ددرس‌گفتارها

آیا اگر کسی در جایی که امام جماعت راتبی هست یعنی از طرف مرکز رسیدگی به امور مساجد اونجا امام جماعت تعیین شده، اجازه داره، میشه بدون اذن اون امام جماعت راتب اونجا نماز جماعت به پا کرد؟

یعنی یه کسی بیاد اون امام جماعت راتب نیست.

خب مثلا وارد مسجدی شد یه روحانی، یه آخوندی، کسی یا همونجا بود بعد دید امام جماعت راتب مسجد نیست.

بعضیا میگن باید اجازه بگیره از اون امام جماعت راتب که جماعت به پا بشه.

آیا این درسته این حرفی که میگن؟

رهبر عزیزمون فرمودن نه، اقامه نماز جماعت متوقف بر اذن امام جماعت راتب مسجد نیست و اما آقا توصیه کردن که اون امام جماعت راتب رو کمک کنن در امام جماعت.

مثلا اینکه بخواد نماز بخونه تا حالا یه دقیقه دیر کرد سریع یه دونه نزن یکی جلو آقا شروع کن.

این کار بدیه که یعنی به نوعی بی‌حرمتیه.

مخصوصا اگر طرف روحانی نباشه که اصلا امام جایز نمی‌دونه.

دو دقیقه صبر کن نمازت یعنی عین عبادتت صبرتو بر اقامه نماز جماعت صبری که می‌کنی عین عبادته.

که اگر مکلف یعنی غیرروحانی وایسته جلو که اصلا امام میگه جایز نیست، حق این کارو نداری.

و رهبر باز اینجا یک موضوع دیگه هم دارن.

آقا می‌فرمایند که اگر چنانچه اقامه نماز جماعت بدون اذن راتب، امام جماعت راتب بدون اذن فتنه ایجاد کنه، اون موقع اصلاً دیگه حرامه این کار.

اگه باعث فتنه بشه که بعضی جاها می‌شه.

دودستگی و دعوا و نزاع و اینا.

اجازه بفرمایید که امروز توی فرصت کوتاهی که داریم یه چند تا سؤال رو که پیش اومده بود در مبحث قلب منزل جواب بدیم.

اول سؤال کردن که آقا شما بر اساس روایات و این‌ها فرمودید که حالا اهل بیت فرمودند که لا-- "و لا یَقْبَلُ اللهُ أَعْمَالَ العِبادِ إِلَّا بِمَعْرِفَتِه" که اصلا هیچ عملی از بندگان قبول نمی‌شه مگر به معرفت الله، مگر به شناخت.

و این معرفت رو بر اساس روایات و گو فرمایش ابا عبدالله سلام الله علیه معرفت امام گرفتی.

یعنی در حقیقت جمعش که کنیم هیچ عبادتی از بندگان قبول نمی‌شود الا با معرفت امام.

خب بعد سؤال پیش اومده که عزیزان میگن که خب این معرفت امام چگونه بدست میاد؟

شما گفتی رد شدی.

این سؤال رو ما قبلاً جواب داده بودیم قبلاً ها و حتی حدود بیست جلسه در خصوص معرفت امام سخن گفتیم در شرح رساله شریف نهج‌البلغه از طرف علامه رحمت الله علیه.

اگر کسی تونست حالا تو کانال مرام گمنامی سرچ کنید اگر مونده باشه چون متاسفانه اینا غالباً از سرور پاک شده.

بعضیا تو ابر موبایلشون اینا رو نگه داشتن.

رجوع کنید.

ببینید ما باید اهل تفکر و تأمل و تعقل و این‌ها باشیم.

ورزش فکری به قول علامه باید بکنیم در خصوص معرفت امام تا چون شما میگید که العلم نور، جنس علم نوره، جنس معرفت نوره.

پس اون کسی که نور رو می‌تاباند به قلب، اون الهام گر اصلی ملکوت نظامه.

پس صرفاً بسپاریم به ملکوت.

کار فکری نکنیم.

این اشتباه بسیار خطرناکیه که متاسفانه ما می‌کنیم.

