ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 006

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

اواخر شعبان و نشانهٔ قلب مؤمن

اواخر ماه عزیز شعبان است و به استقبال ماه مبارک رمضان می‌رویم. بسیاری به‌ویژه امروز در جلسهٔ مصعب بلال درخواست نکاتی برای ماه مبارک رمضان داشتند؛ تبرکاً دو نکته در دل بحث گفته می‌شود چون مرتبط است. در بحث قلب مؤمن آیهٔ «أولئک کتب فی قلوبهم الإیمان» مطرح بود: ایمان در دل‌هایشان کتب شده، نوشته شده، درج شده و جا انداخته؛ نشانهٔ قلب مؤمن است و دیگر نمی‌توان از آن دل خارجش کرد.

کتاب تأویل الآیات و حزب‌الله

کتابی که چندین بار از آن بهره گرفته شده و شیرین‌تر از عسل است: «تأویل الآیات الظاهرة فی فضائل العترة الطاهرة»؛ آیاتی در فضیلت اهل بیت آورده و روایات را ذیل آن بحث کرده است. ذیل همین آیه، چون آخر آیه می‌فرماید کسانی که خصوصیت‌هایشان شمرده شده — یکی‌اش آنکه در قلبشان ایمان کتب شده — کیستند؟

«أُولَٰئِكَ حِزْبُ اللَّهِ ۚ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» (مجادله/۲۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آنان حزب خدایند؛ آگاه باش که حزب خدا همان رستگاران‌اند.

رستگاران عالم اینان‌اند؛ حزب‌الله‌اند. با ادعا که من حزب‌الله‌ام نمی‌شود؛ آن خصوصیت‌ها باید باشد. به‌ویژه کتب ایمان در دل‌ها باید باشد تا حزب‌الله باشند و مفلح و رستگار.

روایت سلمان؛ هذا و حزبه هم المفلحون

یکی از روایات ذیل این آیه در همان کتاب، تبرکاً خوانده می‌شود. عیسی بن عبدالله بن عبیدالله بن عمر بن علی بن ابی‌طالب علیه‌الصلوةوالسلام فرمود — فرمایش را به مولایمان علی رساندند — که مولا فرمود: حدثنی أبی عن جده عن علی علیه‌الصلوةوالسلام. این فرزند حضرت می‌فرمود پدرم از جدش از علی بن ابی‌طالب برای من حدیث کرد؛ یعنی نوهٔ حضرت. عنه قال: قال سلمان الفارسی. امیرالمؤمنین به نقل سلمان فارسی می‌گوید. سلمان گفت یا أبا الحسن — آن موقع کنیه را صدا می‌زدند نشانهٔ حرمت و شأن؛ در حدیث کساء نیز حضرت صدیقه شهیده همیشه امیرالمؤمنین را یا أبا الحسن خطاب می‌کند. یا أبا الحسن ما طلعت علی رسول الله إلا و ضرب بین کتفی و قال. سلمان به امیرالمؤمنین عرض می‌کند: مولا جان هیچ‌گاه نشد در حضور رسول خدا شرفیاب شویم مگر آنکه پیامبر میان دو کتف من زد — انگار حرف مهمی می‌خواهد بزند. سلمان می‌گوید نشد محضر پیامبر برویم مگر این کار را با من کرد؛ پس پیداست حرف بسیار مهم است. و قال: یا سلمان هذا و حزبه هم المفلحون. سلمان می‌گوید پیامبر به کتف من می‌زد هر وقت محضرش می‌رسیدیم و اشاره به شما می‌کرد یا امیرالمؤمنین؛ می‌فرمود هذا — این آقا، هذا علی — و حزبه؛ حزب این آقا. پس حزب‌الله می‌شود حزب علی، حزب امیرالمؤمنین، حضرت اباالحسن وصی علیه‌الصلوةوالسلام؛ و حزبه هم المفلحون؛ اینان که رستگارند. بقیه را رها کن. هر بار سلمان می‌رفت پیامبر این تأکید را می‌کرد.

ایمان مکتوب؛ ولایت‌مداران نه صرف اسلام

با توجه به این روایت، خصوصیت‌های اهل ایمان و کسانی که ایمان در قلبشان کتب شده — که بعدها پرداخته خواهد شد — آخرش می‌فرماید اینان مفلح‌اند. ذیلش روایت می‌آورد که پیامبر فرموده آن رستگاران حزب این آقایند؛ ایشان و حزبشان. پس تمام خصوصیت‌هایی که در آیه آمده مربوط به ولایت و ولایت‌مداران است. کسی که در مسیر ولایت اهل بیت علیهم‌الصلوةوالسلام است و التزام عملی به فرامین آنان دارد، همان‌هایند که ایمان در قلبشان کتب شده؛ جز آنان کتب ایمان نیست. اگر این را در رسانه بگویی غوغا می‌شود؛ اول کسانی که پرچم دعا بلند می‌کنند اهل تسنن‌اند و می‌گویند یعنی ما ایمان نداریم؟ بر اساس این روایت کتب ایمان ندارند. می‌شود گفت اسلام دارند؛ اسلام همین که گفت لا إله إلا الله جان و مال و ناموسش در امان است و مسلمان شد. اما ایمان قصهٔ دیگری است. تازه به خود کسانی که می‌گویند ایمان، «یا أیها الذین آمنوا آمنوا»؛ ایمان مرتبهٔ عمیق‌تر از اسلام است. مطلقاً در قرآن هر کجا از اهل ایمان و مؤمن یاد می‌کند یعنی کسانی که ولایت امیرالمؤمنین را دارند؛ شیعیان و محبین امیرالمؤمنین علیه‌أفضل‌الصلوات.

