و بین الستعین.
المستغفر بک یا صاحب الزمان السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایاته سلامٌ علیکم و رحمة الله.
استفتا شده از رهبر عزیزمون که اگر مهمان بخشی از اثاث یا لوازم منزل میزبان رو نجس کنه یا حالا مثلاً انسان سفری میره با خونواده یه هتلی خونهای اجاره میکنه، بچهها اونجا نجس کاری میکنن مثلاً.
آیا لازمه که حتما به صاحبخانه و میزبان خبر بدین که مثلاً این لوازم منزل شما نجس شد؟
آقا فرمودن که به غیر از خوردنی و آشامیدنی و اون ظرفی که درش غذا و آب میخورن دیگه در بقیه لازم نیست.
یعنی در خوردنی، آشامیدنی و ظرفی که درش غذا و آب و اینو میخورن اگر نجاست اتفاق افتاد باید حتما خبر بدی به صاحبخونه.
اما غیر از این اتفاق افتاد در البسه و پوشاک و بستر و لباس و اینا نه نیازی نداره حتما بگی.
اگرچه بگی اشکال نداره اما لازم نیست بگی.
یکی از آیاتی که حالا ما این مدت به فضل الهی پیرامون قلب مألوف که حرف زدیم هنوز ورود به آیاتش نکردیم.
سه تا آیه در قرآن هست که پیرامون قلب مألوف حرف زده.
یکی از این آیات، آیه شصت سوره توبه است که بحث صدقات رو میاره که به هشت طایفه میفرماید صدقات، این صدقات اعم از واجب و مستحب اینا به هشت طایفه میرسه.
إنما الصدقات للفقراء اول به فقراء.
فقراء هم از این جهت بهش میگن فقیر که کعنه ستون فقراتش شکسته.
انقدر ضربه خورده بهش میگن فقیر.
ولالمساكين دسته دوم مساکیناند.
مساکین یا مسکین یعنی کسی که دیگه نشسته زمین، سکون پیدا کرده، اصلاً نمیتونه حرکت کنه که وضعش از فقیر بدتره.
والعاملین علیها کسایی که دستاندرکار جمعآوری صدقاتاند به اونها هم میرسه.
یعنی اون عاملها.
والمؤلفة قلوبهم این چهارمین دستهای که صدقات بهشون میرسه جالبه.
اوناییاند-- یعنی کساییاند که تو میخوای براشون خرج کنی تا تألیف قلوب اتفاق بیفته.
که حالا بسیاری از مفسرین زیل این آیه فرمودن پولی که انسان خرج کنه برای اینکه دیگران جذب به دین بشوند.
که حالا بحث میکنیم.
بقیشم بگیم؟
پنجمیش و في الرقاب از رقبه میاد گردن، غلامان، بندگان اینها که حالا قدیما مرسوم بوده خرج اونا کردن.
والغارمین غارم که قرضوندیایه که از راه فساد و اسراف قرضمند نشده.
شدیداً گرفتار شده، قرضش بالا گرفته، ضرر مالی خورده اما فساد نکرده.
مثلاً در تفسیر کنز الدقائق از امام صادق صلوات الله علیه حدیثی دیدم که حضرت فرمودن هر مؤمن یا مسلمانی که بمیرد و بدهی بر جای بگذارد که بر اساس فساد و اسراف نبوده باشه این بدهیش، این قرضش، پرداخت بدهی او بر امام است.
بر امام جامعه واجبه که بدهی اون مسلمانی که از دنیا رفته، بدهی گردنش اومده اما از رو فساد و اسراف البته نبوده بپردازه.
بعدیش و في سبيل الله در راه خدا بالاخره همه این راه، کاراهایی که در مسیر حضرت حق انجام میشود و شعائر دینی و اینها.
و ابن السبیل کسی که تو س-- تو و ابن السبیل رو اینطوری فرمودن تو س-- وطن خودش وضعش خوبه، مشکلی نداره.
اومده سفر، تو سفر به مشکل برخورده، تو راه مونده.
اینم واجبه که بهش کمک بشه از صدقات.
که اینها فريضة من الله والله عليم حكيم از طرف خدا اینا فرض شده.
اما چهارمش رو که مورد بحث ماست والمؤلفة قلوبهم یکی از وظایف حکما اینه که از جالبه از جمعآوری صدقات اعم از واجب و مستحب برای تألیف قلوب استفاده کنن.
این تألیف قلوب تو دو بخش استفاده میشه.
یکی برای جذب اونهایی که اسلام رو نمیشناسن یا حتی مخالفن.
حتی تو تفاسیر میگه که پیغمبر فرمود حتی برای کفار.
امام صادق صلوات الله علیه فرمود حتی برای مشرکینی که میشه با اینها قلبشون رو الفت برقرار کرد و برگردوند به اسلام.
البته اینجا یه بحثی پیش میاد که مثلاً بگن که آقا مثلاً اسلام پولکی با پول دیگری رو مسلمان کردن.
