د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۱۴
دارای متن همگام
استفتاء؛ خیانت متولی موقوفه
قلب مُمتحَن14_ج223
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱۵:۰۴
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۲ سرفصل
## استفتاء؛ خیانت متولی موقوفه
۰:۰۰
قرآن میفرماید:
۶:۲۸
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحیم و به این استعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی
آیاته. سلام عليكم ورحمة الله.
در خصوص احکام بحث ما در مورد وقف و نذر بود.
یه افتتاح جالبی از رهبر عزیزمون شده حالا با حضور
پرشور مدیران فعال و انشاالله خدمتکار و خا- خدوم به
عزیزان و مجموعه عرض میشود که مرتبط با آنها هم به گونهای هست که سؤال شده که اگر
گزارشی بیاد بر اینکه متولی یک موقوفهای حالا حسینیهای، مسجدی، هرچی، متولیان امر خیانت کردن، خائنن.
چه باید کرد؟ گزارش اومده آقا
فلان مدیر، فلان مسئول، فلان متولی خیانت کرده.
وظیفه ما اینجا چیه؟ خیلی جالبه.
ف-فتوای آقا رو دقت کنید با کلمه واجب شروع میشه.
میفرماید واجب است
بررسی این اتهامی که به ایشون وارد شده رو
به حاکم شهر بپرسین،
ارجاع بدین. انقدر مهمه.
نه این، نه یعنی مثلاً برید یه وکیلی بگیرید، یه آدم معمولی بخواد بررسی کنه، نه.
اولا واجب است. دوما
بسپارید به حاکم شهر. انقدر خیانت کسانی که متولی و مسئولن
مهمه. خب جالبه که حالا حضور
پرشور شما مرتبط شده یا به قولی
برخورد کرده با سیر
بحثهای ما که پیرامون قلب ممتhen بود.
ما یه چند وقتیست شاید حدود دو ساله که در خصوص
انواع قلب در قرآن
داریم بحث میکنیم که حدود شصت نوع قلب در قرآن رو استخراج کردیم.
رسیدیم به قلب ممتhen.
یعنی قلبی که خدای منّان او رو مورد امتحان قرار میده با امور مختلف.
که "ولنبلونكم بشيء من الخوف والجوع ونقص من الأموال والأنفس والثمرات".
همه اینها "ولنبلونكم" بلا و امتحان و فتنه است.
امتحانه. همه رو هم گرفتار میکنه.
حالا دیگه باید گفت چه کسانی سر بلند بیرون میان و که بشارت بگیرن.
مح-- الان ما میخوایم نکتهای رو عرض کنیم
که این حدیث رو به راستی اگر رهبر عزیزمون نفرموده بود از جهت
عرض شود عمق قصه و اینکه چه کسی داره این رو بیان میکنه میخوام بگم.
نه اینکه خودم رو پشت حرف رهبر پنهان کنم.
اگر نفرموده بود شاید جای تشکیک برای عدهای بود.
اما جالبه که برج نه
س-سال نود و هفت بله بعد از درس خارج یا همون اول درس خارج،
رهبر عزیزمون با یک آبتابی این حدیث رو بیان کردن.
دیگه بالاترین رتبه نظام وقتی میگه جای ترس داره، جای لرز داره.
حدیث جالبه که بدونید تو امالی شیخ طوسی هم است.
خیلی سند محکمه. البته مجلس دهمش هست صفحه دویست و چهل و شش.
و میدونید امالی که میگن از نوشتن میاد از املا میاد،
این بزرگوار در ماه مبارک رمضان اینها را نوشته بوده.
در ماه رم-مبارک رمضان هم تا کسی یقین نداشته باشه بر این حدیث که حدیث اهل بیته حق گفتن نداره.
اگه بگه روزه، روزهش باطله.
این نشون، ببینید من الان دارم گرا میدم ببینید چقدر اهمیت داره قصه.
حالا حدیث اینه.
عن النبي صلى الله عليه وآله وسلم قال
البته عرض کنم لا یپرانتز.
چهره به واقع نورانی شما نشون میده چون اهل ولایتید، مشخصه.
