یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
استفادهٔ شخصی از امکانات مسجد جایز نیست
از احکام نذر و وقف یچه کسی این است که اگر جایی وقف مسجد شد و صیغهٔ مسجد بر آن جاری گشت، حکم ویژهای دارد. این حکم شامل نمازخانههای کنارهای در محلات گردشگری یا اقامتی، و گوشهای از اداره که برای نماز کارکنان ساختهاند، نمیشود؛ آنجا مسجد به معنای صیغهدار نیست. اما اگر جایی مسجد شد و صیغه جاری گشت، استفاده از وسایل آن مسجد در امور شخصی اشکال شرعی دارد و جایز نیست؛ حتی برق مسجد.
همسایه نمیتواند بگوید میخواهم جوشکاری کنم و به برق مسجد نیاز دارم، و متولی نمیتواند بگوید همسایهٔ مسجد حق دارد بر گردن ما. چنین اجازهای نیست؛ کسی جای خدا فتوا نمیدهد. در برخی مساجد دیده میشود که تلفن همراه را از برق مسجد شارژ میکنند؛ این نیز جایز نیست. باید پرسید آیا برای این مکان صیغهٔ مسجد خوانده شده یا نه. حتی آبی که با آن وضو میگیرند احکام خود را دارد و همه باید به موقع بیان و رعایت شود.
قلب مکنون؛ پردهای بر فهم حقایق
قلب مکنون قلبی است که در کنان و پردهای قرار گرفته و حقایق را نمیفهمد. آیهٔ بیستوپنج سورهٔ انعام مراتب بالایی را نشان میدهد که هرچه حقایق و آیات برایشان خوانده شود «لم یؤمنوا»؛ ایمان نمیآورند. بحث به حداقل ممکن تنزل داده شده است: گاه مسئله عارضهای است؛ از خوردنها، بد خوردنها، ترکیب نادرست خوراک — نه بسط مطلق خوردن — پدید میآید. اینکه چه را با چه بخوری و چه را با چه نخوری علمی است که اعتدال مزاج میآورد.
خوردن و اثر بر خلق و فهم
حتی خوردن میتواند باعث نفهمی شود؛ باعث کجخلقی و عصبیت؛ باعث بیحوصلگی و ناسپاسی. گاه انبساط خاطر نیست و حوصلهٔ هیچ چیز نیست، بیآنکه سبب روشن باشد. همان آدم دیروز که حلیم بود، امروز حوصلهٔ کسی را ندارد. این کاملاً مرتبط با خواب و خوراک است: چه ساعتی خوابیده، چقدر خوابیده، چگونه خوابیده، با چه لباسی، کجا، در چه شرایطی؛ پیش از خواب چه کرده و به چه چیزهایی اندیشیده؛ چه چیزهایی خورده، چه را با چه خورده و چه را با چه نخورده، چه ساعتی، چند بار، چه حجمی. همه در طب ما آمده است؛ اگر رعایت نشود، فهم و خلق آسیب میبیند.
اعتدال مزاج در سخن شیخالرئیس
خوردن در مزاج انسان تأثیر مستقیم دارد. شیخالرئیس در اشارات میفرماید اهل بیت اگر نمیمیرند چون اعتدال مزاج دارند؛ هرکس مزاجش معتدل شود هرگز نمیمیرد. مشکل انسان این است که یک روز دارد و یک روز ندارد، یک ساعت دارد و یک ساعت ندارد. این یک علم است. کسانی که دست امت را از دامن اهل بیت کوتاه کردند مانع بودند؛ وگرنه عمر جاودانه ممکن میشد. اگر امیرالمؤمنین را میگذاشتند سلطنت و ولایت کلیه را در قالب حکومت اسلامی ادامه دهد — زیرا همهٔ علوم در سینهٔ او جمع بود — این علم در دسترس میماند. فرمود:
«إِنَّ هَاهُنَا لَعِلْمًا جَمًّا»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): همانا اینجا علمی انبوه است.
و نیز آن سخن که سیل از او سرازیر میشود و پرنده به قلهاش نمیرسد. خدا کسانی را که این دست را کوتاه کردند لعنت کند.
علامه حسنزاده، بوعلی و سبک زندگی
در میان آداب غذا باید به بحثهای علامه حسنزاده و کتاب و رسائل پیرامون این قصه رجوع کرد؛ بوعلیسینا نیز در این باب غوغا کرده است. دانشگاههای خارج این را تدریس میکنند و اینجا کمتر. رهبری بار تأکید کرده است که اگر سبک زندگی — خوردن و خوابیدن و گویش و شنیدن و مطلق برنامههای روزمره — به سبک دینی و اسلامی شود، همه چیز درست میشود؛ سپس فهم عمیق میگردد و حقایق فهمیده میشود.
گاه دل به منبری میدهد و با سخنان او پرواز میکند؛ روز دیگر حوصلهٔ همان بیان را ندارد. گاه میخواهد سخن را بنوشد و عاشق حرف میشود — نه ظاهر شخص — و گاه از همان بیزار است. چرا چنین است؟ به خاطر کجفهمی و نفهمیهایی که از نبود سبک زندگی اسلامی در انسان پدید آمده است. ریزهکاری در آیات و روایات آمده و کمتر کسی دقت میکند.
