یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
همّه الشکر در وصف مؤمن
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین. السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیات. . قسمت دیگهای از روایت امیرالمؤمنین علیک الصلاة والسلام پیرامان وصف مؤمنین که ما در بحث قلب مؤمن مشغول بودیم. این عبارت شریف هست که از صفت مؤمن این است که یمسی یعنی شب میکند و همهو همش چیست؟ در چه حالی شب میکند مؤمن؟ صبح تا شبش که گذشت حالا شبش رسیده همش چیست؟ غمش چیک حالا؟ الان هم و غم ما شب که میشود چیست؟ بریم یک گوشه جنازهمان ولو بشود و فلان. ولی فرمود همهو الشکر شکر. هم مؤمن وقتی شب شد شکره. که اگر غیر از این باشه قطعاً چنین کسی مؤمن نیست. آقا تعارفم نداریم. فرمایش مولامان هم هست دیگه. حالا شکر مراتبی دارد.
مراتب سهگانهٔ شکر
در روایات داریم که مراتب شکر سهگانه است دیگر میدانید. مثل خود توحید، مثل خود ولایت. این استا همه حالا ما آن انواعشو نمیگویما مراتبشو میگویم. چون حمد و شکر انواع خمس دارد پنج گانه. مثل نکاح، مثل حضرات اینا، مثل نون. این استا انواع پنج گانه دارد. فعلاً با آن کاری نداریم. مراتبش سهگانه است که یکی شکر قلبیک که انسان بالاترین مراتب شکر این است که انسان قلبش شاکر خدا باشه، قلبش متوجه نعمت الهی باشه. امکان دارد کسی به لسانش هم جاری بکند حمد رو. مثلاً به طرف میگی مریضه میگی حالت چطوره؟ آه میکشد میگوید ای چه بگویم؟ الحمد لله نگی سنگینتری. این ای چه بگویم و اینا. خب نه بابا نگی سنگینتر. این شکر نشد. نه قلب همراهی کنه. این خیلی مهمه.
شکر قلبی و لسانی و مودت
بعد مرتبهی لسانیک که قطعاً باید به لسان جاری بشود. ولایت هم همینطوریه. توحید هم همینطوریه. باید به لسان همانطور که تو دلت بگی من اهل بیت رو دوست دارم. قل لا اسئلکم عليه أجراً الا المودة فی القربى. نه محبته فی القربى. فرق محبت و مودت رو قبلاً گفتیم. مودت یک شدت محبته، دو بروز محبته. نشان بدی دوست داری، بگی اقرار کنی. سه هم که بدون هیچ چشم داشتی بهش میگویند مودت. شرط این مزد رسالت پیغمبرود. حالا تو شکر هم باید اقرار به زبان باشه. سومیش هم مراتب عملی شکره. یعنی اعضا و جوارح باید عملاً از نعمتها در مسیر شکر استفاده کنن. یعنی چی؟ یعنی که هر نعمتی رو در آن راهی که خدا میپسندد خرج کنی، استفاده کنی. به این میگویند شکر عملی.
شکر عملی و فی سبیل الله
اصلاً روایت هم داریم که خدا دوست دارد هر نعمتی به هر کسی داده ببینه که دارد از آن نعمت استفاده میکند. برخی نعمت ظاهراً فراوان دارن اما هیچ استفادهای نمیکنندد. انباشته کردن، اندوخته کردن، یک گوشه انداختن، زمین رو خریدن، گذاشتن یک گوشه قیمتش برود بالا. سکه رو خریدن گذاشتن گوشه قیمتش برود بالا. دلار رو خریدن گذاشتن گوشه این استا اصلاً مسلمانی نیست. اینجور کارا اصلاً در اسلام نیست. این بلای بزرگی که بانکهای ما، بانکهای به ظاهر اسلامی ما در سر اقتصاد ما دارن میارن، چرا ما از اقتصاد خیلی متأسفانه لطمه خوردیم؟ یک دلیل عمدهش بانکهای غیر اسلامی ماست. ظاهراً زیر نظر شورای نگهبان و قانون بانکداری اسلامیه. ولی انجام نمیشود که.