اهل تحقیق و دقت به این مطالب هستید.
حتما دیدید. من میخوام یکی دو تا نکته، کار ما همینن،
نکتهای که شاید کمتر بهش توجه شده از این حدیث استخراج کنیم.
لا یعمر رجل
علی عشرة فما فوقهم الا
جيء به يوم القيامة
مقلولة یده الى عنقه.
میفرماید هیچ کسی نیست که
حداقل بر ده نفر ریاست و مدیریت داشته باشه،
امر و نهی بکنه به اونها یا بیشتر از این.
الا جيء.
این یه نکته. جيء.
نمیگه میاد. میگه جيء.
یه آیه تو قرآن داریم میگه جيء
يومئذ به جهنم.
جهنم رو میارن، میکشونن میارنش.
این جهنم چیه که میکشونن میارن؟
که علامه حسن زاده میگه به همین جيء توجه کنی یعنی اصلاً خودت جهنمی.
خودت در وجود خودت جهنم ایجاد کردی.
خدا جهنم خلق نکرده. حالا به یک معنا.
جيء، میارنش.
این خیلی نکته مهمیه. اینطوری نیست که با دست و پای
خودش راه بیفته بیاد. کشون کشون یعنی با نهایت خاری.
این خیلی ترسناکه به خدا قسم
این حدیث. جيء به يوم القيامة مقلولة
یده الى عنقه. اینم یک نکته.
البته خدا رو شاهد میگیرم اگه آدم باسواد باشه با هر کلمه این حدیث باید یه منبر
چهل دقیقهای بره. که رفتن بعضی از بزرگان.
میگه که این دست رو نه فقط میبندن بلکه به گردن میبندن.
به گردن. چون نهایت خاریه.
وقتی دست به گردن بسته میشه، دیدی اسراهای ما رو داعشیها چجوری میبستن؟
که حالت خاری به خودش بگیره.
نتونه سرش هم بیاره بالا.
دست پشت گردن سر بالا نیاد.
یعنی دیگه اوج ذلت.
فإن کان محسنا.
برای چی میارنش اینطوری؟
برای اینکه حساب کتاب بشه. مگه شوخی نظام هستی؟
عالم بر اساس ولایت در جریان است.
اگر کسی خلاف ولایت عمل کند، خلاف ولایت کلیه الهی عمل کند، باید جوابگو باشد.
میفرماید فإن کان محسنا.
این باز محسن الله اکبر چقدر اینجا حرف میشه زد
اگر محسن بود حالا بگیم نیکوکار بود فک عنه.
باز میشه این تازه دستش باز میشه تازه.
اگه نیکوکار بود. حالا شما برید رو کلمه محسن کار کنید.
اونجایی که قرآن میفرماید "من جاء بالحسنه
فله عشر امثاله".
اگر کسی با یک حسنه بیاد
خدا ده برابر بهش پاداش میده.
علامه جوادی آملی میفرماید این نه یعنی تو یک ثواب ببر ده تا بگیر.
سود بانکی ده برابر.
نخیر یعنی اون حسنه معنای ولایت داره.
اگر کسی با التزام دقت کنید به کلمات با التزام قلبی،
لسانی و جوهرهای
یعنی هم جوانحی، هم جوهرهای
وارد بشه به درگاه خدا،
چنین کسی خدا ده برابر به سمت او
هروله کنان حرکت میکنه.
این تعبیریه که علامه جوادی آملی ذیل این داره.
در ربنا آتنا في الدنيا حسنة
و في الآخرة حسنة و قنا عذاب النار.
در تعبی-- در ذیل این حدیث دیدم بسیاری از بزرگان تصریح کردن که این حسنه ولایت--
یک جا فرمودن محبت حضرت صدیقه کبرا سلام الله علیهاست.
یک جا به صورت کلیتر گفتن ولایت امیرالمؤمنین و اولادشه.
چی؟ حسنه. پس اینجا میگه "فان کان محسنا"
اگر محسن بود یعنی ولایت رو با تمام شئوناتش التزام جوانحی و جوهرهای داشته باشه.
الله اکبر. خیلی خطر بزرگه.