اینها باید حواسمون باشه.
اتفاقاً صاحب تفسیر نور الثقلین میفرماید پرداخت زکات برای تألیف قلوب به مفهوم ایمان آوردن پولی نیست.
فرمایش صاحب تفسیر نور الثقلین.
بلکه زمینهسازی برای حصول درک و آموزش و سپس معرفت و ایمان است.
یعنی اینکه تو با خرج کردن، پول دادن، بخشی از پول رو هزینه کردن برای این کسایی که اسلام رو خوب نمیشناسن و گرفتاراند.
و چه شیرین که انسان بتونه گرفتاری یکی رو برطرف کنه، بعد جذبش کنه به اسلام.
بگه اصلاً این سخا اسم یکی از درهای بهشته یه میوهای در بهشت هست که فقط خدا به کسایی میده که دست بخشنده دارن، سخی هستن.
به بقیه نمیده.
وقتی تو تعالیم دین رو اینطوری براش بگی خب جذب میشه.
چرا نشه؟
قطعاً میاد جذب دین میشه.
یا کسی که وقتی مسلمون شد، یه جوونی هست داستانش مح-- مشهوره که خیلی به مادرش احترام گذاشت.
اگرچه مادرش مسلمون نبود.
خیلی مادره دید اصن این رفتارش عوض شده از وقتی رفته مسجد، منزل پیغمبر اینا.
زیرکی که خود بنده انجام دادم اولین بار که رفتم بسیج یادش بخیر مثلاً فک کنم دوازده سیزده سالم بود.
خب من جزو شاگردای ممتاز مدرسه بودم.
رفتم تا یازده شب موندیم یادش بخیر بسیج.
بعد وقتی اومدم خونه پدرم دعوام کرد.
گفت تو سابقه نداشت تا یازده بیرون باشی فلان.
دیگه نمیشه بری بسیج.
بعدا خب رگ خواب بابا رو داشتم دیگه.
میدونستم بابا نگران درس بندهست.
حسابی نشستم درس خوندم.
در حین اینکه دیگه زیاد هم تو بسیج نموندم، رتبه درسیم رو کشوندم بالاتر.
بعد پدرم گفت اگه بسیج اینه برو پسرم.
بعدم به شدت شروع کردم تو خونه ظرف میشستم، خونه رو جارو میکردم، خریدای خونه رو میکردم.
پدر و مادر گفتن عجب!
چه بسیجی شدی.
سرشون رو گول مالیدیم به قول بعضیا.
دقیقاً صدر اسلام.
والا ما اقتباس کردیم از این نسخه که اون جوون- الان برعکس شده بله.
بسیج رفتیم اون برعکس شد.
بله.
که پ-- مادره دید این بچه اصلاً عوض شده از وقتی رفته پیش پیغمبر خیلی احترام برای مادر قائل میشه.
گفت چرا تو اینطوری شدی؟
گفت پیغمبر دستور داده.
این آیهشه تو قرآن اومده.
گفت چه دین قشنگی.
خب بذار منم مسلمون-- جالبه تا مسلمون شد گفت حالا دیگه چیکار باید بکنم؟
شهادت این رو داد.
اذان مغرب رو داد گفت الان باید نماز مغرب رو بخونیم.
یه ساعتی گذشت.
الان چه کنیم؟
الان باید نماز عشا رو بخونیم.
پسره نماز به ب-- مادرش یاد داد.
همون شبم مادر از دنیا رفت.
تو روایت مینویسه.
ببینید تألیف حالا این بچه صدقهای که به مادرش داد با اخلاق بود.
چون خوشرویی، صدقه قابل توجه مدیران، پشت میزنشینان، صاحب منصبان، خوشرویی، عالمان دینی، خوش برخورد کردن، تبسم، اینا.
المؤمن فرحه فی وجهه و حزنه فی قلبه.
که ما برعکس میشیم.
پول خرج کردن.
حالا یکی بحثش اینه که تو دل مخالفین یا اونایی که اصلاً م-- در حقیقت اسلام رو درست نمیشناسن رو جذب کنی، جذب دین بکنی بعد روشون کار کنی، بعد معارف رو یادشون بدی.
یکی هم اونایی که نه، اتفاقا واجبتر از اون، اونایی که خودشون مؤمنن، مسلمونن.
اونایی که یعنی تو راه دین هستن و گرفتار شدن.
اونا رو هم دریاب.
اتفاقا اینا برترن.
اینا بالاترن.
اینها رو دریاب که اینها نبازن.
خیلیا الان به خاطر فشارهای اقتصادی نتونستن تحمل کنن.
گفتن این چه انقلابیه، انقلاب اسلامی اینه؟
نخواستیم.
خیلیا به جهت بیتدبیری مسئولین ما، یکی از وظایف مهم ما که الان در آستانه انتخابات هم هستیم دیگه بحث رو جمع کنم.
