بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانیة آیاته، السلام علیک یا امین الله في ارضه، یا علی ابن موسی الرضا المرتبى ورحمة الله وبركاته.
سلام علیکم و رحمة الله.
از حضرت امام رئوف سلام الله عليه هم عذرخواهی میکنم هم عذر میطلبم که لحظاتی رو در این حرم باصفا با شما دوستان هم دل و هم سخن بشوم.
بحث قلب منزل رسید به شرح اجمالی پیرامون مزاج و مزاجها.
شاید برای عزیزان این سوال پیش بیاید که آیا در قرآن هم بحث مزاج آمده است یا نه؟
قطعاً آمده است.
همونطور که قرآن محل جمع همه علوم است که من اراد علم الاولین والاخرین فلیثور القرآن.
همه علوم در قرآن جمع است.
قطعاً این علوم هم در قرآن علم مزاج شناسی هست.
هم در ظاهر قرآن، هم در باطن قرآن.
منتها اهلش رو میخواد که از مشکات ولایت اقتباس کند این حقایق و علوم رو.
بله.
در یکی از آیات کریمه قرآن هست که مزاجها کافورا یا در جاهای دیگر فرمودند که مزاجها زنجبیلا.
حالا باید بحث کرد و غور کرد که کافور چیست، زنجبیل چیست، منظور از اینها چیست که مزاجشون چه باشد.
در هر حال هست.
یا در بحث تعادل مزاج هم اون آیه شریفه الذي خلقک فسواک فعدلک اشاره دارد قطعاً به تعادل مزاج.
و انقدر این مزاج مهمه است که بسیاری از ما در مسیر تحصیل فضائل و کمالات و تهذیب اخلاق، اگر سرعت رشد داریم، اگر موفقیت و به قولی برکت میبینیم به جهت مزاج نزدیک به اعتدال است.
البته در کنار اون حیات ذاتی و اون جدول وجودی که از وجود به خوبی بهره گرفته است.
و همچنین اگر بالعکس خدایی نکرده کسی کند در این مسیر پیش میرود و به قول خودش برکتی در این مسیر نمیبیند، افتان و خیزان حرکت میکند و اذیت میشود و اینها قطعاً به مزاجش مربوط است و مزاجی که خارج شده از حد اعتدال.
خیلی چیزا در م-مزاج مؤثر هستند.
عواملی هستند که در مزاج مؤثرند.
مهمترین اون عوامل، یکی وراثت است، یکی تغذیه.
وراثت خب برمیگرده به اجداد و انقدر قصه ارحام و اصلاب مهمند که ما در زیارت اهل بیت علیهم الصلاة والسلام اشاره میکنیم که کنتم في الاصلاب الشامخة والارحام المطهرة.
این ارحام مطهره و اصلاب شامخه نشانگر اهمیت وراثت است.
اهمیت پدر و مادر است.
اینکه اگر کسی خواست ازدواج کنه حواسش باشه، دختر حواسش باشه که پدر نسل بعدش رو و پسر حواسش باشه که مادر نسل بعدش رو داره اختیار میکنه و از امتزاج این مزاجها، اختلاط این مزاجها، قوابلی ایجاد میشوند که سرمنشاء بسیاری از برکات و موفقیتها خواهند شد.
یا خدایی نکرده بالعکس.
اصلاً وقتی شما دقت میکنید در میان خود همین انسانها، البته مزاج در همه مخلوقات هست.
حالا بحث ما در خودمون هست دیگه.
این تفاوتهایی که بین انسانها میبینید اعم از اینکه یکی غذاشو خوب میخوره، یکی نه، یکی اشتهاش زیاده، یکی کم، یکی لاغره، یکی درشت اندامه، یکی ترسوئه، یکی شجاعه، یکی عصبیه، یکی صبوره، یکی حساب کتاب میکنه تو کاراش، یکی ولخرجه، یکی حافظه بسیار خوبی داره، یکی فراموشکاره، یکی خوابش سبکه، یکی سنگینه، یکی تیزه، تنده، پر انرژیه، یکی کم انرژیه، شل و وله اصطلاحاً.
