بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیات.
سلام علیکم و رحمة الله.
از رهبر عزیزمون استفتاء شده که آیا میشه به امام جماعتی اقتدا کرد که مشغول نماز قضاست؟
ما حالا هر نمازی میخوایم بخونیم او مشغول نماز قضاست.
آقا فرمودن اشکالی نداره در صورتی که او نماز قضای حتمی بخواند نه نماز قضای احتیاطی.
این نکته مهمیه.
پس ما حق نداریم تا دیدیم یکی وایساده جلو داره نماز میخونه بهش اقتدا کنیم.
باید بدونیم چه نمازی داره میخونه.
همینطوری که من بارها شده تو نماز مستحبی بودم بهم اقتدا کردن.
خب این اشکاله، نمازش باطل میشه دیگه.
اینجا هم در صورتی شما میتونید اقتدا کنید که بدونید نماز قضای حتمی داره میخونه، نه احتیاطی.
یعنی مثلا احتیاط کرده میگه شاید نماز قضای گردنم باشه، حالا یه نماز قضا بخونم.
پس اگر امام جماعت نماز قضا ندارد حق نداره وایسته جلو.
اینو باید بدونه.
چون میخواد احتیاطی بخونه دیگه.
میدونه نماز قضا نداره، نمیتونه جماعت وایسته.
اینم از جهت جما-- خود امام جماعت.
اما در خصوص قلب مختوم توجه به این نکته خیلی مهمه.
ما هی داریم میگیم که آقا بالاخره قلبی که توسط خدا مهر خورده و مهر خورده و فلان و تا آخر کار رفته.
شاید این شائبه پیش بیاد تو ذهن که خدا داره این کارو میکنه.
مثلا ما تا یه مسی-مسیری میریم بعد خدا از اونجا به بعد یه مهر میزنه دیگه جلوتر از این میگه نره دیگه برش گردون.
نه اینجوری نیست.
دقیقاً مثالش مثل یک پزشک طبیبیه که میاد مرگ یه نفر رو تذکر-- چرا الان پزشکی قانونی میگه آقا میخوای دفنش کنی یه پزشک بیاد مرگ این آقا رو تأیید کنه که آقا این قطعاً دیگه مرده کارش تمومه.
مهر میزنن، یه نامهای رو مهر میزنن که بله ما تأیید میکنیم ایشون مرد.
در خصوص معنویت و وجود قلب انسان هم همینطور هست.
تا یه حدی که میری خدا مهر میزنه که این دیگه کارش تموم شد.
یعنی این دیگه مرگ معنویش امضا شد.
حالا این مرگ معنوی دو قسم هست.
یکیش که قبلاً گفتیم قلب مطبوع که اصلاً دیگه برگشت پذیر نیست.
مثل کسی که دیگه هیچ علائم حیاتی درش نیست.
اما قلب مختوم هم تا آخرش رفته تا لب مرگ رفته ولی حالت مثلا کما داره.
یه علائم حیاتی هنوز تو وجودش هست مثلا.
شاید مثلا هنوز نبضش میزنه ولی مغزش از کار افتاده.
این هم چرا اینطور میشه؟
چرا مهر میزنه خدا؟
یه سری جهازات رو ایشون رد کرده.
یعنی یه سری راهها رو رفته طی کرده، علائم رو دیده، علائم هشدار و خطر رو دیده بارها و بارها توجه نکرده.
یکی از علائم هشدار و خطر رو امیرالمؤمنین علیه الصلاة والسلام در نهج البلاغه خطبه نود برید بخونید، یه بخشیشو من میخونم.
یکی از این هشدارها رو که توجه آلارمهایی که در وجود انسان هست و این آقا رد کرده بارها و بارها اینجا حضرت خیلی زیبا فرمودن.
فرمودن "واعلموا انه من لم يعن على نفسه حتى يكون له منها واعظ وزاجر لم يكن له من غيرها لا زاجر ولا واعظ".
