یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
شب شهادت امام عسکری و امتحان امامت جوان
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین. السلام علیک یا داعیَ الله و ربّانیَّ آیاته. شب شهادت امام عسکری سلاماللهعلیه است. بحث قلب ممتحن است اما بیارتباط نیست. یکی از امامانی که بسیار زود به امامت رسید خود امام عصر است؛ پس از شهادت امام عسکری، جوانترین امامی که به امامت رسیده امام زمان ماست و این امتحان بزرگی بود که شیعه آن موقع پس داد. در زمان امام جواد — و حتی پیش از تولد او که امام رضا فرزند نمییافت — نیز شیعیان امتحان دادند. یکی از اسرار آنکه زیارت امام رضا حتی از زیارت پیامبر ثواب بالاتر دارد همین است: کسانی به زیارت امام رضا میروند که اثناعشری بودن امامتشان را پذیرفتهاند. دربارهٔ امام عصر امتحان سختتر بود؛ چون پس از آن به غیبت رفتند. شیعه چیزی به نام غیبت نمیشناخت و تجربه نکرده بود؛ یکباره امامش را نبیند؛ تنها توسط عدهای خاص نامه رد و بدل شود و رؤیتی نباشد. حتی نواب اربعه هر وقت بخواهند حضرت را نمیدیدند؛ بسیاری از ارتباطات با نامه بود. اینها مجموعاً امتحانات عجیبی بود که شیعه سربلند بیرون آمد؛ پس از امام رضا تا امام عصر انشقاق و چنددستگی دیده نمیشود. امتحان امام جواد و امتحان غیبت دو حلقه از یک زنجیرهاند که قلب را میسنجند: آیا امامت را تا انتها میپذیرد یا در میانه میبرد؟
امتحان کسانی که ایام را شنیدهاند
یک بحث وقت ظهور و حضور امام است و یک وقت پس از آن ایام. کسانی که آن ایام را درک کردند به گونهای امتحان پس دادند؛ کسانی هم که بعداً مانند ما وقایع را میشنوند و با تاریخ مرتبط میشوند نیز در امتحاناند. متأسفانه اکنون میان مذهبیها خدا امتحان میگیرد و دو فرقهاند: عدهای هنوز لباس عزایشان را درنیاوردهاند. امشب که شهادت پدر امام عصر است میطلبد انسان مشکی بپوشد؛ اما از اوایل ربیع بعضی ادامه میدهند تا چندین شب و معتقدند ایام محسنیه است؛ در حالی که وقایع ایام را بررسی نکردهاند؛ صرفاً از زبان این و آن سینه به سینه رسیده؛ کتاب هم مطالعه نکردهاند. سخن بر زبان بچههیئتیهاست که سه روز اول ماه ربیع وقایع کوچه رخ داده؛ آیا با عقل جور درمیآید؟ به استناد چه تاریخی؟ وقتی بررسی میکنی هیچکدام از مستندات تاریخی قبول نمیکنند. الگو کیست؟ بعضاً علمدار هیئت بزرگیاند و به خود زحمت ندادهاند کتاب وقایع الایام شهاب واسقری را بخوانند؛ دم به دنبال سر میگذارند. سپس اسلام را تهمت میزنند که اینها فقط هفتاد شبه گریه میکنند؛ شادیشان کجاست؟
محسنیه و نص عزاداری
عزیزی گفت مراجع — آقای وحید، آقای فاضل و دیگران — توصیه به عزاداری محسنیه دارند. آن هم نه دهه؛ دهه فقط نص صریح در خصوص عاشورا داریم؛ حتی فاطمیه هم دهه نص نداریم. عزاداری کردن درست است؛ اما محسنیه کیست و بر چه استنادی اکنون محسنیه است؟ این مسئله است. چند مطلب تاریخی گذرا؛ خود چندین منبر میطلبد. عقل را قاضی کنید: آیا اینها در سه روز — یا حتی ده روز — میتواند اتفاق بیفتد؟