میگه اگر اینطوری بود "فك عنه
و ان كان" استغفرالله "مسيئا".
اگر اینجا اهل عصیان و اساء ادب و سیئه و کوتاهی و عن تقصیر البته باشد،
که این عن تقصیر رو رهبری فرمودن.
چی میشه؟ "زيد غلا الا غله".
نه که دستش باز نمیشه بلکه زنجیر رو زنجیر میاد.
بستن رو بستن میاد. اصلاً میبندنش.
به فلک میبندنش. اینه که رهبری جالبه که وقتی این حدیث رو میفرماد
دقت کردم من اینایی که میگم شو به خدمت شما عزیزان تحقیقاً نه تقریباً.
معمولاً رهبر عزیزمون وقتی قبل درس خارجش حدیثی رو میگه سریع میگه میره.
اما رو این حدیث خیلی توقف کرد.
حتی خاطرهای از خودش گفت.
حتما شنیدید که فرمود من تاریخشم گفتم برید درآرید
که فرمود "من خود ریاست جمهوری دوره اول بهم تحمیل شد.
دوره دوم هم بهم تکلیف شد.
گفتن هم واجب
عینیست هم تعینی
که تو بری نامزد بشی" و فرمود
با بر اساس این حدیث آدم باید از مسئولیت و مدیریت برداشتن ولو برای ده نفر فرار کنه.
بعد رهبر خودش میفرماید "من تعجب میکنم چگونه بعضیا
سر و کله میشون برای گرفتن م-مسئولیت".
یا حق و ناحق میکنند.
پول میدن. نمیدونم کارهای کثیف میکنند که حالا الحمدلله از شأن شما به دوره.
منتها چون این میره تو کانال و دست یه سری میرسه و چه میدونم.
بالاخره ما وظیفه داریم اول البته نسبت به خودم حدیث نفس.
وای به حال کسی که حدیث داریم، حدیث از پیغمبر
اگر نمیتونه بار هفت نفر رو برداره قبول کنه
فرموده به من رسول خدا خیانت کرده است.
و البته فرمود اگر کسی بتواند
بار هفت نفر رو برداره و برنداره، ابا کنه، میتونه ابا کنه
این هم به من پیغمبر خیانت کرده.
چرا تو که ولایتی ای بر نداری یه آدم خبیث بیاد برداره.
منتها مهم اینه که تو دست و پا نزنی براش
و اینو دقت بفرمایید. تورو خدا خواهش میکنم از من بدتون میاد، از شخص من بدتون میاد،
از حرف من که نباید بدت بیاد.
از قیافه من خوشت نمیاد اشکال نداره از حرف من که نباید بدت بیاد.
حرف ما حقه. همشم مستنده.
هم رهبرمون، هم اماممون، هم پیغمبرمون حقایق رو دارن بیان میکنند.
به این برید دقت کنید. میگه
محسنا ولایت باید در تمام شئوناتش جاری شده باشه.
من یک برگه ای رو آماده کردم حدود شاید شصت هفتاد تا
از، از شاید عنا--
میشه گفت ارزشها و معیارهای مدیریت درست در اسلام از لسان
امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام قرار بود به دست شما برسه.
نمیدونم چرا نرسید. عناوینش رو.
اونها باید همه جاری باشه در وجود انسان.
برای یک مدیر مهم. مدیری که بتونه در حوزه مسئولیتش محکم عمل کنه که اونجا اون بند باز بشه.
عزیزان دلم. نسبت به زیردست، نسبت به مثلاً من یه حدیث دیگه بخونم و ختم کلام.
دیگه با این حدیث شما دیگه اوج قصه رو بگیرید دیگه.
الحمدلله اهل فهمید، اهل درکید.
محضر شما خوبان، بزرگان، اهل فضل.
من زیره به کرمون میبرم.
اما چه کنیم ما هم وظیفه ای داریم.
خیلی این حدیث رو توجه کنید.
خیلی جای بحث داره.
میفرماید در قیامت
خدای منان به کسانی که
فقیر بودن و رفتن از کسی پول گرفتن، مثلاً از یکی وامی، قرضی چیزی گرفتار شدی.