یکی با خوردن یه خیار دل درد میشه، یکی شاید ده ها خیار بخوره اتفاقی نیفته، یکی یه خرما میخوره جوش میزنه، یکی یه بشقاب خرما بخوره چیزی نمیشه، یکی پوستش خشکه، یکیش مرطوبه، یکی م-نرمه عرض شود.
یکی خیلی ریزبینه، جزئی نگره، لذا زود به اطرافیانش اشکال میگیره.
اشکالات دیگران رو زود میبینه و گوش زد میکنه و فراموش نمیکنه.
بعضیا میبینیم نه راحت، خیلی راحت از کنار مسائل حت-- حالا چه جزئی چه کلی گذر میکنند.
طبعشون بلنده.
بعضیا ضیقن بعضیا سعه وجود دارن.
اینا همه در کنار اون جدول وجودی عزیزان به مزاج هم بستگی دارد و ربط، ربط مستقیم دارد که حالا ما اجمالاً نکاتی رو در همین خصوص عرض میکنیم.
دیگه عزیزان رجوع کنند به منابع.
به اصرار دوستان ما بیشتر رو این قصه پافشاری کردیم و الا بحث ما چیز دیگری بود.
حالا انواع مزاجها رو خب اون عناصر اربعة رو که متوجه شدید که آب بود و خاک بود و هوا و آتش.
آب رو خب مشخصه دیگه، سرد و تر است.
خاک سرد و خشک است.
هوا گرم و تر است.
آتش گرم و خشک است و با امتحانی ساده متوجه این قصه میشیم.
مثلا آتش رو چرا میگیم گرم و خشک؟
خب جسم مرطوب رو وقتی شما حرارت بدید خشک میشه.
وقتی آتش به جسم مرطوب بدهید خشک میشه یا آفتاب وقتی به هر چیزی که مرطوبه می تابه، خب هوا آفتاب گرما دارد دیگه.
این خشکی میآورد.
خودش هم که گرما دارد میشود گرم و خشک.
هوا.
خب آب رو وقتی شما حرارت بدید، بدید و بخار بشه بره تو هوا، یعنی خود آب بشود هوا.
خب اینکه بخار میشه آب از طریق گرما و داغ شدن پیداست که اون بخاری رو که رفت تو هوا حرارتش بیشتر از خود آبه.
پس هوا به یک معنا هم گرمه هم تره.
اما خاک.
خاک رام هم سرده هم خشکه.
یعنی سرد و خشک گفتن.
مثلا اگر شما یه سنگ معدن آهن رو ذوبش کنی مایع میشه.
تبدیل به آب آهن میشه مثلا.
چیکار میکنی که مایع میشه؟
ذوبش میکنی، گرما بهش میدی.
پس خاک میشه سرد و خشک.
اما آب.
آب گفتن سرد و تر است.
یکی از وجوهی که میشه به این پی برد اینه که خب همون تقطیر دیگه شما بخار هوا رو وقتی سرد کنی آب میشه.
چیکار کنی بخار هوا رو س-- آب میشه؟
سردش کنی.
پس آب سرد و تر است که دیگه تریش هم مشخصه.
حالا از ترکیب اینها تو بدن ما اخلاط اربعة ایجاد میشه.
فقط بفرمایید از ترکیب عناصر اربعة اخلاط اربعة درست میشن که این اخلاط اربعة همون صفرا و سودا و دم یا خون و بلغم است.
حالا هرکی یک طور است دیگه.
متاسفانه این گسست تغذیه ای که امروز رخ داده است ما رو خیلی فاصله داده از این جور مسائل و اساساً اس-- نه توجه به مزاج خودمون داریم، نه توجه به مزاج خونواده مون و نه توجه به نوع تغذیهمون.
در حالی که الگوها در اسلام وجود داره و کاملاً در روایات ما به این قضایا تصریح شده است.
متاسفانه ما غافل بودیم.