خلاصهش اینه اگه کسی اون واعظ و زاجر درون خودش رو توجه نکنه هیچ واعظی به دردش نمیخوره.
یعنی شما هزار تا منبر آیت الله العظما برو بشین تا وقتی که در درون خودم این واعظی که آن به آن داره منو موعظه میکنه، همون nefsi که در درون هست مثلا نفس لوامه دائما ما رو سرزنش میکنه، بهش میگن وجدان.
این وجدان کار زشت میکنی سریع بیدار میشه.
اگر توجه به این نکنه انسان این آلارمهاست.
رد کنه اینا رو، هی این علائم و تابلوهای خطر را رد کنه کار به جایی میرسه که سقوط میکنه تو دره.
تابلوهای خطر رو داره میبینه، پیچ تند، فلان، شیب.
توجه نمیکنه، تخت گاز داره میره آخر میافته تو دره دیگه.
این آلارمها یکیش اینه.
یعنی اینطور نیست که بگه خب خدا رهاش کرد آخر هم سرش به سنگ خورد و مرگ معنوی، نه.
انقدر آلارم خدا گذاشته یکیش اینه تازه.
یکیش، یکی دیگهش همین توجه به حالا این خود وا-واعظ درون خودش یک بحث مبسوطیست ها، خیلی مفصله و این خود-- کسی اگر اینو درک کنه یکی از بزرگترین محا-- محا عرض کنم الطاف خدا بهش صورت گرفته.
یکی از بزرگترین عنایات الهی به بندهش اینه که این متوجه این نفس درون باشه.
مثلا پیغمبر فکر میکنم تو усول کافی باشه به کسی، به یه جوونی دید حال خوشی داره گفت ما علامة الإيمان.
علامة إما-- ما علامة إيمانک؟
علامت ایمان تو چیه؟
گفت آقا یه چیزی تو درونم هی منو موعظه میکنه.
امروز یکی از بچههاتونم غسل میگیریم گفت چند وقته هی یکی بهم میگه آماده باش داری میمیری، داری میمیری.
همونه دیگه.
پیغمبر تحسینش کرد.
گفت آفرین.
اینکه در درونت یکی درگیرت کرده اون وجدان یعنی بیداری هنوز.
قلبت نمرده آفرین.
تحسینش کرد.
و مثلا در یه جای دیگه امیرالمؤمنین سلام الله عليه باز در خج-خطبه هشتاد و هفت هست، یه بخشیش هست حضرت فرمود انّ.
حالا به نظر شما محبوبترین بنده نزد خدا کیه؟
کسی که وضع مالیش توپه، عالمه، مشهوره، مثلا همه چیش ق-- ردیفه.
نه اصلا قاعده فرق میکنه در درگاه خدا.
مولا میفرماید انّه من احب عباد الله الیه بهترین و محبوبترین بندگان نزد خدا عبدا اعانه الله على نفسه.
اصلا کی توجه به این میکنه تو بازار امروز؟
بندهای که خدا او رو بر نفسش کمک کرده یعنی تونسته نفسش رو، نفس بدش رو به مهار بکشه، زمامش رو دست بگیره.
از اون طرفم یه سری چیزای دیگه هست که برمیگرده به معارف.
گذشته از این موعظه درون که این آلارمها رو این رد کرده به آخر کار رسیده، [نفس عمیق] یه سری حقایق و معارف وجود داره اونا رو چه کنیم؟
مثلا اینا دیگه قطعیه.
من مثال خودش یه بحث مبسوطیه آها.
من اشارتا عرض میکنم تبرّکا میرم.
تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل.
مثلا کسی که در رحم چشم نداره، یعنی تو رحم مادرش به گونهای پرورش پیدا کرده که سوء تغذیه داشته مادرش یا هر چیزی رعایت یه سری چیزا رو نکرده این نابینا بیرون میاد.
چه کنه مادر با این؟
ببین این بچه چه کنه دیگه؟
آها.
