د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۲۱
دارای متن همگام
شرط رجحان در نذر
قلب مُمتحَن21_ج230
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱۳:۵۰
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۴ سرفصل
## شرط رجحان در نذر
۰:۱۶
## قلب ممتحَن و پندار رفاه مطلق از حکومت دین
۰:۳۶
## سورهٔ فتح و غنائم فتح مبین
۲:۳۹
## نصر عزیز
۷:۴۲
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحیم و بهین استعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی
آیاته. سلام علیکم و رحمه الله.
یکی دیگه از احکام مربوط به نذر و وقف رو عرض کنیم.
نذری که انسان میکنه مطلقاً باید رجحان داشته باشه.
یعنی شما نمیتونید در خصوص
امری که، موضوعی که نهی شده توسط خدا بر فعلش،
نهی رو بر فعلش امر--
نذر کنید یا امر رو
بر ترکش نذر کنید.
مثلاً اگر حتی در خصوص مکروهات بالاخره نهی شده دیگه توسط خدا،
مکروه نهی شده.
حالا یه سری ضعیف الإيمان هم مثل من توجه ندارن به این چیزا.
اما اونایی که میخوان سیر استکمالیشون خوب طی بشه و به کمالات برسن اینها حتی مکروهات رو هم ترک میکنند.
خب مثلاً انسان نذر کنه که حالا مثلاً اگر بخواهیم به فتوای بعضی از مراجع سیگار کشیدن و مکروه بدانیم
مثلاً نذر کنه سیگار بکشه.
اگر این گرم باز شد مثلاً یه پوک عمیق میزنم اونم سیگار فلان.
بعضیا رو من دیدم توی نجف
متاسفانه اونجا هم تو کربلا حتی، یه سری جاها راه افتاده قلیون،
قلیونهای عجیبی میدن اصلاً بوش آدمو مست میکنه نزدیک حرم آقا.
همین بچه حزباللهیها دیدم با هم کل کل که میکنن بعد میگن آره اگه فلان شد،
آقا بغل اربابی نذر تو یه جوری قرار بده آقا کیف کنه.
میگه میام اینجا همتون رو مهمون میکنم قلیون فلان،
تو کربلا یا تو نجف.
این اصلاً این نذر باطله.
نذری که این باشه که آقا حاجتمو بده بعد رفیقامو جمع میکنم میارم محضر آقا
قلیونکشی. اینکه کسی نذرش این باشه که اگر خدای حاجتمو رو کرد مثلا با حاج آقا قلی زاده خلوت میکنم
یا حاج آقا قلی زاده به قول قدیمیها هم قل قل
قلیون رو میگفتن. حاج آقا قلی،
مؤدبانهش میشه حاج آقا قلی زاده.
این نذر اصلاً باطله.
یا کسی نذر کنه اگر این اتفاق افتاد غیبت میکنم.
مثلاً این گناه رو انجام، اینا همش باطله.
باید نذر رجحان داشته باشه.
بگذریم .
در خصوص قلبی که مورد امتحان خدا واقع میشه و قلب مصحح، نکته دیگری رو به فضل الهی عرض کنیم
. معمولاً این چنین است که بعضیها
از این ضعیف الإيمانها
فتح پیغمبر و نصرت الهی به او رو و وعدههایی که خدا و پیغمبر در قرآن دادهاند و یا اون حکومت
عرض شود نبی اکرم یا حکومتی که مد نظر ماست حالا علوی بگیر، مهدوی بگیر، هرچی، اون حکومت کریمه رو
یک امپراتوریه بر اساس قواعد دنیا فرض میکنند
که هیچ مشکل و
هیچ سختیای درش نیست و همه چی گل و بلبل است و بر اساس قواعد دنیویست
که حالا دیگه همه مثلاً برج نشین و پنت هاوس نشین و شاستی بلند نشین و چه میدونم
یک اصلاً قواعد اینها اصول فکریشون بر اساس مسائل دنیوی تنظیم شده.
