا شستشوی شرعی نمیکنند و با مواد شوینده میشویند، چون مال شخص پاک بوده باید به اصل طهارت رجوع کند و بگوید انشاءالله پاک است. به فرش دیگران کاری نیست؛ هرکس وظیفهٔ خود را انجام دهد. در این امور سختگیری وسواسگونه نباید کرد.
اثر وضعی و بحث عرفانی؛ حسنات الابرار
اثر وضعی بحثی عرفانی است نه شرعی. قانون دین آن است که هر کس حکم شرعی را انجام دهد جهنمی نمیشود و بهشتی است؛ اما بهشت درجات دارد چنانکه جهنم درکات. بزرگان اهل معرفت میفرمایند حتی اگر لباس یا فرش نجس شود و شرعی پاک گردد و بر همان نماز خوانی یا به زیارت روی، تمثلات معنوی دقیق چه بسا رخ ندهد؛ زیرا یکبار به خباثت افتاده و دوباره پاک شده. اینها لطائف و دقایق عرفان است برای کسی که میخواهد بیشتر رشد کند. حدیث میگوید حسنات الابرار سیئات المقربین: نیکیهای نیکان برای مقربان چه بسا گناه محسوب شود. روحانیای که سر خیابان بایستد و بستنی نیک بخورد برای او گناه است؛ برای دیگری نه. آنکه میخواهد بیشتر رشد کند باید این لطائف را لحاظ کند. بحث شرعی گفته شد؛ لطائف عرفانی جداست.
درکات جهنم و آیهٔ منافقین
هندسهٔ جهنم از بالا به پایین است؛ درک و درکات. بهشت از پایین به بالاست؛ درجات. دربارهٔ منافق آیه است:
«إِنَّ الْمُنَافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ» (نساء/۱۴۵)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): منافقان در پستترین طبقهٔ آتشاند.
یعنی در عمیقترین و پستترین جای جهنم. حال در بحث قلب منافق پرسش این است: آیا منافق فقط همان است که در پستترین جا جای میگیرد، یا ممکن است مسلمان و شیعه و ولایتی و هیئتی و مسجدی باشد و باز نفاق داشته باشد؟ نفاق در سه حوزه باید بررسی شود.
نفاق اعتقادی؛ شدیدترین وجه
نفاق اعتقادی شدیدترین وجه است. فی الدرک الاسفل مال کسانی است که اعتقاد ندارند و به زبان جاری میکنند؛ منافق محضاند. مانند آنکه خدا را قبول ندارد و لباس اسلام پوشیده به مسجد آمده تا اطلاعات جمع کند؛ نفوذی است؛ پستترین نوع نفاق.
پلهای دیگر کسانیاند که به بعضی اصول اعتقادی پایبند نیستند اما در گزینش اداره دربارهٔ ولایت فقیه بلبل سخن میگویند تا استخدام شوند. این نیز خط نفاق اعتقادی است و بسیار خطرناک؛ هرچند به شدت نفوذی محض نیست. خطرناکترین نوع نفاق، نفاق اعتقادی است. بسیاری از مسئولان و مدیران کلان که با نظام و ارزشها و رهبری و ولایت فقیه و اصول امام و شهدا زاویه میگیرند گرفتار نفاق اعتقادیاند؛ از بدترین انواع؛ و خدا از ایشان سخت متنفر است. دست به هر کاری میزنند خرابتر میشود؛ خیری از آنان برنمیآید. پژوهش بیشتر با خواننده است.
نفاق اخلاقی؛ اضافه بر خشوع
دوم نفاق اخلاقی است: کسی خشوع قلب ندارد اما در نماز چنان میخواند که گویی در عرش است. پیامبر فرموده هر اضافهای بر اصل خشوع قلب در نماز — هرچه بیش از حضور واقعی نشان دهی — نفاق است. سر را کج کرده، دست در قنوت؛ میپنداری در محضر خداست اما سر را پیش مدیر کج کرده و ذهن جای دیگر است. این نفاق اخلاقی است؛ باید بسیار مراقب بود.
نفاق رفتاری؛ جلوت و خلوت
سوم نفاق رفتاری یا عملیاتی است: در جلوت و میان مردم آدم خوب و مقدس مینماید — مانند واعظانی که در محراب و منبر جلوه میکنند — و چون به خلوت روند آن کار دیگر میکنند. خلوتشان با جلوت قابل قیاس نیست. این نفاق رفتاری است.
پس نفاق اعتقادی و اخلاقی و رفتاری سه حوزهٔ بحث قلب منافقاند. عاقبت انشاءالله ختم به خیر شود به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
تفصیل حکم خشکشویی
پس حکم دو شاخه دارد. شاخهٔ نخست: نجاست معلوم مال خود. اینجا تکلیف اعلام و درخواست شستشوی شرعی است؛ چون بسیاری از مراکز با بخار و مواد شیمیایی کار میکنند و آب مطلق به کار نمیبرند. غفلت از این اعلام، تکلیف شرعی را ناقص میگذارد. شاخهٔ دوم: پاکی معلوم مال خود. اینجا تجسس در کار دیگران و کارخانه لازم نیست. اصل طهارت کافی است حتی اگر بدانی روش آنجا شرعی کامل نیست؛ زیرا موضوع حکم، حال مال توست نه حال مال همسایهٔ خشکشویی. سختگیری وسواسگونه در این باب نه تنها لازم نیست بلکه چه بسا انسان را از عمل صحیح بازمیدارد.
جدایی فقه و عرفان در طهارت
اثر وضعی را نباید با بطلان شرعی یکی گرفت. کسی که حکم فقه را درست انجام دهد از دوزخِ ترک تکلیف رسته و اهل بهشت است؛ اما درجات بهشت با درکات دوزخ متقارناند. اهل معرفت میگویند لباسی که یکبار به خباثت آلوده شده و سپس شرعی پاک گشته، در لطائف سیر چه بسا همان تمثلات را ندهد که لباس هرگز نجسنشده. این سخن برای کسی است که میخواهد مقربتر شود؛ نه برای آنکه حداقل تکلیف را انکار کند. حسنات الابرار سیئات المقربین همین افق را میگشاید: مقام بالاتر، حساب باریکتر.
سه حوزهٔ نفاق در جمع مؤمنان
پرسش اصلی جلسه آن است که آیا نفاق فقط کافرِ نقابزده است یا میتواند در جمع شیعه و هیئت و مسجد نیز رخنه کند. پاسخ در سه حوزه است. نفاق اعتقادی: زبان ایمان و دل انکار؛ یا زبان ولایت برای استخدام و دل زاویه با رهبری. اینها فیالدرکالاسفل یا نزدیک به آناند و خرابکاریشان بهجای اصلاح مینشیند. نفاق اخلاقی: نمایش خشوع بیش از حضور قلب؛ سر کج و قنوت نمایشی در حالی که خیال نزد مدیر است. نفاق رفتاری: جلوتِ مقدس و خلوتِ ناسازگار؛ همان واعظان محراب که در خلوت کار دیگر میکنند. مراقبت از هر سه حوزه، راه سلامت قلب از نفاق است.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.