اینجا من یک هشداری بدم که متاسفانه در هیئت‌ها خیلی باب شده حتی در ادارجات و حتی اینجا من دیدم این تفکر بسیار خطرناک رو متاسفانه که طرف میگه یه روضه بخون بریم بابا این حرفا به چه درد ما می‌خوره؟

گاهی اوقات به شوخی و گاهی اوقات داره میگن نصف شوخی جدیه.

داره جدی حرفشو می‌زنه.

حضرت آقای جوادی آملی بالاخره کارشناسان دین اینا ما باید پشت سر متخصص راه بیفتیم.

اینطوری نیست که هر وقت هر جای بدنمون درد گرفت بریم استامینوفن بخوریم.

باید از متخصص علم طب بپرسیم الان من مثلا اینجای گوشه سینم درد می‌کنه.

بعد میگه برو آزمایش بده، برو سی‌تی اسکن بده، MRI بده، همینطوری که نباید قرص بخوری.

آقا قرص من الان مثلاً اینه که صرفاً اشک بریزم، صرفاً مناجات کنم، دعا این نیست.

کی گفته اینا رو؟

پاشو پشت سر کارشناس دین باید حرکت کنی.

اونم نه مثل من.

علما، عرفا، حکما.

آقای جوادی آملی می‌فرماید معارف به سان خورشیدند.

خورشید.

اما روضه، اشک، آه این‌ها به سان نمک خورشیدند.

حالا هر کدوم از اینا رو شما بگیر نمک رو بگیر، مزه نداره غذا.

اون نمک، اون روضه نمک غذاته.

مزه میده بهت.

حالا شما نمک بخور کور میشی.

خورش نخور، کور میشی، تقویت نمی‌شی.

صرفاً برو تو شرکت کن تو مجالس امام حسین به کجا می‌رسی تو؟

یه آدم معذرت میخوام دگمی بار میای که هیچی از معارف نمی‌دونی.

دو تا شبهه هم بشنوی سریع چپ می‌کنی و السلام.

اینطوری نمی‌شه باید دو تاش با هم باشه.

هم ورزش فکری نیازه و هم طهارت نفس.

اینو رو من به صورت جد عرض می‌کنم.

اینایی که صرفا فراری‌اند از شنیدن، حرف شنیدن بارها عرض کردیم علامه می‌فرمودند اونچه که انسان رو تأدیب می‌کنه حرف شنیدنه.

همونطور که حیوان رو شلاق زدن و جمادات رو-- نباتات رو هرس کردن تأدیب می‌کنه.

حرف شنو باشیم و بعضی‌هام از اون طرف متاسفانه فقط حرف می‌شنون.

اصلا حوصله‌ی اشک و آه و عنابه‌ و روضه ندارن.

اینا رو کسر شأن خودشون می‌دونن که مثلا گریه کنن.

حتی اگرم اشکی بیاد اصلا نه آهی داره نه شی-- اینام بده، اینام خطرناکه.

در هر دو-- اصلا شما دقت کنید آیه دو سوره، چرا از خودمون حرف بزنیم، سوره جمعه.

"هُوَ الَّذِي" همون هُوَ‌ای که بهت میگه "قُل" بگو "هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ" تو رو هدایت می‌کنه به سمت خدایی که بدون لحظات و اعتبارات و امتیازات و عذر شود تشئونات هیچی.

اون هُوَ، اون الله، الله ذاتیه.

برو سر هُوَ.

اشاره به او.

دیگه کاری نداشته باش او کیه، چیه.

چون نمی‌تونی بفهمی.

بعد باز میگه "اللَّهُ أَحَدٌ".

اون احدیت اشاره به ذات خدا داره.

گفتیم واحدیت، واحدیت حضرت حق مقام کثرت ظهور و تشئونات حضرت حقه.

احدیت مقام ذاته.

اصلا تو نمی‌تونی بفهمی.

با این که نمی‌تونی بفهمی هدایتت کرده به اون سمت.

میگه "قُل" بگو.

چی بگم؟

هُوَ.

کدوم هُوَ؟

او که داری اشاره می‌کنی کدوم؟

اللهی که اینجا معلومه اسم ذاته.

اللهی که احده.

این احد باز داره تاکید می‌کنه که این الله اسم ذاته.

