د
درسگفتارها
بپرس
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۱
دارای متن همگام
عدول از ظهر جمعه برای سورهٔ جمعه
قلب مطبوع1_ ج10
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱۱:۱۹
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۵ سرفصل
## عدول از ظهر جمعه برای سورهٔ جمعه
۰:۱۱
## قلب مطبوع؛ آیات مهر
۱:۱۹
## اوصاف سبب مهر
۱:۳۹
## جدایی از جمع ایمان؛ زنگ خطر
۶:۱۰
## سختترین لحظهٔ موسی
۶:۵۹
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی
آیات. السلام علیکم و رحمة الله.
در خصوص احکام ما رسیده بودیم به موضوع عدول از نیت.
جاهایی که جایز هست که انسان از نیتش عدول کنه.
یکی از مواردی که انسان اجازه داره
در حین نماز واجب عدول کنه به مستحب نیت نماز مستحبی کنه در نماز
ظهر روز جمعهست در صورتی که
یه دفعه به خودش بیاد ببینه
نیمی از سوره، سوره ای که دست گرفته رو خونده یا نه اصلا تموم شده سوره در حالی که
سوره جمعه رو نخونده.
به قدری سوره جمعه فضیلت داره خوانشش در
نماز ظهر روز جمعه
که اینجا رهبر عزیزمون اجازه دادن که شما میتونید
نیت رو برگردونید عدول کنید از نیت
نماز ظهر یعنی نماز واجب ظهر
جمعه برگردونید به مستحبی،
نماز مستحبی رو تموم کنید دو مرتبه
نماز ظهر روز جمعه رو بخونید که سوره جمعه رو درش بخونید.
یکی از موارد. اما بحث ما پیرامون
انواع قلب در قرآن بود.
دیگه از قلب مطمئن بگذریم اگرچه خیلی مباحث مون اما اشارتا ما عرض میکنیم دیگه
اهل پژوهش و تحقیق خودشون برن مطالعه کنن.
میریم سراغ دومین نوع قلب که در قرآن حدود نه یا ده تا آیه در رابطه با این
قلب وارد شده. قلب مهر خوردهست از نوع تابعة با ط دستدار یا قلب مطبوع با ط دستدار.
چون ما ختم هم داریم، قلب مختوم هم داریم که اونو بعداً بحث میکنیم.
یه فرق کوچولویی با این داره.
قلب مطبوع با ط دستدار و عين
یا همون قلب مهر خورده.
من فقط شماره آیاتی رو که پیرامون این قلب وارد شده رو عرض میکنم.
دیگه خود آیات رو نخونم که فرصت زیاده.
برید خودتون نگاه کنید و خواهش میکنم برید نگاه کنید نکات خوبی دستگیرتون میشه.
حتی اگه فرصت کردید تفاسیر ذیل آیات رو ببینید خیلی خوبه.
سوره اعراف آیه صد.
سوره اعراف آیه صد و یک.
سوره توبه آیه هشتاد و هفت.
سوره توبه آیه نود و سه.
سوره یونس آیه هفتاد و چهار.
سوره نحل آیه صد و هشت.
سوره روم آیه پنجاه و نه.
سوره غافر آیه سی و پنج.
سوره محمد صلى الله عليه و آله و سلم
. آیه شونزده و سوره منافقون آیه سه.
البته آیهای که
سر فصل هم قرار دادم شماره آیه شو، یه آیه دیگهای هست که سر فصل قرار دادم رو یادم رفته شماره آیه شو بنویسم.
كذلك يتبع الله على
كل قلب متكبر جبار.
ببینید يتبع الله
على كل قلب متکبر. میگه خدای متعال،
این چنین خدای متعال مهر میزنه به همه دلهایی که
این آیه میفرماید دو تا خصوصیت دارن.
متکبرن جبار.
حالا من این خصوصیتهایی که سبب شده
خدا مهر بزنه به دل اینها رو از تو این آیات درآوردم.
مختصراً به شما عناوینشو میگم بعد یکیشو توضیح میدم.
اولا متکبرن جبار تو دو تا آیه اومده یعنی دلهایی مهر میخورن که متکبرن و زورگوئن.