از وظایف مهم این کسایی که میان متصدی میشن و کاندیدا میشن، عزیزان اینه که یه فکری به حال همین بحثهای مؤلفه قلوبهم بکنن بر اساس آیه قرآن وظیفشه.
اینطوری نیست که شما فکر میکنی آره وعده وعید داره میده آدم خوبیه که.
اصلاً تو وظیفته برای همین اومدی.
چه اینایی که تو وادی دین بودن کمرشون شکسته، ستون فقراتشون شکسته، بهش میگن فقیر.
یا درمانده شدن.
اصلاً نمیدونه چه کنه، چه نکنه.
مسکینه، گرفتاره به هر حال برای اینا باید یه فکری بکنه و همچنین برای جذب دیگران.
تو همین کشور ما چقدر آدم هست باور کنید اگه گره مالیش بس-- باز بشه برمیگرده به سمت دین، به انقلاب.
چقدر با اقتصاد میده-- میشه به مردم خدمت کرد.
چقدر ما ریزش داشتیم به خاطر فشارهای اقتصادی و بیتدبیری مسمو-- مسئولین.
این همه رانت و این همه عرض شود دست گروه بازی و بنده پر و چی و اینها که پولهایی که رفت اون طرف اینا اگه واقعاً اینا میاومد خرج فقیر بیچارهها به قول امام ولی نعمتهای ما پا برهنه ها اینا میشد، هیچوقت انقلاب ما اینطوری میشد؟
یعنی ما الان باید در بین همین آدمایی که کاندیدا شدن بریم بر اساس به قول رهبر کارنامههاشون هم بریم ببینیم هر کجا بالاخره یه جایی بودن، هر کجا بودن آیا این مؤلفه قلوبهم رو در این دو قشر انجام دادن؟
یکی از شاخصههاست.
بین آدمایی که مؤمن بودن، انقلابی بودن، کمرشون شکست به خاطر فشارهای اقتصادی و نتونستن دیگه بیان زیر دوش-- دوششونو قرار بدن زیر بار انقلاب.
دیگه تو مسجد پیداشون نشد.
تو هیئتا پیداشون نشد.
آقایونایی که الان چقدر اینجا هستید هیئت دارید.
تو هیئتاتون یه کسی نمیاد به خاطر فشارهای اقتصادی پیگیر میشیم اصلاً ما؟
وظیفه، یکی از وظیفههای ما اینه که پیداش کنیم بالاخره گیر-- یه مدیر، یه مدیر همکارش چرا پریشونه؟
چرا گرفتاره؟
چرا نمیخنده؟
چرا سلام منو خشک داد؟
حتماً گرهی تو کارشه.
برم سراغش.
یه مدیر کارآمد اینه.
بره آقا تو دردت چیه؟
مشکلت چیه؟
چرا اینطوری شدی؟
چرا سر کار دیر میای، زود میری، نمیدونم فلان.
اینا پس یکی از وظایف بر اساس قرآن که شاخصههایی که انسان میتونه پیدا کنه و به سراغش بره.
تا میتونید با صدقات البته صدقه فقط هم مالی نیست.
تو صحبتم عرض کردم.
با صدقات تا میتونید هنر یه بچه مؤمن اینه که تا میتونه جذب دین کنه، تألیف قلوب، قلوب بیاره.
الفت یا قلب معروف قبلاً عرض کردیم از الف میاد بر وزن جسر.
الف یعنی در حقیقت جمع کردن، توی تمرکز قوا انجام دادن، جمع کردن از تشتت و پراکندگی جلوگیری کردن.
بسم الله با اخلاق.
اخلاق خوش خودش یه صدقه است.
سلام گرم دادن، دست حالا الان که متأسفانه این بر افتاده، دست گرم فشار دادن.
اینا صدقه است.
پول خرج کردن بهترین.
حالا تا اینجا رسیدیم اینم بگم و تمام کنیم.
من تحقیق کردم به شما تحقیقا عرض میکنم.
الان تا طرف میمیره براش چیکار میکنن؟
چیکار میکنن بفرمایید.
تا مرد شب دفنش چیکار میکنن؟
آفرین نماز لیلة الدفن یا وحشت میخونن.
میدونستید نصف روایت رو نمیگن و عمل نمیکنن اکثراً.
اصلاً روایت میگه تا طرف مرد براش صدقه بده.
اونم صدقه قابل توجه.
هیچ چیزی برای مؤمن مثل صدقه نیست.
اینو من به شما بگم.
هیچی.
اگر نداشتی صدقه بدی این نماز رو بخون.
اون اولیشو نمیگن به من و شما.
اول صدقه بده اگه نداشتی این نماز جایگزین اون صدقه است.
انقدر یعنی دست امواتو میگیره.
چه برسه این زندهها رو.
بعد ما فقط میخوایم فقط به نظر میخوام با اشک و گریه و هیئت و با نماز و این شعائر ظاهریه اینطوری جذب کنیم اما حاضر نیستیم پول خرج کنیم.
انشاءالله که عاقبتمون ختم به خیر بشه به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل على محمد