انباشت نعمت و بانکها
شما بری ببینی این پولهایی که از مردم میگیرند که با آن کار کنن سود بدن واقعاً کار میکنندد؟ نه، اکثراً زمین و طلا و دلار میگیرند نگه میدارند که چه بشود؟ که قیمتش برود بالا سر بفرما. این بلاییک که میآید سر مردم میشود تورم و فلان. نمیره تو چرخه تولید و اقتصاد. این همه آقا داد میزنند. پس استفاده از نعمت در مسیری که حضرت حق میپسندد میشود شکر عملی نعمت. هر عملی مثلاً انسان از چشمش به عنوان یک نعمت در مسیری که رضای خدا درونه استفاده کنه میشود شکر چشم. اما بخواد خدا نکرد این چشم پرزگی کنه این چه شکریه؟ هرچه هم به لسانش بگه خدا رو شکر. الحمد لله این شکر نیست. کل نفس مسئول يوم القيامة الا فی سبیل الله. پیامبر فرمود. احسن. بله دقیقاً همینه.
رزق و برکت
یعنی شکر عملیه. باید هر نعمتی فی سبیل الله در راه خدا هزینه بشود، صرف بشود، خرج بشود تا و الا اگر استفاده نکنی که اصلاً رزقتم نیست، نعمتم نیست اصلاً. ببال گردنته اگه استفاده نکنی. یا این خیلی از چیزا رو ما داریم مثلاً میبینیم طرف یک چیزی دارد قایمش کرده. یک باغی دارد گذاشته یک گوشهای اصلاً خودشم نمیره گذاشته قیمتش برود بالا. این استا چوب خوردن دارد به خدا قسم. قیامت قیامت واقعاً قیامت اگه بپاشه بیچاره میکنن هممونو. حضرت صادق صلوات الله علیک یک مقداری برنج در منزل داشت قحطی شد. بعد حضرت فرمودند که چه شده؟ پرسیدن از قضا از وضعیت اقتصادی و جامعه گفتند که مثلا برنج خیلی قیمتش رفته بالا و اینا.
آه قرآن از کمی شکوران
حضرت فرمود هرچه برنج تو منزله برید بیرون تقسیم کنید. گفت قیمت برنج رفته بالا شما میگی تقسیم کن؟ نگه دار، نگه دار برای روز مبادا. حضرت فرمود این چه مسلمانیه؟ من این کارو بکنم مورد غضب خدا قرار میگیرم. این مسلمانی نیست. به خدا اگر اسلام پیاده بشود ما مشکل اقتصادی نداریم. این خیلی مهمه. پس بحث این است که اگر نعمتی رو داشتیم باید ازش استفاده کنیم. حالا تازه خیلی هنر کنیم از نعمت در راه خدا هم استفاده بکنیم این تازه میشود رزق ما. باز برکت توش نیست. برکت کجا است؟ اونجاییک که دیگران هم از آن استفاده کنن.
عقل تمامکننده
از علمت و از آبروی تو، از وجاهت تو، از قدرت بدنی تو، از معنویت تو، از مالت و از باغتو، از هرچه که داری دیگران هرچقدر بیشتر بهره ببرن آن میشود برکتش. اینو حالا قبلاً پیشتر آمد. پس بحث شکر بود. در قرآن خدای آهی کشیده. آه قرآن رو براتان بگم و قلیل من عبادی الشکور. خیلی کمن بندگان شکور من. آه خداست. اكثر الناس لا يشكرون. این هم یک آه دیگر خدا تو قرآنه. اکثر مردم شکرگزار نیستن. حالا اگه کسی بیاید بگه این شکوره یعنی به شدت شکرگزار. نشان شدت دارد، حد دارد. خب قبول. فقط انبیائ که شکورن مثل انه كان عبدا شكورا. در خصوص حضرت نوح داریم تو قرآن. این انبیا هستن. اما این چی؟ اكثر الناس لا يشكرون. اصلاً اهل شکر نیستن اینا. اکثر مردم. این آه خداست.
نوح عبد شکور
متاسفانه گرفته خیلیها رو. ملائکه چند جا هست که تعجب میکنن. ملائکه الهی چند جا تعجب میکنن. یک جاش اونجایی که میبینن یک بنده ای دارد شکر خدا رو میکنه. چه خبرود تو این عالم؟ چرا آنقدر ناشکر شدیم ما؟ که تعجب میکنن. پیداست که واقعاً این وعده الهی وعده حقیک که اکثراً شکرگزار نیستن. امام صادق صلوات الله علیک روایتی دارن لم يقسم، لم يقسم الله بین الناس شیئاً اقل من خمس. خدا بین بندههاش نایابتر، این اقل رو باید نایاب ترجمه کرد. نایابتر از پنج خصلت قسمت نکرده. یعنی پنج تا خصلتن تو بندگان خدا که این استا خیلی نایابن. این استا چین؟ و جالب است که خدا این استا رو قسمت کرده. قسمتشان از سمت خداست، روزیشون.