تو به سمت ذات حضرت حق در حرکتی.

بعد اون الله بعدی که "اللَّهُ الصَّمَدُ" چون میاد مبتدا می‌شه بر الصمد و اسم و صفت حضرت حق، اون دیگه می‌شه ال-- حالا الله صفاتی می‌شه و اسم صفاتی می‌شه.

کاری نداریم.

همون ق-- همون اللهی، همون هُوَ‌ای که اینجا بهت گفتن بگو هُوَ، همون هُوَ میگه "هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ".

اومده که تلاوت کنه یعنی متخصصه.

چون تخصص دین داره اومده برای تو تلاوت کنه.

تلاوت رو از متخصص بشنو.

که چی بشه؟

"وَيُزَكِّيهِمْ" طهارت.

"وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ".

هم کتاب رو حکمتم که باطنشه.

ببری از ظاهر عبور کنی بری به باطن‌ش.

این دو تا باید با هم باشه.

نمی‌شه صرفا طهارت نفس پیشه کرد و گناه نکرد و به سمت "وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ" نرفت.

پنجاه درصد کار پیغمبر رو تعطیل کردی که.

نمی‌شه صرفا رفت تعلیم و این‌ها و تعلیم و حالا ف-- ورزش فکری کرد به قولی و طهارت نفس و ترک نفس چیزی نمی‌فهمی.

این‌ها باید با هم باشه.

طهارت نفس عزیزم میاد چیکار می‌کنه؟

زمینه رو آماده می‌کنه، شخم می‌زنه.

حالا دانه‌ی بذر معرفت و علم رو بکار، کار فکری بکن.

قشنگ جوانه می‌زنه میاد بالا.

دو تاش باید با هم باشه.

عزیزانی که گفتن در حیث معرفت چه کنیم؟

بسم الله.

یک طهارت نفس تا می‌تونیم گناه نکنیم، تا افاضات صورت بگیره.

دو کتاب‌هایی که پیرامون امام عصر بخونیم.

کتاب‌های خوبی هست.

مهدی موعود خیلی کتاب خوبیه و النجم الثاقب کتاب خوبیه.

خیلی کتاب عالیه.

مکارم-- اخ-- امم مخيال المكارم، مخيال المكارم دو جلدی.

اصلا تو این دو جلد کتابو بخونی اون امام عصری که تا حالا شناختیو می‌ذاری کنار.

اینطوری به شما بگم.

بالاتر، برو بالاتر نهج الولایه حضرت استاد علامه حسن زاده رو بخون که بتون ولایت کلیه الهیه و باطن امام رو برات آشکار می‌کنه.

بسم الله آدم باید زحمت بکشه، کار کنه.

این یه سؤال.

یه سؤال دیگه‌ای هم شده اونم جواب بدم خیلی سریع که پرسیدن عزیزان که اون سلسله مراتبی که در تنزل فیض حضرت حق از قلب قطب الاقطاب و غوث الاعظم به ذی قطب که اون رو امام بگیری این می‌شود نائبش همینطور تا ابدال و اوتاد و نقبا و نجبا و این‌ها همینطور تا الأغرب فالأغرب که هرکی نزدیک‌تره این فیض رو اول می‌گیره و از قلوب منتشر می‌شه این فیض الهی هنوز همین چنینه یا فرق کرده؟

این سلسله طولیه نزولیه‌ی فیض الهی از-- چون بحث ما قلب منزل بود.

اول به قلب امام عصر نازل می‌شه حقایق بعد به ما می‌رسه.

این هنوز همین چنینه؟

بله.

"وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا".

قرآن میگه "وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ" با وسیله بیاید.

اصلا نمی‌شه غیر از این.

چون اون برزخ جامعه و این سلسله طولیه هست.

سؤال اگر یکی از این‌ها از دنیا رفت چی؟

حالا شما اوتاد رو بگیرید بعضیا گفتن سه تا، حالا بعضیا گفتن چهار تا.

کاری به عددش نداریم.

بگیرید چهار تا.

این اوتاد چهار تا که حلقه‌ی بعضیا گفتن وصل اول، بعضیا گفتن وصل دوم.

