ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 012

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

نذرِ مشروط و صدقهٔ پیش از تحققِ شرط

نکته‌ای پیرامون نذر که بسیاری نمی‌دانند: اگر نذر کنند که چون بیماری خوب شد این مقدار صدقه دهند، و پیش از بهبودْ همان مقدار را کریمانه بپردازند، آیا چون بیماری خوب شد همان صدقهٔ پیشین کفایت می‌کند یا دوباره باید بدهند؟ حکم رهبری آن است که صدقهٔ پیش از تحققِ شرط — پیش از خوب شدن — کفایت نمی‌کند. حواس باید جمع باشد. مانند آن است که نذر کنند پنجشنبه روزه بگیرند و چهارشنبه یا جمعه بگیرند؛ ادا نشده است. نذر این بود که چون خوب شد ادا کنند؛ اکنون که خوب شده تکلیف بر گردن است. بسیاری این را رعایت نمی‌کنند.

ستمِ اعراض از آیات و مرگ به مثابهٔ آیه

از آیه نکتهٔ تازه استخراج می‌شود؛ اگر تا قیامت پای همین یک آیه بنشینند حرف در آن هست، اگر گوشِ شنوا باشد. عظمت این آیات چنان است که درون‌مایهٔ بسیار دارند. در آیهٔ پنجاه‌وهفت کهف آمده است:

«وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن ذُكِّرَ بِآيَاتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْهَا» (کهف/۵۷)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و کیست ستمکارتر از آنکه به آیات پروردگارش پند داده شود و از آن روی بگرداند.

نتیجهٔ اعراض آن است که پرده‌ای بر قلب می‌افتد تا حقایق را نفهمد؛ صاحب قلب نفهم می‌ماند. یکی از آیات الهی مرگ است؛ اینکه همگان خواهند مرد یکی از آیات خداست.

جالب آن‌که در حدیثی با دو سند — مجموعهٔ ورّام ابن ابی‌فراس که از پیامبر نقل کرده، و کتابِ شریفِ خصائص الأئمهٔ مرحوم شریف رضی که از امیرالمؤمنین علیه‌السلام نقل کرده — آمده است: الناس نیام؛ مردم خواب‌اند. الف و لام آورده یعنی همه، حتی اکنون در ظاهرِ بیداری. فإذا ماتوا انتبهوا؛ چون بمیرند بیدار می‌شوند. آدم وقتی خواب است خواب می‌بیند؛ چیزهایی می‌بیند. چون بیدار شد باید بداند چه دیده است.

خواب، تعبیر، و خودشناسی

علامه حسن‌زاده حفظه‌الله می‌فرمود یکی از بهترین راه‌های خودشناسی توجه به خواب است: چگونه خواب دیده‌اند و چه تمثلاتی در خواب بوده است. بحثش در جلسات پیش آمده بود. امام صادق صلوات‌الله‌علیه فرموده آنچه پیرامون شماست، مخصوصاً حیوانات، تمثلات درونی شماست. پیامبر دمِ اذان صبح می‌آمد و نمی‌گذاشت ظهر شود؛ می‌فرمود هل من مبشّرات — کی بشارت دارد بگوید؛ یعنی چه خوابی دیده‌اید، در حالی که همه شب تا صبح خواب بوده‌اند. امروز اگر کسی بگوید این خواب را دیده‌ام می‌گویند خواب‌آلوده است. استاد جوادی آملی می‌فرمود اصلاً نمی‌خوابم که خواب ببینم؛ حال آنکه دنبال تعبیر خواب‌اند. تعبیر خواب علمی الهی است و نباید به‌سادگی از خواب کنار کشید که «خوابی دیدیم و گذشت».