شهادت پیامبر تا سقیفه و بنیاسلم
خود شهادت پیامبر چه موجی ایجاد میکند. سپس غسل دادن پیامبر که امیرالمؤمنین بهتنهایی انجام میدهند؛ کفن؛ نماز بر پیامبر که روایت دارد اکثر مدعیان — حتی خلفا — در نماز پیامبر نبودند؛ در حالی که پیامبر تصریح میکرد حتی لباس جنگ به تن، نماز میت را سریع بخوانند و بروند؛ اما بر پیامبر نبودند. کجا بودند؟ عدهای در سقیفه، عدهای بیخبر. ابن عساکر و ابن حجر عسقلانی در تواریخ اهل تسنن آوردهاند ابوبکر آن ایام حتی در مدینه نبود؛ رفته بود منزل همسرش حبیبه بنت خارجه در منطقهای به نام صُنْح بیرون مدینه؛ خبر شد سوار اسب آمد؛ یعنی آن لحظات نبود. سپس تشکیل سقیفه و اخذ بیعت. طبری و شیخ مفید مطالب بسیار آوردهاند. شیخ مفید در الارشاد و گزارشهای موازی طبری جزئیات اخذ بیعت و فشار بر قبایل را چنان میآورند که فشردن آن در چند ساعتِ روز رحلت ناممکن مینماید. قبیلهٔ بنیاسلم از اعراب خارج مدینه بودند؛ پس از شهادت و پس از سقیفه وارد شهر شدند برای آذوقه؛ تعدادشان آنقدر زیاد بود که کوچههای مدینه مملو شد. عمر شرایط را مناسب دید و گفت در صورتی اجناس را تأمین میکنیم که با ابوبکر بیعت کنید؛ به زور و طمع دنیا جمع کثیر بیعت کردند؛ کاری نداشتند خلیفه کیست. خود این چقدر زمان میبرد.
تجمع اعتراضی و بیعت شبانهٔ حضرت زهرا
تجمع برخی طرفداران اهل بیت به روایت ابن ابیالحدید — مانند براء ابن عازب، مقداد، سلمان، ابوذر، عمار، حذیفه، ابوالهیثم، عبادة ابن ثابت — تجمع اعتراضی راه انداختند؛ ننشستند نگاه کنند؛ نزاع و مناظره و کتککاری شد. بیعت حضرت زهرا به اتفاق امیرالمؤمنین و حسنین از چهل و چهار نفر از صحابهٔ مهاجر و انصار؛ هر شب حضرت میرفت و بیعت میگرفت؛ مال پیش از وقایع کوچه است که بدن حضرت سالم بود. برای اینها یک روز و دو روز و سه روز کافی نیست؛ برای بعضی حتی ده روز باید زمان گذاشت.
جمع قرآن چهارروزه و لشکر اسامه
طبری و سلیم ابن قیس روایت آوردهاند کمترین تاریخی که برای جمعآوری قرآن توسط امیرالمؤمنین ارائه دادهاند چهار روز است؛ مولا در خانه مینشیند و قرآن را با تأویل — با بطون آیات — جمع میکند؛ وقتی در مسجد ارائه میدهد قبول نمیکنند؛ میگویند حسبنا کتاب الله؛ دست را از حقایق باطن قرآن کوتاه میکنند. طبری، ابن جوزی، ابن کثیر، نویری و علمای کبار اهل تسنن بسیار روایت دارند دربارهٔ حرکت لشکر اسامه: بیشترین مردان مدینه را میفرستند؛ شهر خالی میشود؛ خود ابوبکر و عمر و چند نفر میمانند؛ بقیه در منطقهای خارج مدینه به نام جُرْف متوقف میشوند به بهانهٔ مراقبت از خطر دشمن پس از شهادت پیامبر. رفت و برگشت این لشکر پیش از اتفاق کوچه — کمترین تاریخ در تواریخ — چهل روز است؛ کمتر نداریم؛ تا هفتاد روز هم روایت هست. در این میان عمر و ابوبکر به بهانهٔ پول دادن به زنانی که مردانشان به سفر رفتهاند از بیتالمال پول میدهند؛ غیرمستقیم از زنان نیز بیعت؛ ابن ابیالحدید تحلیلش را ثبات حکومت اولیه میداند؛ حداقل ده روز برای این اختصاص دادهاند.