جبار هم بر وزن فعال یعنی خیلی اهل
زورن، زورگوییان
و بعدیش لا يسمعون میگه اینا اهل شنیدن نیستن.
ش-ش-گوش خوبی ندارن.
اصلاً حال و حوصله شنیدن حرف حق ندارن.
بعدیش الكافرین است. اینها اهل کفران نعمت و کفران حقایقاند.
دو بار لا يفقهون اومده.
اینا نمیفهمن. هرچی بهشون بگی
تو گوششون نمیره تو دلشون نمیشینه، نمیفهمن.
دو بار لا يعلمون اومده یعنی اینها اون علم لازم رو ندارن.
هرچی تو بهشون بگی اینا اصلاً خالین از اون علوم لازم.
معتدین اومده یعنی اهل ستماند.
واتبعوا اهواءهم.
اینها اهل تبعیت هوی–هوسهای نفسانیشون هستن
و آخریش که امروز من اینو یه نکتهای فقط دربارهش عرض میکنم آمنوا
ثم كفروا. ما خیلی باید حواسمون به این باشه.
همین آیه سه منافقون میفرماید که ذلك بانهم آمنوا
به خاطر این خدا اینها رو
مهر زده به دلشون که اینها ایمان داشتن ثم كفروا سپس کافر شدن.
فطبع الله على قلوبهم فهم لا يفقهون
و علت نفهمیشونم اینه
که اینها از ایمان
برگشتن به کفر. ما
زنگ خطری بغل گوشمون هست و باید این صدا رو بشنویم
که هر آینه این امکان وجود داره که ما هم از
خدایی نکرده ایمان برگردیم به کفر.
بسیاری تو زمانه خودمون من
قسم میخورم عاشقتر از ما، عالمتر از ما
و پیشتازتر از ما تو جبهههای مختلف، صفوف مقدم از حیث مختلف
بودند و الان صفشون رو از ما جدا کردن.
اهل ایمان هم بودند، اهل انقلاب بودند، اهل هیئت و مسجد بودند، الان فحش میدن،
ناسزا میگن. بسیار متأسفانه بچه شیعه سراغ داریم که مسیحی شدن.
اصلاً laik شدن، شیطان پرست شدن.
من زیاد سراغ دارم دور و ورم چون مراجعه به ما میشه.
پدر میاد درد دل میکنه پسرم اینطوری شده.
مادره میاد درد دل میکنه دخترم اینطوری شده.
طرف میاد میگه رفیقم هیئتی بوده اینطوری شده.
زیادهها. گمان نکنیم
ما مصونیت کامل داریم
اصلاً یکی از حالا وجوه مختلفی داره دلایل اینکه اینس-انسان به اینجا کشیده میشه کارش.
اما یکی از دلایل مهم اینکه
انسان از ایمان به کفر کشیده میشه
جدایی از جمع اهل ایمان،
کنار کشیدن از اجتماع مؤمنین
خصوصاً خالی کردن درس
علما، منبر بزرگان، علماها، نه من بچه طلبه، علما،
مراجع ما، بزرگان ما، اساتید اخلاق.
اینکه اونها درسشون خالی بشه این زنگ خطره.
جلساتشون خلوت بشه قیامتم شکایت میکنه.
زنگ خطر برای ماست. ببینید من میدیدم که خیلی جالبه این روایت خیلی
ز-زنگ خطر بزرگیه برای ما که از حضرت موسی...
مثلا این، این خود این
روایتی که من عرض میکنم کل مطرح توشه.
از حضرت موسی علیه النبيان و آله و علیه الصلاة والسلام میدونید خیلی فراز و نشیب داشت زندگی این بزرگوار.
ازش سؤال کردن سختترین لحظه عمر شما کی بود یا کریم الله؟
به نظر شما چی جواب داده؟ حضرت فرمودن
اون لحظهای که استادم
حضرت خضر به من فرمود هاذا فراغ بينی و بينك.
این دیگه جدایی من است با تو.
تو اون سه تا حرکت که انجام داد، تو قرآن میفرماید همه میدونید دیگه.
