ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 011

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

نذر فراتر از توان

اگر کسی نذری کند که در حد توانش نیست — خواه توان جسمی و قوای وجودی، خواه سعهٔ مالی — آن نذر باطل است. نمونه: نذر پیاده‌روی از اینجا تا کربلا در حالی که طاقت و سعهٔ جسمی ندارد؛ یا نذر اطعام همهٔ تهران که از وسع بیرون است. نذر باید مطابق توان باشد.

آیهٔ کهف؛ ذکر آیات و اعراض

از آیات قلبِ پوشیده‌شده، آیهٔ پنجاه‌وهفتم سورهٔ کهف است. آغاز آیه در جلسه‌ای پیش گذشت: چون یاد آیات پروردگار شود، فأعرض عنها؛ پشت می‌کنند، و نسی ما قدّمت یداه؛ پیشینهٔ خود را فراموش می‌کنند. آنگاه إنّا جعلنا علی قلوبهم أکنّة؛ بر دل‌هاشان پوشش می‌نهیم تا فقه حقایق نکنند و لن یهتدوا إذاً أبداً.

«وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن ذُكِّرَ بِآيَاتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْهَا وَنَسِيَ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ ۚ إِنَّا جَعَلْنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا ۖ وَإِن تَدْعُهُمْ إِلَى الْهُدَىٰ فَلَن يَهْتَدُوا إِذًا أَبَدًا» (کهف/۵۷)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و کیست ستمکارتر از آنکه به آیات پروردگارش پند داده شود پس روی بگرداند و آنچه دو دستش پیش فرستاده فراموش کند؟ ما بر دل‌هایشان پوشش‌هایی نهاده‌ایم تا آن را درنیابند و در گوش‌هایشان سنگینی است؛ و اگر به هدایت بخوانی‌شان هرگز هدایت نمی‌یابند.

حرز کامل امام سجاد و حضور این آیه

در بررسی حرز کامل امام سجاد علیه‌السلام — نه حرز مشهور کوتاه، بلکه حرز جامع رفع بلا — در تفسیر اهل‌بیت جلد ۸ صفحهٔ ۵۲۰ با ارجاع به بحار جلد ۸۲ صفحهٔ ۲۰۹، همین آیه از «إنّا جعلنا علی قلوبهم أکنّة» تا «فلن یهتدوا إذاً أبداً» آمده و سپس دعا: اللهم احرسنا بعينک التي لا تنام. پیداست در این آیه رمزهایی است که در حرز کامل آمده و ما از آن بی‌خبریم.

آیات وجودی و باران احیاگر

ذکر به آیات رب فقط الفاظ قرآنی نیست؛ همهٔ نظام وجود کلمات وجودی و آیات الهی‌اند، به نسبت رتبه و سعه. آیت‌الله العظمی مولا نیز آیت است. آیهٔ شصت‌وپنجم نحل می‌گوید خدا از آسمان آبی فروفرستاد و زمین را پس از مرگش زنده کرد؛ إنّ فی ذلک لآیةً لقوم یسمعون — برای گوش شنوا.

«وَاللَّهُ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا ۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَةً لِّقَوْمٍ يَسْمَعُونَ» (نحل/۶۵)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و خدا از آسمان آبی فروفرستاد پس با آن زمین را پس از مرگش زنده کرد؛ در این برای گروهی که می‌شنوند نشانه‌ای است.

شهید؛ آیت احیاگر زمین مرده

آیا جز این است که باران زمین مرده را زنده می‌کند و شهید نیز احیاگری می‌کند؟ در زیارت شهدا می‌گوییم طبتم و طابت الأرض التي فیها دفنتم: خود پاک شدید و هر جا قدم یا دفن شدید زمین را پاک کردید. شهید چون باران از آسمان نازل می‌شود و احیا می‌کند؛ بلکه از آیات عظما و اعظم الهی است. اگر کسی از این شهید و احیاگری‌اش اعراض کند، همان فأعرض عنها رخ می‌دهد و أکنّه بر قلب می‌نشیند و دیگر حقایق را نمی‌فهمد.

برکات شهادت سردار و یاران

در روزهای شهادت حاج قاسم و یارانش آثار نزول باران رحمت در پیکرهٔ اجتماع دیده شد: حال عمومی مردم نیکو شد؛ آنان که در پیچ‌وخم روزمرگی دنیا را فراموش کرده و دلبسته شده بودند دوباره زنده و آمادهٔ پرواز شدند؛ ارزش‌های انقلاب دوباره بر زبان مردم جاری گشت — چیزی که رهبری در مقاطع پیش نیز از زنده شدن ارزش‌ها سخن گفته بود؛ غبار اغتشاشات آبان از اذهان و دل‌ها زدوده شد؛ در آستانهٔ انتخابات وفاقی ملی پدید آمد تا مردم به هر کس رأی ندهند؛ جبههٔ مقاومت در برابر آمریکا و استکبار متحدتر شد و امید خروج حداقل آمریکا از منطقه قوت گرفت.

قدرت بازدارندگی و بطلان مذاکرهٔ ذلیلانه

یادآور شده که برخی در فضای انتخاباتی می‌گفتند بودجهٔ نظامی صرف فرهنگ شود و هورا می‌کشیدند؛ نمی‌فهمیدند اهمیت قدرت بازدارندگی و اتکا به توان داخلی را. پنبهٔ مذاکره با آمریکا زده شد؛ اگر کسی دوباره سخن از مذاکرهٔ ذلیلانه بگوید، از نفوذ یا بی‌بهرگی از انقلاب دور نیست. اتحاد سیاسی در عراق و ایران، و خنثی شدن توطئهٔ ایران‌ستیزی با شهادت همزمان سردار سلیمانی و مهندس، و اتحاد مردم عراق بر ضد اغتشاش، از جمله ثمرات این آیت الهی بود.