از رجب و شعبان به ماه خدا؛ حرم و صحن و تربت

ماه ولایت — رجب — را پشت سر گذاشتیم؛ آمدیم به ماه شعبان که ماه پیامبر است و می‌رویم به سمت ماه خدا. قطعاً بسیاری مانند من فروگذاشتیم و بسیار کم گذاشتیم و بهرهٔ حداقلی از این دو ماه بردیم تا برای ورود به ماه خدا آماده شویم. این دو ماه را گذاشته‌اند که آماده شویم. پیش‌تر مسئلهٔ حرم زده شد: شهری که داخلش حرم است ماه رجب است؛ خود حرم و صحن‌های اطراف ماه شعبان؛ آن روضهٔ مقدسه ماه مبارک رمضان؛ تربت می‌شود شب قدر. تا آنجا باید رفت. کسی جا مانده باید سراغ جبرانی‌ها برود. جبرانی‌ها اصلاً جز با ولایت اهل بیت علیهم‌الصلوةوالسلام هیچ چیز را جبران نمی‌کند.

سورهٔ قدر؛ محاجه با دشمنان و اثبات انسان کامل

در میان سوره‌ها کدام سوره است که فرموده‌اند با دشمنان ما در خصوص ما محاجه کنید؛ این سوره کلاً مال ماست و اثبات بر وجود انسان کامل در هر عصری است با بدن عنصری؟ سورهٔ قدر. پس با سورهٔ قدر که پیرامون ولایت است می‌شود جبران کرد. حالا سر اینکه چرا غروب جمعه — و بحثی دربارهٔ جبرانی‌های متعدد داریم: چه کنیم ساعات شبانه‌روز، روزهای هفته، ماه گذشته، سال گذشته، عمرمان را جبران کنیم؟ همه را اهل بیت راه داده‌اند — می‌فهمیم چرا فرموده‌اند غروب جمعه کسی عصر جمعه صد تا سورهٔ إنا أنزلناه بخواند، هرچه از او در هفته فوت شده از فضائل و نور و رحمت به او می‌دهند. سورهٔ قدر آن‌قدر ظرفیت دارد.

هزار بار سورهٔ قدر؛ شامهٔ یعقوبی و ملکوت

یکی از عزیزان کلاس چهارشنبهٔ مسجد بلال دکتری عرفان دارد. برای من جالب بود که من تنبل که فوقش خود را بکشم بعد از هر نماز صبحی ده تا إنا أنزلناه وارد شده؛ حضرت استاد خیلی تأکید داشتند به فرمایش امام صادق صلوات‌الله‌علیه این را بخوانید قدرت روزی‌بخشی حضرت حق را آن روز ببینید. فوقش همان کار. ریش او می‌گفت مدت‌هاست روزی هزار بار سورهٔ قدر می‌خوانم و هدیه می‌کنم به حضرت زهرا و علامه حسن‌زاده؛ حالا سر از این کلاس درآوردم. همین روایت اتفاقاً در خصوص ماه مبارک رمضان هم داریم: اگر کسی بخواهد کلاً از طبیعت فارغ شود، ارتباط با ملکوت بگیرد و چیزهایی ببیند که دیگران نمی‌بینند — چشمش به ملکوت باز شود. بعداً بحث می‌شود وقتی انسان مرتبط با ملکوت می‌شود اول کدام حاسه گل می‌کند: چشم، گوش، لمس، شم، ذوق؟ اتفاقاً اولین حسی که ملکوت را درک می‌کند شامهٔ انسان است؛ بعضی یک‌دفعه می‌گویند چه بوی خوشی آمد، چه بوی عطری؛ کسی عطر زده؟ می‌گویند نه. حضور ملکوت و تردد ملکوتیان یا حتی انسان کامل را با شامه‌شان سریع می‌گیرند؛ بالاتر حواس دیگر. معروف است به شامهٔ یعقوبی که باز می‌شود. برای آنکه باز شود آنجا که می‌گوید اگر کسی هزار بار در هر روز ماه مبارک رمضان این سوره را بخواند، غیب و ملکوت و ملائکه و باطن عالم را می‌بیند و حتی خودش؛ پیداست شامه‌اش باز شده چون اول شامه باز می‌شود بعد مراتب حواس دیگر. این سوره آن‌قدر کارساز است؛ سرش در این است که سورهٔ ولایت است. تا می‌توانیم — هزار تا سخت است و هرکسی توانش را ندارد؛ خوشا به حال آنان که می‌توانند. وقتی الان روزی هزار تا می‌گوید ماه مبارک رمضان برایش سهل‌تر است. روایت می‌فرماید هر شب هزار تا؛ اما بعضی اساتیدمان پرسیدیم گفتند اگر نمی‌توانید شبانه، روز ماه از صبح تا شب بگویید تا سحر؛ اگر نمی‌توانید هر شب. اثر عجیبی دارد. پس جبران مافات ماه رجب و شعبان بلکه جبران درون‌مایهٔ ماه مبارک رمضان و درک لیالی قدر با این سوره امکان دارد؛ چون درون‌مایهٔ ولایت دارد. «تنزل الملائکه والروح فیها بإذن ربهم من کل أمر»؛ با تمام امور نازل می‌شوند بر حضرت صاحب‌الأمر. حتی مطلع الفجر آخر سوره را علما فرمودند فجر از انفجار است؛ انفجار نور و انفجار علم؛ اشاره به زمان ظهور حضرت که تشریف بیاورند. احسن تمام علوم از انفجار نور و علم؛ والعلم نور یقذفه الله فی قلب من یشاء. پس یکی از بهترین راه‌هاست.