تا میگی مثلاً
حضرت میاد حکومتی تشکیل میده، عدالت رو پیاده میکنه، سریع میگه خب پس همه وضع مالیشون خوب میشه.
ببینید اینها ضعیف و میشه گفت به یک نگاه
متاسفانه سطحی نگری
دین رو دیدن است و الا خیلی عمیقتر از این حرفاست.
شما اگر به قصه فتح پیغمبر که در یکی از بهترین سورهها سوره فتح که این رو اشاره کرده همون
آیات ابتداییش دقت کنید،
اصلاً اون فتح نهایی پیغمبر رو
چه اون فتح مکه بگیری، چه اون فتح ابتدایی حالا صلح هدیبیه بگیری،
چه نه، اون فتح رو فتح الفتوح بگیری بر تشکیل حکومت مهدوی
که حالا هر دوش لحاظ شده.
هرچی بگیری ببینید خدای منّان مختصات این فتح رو
به عبارت بعضی از بزرگان غنائم این فتح بزرگ رو چی برشمرد؟
بسم الله الرحمن الرحیم، سوره فتح
اون فتح آشکار و بزرگی که ما نصیب تو میکنیم ببینید غنائمش چیه؟
این یه دونه. گناهان تو چه پیش از اون بوده، چه قبل از، چه
و بعدش همه بخشیده میشه که این ذنب پیغمبر که پیغمبر معصوم است
برمیگردد. اینم از همون رموز قرآن است که اگر کسی قرآن را همراه با رموزش پیاده نکنه به گمراهی کشیده میشه.
میگه عجب بر پیغمبرم پس گناه داشته.
این ذنب به یک معنا ذنب امت است.
به یک معنا تهمتهاییه که به پیغمبر زدن
. هرچی که باشه میگه هم قبل، هم بعد.
خدا در حقیقت گناهان کسی که در مسیر پیغمبر و این فتح عظیم حرکت کرده رو
قبل و بعدش رو میبخشه. یکی از غنائم
فتح بزرگ است و بعد میفرماید
تطمیم نعمت، این اتمام نعمت کجا بود؟
در قصه غدیر دیگه، قصه ولایت و امیرالمؤمنین
. اینجا میفرماید .
این دو تا آیه رو وقتی با هم ببینی میفهمی
که این قصه ولایت است.
یعنی اگر کسی در مسیر این فتح پیغمبر قدم گذاشت
از غنائم مهم این فتح بزرگ
رسیدن به ولایت امیرالمؤمنینه
کنارهگیری از به قول بزرگان محیط ولایت طاغوت است به تعبیر قرآن
و رسیدن به محیط ولایت
اهل بیت عصمت و طهارت علیهم الصلاة والسلام است.
قدم زدن در وادی ولایت است
و که معمولا ما به این
میشه گفت غنیمت بزرگ فتح پیغمبر توجه خیلی نمیکنیم که آقا جان
ما مثل ماهی غرق در آبیم و باز میگیم آب، آب.
همین الان ما در محضر اماممون هستیم همین الان.
و یهدیک صراطا مستقیما.
سومین غنیمت. میگه تو رو به اون صراط مستقیم
که این همه ما هر روز داریم تو نمازمون اهدنا الصراط المستقيم اصرار میکنیم، التجا میکنیم به خدا
شاید بشه گفت تنها دعای واجبه در نماز هر روز ماست.
باز توجه نداریم به عظمت این درخواستمون گاهی اوقات تو نماز و اینجا خدا داره ف--
غنیمت این فتح رو اینطوری بر میشماره.
شما رو هدایت میکنم که در سوره
یاسین هم میفرمود که مگر من به شما نگفتم که ان اعبدونی هذا صراط مستقیم.
لا تعبدوا الشيطان انه لکم عدو مبین.
ان اعبدونی، منو بپرستید.