در میان این عناصر اربعة، آب و هوا هستند که به شکل ظرف خودشون در میان.
اما خاک و آتش این چنین نیستند.
یعنی آب و هوا خاصیت سیالیת دارند، انعطاف دارند و تر هستند اینها.
باز از همین جا شما میتونید متوجه بشید که آب و هوا ترن.
یعنی کمک فکرتون میشه و خاک و آتش خشکند.
خب.
اما نکته دیگر.
حالا ببینیم که چون ما یک مزاج اول داشتیم، یک مزاج ثانی.
مزاج اول که از همون، اِاِاِ از شود خود عناصر اربعة بود.
اما مزاج ثانی از اختلاط و امتزاج اینها با هم بود.
حالا چند تاشو به عنوان نمونه عرض کنیم.
مثلاً وقتی که آتش با هوا ترکیب شود، ممزوج شود.
خب چی به دست میاد؟
آتش گرم و خشک بود، هوا گرم و تر.
اینجا خ-- هر دو که گرم هستن.
اما یکی خشکه، یکی تر.
خشکی و تری یکدیگر را خنثی میکنند.
گرما می مونه.
پس از اختلاط آتش و هوا گرماست.
مزاج گرمی درست میشه.
اگر آتش و آب با هم ممزوج بشن، آتش گرم و خشکه، آب سرد و تره.
اینجا چه اتفاقی میفته؟
گرمی و سردی همدیگر را خنثی میکنند.
خشکی و تری هم همدیگر را خنثی.
لذا معتدل میشه.
اون مزاجی که از اینها حاصل میشه اعتدال داره.
خیلی خوبه.
از اختلاط هوا و آب.
هوا گرم و تر بود.
آب سرد و تر بود.
وقتی اینها با هم ممزوج شدند، گرمی و سردی همدیگر را خنثی میکنند.
چی ایجاد میشه؟
تری.
یعنی مزاج تر.
اگر هوا با خاک باشه، هوا گرم و تر بود، خاک سرد و خشک.
خب اینجا چه اتفاقی میفته؟
دو مرتبه همون اعتدال ایجاد میشه هوا و خاک مثل آتش و آب وقتی با هم ممزوج بشن مزاج اعتدال حاصل میشه و خیلی خوب هست.
اگر آب و خاک با هم باشن، آب سرد و تر بود، خاک سرد و خشک.
خب اینجا چیزی که میمونه تری و خشکی همدیگه رو خنثی میکنن هر دو سرد هستن، مزاج سرد حاصل میشه.
اگر آتش و خاک با هم ممزوج بشن، آتش گرم و خشک بود، خاک سرد و خشک.
اینجا خب هر دو چی هستن؟
خشکن.
گرمی و سردی همدیگه رو خنثی میکنن خشکی میمونه به همین راحتی.
یعنی این مزاج بعدی میشود از اختلاط آتش و خاک میشود مزاج خشک.
پس اینها مجموعاً شد چون دو تاش مشترک بود، معتدل بود، شد پنج تا مزاج گرم و سرد و معتدل و خشک و تر.
اگر این چهار تا مزاج که از غلبه حالا بر هم ایجاد شده بودند، این رو بیاریم کنار اون چهار تا مزاج دیگه ای که از غلبه ارکان چهارگانه بر رکن مقابل خودشون درست میشن.
مثلا، مثلاً اینکه به عنوان نمونه که مثلاً صد واحد آتش رو بر یک واحد آب غلبه بدیم.
خب اینجا قطعاً آتش غالب میشه دیگه.
صد واحد آتش بر یک واحد آب.
حالا این در رکن مقابلش اثر میکنه، غالب میشه.
این دیگه بحث غلبه این رکن بر اون رکنه.
اینطوری هم وقتی نگاه میکنید چهار تا مزاج هم اینطوری درست میشه که گرم و خشک، گرم و تر، سرد و تر، سرد و خشک.
اینها ایجاد میشن.
حالا اینها به علاوه اون پنج تا مزاجی که عرض کردیم رو هم میشه نه تا مزاج که حالا اصطلاحاً گرم و خشک رو میگن صفراوی.
گرم و تر رو میگن دموی، اون بحث خون.
سرد و تر رو میگن بلغمی و سرد و خشک رو میگن سوداوی.
حالا هر کدوم از اینها تاثیر خاص و به سزایی دارن در ک-کم و کیف ما حتی ظاهر و باطن ما.
در حقیقت حالا من چند تا نمونه عرض بکنم خیلی سریع که دوستان مثلاً توجه داشته باشن ببینید چقدر اینها مهمن.
مثلاً در خود پوست وقتی که اه مزاج رطوبت باشد، رطب باشد نرمی پوست رو داریم.
وقتی پوست زبر و سخت و خشنه، مزاج خشکه.
اما در مثلاً قد و هیکل بگیم کسی که لاغره مزاجش خشکه.
معمولاً مزاج خشک این رو باعث میشه.
کسی که چاقه مزاجش رطوبته، رطبه.
حالا بریم سراغ مثلاً مو به عنوان نمونه.
وقتی مو سریع رشد میکنه و رنگش سیاهه، مزاج گرمه.
وقتی مو اه کم رشد میکنه و رنگش روشنه س-مزاج سرده.
مویی که مجعده مزاج خشکه.
مویی که صافه مزاج رطبه، رطوبته.
اما مثلاً رنگ پوست و بدن و اینا.
سفیدی رنگ بدن نشان از مزاج سرد دارد.
سرخی و گندم گونی بدن نشان از مزاج گرم دارد.
زردی پوست بدن نش-نشان از مزرا-- مزاج گرم دارد باز.
مثلاً تیرگی پوست بدن نشان از س-مزاج سرد و خشکه.
یا اونایی که گچیان، سربیاند اینا پوستاشون سردی مزاج دارن.
یا مثلاً اونهایی که عرض شود خ-خدمتتون که حرارت دارن مزاجشون حرارت داره، گرمی دارن، مثلاً فراخ سينهاند یا عرض شود نبض قوی دارن، مفاصلشون درشته و کسی که مزاجش سرده قطعاً و طبعاً برعکس این میشه.
یا در خصوص تاثیر گرفتن از سردی و گرمی، تری و خشکی و اینها عرض میکنیم که اونایی که مزاج گرم دارن تحمل گرما ندارن به تر و تو هوای خنک خیلی راحتترن و غذاهای گرم و ادویه و اینا خیلی باهاشون سازگار نیست.
برعکس اونایی که سرد مزاجن به غذای گرم علاقه دارن، مایل به شیرینیاند، از ترشی گریزاند و همچنین اینکه با خوردن ترشی و اینا میبینی احتکا-- احتمال داره که وقتی که میخوابن از دهانشون آب خارج بشه، آب دهانشون بیرون بریزه.
یا عرض شود مثلاً در خصوص اینکه کسایی که در شروع کردن به یک کار مشکل دارن، به اصطلاح میگن دیر گرم میشن.
اینا مزاجشون سرده.
یا اونایی که به سرعت شروع به یک کاری میکنن، شتابزده و عجولاند، اینها مزاجشون گرمه و اینا معمولاً اینطوریه که عدم ثبات رأی دارن و مثلاً زودم خشمگین میشن.
رأیشون زود برمیگرده.
اینو ببینید چقدر تاثیرگذاره تو روابط اجتماعی و کنش و واکنشهای اجتماعی.
یا در خصوص مثلاً چیزهایی که از بدن دفع میشه.
اونایی که مزاجشون هاره، گرمه حرارت دارن، عرق و ادرار و مدفوعشون و اینا پررنگ و با بوی تنده غالباً.
یا اونی که مزاجشون سرده، کمرنگ و بیبوعه این دفع بدنشون.
اِاِاِ این هم خیلی مهمه.
بعضیا میبینید عرقشون خیلی تنده، عرقشون خیلی بدبوعه و انسان نمیتونه تحملشون کنه.
خب بیچاره چه کنه؟
این حرارت بدنش گرمه، مثلاً مزاجش خیلی گرمه.
اینا خیلی مهمه.
یعنی کسی که داره ازدواج میکنه اگر نتونه تحمل کنه بوی بدنِ اِاِاِ مقابلش رو، اینا مشکلسازه.
باور کنید بعضیا در حالا-- بعضاً اومدن مشورتی بگیرن یا عرض شود درد و دلی کردن، در میان درد و دلاشون این دیده میشه که نمیتونن تحمل کنن بوی مثلاً تند همسرشون رو.
اینا خیلی مهمه.
لذا بعضی از بزرگان گفتن قبل از ازدواج حتی بدن همسرت رو بو کن.
انقدر اینها تأثیرگذارن در روابط اجتماعی و خانوادگی.
حالا اونایی که زیاد میخوابن.
اِاِاِ اینا سرد مزاجن یا رطوبت دارن.
یا کمخوابها گرم مزاجن یا خشکی دارن.
یا مثلاً اونایی که خیلی اِاِاِ کثرت افعال دارن، قوت و سرعت دارن، اینا گرم مزاجن.
غالباً اینا پر حرفن، تندتند میتونن حرف بزنن.
مجریها رو دیدی بعضیا خیلی راحت میتونن تندتند حرف بزنن ولی بعضیا برعکس.
اونایی که نمیتونن یا اونایی که خیلی کندن، اینها که معمولاً اونا تمرکزشون بالاست، چیان؟
سرد مزاجن.
یا عرض شود خدمتتون در خصوص یادگیری، حافظه، اینایی که خیلی قدرت یادگیریشون بالاست، حافظهشون زیاده، اینا گرم مزاجن.
که عرض شود بالعکس، اونایی که حالا سرد مزاجن زود از ذهنشون میره مطالب.
دیر یاد میگیرن.
اما دیدید بعضیا ثبات رای دارن، خیلی محکمن، اینا مثلاً یبوست دارن.
یا بعضیا انعطافپذیرن، خیلی راحت میتونن مثلاً با طرف مقابلشون بسازن، آدمای بسازی هستن، اینا رطوبت دارن.
ببینید چقدر در ساختن و نساختن در زندگی اینا مهمه.
یا آدمایی که ترسو-- بچهها معمولاً امروزه زیاد میشه دید این رو که میترسن.
ترسوها، اینا مثلاً بیشتر سرد مزاجن.
یا اونایی که شجاعن، گرم مزاجن.
در هر حال حالا فقط این مثالها کفایت میکنه.
وقتمون هم گذشت.
بیشتر از حد وقت صحبت کردیم.
دوست ندارم طالالسخن داشته باشم.
در مجموع حالا مثالهایی که ما زدیم عزیزان توجه داشته باشید که خب اینجا چقدر اهمیت مزاج و اون حتی اختلاط عناصر چهارگانه و مزاج ثانوی خودش رو نشون میده.
لذا میطلبد که ما بیش از این، این توجه داشته باشیم به اینها و سبک زندگیمون رو سالهاست که رهبر عزیزمون فریاد میزنن.
سبک زندگیمون رو اسلامی کنیم.
یکی از معانیش همینه عزیزان.
متأسفانه این مخصوصاً سبک تغذیه ما بلایی سر ما و نسل بعدمون آورده.
این فستفودها، این آماده خوردنها، اینها که بعدها مشخص میشه چه بلایی سر نسل بعد ما اومده.
خب انشالله که امام رضا ما رو ببخشه.
بیادبی کردیم در محضرشون.
خدا این توفیقات رو از ما نگیره.
به یاد همه عزیزانی که دلشون اینجاست هستیم و انشالله اونها هم به زودی در محضر حضرت حضور بیابند و بیارند.
والحمد لله رب العالمين.
ثار حضرت علی ابن موسی الرضا با معرفت و با حال قلبی صلوات فرستادیم