موسی و سلسلهٔ شکر
اول فرمود اليقين و القناعة و الصبر چهارمیش فرمود و الشکر. شکر جزو آن نعمتهای نایابه که خدا روزی کسی بکند. پنجمیشم فرمود و الذي يكمل هذا كله. آن پنجمیش اونیک که همه رو تکمیل میکنه برای انسان عقله. العقل. یعنی آدمی شکرگزار که عاقل باشه. اگه کسی عقلشو به کار بندازه قطعاً شکرگزاره. پس آدم ناشکر بیعقله. عقلش رو تعطیل کرده. قطعاً هم دچار آلودگی میشود که يجعل الرجس على الذين لا يعقلون. در کتاب در المنثور رو نگاه میکردم که مال مرحوم سوییطیک دیگه. که چرا قرآن حضرت نوح رو عبد شکور نام میده. حالا آدم برود بگرده این استا رو ببینه روایتی داریم نداریم. چرا اصلاً؟ چرا عبد شکور ایشون؟
داوود و بندهٔ بهشتی
از پیغمبر عزیز عالم روایتی آورده که ایشان بعد از هر غذا خوردن الحمدلله، بعد از هر آب خوردن الحمدلله. برای شروع هر کاری کوچک و بزرگ، چه کار کوچیک، چه کار بزرگ ایشان میفرمود بسم الله و الحمدلله. برای هر کاری. بسم الله و الحمدلله. اونکه فرمایشی که پیغمبر عزیز عالم فرمودند آب رو سه هرت بخور. اول هر هرتت بسم الله بگو، آخرش الحمدلله بگو. انجام بدین چه برکتی میگیره. تو بحث روح بخاری آثار این کار رو در روح بخاری گفتیم. آن سی و یک جلسه سر مکرم کسی گوش داده باشه اگه چنانچه خاطر شریف تان باشه آثارش در وجود خودتان رو.
پیامبر و قلیل من عبادی الشکور
یا اینکه چرا میگوید میخوای آب بخوری سوره قدر بخون به آب بخون سوره قدر رو بدم بخون و بدم به آب و این آب رو بخور نور بصر میآورد، نور وجود میآورد. چه ربطی این آب به نور وجود، نور بصر دارد؟ آن ربطش تو روح بخاریک که قبلاً بحث کردیم. آدم شکرگزار این کارو میکنه. آدم شکرگزار هر لقمه غذایی که میخوره اولش میگوید حداقلش میگوید بسم الله، آخرش میگوید الحمدلله پيغمبر فرمود بسم الله الرحمن الرحیم. آخر فرمود الحمد لله رب العالمین. با هر لقمه اصلاً انجام بدیم یک مدت ملکه میشود. اصلاً بدون ناخودآگاه داری میخوری این استا رو میگی. بعد چنان برکتی پیدا میکنه وجود انسان.
عواب و معرفت نفس
بعد یک روایتم حالا آن مال اهل تسنن بود در تفسیر برودان که مال شیعه است از امام باقر صلوات الله علیک دیدم که روایت خیلی شیرینی آورده بود که علت اینکه به حضرت نوح عبد شکور قرآن لقب داده نام داده به جهت اینکه یک مناجات نامه یا به عبارت بگوییم شکر نامهای ایشان داشت که هر روز صبح و شب میخوند که- زیارت نامه. نه شکر نامه. بله. که لک الحمد و لک الشکر توش دارد. ااا حالا ترجمهش این است بار الها من شاهد میگیرم تو را در هر نعمتی. تا حالا ما با خدا اینطوری حرف زدیم؟ من تو رو شاهد میگیرم در هر نعمتی که در شب و روز داشتم، همه این نعمتهایی که شب و روز داشتم، چه نعمتهای دنیوی و چه نعمتهای اخروی. ما خیلی توجه کنیم نعمتهای دنیوی رو میگیم.
تسبیح و تحمید و مراتب حمد
همه اونها از توست. تو رو شاهد میگیرم. هر نعمتی اعم از دنیوی و اخروی که من داشتم تو رو شاهد میگیرم بر این نعمتها که همش از توست و تو یگانه هستی و بی شریک. حمد و شکر تو به خاطر آن نعمتها بر من واجب است. اینو حضرت نوح عرض میکند. ولی اینجاش خیلی عالیه. خیلی. همش عالیه. مخصوصاً اینجاش. ولی نه تنها آنقدر که راضی شوی. خب؟ نکتهست اینجا. بلکه بعد از رضای تو نیز شکر گزارم. نه اینکه آنقدر شکر میگویم که تو راضی باشی. تازه این نشان میده که خود شکر کردند شکر میخواد. خود مقام رضایت الهی در پس شکر، شکر میخواد.
