ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 002

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

قلب مقفول؛ قفل بر اسرار هستی

بحث پیرامون قلب مقفول است: دلی که بر اسرار و حقایق نظام هستی قفل شده و حقایق و نور الهی در آن تجلی نمی‌کنند. آیه می‌فرماید:

«أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا» (محمد/۲۴)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آیا در قرآن تدبر نمی‌کنند یا بر دل‌ها قفل‌هایش نهاده شده است؟

دو اشکال بر ما وارد می‌کند: یا اهل تدبر در قرآن نیستید، یا قلب دچار قفل‌زدگی شده و حقایق در آن وارد نمی‌شود. هر دو را اگر بررسی کنیم — چه آنجا که اهل تدبر نیستیم و تدبر در قرآن برای ما گران و سخت و جان‌کاه و دشوار شده، چه آنجا که قلب بر حقایق نظام هستی قفل شده — هر دو در پسِ یک اتفاق‌اند: بی‌طهارتی. این نکته بسیار مهم و کاربردی است.

مزاج‌شناسی عالم؛ اعتدال و طهارت

در بحث مزاج‌شناسی می‌دانیم عالم هستی همان‌طور که هر یک از ما مزاجی داریم — و البته باید مزاج معتدل باشد؛ اعدل امزجه از آنِ اهل‌بیت است — شیخ‌الرئیس در نمط نهم اشارات ثابت می‌کند که اگر کسی اعتدال مزاج پیدا کرد همواره جوان می‌ماند و هرگز نمی‌میرد؛ بحثی بسیار شیرین.

همین‌طور عالم هستی نیز مزاجی دارد. همان‌گونه که اگر برخلاف مزاج خود عمل کنی دچار بیماری می‌شوی و نظام وجودت به هم می‌ریزد — اگر ویروس یا میکروبی وارد کشور وجود شود، سربازان مدافع آن کشور، گلبول‌های سفید یا هر نام دیگر، مسلح به دفاع برمی‌خیزند تا جایی که کشته شوند تا کشور بدن در برابر هجوم دشمن و بیگانه حفظ شود و مزاج به هم نریزد — نظام آفاقی نیز مزاجی دارد. اگر برخلاف مزاج عالم کاری صورت گیرد همهٔ نظام هستی دست به دست می‌دهند تا با آن وجود مسموم، میکروب، ویروس، یا هر معارضی که می‌خواهد شر ایجاد کند و مزاج عالم را به هم بریزد، دشمنی کنند.

مزاج عالم چیست؟

تمام حکما، از جمله علامه حسن‌زاده، می‌فرمایند مزاج عالم بر اساس طهارت است. یک‌پارچه نظام هستی طهارت محض است: آفتاب طهارت محض است، زمین طهارت محض است، هوا طهارت، آب، هرچه بیندیشی. سرِ سوزنی و میکرونی در نظام آفاقی بی‌طهارتی نیست. سرِ سوزنی کسی از خورشید تخطی ندیده؛ خطا و بی‌طهارتی از زمین و نظام آفاقی هیچ‌کس ندیده است.

بی‌طهارتی انسان از ظاهر تا باطن

این انسانِ دوپا وقتی بی‌طهارتی می‌کند — از نظام خاص انسان، از حواس پنج‌گانهٔ ظاهریه که مربوط به وادی ظاهر و بدن است تا باطن وجود و عوالم وجودی — وقتی خیال ناپاک شد، وقتی وهم ناپاک شد، وقتی حتی عقل مشوب به وهم شد، قلب محضر حضور نور الهی نشد و محل حضور شیاطین و خباثات شد، و همین‌طور تا جان — هر وقت این بی‌طهارتی‌ها آمد مانند ویروسی که وارد کشور وجود می‌شود به هم می‌ریزد، و نظام هستی دست به دست می‌دهد تا این خلل را برطرف کند.

نظام هستی سرباز خدا و جنود الهی‌اند:

«وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ» (مدثر/۳۱)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و لشکرهای پروردگارت را جز او نمی‌داند.

این جنود الهی و نظام آفاقی به مبارزه بر ضد بی‌طهارتی برمی‌خیزند. وقتی در نشئهٔ طبیعت‌ایم به این شکل خود را نشان می‌دهد: قلب قفل می‌شود، حقایق را نمی‌فهمیم، قرآن را درک نمی‌کنیم؛ لذا نظام آفاقی به جنگ ما برمی‌خیزد. دچار تنگنای معیشت می‌شویم؛ مصائب، مشکلات، بدبختی‌ها، بیچارگی‌ها، اضطراب‌ها، تشویش‌ها، حتی مشکلات جسمی و روحی، خرد شدن اعصاب و ازهم‌گسیختگی کشور وجود.

پس از نشئهٔ طبیعت؛ تطهیر اجباری

آن‌سو چه می‌شود؟ پس از نشئهٔ طبیعت اگر کسی از اینجا بی‌طهارتی را با خود ببرد — یعنی نظام آفاقی زورش نرسد او را تطهیر کند — آنجا وحشتناک است: فشار قبر، ظلمت، مار و عقرب. این‌ها همان‌اند که می‌خواهند ما را طاهر کنند. جهنم نیز همین شکل است.

نظام آفاقی که در تجلی خدای منّان است؛ عالم کلاً یک تجلی است. خدا یک قرآن خلق کرده به سه شکل: یک قرآن هستی است — همین نظام آفاقی؛ یک قرآن کتبی است — این قرآنی که در دست ماست؛ یک قرآن انفسی است — جان ما که قرآن است. همه قرآن‌اند. قرآن می‌گوید:

«لَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ» (واقعه/۷۹)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): جز پاک‌شدگان آن را مس نمی‌کنند.

نمی‌توان حقایق عالم را جز با طهارت مس کرد. کوچک‌ترین بی‌طهارتی قلب را قفل می‌کند، نظام وجود را به هم می‌ریزد؛ دنیا برای انسان جهنم می‌شود. اصلاً جهنم همین است — چه در نشئهٔ طبیعت، چه در نشئات بعدی، برزخ و مثال و بالاتر در آخرت. همهٔ این جهنم‌ها که برایشان مثال می‌زنیم از چاه و آتش و ملائکهٔ غلاظ و شداد برای آن است که بی‌طهارتی را برطرف کنند؛ همه دست به دست می‌دهند تا طهارت ازدست‌رفته را بازگردانند و ازالهٔ نجاست کنند. چیزی جز این نیست. این گرفتاری ماست؛ بحث ادامه دارد. عاقبت به خیر، به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.