یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
قلب منزل؛ نزول فیض با واسطه یا بیواسطه
نکتهٔ شرعی گفته شد؛ ورود به ادامهٔ بحث. امروز بسیار شیرین است و آن حالت دشوار ذهنی را ندارد. گفته شد که قلب منزل است؛ منزل یعنی جایی که محل نزول فیض الهی است. حالا سؤال: این فیض الهی مستقیم میآید به قلب ما مینشیند یا با واسطه میآید؟ و اگر با واسطه میآید چند تا واسطه میخورد؟ سؤالات خیلی شیرین و جدیاند. و اگر با چند تا واسطه میآید این واسطهها کیاناند؟ و اگر این واسطهها مشخصاند ما اینها را میبینیم یا نمیبینیم؟ درکشان میکنیم یا نمیکنیم؟ همهٔ اینها را در قالب یکی از فرمایشات حضرت شیخ اکبر در کتاب إنشاء الدوائر بیان میکنیم که آن دوائر در رقائق احکام ائمهٔ الأسماء الإلهیهٔشان یک دوائر خاصی است که البته حضرت آقای شیرازی هم در کتاب الأنوار و توالق الأسرارشان صفحهٔ ششصد و پنجاه و دو این را مختصراً توضیح دادهاند، اجمالاً.
سلسلهٔ قطب و ابدال و اوتاد
ایشان آنجا اینطوری میفرمایند که اول فیضی که، عین جملهٔ ایشان است، اول فیضی که از حقتعالی نزول میکند بر قلب حضرت قطب الأقطاب و قوس الأعظم نزول مینماید و از قلب آن حضرت بر قلب ذو قطب وارد میشود. این را، آن قطب الأقطاب را شما نبی اکرم اسلام بگیر و این ذو قطب را بگیر کی؟ امام عصرت. یعنی اول فیضی که میآید این در حقیقت قلب مقدس پیامبر است. هر فیضی. حالا اولین فیضی که ما مرزوق به آن فیض شدیم چه بود؟ رزق وجود بود. درست شد؟ بعد از آن دیگر هرچه میآید از حضرت حق، علم ادامهٔ حیات، قدرت است، اراده است، رزق است از همهٔ حیثیتش اراده است. اینها همه برمیگردد حتی آن قوای سامعه، بصره دائماً تحت فیضاند. آن به آن و کل یوم هو فی شأن یک معنایش این است دیگر. آن به آن، یعنی همینطوری دائم این قوای سامعه مرتبطاند با آن اتصال دارند با آن نظام، با آن نظام اقدس. وگرنه کار نمیکنند. باید وجود بگیرند. هی شدت بیاید روی شدت. پس اول نازل میشود به قلب پیامبر بعد به امام عصر شما. و بعد از اینکه این فیض نازل شد بر قلب مقدس امام عصر، میفرماید که و از قلب ایشان بر قلب سه تنان ابدال وارد میشود. ایشان معتقد است که حلقهٔ اول گرد امام عصر سه نفرند. اسمشان هم ابدال هست. حالا چرا ابدال؟ یعنی بدل انشایی میتوانند بکنند از جسمشان. میتوانند جسمشان را بدل کنند. مثلاً اینانی که تو بیابان گرفتارند میگویند یک آدم نورانی آمد نجاتم داد. مریض میگوید آدم نورانی آمد دست کشید سرم، شفا گرفتم اینها. میگویند امام عصر را دیدم. نخیر آقا شأنش فوق این حرفهاست. آن میتواند این ابدال باشند. حالا سه تن. البته این را گفته شود در ترتیب اینها و عددشان اختلاف هست. بعضیها گفتهاند نه آن اول اوتادند بعد ابدال و ابدال پنجاه نفرند یا پنجاه و سه نفر و آن اوتاد چهار نفرند. اول میگویند اوتادند. حالا این نظر شیخ اکبر است. بحثی هم نداریم. به هر حال بدانیم فعلاً این را بفهمیم که فیض ذو مراتب است. همینطوری مرتبت به مرتبت نازل میشود. و از قلب ایشان یعنی کی؟ آن ابدال. بر قلب چهار تنان اوتاد وارد میشود. حلقهٔ دوم گرد امام عصر اوتادند. والجبال أوتادا قرآن میگوید. کوهها مثل میخ کوبیده شده روی زمیناند. و از ایشان بر قلب هفت تنان که اسمشان رجال الغیب هست وارد میشود. حالا تازه اینان که حلقهٔ سوماند و هفت نفرند رجال الغیباند. بعد ما توقع داریم آن غیب اصلی را یعنی امام عصر را که غائب است از نظرها را ببینیم. خودمان را میکشیم شب و روز که مثلاً آن آقا را ببینیم. بابا همین هفت نفر حلقهٔ سوم هم رجال الغیباند. و از قلب ایشان بر قلب چهل تنان که نقباء نام گذاشته شدهاند نازل میشود و از قلب ایشان بر قلب سیصد تنان اسمشان نجبا نازل میشود یا وارد میشود و از ایشان بر قلب سایر بندگان خدا البته الأقرب فالأقرب وارد میشود. یعنی همینطوری هر به مراتب هر کسی که اقرب است، نزدیکتر است به ولایت از قلب او بعد منتشر میشود میآید به قلب همینطوری مادون خودش. این سلسلهٔ مراتب همیشود بوده.