سفرهٔ علم و بارک لمولانا
همانجا که حضرت موسی علی النبيان و آله و عليه الصلاة والسلام به خدا عرض کرد خدایا من چگونه تو رو شکر بگم در حالی که در پس هر شکری، شکری واجبه بر آن شکری که کردم. خدا فرمود به جهت همین اقرارت تو رو جزو شکرگزاران قرار دادم. اقرار کردی چگونه تو مثلاً نمیتوانم شکر تو رو بگم. همین شکر یک شکر دیگر میخواد دوباره آن شکر یک شکر دیگه. اینطوری نیست؟ در خصوص حضرت داوود هم آیات پونزده تا بیست ساد. ده تا خصلت رو خدای منان در خصوص حضرت داوود، حالا من شمردم ده تا بود اگه بیشتره باز نگاه کنید آیات رو. در خصوص حضرت داوود بیان میکند عبودیت و بندگی، قدرت و قوت معنوی و جسمی، بازگشت و رجوع مدام به خدا و در رابطه با تنگ بودن با خدا. اینکه کوهها تسخیرش بودن.
صبح و شام در حال تسبیح خدا بود و همه حیوانات به خصوص پرندهها همراهیش میکردند. کوهها همراهش بودن در تسبیح الهی. حکومت استوار بهش داده بودن. صاحب علم و دانش سرشار بود. مایک برکت بود. منطق گویا، بیان لطیف- صدای زیبا. صدای زیبا. حالا در کنار همه اینها بحث شکرگزاری ایشان مغفول باقی مونده. یک روایت دیدم خیلی شیرین بود که اه حضرت امام صادق صلوات الله. شما میدانید حضرت داوود دو تا همنشین دارد تو بهشت که این استا تو دنیا مشخص شدن. یکی مدها بود که هیزم کش بود. یک جریانی دارد. بیشتر مقصودم آن دومی که یک خانمی بود. اسم این خانم بود خلاده بنت اوس. بله بنت اوس.
این خانم خیلی جالب است که بدونید خدای سبحان، پروردگار منان دستور داد به پیغمبرش داوود که برو آدرس داد گفت برو این خانمو به این اسم پیداش کن که او در بهشت همنشین تو و همدرجه توست و به این خانم خدا فرمود از طرف من خدا این بشارتو بده. خیلی عجیبهها. بعد خیلی داستان خیلی شیرینی هم دارد که حضرت داوود میره با آن آدرس و شخص و آن خانم رو پیدا میکنه و بهش بشارت میده و بعد این خانم باید چه کار کنه؟ پیغمبر خدا بیاید بگه تو همنشین منی در بهشت. باید چه کار کنه؟ چه عجبی بگیرش. چه خود شیفتگی بگیریدش. گفت خیلی عجیبه خدا شاهده. آدم ماها من خودم رو که میبینم برام عجیبه. شاید برای شما این عجیب نباشه بگین چیزی نبوده که.
ایشان توی آن جایگاه و این رفتار حضرت داوود از طرف خدا خیلی جدی. نه که بخواد مثل من خودش رو الکی بشکنه که دیگران بگن نه آقا تواضع میکنید، خود شیفتگی میکنید. گفت فکر میکنم تشابه اسمی بوده. یا نبی الله. فکر میکنم اشتباه گرفتید. بنده اونی نیستم که شما میگید. من کجا شما کجا؟ جایگاه قرب الهی کجا؟ فکر میکنم اشتباهی شده. حضرت داوود اصرار کرد نخیر هیچ اشتباهی نشده. من درست آمدم. آدرس رو از خدا گرفتم. خدا بشارت به تو داده. من آمدم فقط بدونم تو چه کار میکنی که به این مقام رسیدی. من این استا نیستم. گفت من آخه کاری انجام نمیدم. ببینید یک آدمی که به آن مراتب میرسه این یکی از صفاتشا نمیبیند اصلاً کارهاشو خودشیفتگی ندارد، اوج ندارد. معجب نمیشود.