اعراض از ارزش‌های شهید؛ نفهمی قلب

اگر کسی بگوید همه تعظیم می‌کنند پس اعراض نیست، باید دانست اعراض گاه پشت کردن به ارزش‌هایی است که امثال سلیمانی دنبال آن بودند. صریح آیه می‌گوید چنین کسی نمی‌فهمد؛ قلبش فقه نمی‌کند. نماینده‌ای که در فضای نزول باران رحمت دوباره بگوید زورمان به آمریکا و فرانسه و انگلیس نمی‌رسد پس مذاکره کنیم، اوج خباثت و اعراض از آیات است.

مکث دنیاپرستی در برابر انتقام

وقتی خانوادهٔ شهید انتقام می‌خواهند و برخی در شورای امنیت ملی با پرگویی می‌گویند «می‌گیرند» به‌جای آنکه مقتدرانه دل گرم کنند، و وقتی از بیرون — حتی از یمن — هشدار می‌رسد که مکث ایران زیانبار است، باید ریشهٔ مکث را دید: نه از رهبری که همان آغاز انتقام سخت را اعلام کرد و نه از سیل خروشان مردم؛ بلکه از دنیاپرستی و ترس و غرب‌گرایی و اعراض از آیات خدا. امید آن است که امثال سرداران و عالم بالا خود دست به کار شوند که قصه خطرناک شده است. عاقبت به برکت صلوات بر محمد و آل محمد ختم به خیر باد.

پیوند نذر، آیه و قلب مکنون

نذرِ فراتر از توان باطل است چون تکلیف بر وسع است نه بر خیال. همین منطق در قلب جاری است: کسی که از آیات وجودی — از باران تا شهید — اعراض کند، وسع فهمش را خود می‌بندد و أکنّه می‌گیرد. حرز کامل سجاد نشان می‌دهد این آیه فقط تفسیر نظری نیست؛ در دعای حفظ از بی‌خوابیِ چشم الهی جای گرفته است. پس ذکر آیات، شنیدن با گوش ثقیل‌نشده، و تعظیم شهید به‌عنوان آیت احیاگر، راه پیشگیری از مکنون شدن قلب است.

فهرست عملی برکات و معیار اعراض

برکات شهادت را می‌توان فهرست کرد: احیای حال، زنده شدن ارزش‌های اوایل انقلاب، زدودن غبار فتنه، وفاق انتخاباتی، اتحاد مقاومت، خنثی شدن توطئهٔ جدایی ایران و عراق، و بیداری نسبت به قدرت دفاعی. معیار اعراض آن نیست که کسی در تشییع نباشد؛ معیار پشت کردن به آرمان شهید و ترجیح مذاکرهٔ ذلیلانه و مکث از انتقام حق است. آیهٔ کهف می‌گوید چنین دلی دیگر هدایت‌پذیر نیست مگر آنکه پوشش‌ها برداشته شود.

گوش شنوا و قوم یسمعون

نحل می‌گوید این احیا آیه است برای قومی که می‌شنوند. گوش سنگین‌شده همان وقری است که در ادامهٔ کهف آمده. پیوند این دو آیه روشن می‌کند: باران و شهید هر دو آیت‌اند؛ شنیدن یا اعراض، فقه یا أکنّه را رقم می‌زند. در ایام شهادت اگر کسی آثار را نبیند یا ببیند و انکار کند، مصداق من ذُکّر بآیات ربه فأعرض عنها است.

رمز حرز و دعای بی‌خوابی چشم الهی

حضور آیهٔ أکنّه در حرز کامل، و پیوستن آن به «اللهم احرسنا بعينک التي لا تنام»، می‌آموزد که پوشش دل بلایی است که باید از آن به حفظ الهی پناه برد. کسی که آیات را می‌شنود و پشت می‌کند، خود را از فقه محروم می‌کند؛ و کسی که شهید را آیت نمی‌بیند، همان بلا را تکرار می‌کند. ذکر آیات رب — چه آیهٔ مکتوب و چه آیهٔ مجسم در خون شهید — کلید برداشتن أکنّه است اگر با سماع حقیقی همراه شود.

وفاق ملی و هوشیاری رأی

یکی از ثمرات شهادت آن بود که در آستانهٔ انتخاب، مردم دوباره به هوش آمدند که رأی امانت است و نباید به هر مدعی سپرده شود. زنده شدن زبان ارزش‌های اوایل انقلاب، همان چیزی است که رهبری در شادی برخی مقاطع نیز به آن اشاره کرده بود: وقتی ارزش‌ها بر زبان جاری شود، جامعه از غفلت جمعی فاصله می‌گیرد. این احیا کمتر از احیای زمین با باران نیست.

خطر نفوذ در لباس مصلحت

آنان که در اوج عزای شهید دوباره بانگ مذاکرهٔ از موضع ضعف سر می‌دهند، یا در شورای امنیت ملی به‌جای گرم کردن دل خانواده با وعدهٔ سست وقت می‌گذرانند، مصداق روشن اعراض‌اند. هشدار بیرونی دربارهٔ زیان مکث، با اعلام انتقام سخت رهبری و خواست مردم ناساز نیست؛ ناساز با لایهٔ ترس و دنیاطلبی است که آیات را نمی‌فهمد. شناخت این لایه تأخیربردار نیست.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.