موسى بن جعفر فرمودن سه جا اجازه قرض گرفتن دارید.
یک، یک جا در قرض سنگینه.
یعنی کمرشکن شده مخارج زندگیت.
قرضها بالا آوردی چارهای نداری.
میگه اشکال نداره. حالا میری میگیری.
میگه این قیامت
به کسی که به تو پول کمک کرده
و تویی که به او کمک کردی شما رو رو در رو قرار میدن.
عجیبه این حدیثو دقت کنید. من دارم قشنگ تشریحش میکنم.
به اون کسی که پول گرفته
میگن برو از بالای دست،
یه رتبه بالاتر، بالادست اون کسی که به تو کمک کرده
از بالا دستشو بگیر و بیارش بالا نجاتش بده،
کمکش کن، شفیعش باش.
هر یاری میخوای بهش بده تو اون صحنه.
بعد از امام سؤال میشه چرا از بالا در-- این، این فقیره که پول گرفته تو دنیا
چرا از بالا بره دست کسی رو بگیره بکشه بالا
که تو، تو دنیا منو کمک کردی من میخوام اینجا تلافیشو بدم تو رو نجات بدم.
عجیب حرفی میزنه فرمایشی داره اینجا امام صادق صلوات الله علیه.
میفرماید چون اون لحظهای که تو دنیا،
به هوش و گوش باشید، اون دنیا این فقیر داشت پولو میگرفت، دستش پایین دست اون کسی بود که پول میداد.
یک شرمی، یک خجالتی،
یک شکستی تو وجودش بود.
خدا غیرتمنده، غیوره.
نمیتونه ببینه بندهش زیر دست کسی زجر بکشه.
میگه حالا میخوای دستشو بگیری قیامت،
تو از بالا دست اونو بگیر که جبران اون خجلت
و اون شکست درونی باشه.
اگر ما به خدا قسم این جزئیات آیات و روایات رو بررسی کنیم و دقت کنیم تنمون میلرزه که مسئولیت داشته باشیم.
و اگر داشته باشیم به قول رهبر عزیزمون خواب تو چشامون نمیره.
وای به حال کسی که وقتی مسئولیت گرفت سرسنگی بشه، سلام کسی رو درست جواب نده،
پشت در کسی رو معطل کنه، جواب کسی رو نده، نامهی کسی رو جواب نده
یا به قول رهبر عن تقصیر--
خب حتی رهبر به اینجا میکشونه ختم کلام.
دیگه اهل فضلیت میدونید منظور آقا چیه.
میگه حتی اگر عن تقصیر قرار بوده در حوزه مسئولیت و فعالیت شما یه اتفاقاتی رخ بده، باید رخ میداده و تو
در حوزه مسئولیت تو رخ نداد.
اگر عن تقصیر بوده باز جوابگو باید باشی.
در مورد کارهایی که صورت نگرفته تازه،
نه اونهایی که دست پاشه شکسته و خراب صورت گرفته.
ببینید چقدر خطرناکه.
لذا تا تکلیف نباشه آدم نباید مسئولیت برداره.
بنده حقیر بارها عرض کردم محضر عزیز دلم
که اینجا تشریف دارند و خیلی هم عزیزن برای ما.
مسئولیت و مدیریت محترم
این مجموعه و خود شماها. میدونید تو همین سازمان نگید عروس
نمیدونم چی میگن؟
رقص بلد نیست میگه زمین کجه.
نمیدونم گربه دستش به گوش نرسه میگه پیف پیف بو میده.
نه. به بنده حقیر هم مسئولیتهای کلان مدیری کلی پیشنهاد شد.
به خدا قسم به خاطر همین چون احساس تکلیف نکردم چون بودن آدمهای بهتر از من.
دو ترسیدم، خدا شاهده ترسیدم.
اگرچه مد-- خیلی هم حقوقهای خوبی داشت.
این ترس اگر در وجود ما نش-- نیاد کار دست ما میده.
کار ما به کارستون میرسه. انشاالله
عاقبتمون ختم بخیر بشه به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل علی محمد و آل محمد
جلسه قبل
جلسه بعد