جبرانی‌های آخر شعبان؛ صد إنا أنزلناه و سه روز روزه

کسی که می‌خواهد پیش از ماه مبارک رمضان سریع جبرانی‌ها را انجام دهد همین جمعه عصر صد تا إنا أنزلناه بخواند؛ تأثیرگذار است. سه روز آخر ماه شعبان عجیب است این جبرانی‌ها: کسی سه روز آخر ماه شعبان روزه بگیرد برایش روزهٔ جبران دو ماه می‌نویسند. این جبرانی‌ها را باید انجام داد. استغفاری هست — به جز استغفار «اللهم إن لم تکن غفرت لنا فیما مضی من شعبان فاغفر لنا فیما بقی منه» — که امام رضا صلوات‌الله‌علیه به اباصلت عربی توصیه کردند؛ جبران این‌ها خود جبرانی است. شب‌های آخر و ساعت و روزهای آخر این جمله را بر زبان جاری کند. استغفار دیگری نیز در مفاتیح هست برای روزهای آخر ماه شعبان که اگر کسی بخواند کل گناهانش محو می‌شود؛ یعنی جبران می‌شود و همهٔ آلودگی‌ها می‌رود. این یکی از دستورالعمل‌های مهم است.

جبران فقط با ولایت و صدیقهٔ شهیده

خلاصه مرتبط با بحث: هیچ چیزی جبران‌پذیر نیست مگر با ولایت علی بن ابی‌طالب صلوات‌الله‌علیه امیرالمؤمنین؛ مگر با ولایت اهل بیت عصمت و طهارت. و تازه اگر فرمایش پیامبر را باید دانست که فرمود یا علی افعل ما تؤمر به فاطمة صلوات‌الله‌علیها؛ عمل کن به آنچه فاطمه به تو امر کرد. بعضی روی همین روایت دست گذاشته‌اند که پس مقام حضرت زهرا بالاتر است؛ کاری به آن نداریم. بحث اینجاست که می‌شود فهمید هیچ چیزی جبران نمی‌شود مگر با صدیقهٔ شهیده. لذا برای شب‌های قدر از الان می‌گویند؛ ما اصلاً بالاتر از توسل به حضرت صدیقهٔ شهیده در شب قدر نداریم. جبران همهٔ مافات همهٔ عمر است؛ یک عمر را جبران می‌کند. خیر من ألف شهر؛ هزار ماه تقریباً هشتاد و سه سال می‌شود؛ یک عمر. خیر یعنی بهتر از آن یعنی جبران؛ خیر من ألف شهر یعنی جبران یک عمر. با کی؟ با حقیقت لیلة‌القدر. لیلة‌القدر حقیقت کیست؟ حضرت صدیقهٔ شهیده که ظرف نوریهٔ آل‌الله است؛ آنچه به آل‌الله داده شده به یک‌باره در ظرف نوریهٔ ایشان ریخته شده. لذا تنزل الملائکه والروح؛ آن روح را امام صادق صلوات‌الله‌علیه — در تفسیر فرات کوفی در گوشی به رفقای خاص — می‌فرماید این روح که نازل می‌شود بر انسان کامل مادر ما فاطمه زهراست سلام‌الله‌علیها؛ یعنی واسطهٔ فیض میان خدا و انس و امام زمان هم می‌شود حضرت صدیقهٔ شهیده. دیگر چه می‌خواهیم؟ نماز استغاثه به حضرت صدیقهٔ شهیده شب‌های قدر غوغا می‌کند؛ انتهای این ماه غوغا می‌کند و جبران می‌کند. نگران نباشیم. کسی به سمت حضرت زهرا برود کاری کند که جگر حضرت زهرا خنک شود؛ به بچهٔ سادات برسد؛ به امام عصر که آخرین یادگار اوست هدایایی تقدیم کند؛ حضرت زهرا دعایش کند کار تمام است. ان‌شاءالله خدای منان به دعای حضرت زهرا صلوات‌الله‌علیها برای همه جبران کند. والحمد لله رب العالمین.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.