غصب فدک و مزارع و مخالفت اسامه
تصرف امکاناتی که تحت مالکیت اهل بیت بوده — فدک، باغی از صدقات روستاهای اطراف، مزرعهٔ بانقیا مال امیرالمؤمنین — حداقل ده روز در تاریخ زمان گذاشتهاند. ابوبکر سی نفر مأمور میکند با سرکردهای که مولا در جنگی کشته بودهاش؛ میدانست چه کسی را بفرستد. سرکردهٔ آن سی نفر از کسانی بود که خویشاوندش در جنگ به دست مولا کشته شده بود؛ انتخابی آگاهانه برای فشار روانی بر مزرعهٔ بانقیا و غصب محصولات خیبر و وجوهات کنارگذاشتهشده. مزرعه را غصب میکنند؛ محصولات خیبر؛ خمسها و صدقات و وجوهاتی که کنار گذاشته بودند تا به اهل بیت برسد. روایتی از شیخ طبرسی از ابان بن تغلب از امام صادق: وقتی اسامه برگشت — چهل تا هفتاد روز بعد — اسامه و بریده و یازده نفر تازه شروع به مخالفت کردند و هنوز اتفاق کوچه رخ نداده بود؛ گفتند تا علی بیعت نکند ما بیعت نمیکنیم. روایت طبرسی از ابان بن تغلب نشان میدهد حتی پس از بازگشت لشکر، صفوف مخالفت هنوز زنده بود و کوچه هنوز رخ نداده بود؛ پس تقویم «سه روز اول ربیع» با این توالی ناسازگار است.
زیارت حمزه و مسافت اُحد
پس از آن باز اتفاقات دیگر میافتد. حضرت زهرا هر روز — یا حداقل هفتهای دو روز: دوشنبه و پنجشنبه یا دوشنبه و جمعه؛ بعضی گفتهاند هر روز — از مدینه تا اُحد میرفتند؛ حدود ده کیلومتر تا جایی که حمزه شهید شده. حضرت زهرا مقامش از حمزه بالاتر است؛ این زیارت سیدالشهدا را اینجا پایهگذاری میکنند؛ اربعین زیارت سیدالشهدا پایهاش با حضرت زهرا بوده. چگونه یک خانم مضروبه و مقصوبه و تحت فشار که دست به دیوار میگرفته هر روز — یا هفتهای دو بار — ده کیلومتر برود؟ شدنی است؟
زمانبندی زنجیرهٔ حوادث پیش از کوچه
اگر زنجیره را از نو بچینیم روشن میشود چرا سه روز اول ربیع برای «وقایع کوچه» کافی نیست. نخست موج شهادت پیامبر و خلوت غسل و کفن و نماز که بسیاری از مدعیان خلافت در آن حضور نداشتند. سپس غیبت ابوبکر در صُنح نزد حبیبه بنت خارجه و بازگشت شتابزده با اسب. آنگاه سقیفه و اخذ بیعت. سپس ورود قبیلهٔ بنیاسلم برای آذوقه و پر شدن کوچهها و بیعت اجباری به طمع اجناس. همزمان تجمع اعتراضی یاران — براء، مقداد، سلمان، ابوذر، عمار، حذیفه، ابوالهیثم، عبادة ابن ثابت — با نزاع و مناظره. موازی با اینها شبهای بیعتگیری حضرت زهرا و امیرالمؤمنین و حسنین از چهل و چهار صحابی مهاجر و انصار؛ بدنی که هنوز مضروب واقعهٔ کوچه نشده بود.