تطهیر قوهٔ خیال و ابزارهای آن
یچه کسی از مشکلات کجفهمی، تطهیر نشدن قوهٔ خیال است. خیالات و افکار متعدد که در خیال میپرند باعث میشوند بسیاری چیز فهمیده نشود. تطهیر قوهٔ خیال باعث فهم حقایق میشود؛ این بحث مبسوطی است.
از جملهٔ آنچه قوهٔ خیال را تطهیر میکند خطاطی و نقاشی است. در جوانی که افکار پرشدار بسیار بود، ورود به نقاشی و خطاطی آرامش خاطر آورد. وجهی از کار مداومت بر ذکر لا إله إلا الله است و وجهی نیز همین هنرهای تمرکزساز. تیراندازی و اسبسواری و شنا که اسلام بسیار بر آن تأکید دارد نیز همینجا کارساز است: اعتدال مزاج میآورند. این از دستورات علامه حسنزاده است. حکیم متأله باید از حقایق و اسرار پردهبرداری کند؛ نباید گفت ر کن و یکسره به نسخههای غربی برو. وقتی اعتدال مزاج آمد، حقایق فهمیده میشود؛ کجفهمی نمیماند، عصبیت نمیماند، آرامش و حلم میآید و زود از جا درنمیرود.
حکایت سردرد کودک نزد علامه
خانوادهای نزد علامه آمدند. فرزندشان در ساعتی خاص از روز سردرد میگرفت؛ هرچه پزشک و دارا فایده نداشت. برخی صرع دارند. گمان برده بودند علامه وردی بخواند و دستی بکشد. نظام خلقت بر اساس طهارت است؛ کوچکترین بیطهارتی در هر زمینه بیقانونی میآورد و آدم را تباه میکند؛ گوشهای از بدن و وجود را چنین میکند.
علامه نخست گفت کودک اینجا بماند و پدر و مادر را به اتاقی برد. پرسید سردرد در چه ساعتهایی است، دائم است یا نه، و پرسشهای دیگر. سپس فرمود همهٔ نظام خلقت بر اساس دین است. حتی ساعتی که در دست پدر است دین و آیین و قانون دارد؛ اگر چنین با آن رفتار کنی خراب میشود و اگر چنان، تنظیم میشود. هواپیمایی که به آسمان میرود مهندسی دارد و قوانینی؛ خلاف آن سقوط میآورد. کشتی اگر بدانی چگونه با آن رفتار کنی دائماً بر آب روان است؛ کوچکترین اختلاف در قوانین استفاده غرقش میکند. وجود انسان نیز کشتیای با قوانین خویش است.
دین در همهٔ خلقت؛ نطفه و شبهای ماه
هیچ جا در نظام خلقت نیست که دین پیاده نشده باشد. دین مجموعه قوانینی است که به سعادت دنیا و آخرت میرساند. علامه مچ گرفت و فرمود چرا پیش از آنکه بخواهید نطفه ببندید و فرزنددار شوید قوانین دین را نگاه نکردید؟ داریم که در شب اول و دوم و سوم ماه اگر نطفه بسته شود، کودک گرفتار مشکلات صرع و دردسر شدید میشود. شما کار را خراب کردهاید.
اساساً بحث شهوت برای اطفاء غریزهٔ شهوانی صرف نیست؛ برای ایجاد صورت انسانیه است. پیش از کسب علمش نطفه بستند و این نتیجه است. فقط یک جا استثناست تا اهل تحقیق مچ نگیرند: شب اول ماه مبارک رمضان که مجامعت مستحب شمرده شده؛ بقیه نه. شب اول و دوم و سوم ماه اگر نطفهای تشکیل شود مشکلات عدیده پیش میآید و خود را چنین نشان میدهد؛ سپس گرفتار نفهمی میشود. سخن قرآن و احادیث را نمیفهمد؛ حکما هرچه بگویند در کلهاش نمیرود. پدر و مادر کار را خراب کردهاند. چه ربطی به نظام هستی و خدا دارد؟ ریز به ریز ربط به سبک زندگی اسلامی دارد.
میوهٔ سبک زندگی صحیح
اگر بتوان مجموعهای از این قواعد را برای سبک زندگی برگزید، قطعاً دیده میشود که همچون بسیاری با یک جمله پرواز میکنند؛ با یک جمله شهید میشوند؛ جان در راه امام عصر و دین و آیین میدهند و به نفهمی دچار نمیشوند. عاقبت به خیر شدن به برکت صلوات بر محمد و آل محمد است.
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، بر محمد و خاندان محمد درود فرست.
از مزاج تا کشف فهم
وقتی اعتدال مزاج حاصل شود، حقایق فهمیده میشود. کجفهمی نمیماند؛ عصبیت فرا مینشیند؛ آرامش و حلم میآید و انسان زود از جای خود برنمیخیزد. این همه نکتهاند و به هم پیوستهاند: خوراک درست، خواب درست، تطهیر خیال، و پایبندی به قوانین دین در تشکیل نطفه و تربیت. قلب مکنون گاه نه از عناد نظری، که از بیقانونی مزاجی و زیستی پرده گرفته است. بازگشت به سبک زندگی برگرفته از اهل بیت، همان گشودن تدریجی این پرده است. رهبری بر این سبک تأکید میکند تا فهم عمیق شود و انسان با یک بیان حق پرواز کند، نه آنکه روزی دل دهد و روزی روی بگرداند.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.