یکی از بزرگان در نجف پیش از شهادت سردار سلیمانی خواب دیده بود که رئیس‌جمهورِ وقت را مردم کنار نهاده‌اند و سردار سلیمانی به دولتِ جمهوری اسلامی تکیه کرده؛ یعنی دولتمرد شده. برایش تعجب‌آور بود؛ سپس این قصه رخ داد و تعبیر خواب به‌زودی بروز پیدا کرد. البته بعضی جان‌ها قوی‌اند و خوابی که می‌بینند مالِ چهل سال یا بیست سال یا ده سال بعد است؛ بعضی جانشان ضعیف است و خوابِ فردا و پس‌فردا می‌بینند. همه باید دنبال تعبیر خواب خود باشند. اما آن را نشانه بدانند؛ آنچه آیه است خودِ مرگ است که از این خوابی که اکنون در آن‌اند بیدار می‌کند. آنچه پس از مرگ اتفاق می‌افتد تعبیرِ این خوابِ عمر است. همهٔ عمر خواب بوده‌اند؛ آنچه اکنون می‌بینند خواب است و پس از مرگ تعبیرش را می‌بینند. همین نمازی که خوانده‌اند به فرمایش پیامبر گونه‌ای خواب است و تعبیرش آن‌سو روشن می‌شود. این حدیث درون‌مایهٔ بسیار دارد: اکنون خواب‌اند و تعبیرِ آنچه می‌بینند آن‌ور معلوم می‌شود. امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرموده از پیشانی‌ات می‌فهمم چه خبر است؛ یعنی تعبیر خوابت را می‌دانم؛ یعنی آن‌سویِ تو را می‌دانم که تعبیر آن‌جا اتفاق می‌افتد.

چشم دریچهٔ قلب و بیداریِ حاج قاسم

خدا رحمت کند مرحوم آیت‌الله حائری شیرازی را. جمله‌ای دربارهٔ مرحوم شهید سلیمانی دارد بسیار آسمانی؛ هر کسی نمی‌تواند چنین بگوید. حداکثر می‌توان گفت چه چشمانِ زیبایی داشت. آقای حائری می‌گفت — و عبارتش را باید دقیق شنید که ترجمهٔ یک حدیث است — چشم دریچهٔ قلب است. وقتی دریچهٔ جایی را باز کنند معلوم می‌شود درون چه خبر است: نور است یا ظلمت، تاریک است یا روشن، بوی خوب می‌آید یا نه. می‌گفت چشم دریچهٔ قلب است؛ و بلافاصله می‌فرمود حاج قاسم سلیمانی چه چشم الهی و آسمانی دارد. آنان می‌فهمیدند. یعنی عجب تعبیری دارد این خواب‌هایی که حاج قاسم می‌بیند؛ آن‌سو چه تعبیری دارد که همه را بیدار کرده است. خواب‌هایی که حاج قاسم دید همه را بیدار کرده است. باید از آغاز سخن را شنید نه آنکه ناگهان میانِ کلام سوییچ کنند و گیج شوند. یعنی خوابِ قاسم سلیمانی ما را از خواب بیدار کرده است.

یکی از آیات الهی مرگ است. اگر بدانند، می‌گویند عجب چه خوابِ شیرینی بود — اگر اهل ولایت بوده باشند — و اگر خدای نکرده نبوده باشند می‌گویند عجب خوابِ تلخی بود. و اگر خواب تلخ باشد می‌گویند خدا را شکر که بیدار کردی. برای همین حتی مرگ برای کفار و مشرکین و منافقین نیز رحمت خداست؛ و برای خوبان نیز رحمت است چون به تعبیر و اصل می‌رسند. اینجا همه سایه‌ای از آن اصل است؛ اصل آن‌جاست؛ اینجا خبری نیست. این است که امثال سردار سلیمانی سه چهار ساعت مانده به شهادت روی کاغذ می‌نویسند «خدایا دوست دارم ببینمت». قبلاً نیز نیت کرده بوده‌اند؛ مانند شهید عماد مغنیه که همان‌گونه در خودرو زدندش. این‌ها همه رمز و رموز است؛ یعنی خودْ تعبیر خوابِ خود را می‌داند. از آیه به چه حقایقی می‌توان رسید.