در کنار اینها چهار روز جمع قرآن با بطون آیات و رد شدن آن با شعار حسبنا کتاب الله؛ قطع دست امت از حقایق باطن. لشکر اسامه در جرف: خالی شدن مدینه از مردان، ماندن چند نفر، رفت و برگشتی که کمترین روایت چهل روز و برخی تا هفتاد روز میگویند؛ در این فاصله پولپاشی به زنان مسافران برای تثبیت حکومت — تحلیل ابن ابیالحدید — دستکم ده روز. غصب فدک و مزرعهٔ بانقیا و محصولات خیبر و خمسها با سی مأمور و سرکردهای که سابقهٔ کشته شدن خویشاوندش به دست مولا را داشت؛ باز حداقل ده روز. بازگشت اسامه و مخالفت اسامه و بریده و یازده نفر: تا علی بیعت نکند بیعت نمیکنیم؛ و هنوز خبری از کوچه نبود.
پس از این همه تازه رفت و آمد حضرت زهرا به اُحد — حدود ده کیلومتر تا مزار حمزه — هفتهای دو بار یا هر روز؛ پایهگذاری زیارت سیدالشهدا و معنای اربعین. بیعتخواهی سهگانهٔ ابوبکر که سلیم ابن قیس پنجاه روزش میخواند؛ یارطلبی مولا در خانهها؛ تجمع پنجاهروزه در مسجد به نقل صدوق برای آمادهسازی افکار عمومی؛ آغاز بیماری حضرت به روایت امام باقر در مصباح الأنوار پنجاه روز پس از شهادت؛ و روایتی که محل واقعه را ربیعالثانی میداند نه ربیعالأول. با این تقویم فشرده، فشردن همه چیز در سه روز اول ربیع نه با عقل جور است نه با طبری و مفید و ابن ابیالحدید و ابن حجر و ابن عساکر و نویری و ابن کثیر و ابن جوزی.
امتحان امروز قلب ممتحن همین جاست: عزاداری محسنی اگر بر پایهٔ بررسی وقایع الایام — از جمله کتاب شهاب واسقری — و رجوع به مراجع در اصل جواز عزاداری باشد نیکوست؛ اما اصرار بر تقویمی که مصادر نمیپذیرند و تهمت به دینداران که «فقط گریه میکنند» نمرهٔ امتحان را پایین میآورد. قلب ممتحن باید هم سوگ را نگه دارد هم سند را؛ هم اشک را هم تحقیق را.
پنجاه روز پیش از واقعهٔ کوچه
دو روایت برای احتجاج: یکی بیعتخواهی مجدد ابوبکر از مولا؛ بعضی گفتهاند تا سه بار بیعت خواست و قبول نکردند؛ سلیم ابن قیس این مدت بیعتخواهی سهگانه را پنجاه روز فرض کرده. روایت دیگر: وقتی مولا دید زورش نمیرسد و الا و لابد میگویند بیعت کن، یارطلبید؛ مانند سه شب رفتن با حضرت زهرا در خانهها؛ حلم و یاری خواست؛ ننشست دست و پا بسته. شیخ صدوق — که به دعای امام عصر به دنیا آمده و کمال الدین را به توصیهٔ ایشان نوشته — معتقد است حدود پنجاه روز پس از رحلت پیامبر در مسجد تجمع کردند و تازه افکار عمومی را آماده کردند؛ هنوز قصهٔ کوچه رخ نداده. کلینی دربارهٔ رفت و آمد حضرت زهرا مطالبی دارد. کلینی نیز رفت و آمد حضرت زهرا را گزارش کرده؛ فرصت جلسه برای تفصیلش نبود اما وجود این باب در کافی نشان میدهد سیر ایام پس از رحلت طولانیتر از آن است که در هیئتهای شتابزده خلاصه میشود. مصباح الأنوار از امام باقر که مجلسی در بحار آورده: بیماری خانم پنجاه روز پس از شهادت پیامبر شروع شد؛ پس واقعهٔ کوچه حداقل پنجاه روز بعد است. روایت دیگر صراحتاً میگوید اتفاق کوچه در ربیعالثانی بوده نه ربیعالأول. مجموعه نشان میدهد متأسفانه عدهای از هیئتیها افراط میکنند و به وقایع الایام توجه ندارند و در امتحانات الهی نمره از دست میدهند. انشاءالله عاقبت ختم به خیر شود به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.