قوس نزول و دعای موسی
همینطور که در سلسلهٔ طولی این تنزل یا انزال یا حتی نزول — إنا لله اینکه از سمت خدا ما در قوس نزول آمدهایم همان الوهیت نظام هستی که حالا شما بگویی اسمش را بگویی قلب که اتصال همهٔ موجودات با آنجاست. میآید بعد عالم عقل و یا عقول و مجردات و سپس بعد مثال که حالا به یک معنا برزخ است. بعد عالم طبیعت است. این ذو مراتب است. این مراتب حفظ میشوند و باید بشوند. در نزول فیض الهی هم اینچنین است. چون که حضرت موسی علی نبینا وآله و علیهالصلاة والسلام رفت آن گوشه زیر سایهٔ درخت نشست رب إنی — چقدر این دعا زیباست. دعای قرآنی. خیلی از علما تأکید دارند که دعاهایتان را این دعاهای قرآنی بکنید.
«رَبِّ إِنِّي لِمَا أَنزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ» (قصص/۲۴)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پروردگارا، من به هر خیری که سویم فروفرستی نیازمندم.
گرسنه بود حضرت موسی. نگفت خدایا من غذا میخواهم. گفت رب إنی لما أنزلت إلی؛ اینکه از تو باید نازل بشود این فیض. این هم فیض است. غذا هم فیض است. إلی از سمت تو بیاید. آن هم خیر است. خیر. هرچه از تو بیاید خیر است.
«مَّا أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ ۖ وَمَا أَصَابَكَ مِن سَيِّئَةٍ فَمِن نَّفْسِكَ» (نساء/۷۹)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آنچه از نیکی به تو رسد از خداست و آنچه از بدی به تو رسد از خود توست.
آیهٔ قرآن است. هرچه از تو اصابت به ما بکند حسنه است و ما أصابک من سیئة فمن نفسک. مطلقاً هرچه که از بدی به تو اصابت میکند از نفس خودت است. میگوید من خیر فقیر. آن هم فقیر. دیگر به شدت فقیرم. مگر فیض تو نازل بشود. منتها این سلسلهٔ طولی حفظ میشود. یعنی اینطوری بفهمیم. اکنون به شما یک فیضی نازل شد. یک حال خوشی، یک عنایتی بهت شد. لطف عنایی حضرت شامل حال شما شد. اکنون بر اساس این سلسلهٔ طولی باید چه نتیجه بگیریم؟ آن رشتههای قبل از شما موافق شما همه قلبشان مستفیض شدند. فیض الهی بر قلب آنان که اول از همه حضرت پیامبر اکرم و بعد امام عصر است آنان مستفیض شدند از فیض الهی بعد به تو رسیده. پس این است که میگوید آقا اگر تو به سمت خیر بروی، خیرت به امام عصر هم میرسد. این یک معنایش است. اگر تو به سمتی بروی لا یمسه إلا المطهرون به جایی بروی طهارت پیشه کنی که بتوانی حقایق عالم را مس کنی. نازل بشود حقایق بر تو. فیض الهی از انواعش بر تو نازل بشود. اول به قلب کی نازل میشود؟ امام عصر است. از طریق پیامبر. درست شد؟ کانال فیض امام عصر است.
