یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
احکامِ قسم؛ شرطِ انعقاد
در خصوصِ احکامِ قسم — و بهسببِ کوتاهیِ فرصت، بهاجمال — نخست معنای انعقادِ قسم روشن میشود. قسم باید به خدا خورده شود، یا به اسماء و صفاتی که تنها در خصوصِ خدا استعمال میگردد: همچون رزّاقیّت، قدرت، حیات، حکیم، خالق. اگر کسی قسم را در رابطه با خدا نخورد — مثلاً به طبیعیات، به آسمان، حتی به پیامبر و انبیا و ائمه یا به قرآن — انجامِ آن عمل بر او واجب نمیشود. این را باید پاس داشت: قسم باید به خدا یا یکی از اسماءِ او باشد؛ مثلاً به خدای حکیم قسم، یا به حکمتِ خدا قسم. آنگاه وفای به آنچه بر آن قسم خوردهاند واجب میگردد.
موضوعِ قسم؛ فعل و ترک
نکتهٔ مهم آن است که موضوعی که بر آن قسم میخورند، اگر فعل باشد باید واجب یا مستحب یا مباح باشد. قسم به خدای حکیم که این کار را انجام دهم، تنها وقتی منعقد و لازمالوفاست که آن فعل واجب یا مستحب یا مباح باشد. اما اگر ترک باشد — مثلاً به خدای رحمان قسم که دیگر این کار را نکنم — آن کار باید حرام یا مکروه یا مباح باشد. اگر بالعکس باشد، قسم باطل است. نمونه: قسم به خدای رحمان که دیگر به هیئت نروم، باطل است؛ زیرا رفتن به هیئت مستحب است و ترک را نمیتوان بر مستحب بار کرد. ترک باید بر حرام و مکروه و مباح بار شود.
مباح — همچون خوردن و خوابیدن — هم برای فعل و هم برای ترک قابلِ قسم است. مثلاً به خدای احد و واحد قسم که میانِ طلوعین نخوابم، واجبالوفا میشود. خوابِ میانِ طلوعین علیل میکند؛ آدمی را از جهتِ رزق و روزی و جسم و روح زمینگیر میسازد. خوابِ قبل از اذانِ ظهر قیلوله است و خوابِ رحمت. چه فعل باشد چه ترک، چون خواب مطلقاً مباح است، قسم بر آن باید انجام شود. تا همین مقدار در احکامِ قسم بسنده است؛ حقِّ کاملِ مطلب در مجالِ کوتاه ادا نمیشود و روزهای بعد پی گرفته خواهد شد.
فهم و ارتباط با ملکوت؛ اثرِ رحم و صلب
یکی از دلایلِ بسیار مهم — که مبسوطاً در جلساتِ بعد گفته میشود — آن است که در فهم و استنباطهای عقلی و خطوراتِ قلبی در این نشئهٔ طبیعی، و در ارتباطِ این نشئه با عالمِ ملکوت، تأثیرِ مستقیم و بهسزا دارد رحمی که از آن بیرون آمدهاند و صلبی که از آن برآمدهاند. یکی از معانیای که باید بر آن اندیشه کرد، در همین آیهای است که دربارهٔ قلبِ نسیانگر بحث میشود: فراموشیِ «ما قدّمت یداه»؛ پیشینهشان. این پیشینه میتواند به گناهانی که کردهاند بازگردد و به معانیِ دیگری که پیشتر گفته شد؛ اما این نیز مهم است و شاید کمتر در جایی یافته شود: پیشینه به نوعی به رحم و صلبی که در آن بودهاند بازمیگردد.
الولد سر أبیه؛ اهمیّتِ رحمِ مادر
الولد سر أبیه؛ فرزند سر و جانِ پدر است. آنچه پدر دارد به فرزند میرسد و آنچه فرزند دارد به پسر و دخترش میرسد. و مهمتر از صلب، رحمِ مادر است. در همین مقدار توقف میشود تا مطلب از میان نرود؛ فردا اگر توفیق باشد مفصل گفته میشود.
المرأة مصنعة صنع الله
علامه جملهای دارد که جا دارد کتابها دربارهاش بنویسند: المرأة مصنعة صنع الله. مرأة یعنی زن؛ زن مصنعه و کارخانهٔ صنعتِ الهی است. کارخانهٔ صنعِ الهی رحمِ مادر است. پیشتر گفته شد عالم در حرکتِ وجودی و ایجادی است؛ عالم در حالِ حرکت و مشقزنی است. غایتِ این حرکت در عالم رسیدن به چیست؟ به اینکه نطفه تشکیل شود و نطفه به مقامِ انسانِ کامل برسد. نطفهٔ تشکیلشده در مشقزنیِ عالم — به قولِ علامه — کجا باید تعبیه شود تا سیرِ استکمالی را طی کند، به کمال برسد و به انسانِ کامل راه یابد؟ در رحمِ مادر. از اینرو میفرماید المرأة مصنعة؛ این زن، این رحمش، کارخانهٔ انسانسازی است.
جایگاهِ رفیعِ زن و پاکیِ رحم
همین جایگاهِ رفیع و بینظیر برای زن بس است. سخنانی که جایگاهِ زن را درنیابند و او را به بهانههایی چون محدودیت در قضاوت یا مسئولیت یا ارث خوار شمارند، از درکنکردنِ همین مقام برمیخیزد؛ وقتی جایگاهِ زن درک نشود، از این خزعبلات در کنارش میآید. اگر کسی آن رحمی را که در آن قرار گرفته به تمام معنا رحیم و پاک و مطهّر از قذارات و آلودگیهای دنیوی نیابد، قطعاً در فهمش نسبت به حقایقِ عالمِ بالا مشکل پیش میآید. بسطِ این معنا در گفتارهای بعد خواهد آمد. عاقبتِ خیر به برکتِ صلوات بر محمّد و آلِ محمّد خواسته میشود.
پیوندِ بحث با قلبِ مکنون
این نکات — احکامِ قسم از یکسو و اثرِ رحم و صلب در فهم از سوی دیگر — در حلقهٔ بحثِ قلبِ مکنون قرار میگیرد: آنچه در پیشینهٔ وجودی نهفته است، در خطورات و استنباطها و ارتباط با ملکوت اثر میگذارد. از اینرو پاکیِ مبدأِ تکوینی و درستیِ پیمانهای زبانی با خدا، هر دو از لوازمِ مراقبتِ قلباند.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.