مردن پیش از مرگ و خروج روح

از درون‌مایهٔ آیه و حدیث این نتیجه گرفته می‌شود که دنیا خوابی است که تعبیرش پس از بیداریِ مرگ آشکار می‌شود؛ و مؤمن می‌کوشد پیش از مرگ به قدرِ توان با خروجِ روحی و حضورِ قلبی پاره‌ای از آن تعبیر را بچشد. زیارت، اشک، نماز و خوابِ صادق همه درهای همین چشش‌اند. آنان که چشمِ دریچهٔ قلبشان نورانی است — چون حاج قاسم — نه تنها خود بیدارترند بلکه خوابِ صادقشان دیگران را نیز از غفلت برمی‌انگیزد. مرگ برای همه رحمت است: برای اهل ولایت شیرین و برای اهل تلخی نیز بیدارکننده از کابوس.

البته راهی هست که در همین عالم به تعبیر خواب دسترسی پیدا کنند. خدا رحمت کند حاج میرزا جواد ملکی تبریزی، استادِ استاد را. در کتابشان دربارهٔ خروج روح از بدن سخن گفته‌اند؛ و به نوعی شهید آوینی نیز تبیین کرده بود که بمیرید پیش از آنکه شما را بمیرانند. یعنی پیدا کردنِ تعبیر خواب همین اکنون؛ همین حالا که خواب را دیده‌اید روح را از بدن بکشید بیرون و تعبیرش را . از او پرسیدند آیا خودت اکنون به اینجا رسیده‌ای که روحت را همین حالا از بدنت خارج کنی؟ جواب را : فرمود اصلاً به دست من نیست؛ من اراده کنم ارادی روحم را خارج کنم؟ گاهی اوقات یک‌باره این اتفاق برایم رخ می‌دهد؛ یک‌باره روح از بدن خارج می‌شود و دیگر حسی از جسمم ندارم. یعنی چون روح با عروج به سمت خدا خارج شد، جسم دیگر هیچ حسی ندارد؛ روح می‌رود به تعالی برسد و جسم هرچه شد. البته حرمت جسم باید حفظ شود مگر آنکه روح چندان بزرگ شده باشد که هنوز در جسمش اثر نهد و جسم خراب و فاسد نشود؛ وگرنه هر بلایی بر جسم بیاید. اینکه می‌گویند فشار قبر بر روح است یک وجهش همین است؛ جسم را هرچه بفشارند — برخی اصلاً جسمی ندارند و پودر شده‌اند — آیا فشار قبر ندارند؟ دارند؛ بر روح است.

مرحوم جواد ملکی تبریزی می‌فرماید روح یک‌باره از جسمم خارج می‌شود. از خدا بخواهند گاهی این را بچشاند؛ یک وقت وسط نمازی، وسط زیارتی، وسط اشکی برای اباعبدالله. حیف که می‌میرند و فرصتِ نشستن و گفتنِ این حرف‌ها به قدری که ذائقه شیرین‌تر شود نیست؛ تا خواب‌ها احلامِ شهدِ عسل شود. این خواب‌هایی که اکنون می‌بینند: من زار الحسین بکربلا کمن زار الله فی عرشه — خود باید دربارهٔاش بروند. تعبیر خوابشان را می‌گوید: زیارت امام حسین تعبیرش زیارت خدا در عرش اوست. الله اکبر. اکنون در حرم امام حسین خواب‌اند؛ تعبیرش بعداً زیارت خدا در عرش خواهد بود. ثوابِ آنچه امروز گفته شد به روح حاج قاسم و یاران شهیدش برسد؛ عاقبت ختم به خیر باد به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

پس مرگ، خواب، تعبیر، چشم و خروج روح پیمودن یک مسیرند: دنیا خواب است، مرگ بیداری است، و پیش از مرگ می‌توان به قدرِ چشش از تعبیر آگاه شد. اولیای خدا با چشمِ دریچهٔ قلب، خوابِ صادق را نه برای خود که برای بیداری امت می‌بینند؛ و زیارت حسین علیه‌السلام تعبیرِ خوابِ خاکی است به زیارت الله در عرش.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.