هذا صراط مستقیم.
خیلی وادی عبودیت وادی دشواریه.
انسان به خودی خود نمیتونه تو اون وادی قدم بزنه.
قطعا هدایت پیغمبر و هدایت خدا رو میطلبه که اینجا خدا غنیمت شمرده اینو.
و یهدیک صراطا مستقیما.
چیز کمی نیست. و ینصرک الله.
ببینید چقدر زیباست چهارمین غنیمت.
و ینصرک الله نصرا عزيزا.
این نصر عزیز رو ینصرک الله.
اونم کاف به پیغمبر بر میگرده.
یعنی تو رو خدا به نصر عزیز بشارت میده در این فتح بزرگ.
نصر عزیز وقتیست که پیغمبر در
سختترین لحظات، این بشارت در سختترین لحظات به پیغمبر داده شده.
این یکی از دشوارترین ابتلاءات و امتحانات قلوب اهل ایمان است
که تا دلتون بخواد تو آیات و
داستان زندگی پیشین انبیا و اولیای خدا این وجود داره.
تو قصه حضرت موسی، حضرت موسی علی نبینا و آله و علیه الصلاة والسلام وقتی دستور از خدا گرفت
که قومش رو حرکت بده به سمت نیل،
حرکت کردن رفتن خب برخوردند به قوم به
رود نیل از پشت سر هم که فرعون داشت میومد.
وقتی این فرعون اومد صراحتا تو قرآن میگه اونا گفتن تمام شد فاتحه ما.
یاران حضرت موسی چون ضعیف الإيمان بودند گفتن موسی همه ما رو به کشتن داد.
این چه وضعی، چه استراتژیکه آخه چه کاریه؟
این چه طرحی بود؟ ما رو آورد لب نیل پشت سرمون هم که دشمن ما رو غافل.
حضرت اونجایی که همه دارن میگن کار ما تموم شد،
حضرت میفرماید من امید دارم که
ان معی ربی سیهدين.
همون خدایی که به اتفاق من است معی ربی سیهدين.
همون خدا هدایتم میکنه. ببینید ایمانو،
سیهدين به هدایت الهی چگونه...
همونجا اون اتفاق عظیم رخ میده و عصا میزنه به آب و آب شکافته میشه و کی فکر میکرد؟
همونجا ببین چه امتحان بزرگی پس دادن در این سختی
لب مرز مرگ و حیات قرار گرفته امتحان پس دادن.
بسیاری اون موقعی که پیغمبر در جنگ احزاب داشت
برای خندق کندن حالا به قول ما کلنگ میکوبید به زمین.
اینو دیگه تو روایات دیدید دیگه.
که س-- از گرسنگی
سگ خود پیغمبر به شکم بسته بود و صحابه از صبح تا شب یه دونه خرما داشتن برای چند نفر.
حالا تو تعدادش اختلاف روایت هست.
توی اون وضعیت که همه گرسنه ان پیغمبر خواب دید.
خواب فتح عظیم رو دید، خواب فتح عظیم رو
و فرمود من خواب دیدم
که ان شاء الله به زودی
م-میریم زیارت مکه در امنیت کامل.
جالبه سال بعد حالا اونجا میگه در برق اولی که اون جرقه اولی که حالا در کلنگ زده شد،
جرقه دوم، جرقه سوم، یکی یکی حضرت فرمود
دیدم که روم فتح شد.
دیدم که ایران فتح شد اینا.
یه عده ضعیف الإیمانه میگفتن استغفرالله چی میگه پیغمبر؟
مثل اون سرکردهشون، اون رئیسشون، خلیفهشون که گفت هزیان میگه لحظه آخر پیغمبر.
استغفرالله، استغفرالله هزیان میگه حرفا ما تو
گرسنهایم. یه دونه خرما داریم برای چند نفر داره میگه روم فتح شد فلان.