این خودش نکتهست. حالا کاری نداریم روایت مبسوطه وقتمان هم زیاده. خلاصه آخرش این بود که گفت تو چه کار میکنی؟ گفت راستشو بخواید حالا شما اصرار میکنید یا نه اگر خدا به ما لطف کرده باشه به این دو جهت شاید بوده که یکیش این بوده که هر بلایی، فقر، گرسنگی، مریضی، سختی، هر بلایی سر من تا حالا آمده من در برابر حضرت حق سکوت کامل بوده. هیچ حرفی نزدم و رضایت کامل از خودم نشان دادم. مطلقا شکایت نکردم. نه در قلبم اظهار نارضایتی، نه در اقرار لسانی. بعد دومیش هم با اصرار البته حضرت داود. گفت من صبح و شب این ذکر مداوم منه که شکرت الله عليها و حمدته. من صبح و شب مشغول شکر و حمد الهی هستم برای همه نعمتهاش. خب این ببینید آدم تا کجاها میبرود.
یک پیغمبر عزیز عالم آنقدر سجده کرد، آنقدر گریک کرد سحر که همسرشان متعجب شد. رفت سراغ عایشه. رفت سراغ پیغمبر گفت آخه یا رسول الله بسه من از جان شما میترسم. آخه چه خبرود دیگر شما پیغمبر خدایی شما. عرض کرد من نخوام که عبد شکور خدا باشم؟ من دنبال این نباشم که خدا میفرماید قلیل من عبادی الشکور. من نخوام که عبد شکور خدا باشم؟ عواب- خود خدا تعریفش میکنه. خود خدا. عواب کسیست، یک نکتهای به شما عرض کنم حالا پیرو فرمایش عزیزم. عواب کسیست که شکر وجود خودش رو هم دارد. یعنی معرفت نفس. تا کسی معرفت نفس رو طی نکنه، من عرف نفسه فقط عرف ربه. این استا به تمامه. تمام کتابهای حضرت علامه حسن زاده علیک الرحمه و الرضوان و همه حکما، بزرگان، عرفا اینو نوشتن.
حرف اولشان توحیده. توحیده و خداشناسیه. خب راه، شاهراه توحید چیست؟ من عرف نفسه فقط عرف ربه. این همش بوی معرفت نفس میده. کسی که خودش رو شناخت، آن موقع شکر وجود خودش رو در درگاه الهی انجام میده. یعنی عواب میشود. بر میگرده به حضرت حق. این تو دلشه. که حالا ما پیشتر آمد. مراتب شکر و حمد رو گفتیم که سهگانه بود. یکیش بود چی؟ شکر قلبی، اقرار به لسان و خرج کردند آن نعمتها در راه خدا در، در عمل. ولی انواع شکر و حمد رو بخوایم بگوییم آن دیگر بحث مبسوطی میطلبد و ما بیست دقیقهمان تموم شد. من فقط دیگر توضیح نمیدم. برای اینکه تو ذهنتان باشه خواستید رجوع کنید به کتاب هزار و یک نکته حضرت استاد. نکته ششصد و شصت و سه. ایشان یک توضیح اجمالی میدن.
خب مراتب حمد رو میگویند. مراتب پنج گانه نون رو میگویند. مراتب پنج گانه نکاح رو میگویند. نکاحات خمس. حذرات خمس رو میگویند. قلب رو میگویند پنج تا قلب. مراتب انواع پنج گانه قلب و حالا این بحث مراتب پنج گانه حمد رو یا انواعش رو من عرض کنم. اولش رو فرمود اعلاها و اولی هم که از همه بالاتره. ما فی مقام الجمع من ذکر الحق نفسه باسمه المتكلم بالحمد و الثنا علی نفسه. آن شکر و حمدیک که حضرت حق در نفس خودش، خودش، خودش رو حمد میکند. الحمد لله رب العالمین. اولین آیک بعد از بسم الله دیگه. این آیک یعنی چی؟ خدا خودش شاکر حامد نفس خودشه. الحمد لله رب العالمین. رب العالمین کیست؟ حضرت حق. هر کسی یک ربی دارد.