لحظهٔ مرگ و واسطههای فیض
این است که حالا آن بچههایی که توی یک زمانی با یک بچههای مقاومت من صحبتی، خلوتی داشتم. خیلی چیزهای شیرینی میگفتند. مثلاً میگفتند ما بسیار دیدیم شهدایی که تو لبنان زمین میافتادند میگفتند لحظهٔ احتضارشان، لحظهٔ شهادتشان میگفتند حالا صاحب الزمان و حالا امام خمینی. بعد شهید میشدند. این چرا باید امام، امام مثلاً حضرت امام علیهالرحمه کنار امام عصر تشریف داشته باشند؟ این سلسلهٔ نزولی طولی باید حفظ بشود. این یک معنایش. به همین اعتبار بعضیها معتقدند که هر کس که بر ما ولایت دارد در مسیر فیضها، هر کس بر ما ولایت دارد، لزوماً لب مرگ میآید. آنچه مولامان علی علیهالصلاة والسلام فرمود من مات یرانی. یرانی یعنی میبیند ولایت را. شؤونش هم هستند. یعنی از پیامبر تشریف میآورند تا امام عصر، تا مثلاً نمایندهٔ امام زمان. هر کسی که واسطهٔ فیض تو بوده حتی استاد تو. استاد تو اگر واسطهٔ فیض بوده، منقطع نبوده از ولایت و واقعاً ولایتمدار بوده، معلم تو، آن هم لحظهٔ مرگ میآید. اینها حقایقیاند که حالا روش خیلیها بحث کردهاند. ما هم نمیخواهیم خیلی در آن تصرفی بکنیم و حرفی بزنیم. میروید تشنهاید، میروید انشاءالله پیدایش میکنید. پس مهم اینجاست که فعلاً این را ما بدانیم که آن فیض الهی که البته به حصهٔ وجودی ما نازل میشود از قلب نازل میشود از قلب با این سلسلهٔ مراتب.
نقل علامه؛ حصهٔ وجودی و اسم اعظم
حالا این جمله را هم از حضرت علامه برایتان بخوانم. فیض این جملهٔ ایشان است. بنگرید چقدر شیرین. فیض الهی همان فعل الهی است. همان فعل الهی است و همان کلام اوست که ما عسی الله همه گویااند به صورت لا ما فی السماوات و ما فی الأرض و به تسبیح و ثنای اویند و این فیض حصهٔ وجودی هر موجودی است که واسطهٔ ارتباط او با حق مطلق است. همان قلب. حصهٔ وجودی را به یک معنا میتوانی همان جانت، همان قلبت فرض بگیری. وعاء فیض الهی. ظرف فیض است. ارتباطی که عین ربط است. یعنی عین ربط به حضرت حقی تو. مطلقاً جدا نیستی. در صحف عرفان از حصهٔ وجودی تعبیر به اسم اعظم او میگردد. این حصهٔ وجودی، این نقطهٔ اتصال تو با الوهیت نظام هست که از طریق قلب هست، به این میگویند اسم اعظم. پس اسم اعظم آنجاست که حضور مطلقاً هست. یعنی حاضری. حضورت مطلق است. کاملاً حس حضور داری. به این میگویند اسم اعظم و یا سر هم به آن میگویند. این فیضی است که همه مرزوق به آناند. إن للحق فی کل خلق ظهوراً خاصاً به. برای حق در هر مرتبهای از خلقت ظهور خاصی است از خودش. همه ظهور حضرت حقاند. تشؤنات حضرت حقاند. مرآة حضرت حقاند. کلمات حضرت حقاند. آیات حضرت حقاند. مجالی حضرت حقاند. هرچه هست حق است و حق است و حق و شؤوناتش. حق ذو مراتب است. عاقبت به برکت صلوات بر محمد و آل محمد ختم به خیر باد.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.