بعد وقتی هم که پیغمبر حرکت کرد یه عده میگفتن آخه این چه پیغمبریه بر اساس خوابش وقتی نفهمه پیغمبر چیه، چیه؟
میگه خواب بر اساس خواب داره حرکت میکنه.
نمیفهمه که خواب پیغمبر چیه که.
اینا خیلی نکات مهمیه. اونجا خیلیا تو زرد از آب دراومدن.
مخلفین کیان؟ کسی که جا موندن
مخلف شدن. جا موندن از حرکت پیغمبر،
از طرح پیغمبر جا موندن و به غنائم فتح نرسیدن همینان.
کسایی که میگفتن پیغمبر بر اساس خواب.
بعد رفت اون س-- اولین بار هزار و ششصد نفر حدودا با خودش برد برای
سال اول. چون سه سال فتح مکه طول کشید.
سال اول رفتن پیغمبر فرمود برید.
بدون هیچ گونه سلاحی رفتن که مثلا پیغمبر از قبلش وعده چی داده بود؟
به زودی زیارت مکه در امنیت.
رفتن راشون ندادن. بدون اسلحه هم رفتن.
اونجا منجر شد به صلح هدیبیه.
پیغمبر از اینا اخذ پیمان کرد.
گفتن تا پای جانمون هستیم.
این رو بزرگترین امتیاز خدا برای اینا میشمره.
معامله جان با پیغمبر کردن چیز کمی نیست.
این بالاتر از حجه. اما یه عده نفهمیدن.
گفتن وقتی آدم با خواب پیغمبر حرکت کنه اینه.
پیغمبر فرمود من که نگفتم امسال میریم زیارت.
گفتم به زودی. سال بعد رفتن، سال دوم.
رفتن در امنیت زیارت کردن.
هیچ اتفاقی هم نیفتاد. سال سوم انا فتحنا لك فتحا مبينا.
حالا تو یک وجهشه. و الا بعضی فتح مبین رو همون صلح هدیبیه گفتن
که این-اینایی که جانشون رو به پیغمبر بخشیدن چیز کمی نیست.
چی بالاتر از جان؟ کی حاضره جان ببخشه؟
این بزرگترین فتح، غنیمت این فتحه.
حالا فتح مکه هم بگیریم سه-- سال سوم.
سه سال خدا پدر اینا رو درآورد تا ازشون امتحان بگیره بالا پایینشون کنه به قول ما معلوم شه بالاخره کی
راست میگه من ب-با پیغمبرم.
کی راست میگه که فمعکم معکم لا مع غیرکم.
اینا امتحانات عجیب و غریبیست که گاهی اوقات الانم ما اینو میبینیم.
میگیم نگاه کن وضع آمریکاییها و اروپاییها و غربیها رو.
میبینی چه وضعشون توپه. بعد ما همش
ملت مسلمون همه تو بدبختی و فلاکت و کله-- کسی از فقر خوشش نمیاد.
کسی تایید نمیکنه این راه رو.
اما میخوایم بگیم تو دل این راهی که این طرحی که به قول بزرگان پیغمبر ایجاد کرده و به فتح عظیم
حکومت علوی و مهدوی ان شاء الله منجر خواهد شد و منتج خواهد شد.
این سختیای راه طبیعیست
و اگر کسی بخواد به یک نگاه
ظاهربین و سطحیبین نگاه کنه میبره.
میگه همه چی رفاه، خوشی،
همه چی مال اوناست. ما همش بدبخت و گرفتار و
فلان و میبره. نمیتونه اون فتح غنائم رو درست،
غنائم این فتح بزرگ رو نمیتونه درست تحلیل و تجزیه کنه.
لذا وسط راه تو امتحانات الهی
سر بلند بیرون نمیاد و وسط راه میبره.
ان شاء الله عاقبتمون ختم بخیر بشه به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
صلوات الله علی محمد و آل محمد.
جلسه قبل
جلسه بعد