اسم اعظمی که در او جلوه کرده، تجلی کرده، کانال وجودی و وصلش به الله. اما آن رب العالمینه. الحمد لله. اینجا این اولیش و بعد و ثانیها ذکر الملائکه المقربین و هو تمهید الارواح و تسبیحها لربها. دومین رتبه از بالا که بیایم به پایین مراتب رو ذکر ملائکه مقربن. نه هر ملکی. ملائکه مقربه که در تسبیح و حمد الهی دارن و تسبیحشان برای پروردگارشونه. اگه باید دقت داشت اینجا حالا فرصت نیست بعداً دوست البته این شب جمعه اگه کسی حواسش باشه آدرسشو بنویسه. این ش-شب شب جمعه نه ببخشید، شب شهادت امام رضا اگه صوتش آمد تو کانال یک بیست دقیقهای جمع و جور ما صحبت کردیم. اینکه سر اینکه چرا در قرآن فسبح بحمد ربک و اصلا تسبیح به حمد چیست؟
چرا در رکوع و سجود ما سبحان ربی الأعلى سبحان ربی العظیم و بحمد داریم؟ این هم از حمد و تسبیح رو با هم آورده. تسبیح، تنزیک الهیه. تنزیک منزه از هر نقص و حد و ماهیت و اینا. تحمید، تشبیک حضرت حقه. که همه این کثرات و خلائق شباهتی به الله دارن. اسماء الهی درشان پیاده شده. این دو با هم جمعاند. یعنی باید در کثرت، وحدت رو دید و در وحدت، کثرت رو. سومیش هم "و ثالثها ذکر الملائکه السماویه". یک رتبه پایینتر، آن ملائکه مقرب، این ملائکه سماوی، آسمانی و "نفوس ناطقه المجردة". آن نفوس ناطقه، نفس ناطقه، یعنی مجردة و ملائکه سماوی، آن هم یک حمدی دارن در رتبه خودشان. چهارمیش "ورابعها ذکر الملائکه الارضیه". اینو بیایم رو ملائکهای که رو سطح زمین.
"والنفوس المنتبئة مع طبقاتها". این نفسهای طبیعی و ملائکه زمینی. اینها هم مراتب حمدشان محفوظ. آخریشان هم حالا هر کدوم این استا توضیح دارد. دیگر الان فرصت نیست آخرین جمله رو هم عرض کنم. "و خامسها ذکر الأبدان و ما فيها من الأعضاء و کل واکل واکل لربه بلسان يختصبه، بلسان يختصبه". یعنی این همه اعضا و جوارح و بدن و این استا همه چه دارن، ذکر حمد دارن، تسبیح به حمد دارن. اینها هم خامدن. اینها هم شاکر الهی باید باشن اگر ما بذاریم، اگر بگذاریم چشممان حمد کنه، اگر بگذاریم گوشمان حمد کنه. حالا الان بفرما ببینم حمد چشم چه میشد؟ لیبان پاکین بود. آفرین. یعنی اینکه این چشم رو در راه رضای خدا ازش استفاده کنیم میشود شکر چشم. به این شکل و همه اعضا.
این آخرین نوعه، این آخرین رتبهایه، یعنی مادونه. انزل مراتب حمده. تازه این انزلش رو نداری دیگه. آره. والحمدالله. این نکته رو هم بگم انشاالله یادآوری کنید وقتی یادم میره. "فلينظر الإنسان إلى طعامه" دیگه. طعامه. بله. قرآن میفرماید انسان نگاه میکند به آن چیزی که میخوره. امام باقر علیک السلام چه فرمودند؟ زیل این آیک فرمودند "أي العلم من می أخذ". بلکه نگاه میکند به علمی که اگه انسان باشه نگاه میکند به علمش که از کجا اخذ میکند. این بعد این سفره الان سفره علم و معرفته. این قطعاً این سفره صاحبش صاحب علم کلیهست. امام عصر ماست. چرا سر سفره طعام که میشینی "فلينظر فلينظر الإنسان إلى طعامه". طعامهی. طعام رو فقط نان و آب میگیری.
که اونجا میگوید سر سفره نشستی چه بگو؟ دعاش چیست؟ سر سفره نشستی اول و آخرش رو نه، از همان وسط بگو "اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان". خدایا برکت بدهد به امام زمانم. که از مجرای او به ما رسید. آفرین. "بيومه رز قلب". اونجا سر سفره اینو میگی. الحمدالله من دیدم تو نونوایا خیلی دارن میزنند. هی برجسته شده دارن میزنند این تو نونوایا دارن هی سردرشان این استا رو میزنند. "اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان". سر سفره نان و آب اینو میگیم، سر سفره علم و فضیلت و معرفت نگیم؟ "اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان". این برکت از آقاست. همین سفرهها، همین جلسات که ما میشینیم. واقعاً "اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان والحمد لله رب العالمين". صلوات ختم کنیم.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.