به هر حال حلقه‌ی ارتباطی امثال ما با امام عصر یکیش اوتادن.

چهار نفر اگه بگیری یکیش مرد چی؟

دو تاش مرد، چهار تاش.

یعنی نمی‌میرن؟

می‌میرن.

چرا انسان‌ها می‌میرن.

پس چی می‌شه؟

کسای دیگه از اون حلقه‌ی پایین‌تر میان وصل می‌شن به اون.

رتبه می‌گیرن میان بالاتر.

همینطور الأغرب فالأغرب اون آخر سر برای همین آورده.

یعنی ماها هم اگر بجنبیم رو خودمون کار کنیم تلاش کنیم بکشیم بالا خودمون رو "تعالوا تعالوا" بریم بالا.

ما هم امید هست بریم تو اون حلقه‌ها.

چرا نریم؟

بعد سؤال کردن که آیا امکان داره مثلا یکی مثل سردار سلیمانی یکی از اون حلقه‌ها باشه؟

ما چه می‌دونیم؟

ما نمی‌تونیم مصداق تعیین کنیم که ما در اون حد و رتبه نیستیم.

اما بعید نیست.

چون کار، کار قلبه.

گفتیم اول فیض بر قلب حجت خدا نازل می‌شه.

بعد از قلب اون قطب الاقطاب غوث اعظم به ذی قطب.

بعد اوتاد حالا یا ابدال رو اول بخوای تقدم تأخرشو بگیری فرق نمی‌کنه.

مثلا ابدال، اوتاد، بعد نجبا و نقبا الأغرب فالأغرب.

پس اگر این چنینه کار، کار قلبه.

واقعا در خصوص سردار سلیمانی کار قلب بود.

هیچی دیگه نبود.

دل‌ها رو تکون داد.

اصلا بی‌اختیار همه گریان بودن.

من می‌دیدم شما هم زیاد دیدید.

آدم‌هایی که حتی حالا چی بگیم؟

انقلابم حتی شاید قبول نداشتن ها.

اصلاً بدشون میاد از سیاست حرف سیاست می‌زنی حالشون بد می‌شه و اینا اما برای ح-- سردار سلیمانی گریه‌شون گرفت، ناراحت شدن، خرما دادن مجلس که من دیدم خیلی دیدم تو آشنا‌هامون.

این کار قلبه دیگه.

می‌تونه یکی از اون حلقه‌ها ایشون باشه.

حالا مصادیق رو ما نمی‌تونیم.

اما من شنیدم حالا به یادگار به شما بگم و بحث تمام.

به یادگار به شما عرض کنم که من از یکی از اولیاء خدا شنیدم که اون حلقه اول، اون چهار نفر حلقه اول رو که ایشون می‌گفت اوتادن و تد والجبال اوتادا.

از امام عصر به اون‌ها می‌رسه، اون‌ها به بعدی.

و اگر البته ذیقطر رو که بعد از قطب الاقطاب، ولی فقیه یا نائب خاص یا عام بگیری اونا میشن حلقه دوم.

حالا ایشون می‌فرمودن که از، می‌گفت من از چند تا از بزرگان، اسم نبرد برای من، از لسان خودشون شنیدم که گفت از دنیا هم رفتن که یکی از اون اوتاد حضرت علامه حسن زاده بودند که ایشون زنده بود هنوز به من ایشون گفت.

یعنی علامه زنده بود.

یکیشونم که از دنیا رفتن حضرت علامه سید محمد حسین حسینی تهرانی بودند که گفتم اگه رفتید حرم امام رضا نشونه قبرشو به شما دادم دیگه.

برید ایشونو زیارت کنید که هدیه حضرت آیت الله العظمی فقیه امامی بود به ما.

ما یه چیزی به ایشون تو، تو حرم نشون دادیم، یاد دادیم.

ایشون هم اینو به ما یاد داد.

قبر ایشون بوی بهشت می‌ده.

همینطوری بدون شامه مسلح هم که نداشته باشی صورتتو می‌ذاری رو قبر ایشون که اسمم نداره قشنگ بوی بهشتو می‌چشی.

انشاالله که عاقبت ما ختم بخیر باشه.

به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل على