ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیات.

السلام علیکم و رحمة الله.

سؤال اگر بشود که چنانچه امام جماعت رو ببینیم که مثلا سوار به دوچرخه شده یا موتور شده؛ یعنی تو عرف مثلا خیلی مرسوم نیست.

البته تو شهر‌هایی مثل قم و مشهد و اینا زیاد دیده میشه اما در بعضی شهرها کمتر یا اصلا دیده نمی‌شه.

به هر حال اگر چنانچه همچین صحنه‌ای ببینیم که امام جماعت ما مثلا سوار بر [اه] وسایلی‌ست که خیلی مرسوم نیست تو عرف جامعه مثل مثلا دوچرخه و موتور آیا به عدالتش لطمه‌ای می‌زنه یا نه؟

چه حکمی داره؟

رهبر عزیزمون فرمودن که این کار به عدالت و صحت امام جماعت ضرر نمی‌زند.

اما در ادامه بحث قلب در قرآن و قلب منزل البته، امروز اشاره می‌کنیم به ارتباط نام و اسم شریف رب الله.

ببینید عزیزان، [اه] عرض شد که الله اولین اسمی‌ست که از ذات منتشی شده و این الله وقتی می‌خواهد با [اه] خلائق و همه‌ی اسماء در بیرون از ذات ارتباط بگیرد، با اسماء و صفات و مظاهر اسماء و صفات در بیرون از ذات ارتباط بگیرد، این ارتباط از نوع [اه] رب و مربوبی‌ست.

یعنی او پر-- مقام پرورش پیدا می‌کند چرا که می‌خواهد [اه] اون اشیا و اون اسماء و اون موجوداتی رو که تحت خلقت او هستند، تحت صیانت او هستند، تحت مالکیت او هستند، تحت رازقیّت او هستند، به یک معنا رزق اونا رو تأمین کنه.

خب این الله وقتی می‌خواهد رزق هر کسی رو تعیین کند، این الله که اسم جامع است و همه اسماء در او هستند؛ یعنی وصل به دریای لا تن-- لایتناهی حضرت حق است.

این الله می‌خواهد رزق هر شیئی رو تضمین کند.

رزق هر شیئی نسبت به سر القدر اوست؛ یعنی به میزان و اندازه و اون ظرفی که هر رزقی دارد و در حقیقت مزرو-- مرزوق حضرت حق است می‌خواهد رزق رو دریافت کند.

اون کانالی، اون جدولی که از الله رزق رو می‌گیرد و به شیء می‌رساند، به اون عین هر موجودی می‌رساند.

یا به یک عبارت از اون معانی یا اعیان ثابته یا ماهیات ثبته علمی ذات حضرت حق به علم لایتناهی حضرت حق می‌خواهد اون رزق رو برساند از طریق الله، اون رزقی که می‌رسد توسط رب می‌رسد و اون جدول وجودی که ارتباط بین هر شیئی‌ست؛ یعنی حصه وجودی هر شیئی با الله هست، اون می‌شود رب او و به همون میزان هم رزق دریافت می‌کند.

چگونگی کم و کیف رزق هر کسی به اون جدول وجودی و حصه وجودیش ربط دارد.

که از این جهت هم که خب ما قبلاً عرض کردیم که قلب [اه] مقام الهی‌ه، الهیت وجود ما را دارد.

یعنی همونطور که از شرح بر فسوس حضرت علامه قیرانی عرض کردیم نفس ناطقه رو قلب میگن از این جهت که بین عالم عقلی محض و عالم نفس منبع متقلبه است، انقلاب دارد دائما.

همچنین در وجوه پنج گانه نفس انقلاب دارد که به، در حقیقت همون به سوی عوالم کلیه خمس متقلب است، انقلاب دارد.

گاهی به این عالم، گاهی به اون عالم، گاهی به این یکی عالم سرکشی دارد، عنایت دارد، تصرف دارد.

این عوالم هم که بر-- قبلاً عرض شد همون عوالم ک-کلیه خمس اولیش معانی یا اعیان ثابته بود که در ثغر ذات حضرت حق‌اند که مرتبه دون ذات‌اند.

در به مقام احدیت حضرت حق که همه اش ya مستهلك در او هستند.

دومیش عالم ارواح و عالم امر بود و سومیش عالم مثال بود که ما بیشتر به عالم برزخ می‌شناسیمش و چهارمیش عالم شهادت بود که شهادت مطلقه میشه همین عالم نشئه طبیعت و دنیا.

و پنجمیش هم البته عالم انسان کامل بود که دارای همه این عوالم هست.

همه این عوا-عوا-عوالم می‌شوند شؤون وجودی او.

قلب بین همه این‌ها منقلب است، متقلب است، در رفت و آمد است.

این مقام خاص و ویژه قلب است.

خب قلب وقتی می‌خواهد رزق بگیرد، عرض شد که از طریق الله از طریق اسم الله رزق می‌گیرد.

خب خود قلب مقام الهیت دارد.

یعنی قلب ماست که متصل است.

یعنی خودش مقام الوهیت و الهیت دارد در نفس ما البته.

یعنی در وجود ما اگر بخواهیم قیاس بگیریم، مقامی که الله در بیرون از ما دارد، قلب در درون ما دارد.

در خارج ما الله چه معنایی دارد؟

در درون ما قلب اون معنا رو دارد.

معنای جمعی دارد.

اشتباه نشه عزیزان اسم جمع است.

مثل مادری‌ست، مثل مادری‌ست دقیقاً که همه رو، همه اجزا رو گرد هم جمع می‌کنه، گرد سفره رزقشون جمع می‌کنه پس رزق الهی از خود قلب منتشر می‌شود.

اما از مقام قلب به بعد، اون کانالی که اون جدولی که فیض رو از قلب انتشا میده و انتشار میده، میرسونه به اجزاء دیگر مثل مادری که لقمه لقمه بر دهان بچه‌هاش می‌گذارد، قلب این مقام رو دارد و با توجه که اینکه به چه عالمی توجه کرده قلب از چه عالمی اخذ فیض کرده است و رو به چه عالمی دارد، رزق، رزق مناسب و متناسب با اون عالم اخذ می‌کند که این تناسب بین اون رزق و اون عالمی که قلب به اون سمت، به اون وجه نظر دوخته است، نوع رزق رو مشخص می‌کند.

کم و کیف رزق رو یا به عبارتی نوع ربط به این شخص و ربط به این قلب رو مشخص می‌کند.

ل-لذا می‌شود گفت که نه اینکه هر انسانی یک رب دارد بلکه اجزاء هر انسانی هم یک رب دارند.

یعنی قلب ما به صورت کلی رزق رو می‌گیرد.

عقل ما به این معنا اگر توجه شود عقل ما از قلب رزق می‌گیرد.

قوه خیال ما از عقل، از قلب رزق می‌گیرد اما به وساطت عقل.

همین‌طور این به مادون بیا قوای همون حواس پنجگانه ما و حواس ظاهری ما که از باطن می‌گیرد در نهایت از قلب می‌گیرند و قلب است که متصل است به اون عوالم خمسه.

عوالم کلیه خمس.

رزق، رزق رو نسبت به اینکه با کجا ارتباط دارد و به کجا رو می‌کند از حضرت حق می‌گیرد و به اجزاء تقسیم می‌کند.

دقیقاً مق-- اون مثالی که می‌توان زد که سهولت فهم ایجاد کند مثال مادر است نسبت به فرزندانش.

چگونه لقمه لقمه نسبت به سعه وجودی فرزندانش و اون قوای هاضمه فرزندانش و اون زبان حال فرزندانش لقمه لقمه رزق رو بر دهانشان می‌گذارد، همچنین نسبت به سعه وجودی‌شون.

گاهی فرزند مریضه هر لقمه‌ای رو بر دهانش نمی‌گذاره.

دارو بر دهانش می‌گذاره.

گاهی فرزند نیازش بیشتره رزق بیشتری می‌گذاره.

گاهی فرزند طهارت وجودی دارد، سعه وجودی دارد، رزق بیشتری نیاز دارد، رزق بیشتری در اختیار او قرار می‌دهد.

این چنین است مقام قلب، مقام تو-- از این حیث که نگاه می‌کنید ارتباط با باطن و ظاهر عالم یا عالم غیب و عالم شهود می‌شود از حیث ارتضاغ اجزاء.

انشاالله که عاقبتمون ختم به خیر باشه به برکت صلوات بر محمد و آل