اون بچه رو کشت و کشتی رو سوراخ کرد و اون دیواره ریخته شده رو ترمیم کردن.
بعد حضرت موسی صبوری نکرد.
صبر نشون حلم به خرج نداد.
اینجا حضرت خضر فرمود حالا که تو
سکوت نمیکنی، صبوری نداری، اینجا حلم به خرج نمیدی هاذا فراغ بينی و بينك.
دیگه بین من و تو جدایی افتاد.
تموم. میگه سختترین لحظه عمر من حضرت موسی میگه اون لحظه بوده.
آیا ما وقتی که بین ما و استادمون، بین ما و عالممون، بین ما و رفیق مؤمنمون جدایی میافته،
این درد رو احساس میکنیم اصلاً؟
یه حدیث عجیب برای شما بگم واقعاً این عج--
از عجائبه و روانشناسا باید بزنن کنار کنار این حدیث
مولا. حضرت فرمودن که وقتی دو تا مؤمن اهل ایمان از هم جدا میشن،
اصلاً باید اینطوری باشه. اگه نباشه باید شک کرد به ایمانشون.
فرمود دردی رو احساس میکنند که انگار عضوی از بدنشون جدا شده.
مثلا شما الان خداحافظی میکنی با رفیق مؤمنت میری.
آیا واقعاً انقدر درد تو وجودت میشینه این جدایی از رفیق مؤمنت که انگار دستتو قطع کردن،
پاتو قطع کردن، چشاتو درآوردن؟
اگه نیست این توحید و این ایمان تثبیت نشده تو وجود ما.
اینها فرمایشات گوهربار امیرالمؤمنین و اهل بیت عصمت و طهارت، آیات قرآن و تفاسیرشه
که اینها نهیب باید به ماها بزنه.
هر وقت ما میل پیدا کردیم از اهل ایمان جدا شیم، ولش کن بابا، هیئت چیه، مسجد چیه، جماعت مؤمنین چیه؟
خودم و عشقه. رفتیم تو انزوا و تو لاک خودمون، این
زنگ خطره. این احتمال داره که قلبمون
نهایت به جایی بکشه که مهر بزنه خدا بهش.
اتفاقاً یکی از حالا شما که اخیراً از اربعین هم اومدید، خیلی هم نگذشته، کمتر از یک ماه شاید.
فرمودن که یکی از راهکارهای خوب نگهداری نور زیارت
ارتباط با اهل ایمانه، با دوستداران اهل بیته.
میگه با امام زمانو که نمیتونی ببینی.
برو با اهل بیت، با اهل
محبت اهل بیت بشین، با اهل ایمان بشین، رفاقت کن.
هر وقت احساس کردی دوست نداری، بدت میاد، کینه پیدا کردی، خوشت نمیاد از جماعت ایمان به ایمانت شک کن،
نه به اهل ایمان. همه که کامل نیستیم.
به قول اهل بیت فرمودن اگر دنبال آدم کامل بگردی همیشه تنها میمونی.
هیچکس کامل نیست جز اهل بیت علیهم الصلاة والسلام.
پس باید مراقب این ارتباطمون با اهل ایمان باشیم.
البته عرفا از این استفادههای پیرامون امامت کردن حالا اونش بماند
و هاذا فراغ بينی و بينك
که دردناکترین اتفاق زندگی موسیست،
چطور برای ما دردناک نیست
ندیدن امام عصرمون، جدایی از امام عصرمون.
اللهم انا نشکو الیک فقد نبينا و غیبه ولینا.
اصلاً انگار نه... عزيزا علی ان ارى الخلق و لا تراك.
همه رو میبینیم جز تو. حالا این بحثش بماند.
در هر حال هر وقت ختم کلام
چ-- دوست داشتیم، میل پیدا کردیم،
انزوا و دوری و جدایی از اهل ایمان و بزرگان، علما، اهل علم، اهل معرفت رو بترسیم
که زنگ خطر بغل گوشمون خورده، مبادا مهر بخوره به دلمون.
انشاءالله که عاقبتمون ختم به خیر بشه.
به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل على
محمد و
آل محمد.
قد قضي، بارک الله.
جلسه بعد