مادرت ما الان بز-- تمام بزرگان احادیث ما فرمودن ما در رحم مادر طبیعت قرار گرفتیم و قراره در آخرت متولد بشیم.
تولد ما قیامته.
لذا میگه وقتی میمیری تازه زنده شدی.
اینجا ما در رحم مادریم.
قراره اینجا شکل بگیره نیازهامون در آخرت.
ما شاید اینجا نفهمیم نماز به چه درد اونور میخوره.
حتی اینجا میگه آقا به چه درد میخوره؟
خیلیا نماز نمیخونن وضعیتشون هم خوبه.
خیلیا زکات نمیدن وضعیتشون هم خوبه.
خیلیا، خیلیا، خیلی.
نمیفهمیم چون الان تو رحمیم.
بچه تو رحم چشم میخواد چه کنه؟
پیغمبر فرمود قرة عینی في الصلاة.
نور چشم من در نماز است.
یعنی چی؟
خب الان کسی نماز نمیخونه نور چشم نداره؟
شاید، شاید خیلی هم نور چشم داشته باشه اما اونور وقتی متولد شد چشم نداره مثل یه بچه که یه عمر نابیناست.
اینا چیزهای حقایقیه که خب اینو چه کنه خدا؟
تو خودت یه کاری کردی که اونور نابینا باشی.
خب الان داره مهرش رو به دلت میزنه که آماده باشی این، این براییه که خودت سر خودت آوردی.
توجه داشته باش.
یا فرمود صوم و تصح.
دو کلمه است.
روزه بگیر سالم بمونی.
یعنی چ-- برای اونور دست و پا داشته باشی.
[نفس عمیق] یا خود معنای زکات.
قبلا اینجا بحث زکات رو داشتیم، یکی از معانی زکات یعنی رشد و نمو.
کسی که زکات نمیده رشد و نمو نداره.
بچهای که در رحم رشد و نمو نداره کوتاه و نمیدونم ناقص الخلقه و اینا به دنیا میاد دیگه یک عمر تو این دنیا زجر میکشه، اونم اونور اینطوریه.
رسیده به آخر کار.
خودش هم این کارو کرده.
یا نکته مهمی که اینها رو باید بهش توجه کنیم تا برسیم بعضیاش رو حتی پش-- تو کتابا اینا ما نمیبینیمها.
شما ببین تو علم پزشکی الان ثابت کردن دلیل اضطراب بچهها عدم آرامش مادر هنگام بارداریه.
ببین ارتباط علم پزشکی با معارف.
یعنی مادر اگر در زمان بارداری آرامش نداشته باشه قطعا بچهاش مضطرب میشه وقتی به دنیا میاد صبور نیست، حلیم نیست، بیش فعاله، اضطراب داره.
چرا؟
مادر آرامش نداشته.
حالا یا یه جا، یه جوری زندگی میکردن همش دعوا بوده بذار.
ختم کلام اینکه آرامش در کجاست؟
الا بذكر الله تطمئن القلوب.
در ذکر.
اگر کسی این دنیا ذاکر خدا نباشه یعنی آرامش نداره.
چون صراحتا قرآن میگه فقط آرامش در گرو ذکر و یاد خداست.
کسی قلبش یاد خدا نیست تو این دنیا آرامش ازش سلب شده یعنی در رحم مادر، در رحم طبیعت آرامش نداره.
چنین کسی در قیامت چیه؟
مضطربه.
دو دو تا چهار تا.
اضطراب داره، تشویش داره، آرامش نداره، بیچارهست.
خب ببین میخوام به شما بگم اینا همش داره به ما هی دائما تذکر میده.
این معارف پیش روی ما، ما یه کاری میکنیم تا آخر کارش بریم و خدا بگه آقا تایید میکنم این دیگه قلب مرده دیگه داره یعنی مرگ معنوی، مرگ قلبی.
انشاءالله که عاقبتمون ختم به خیر بشه به ذکر صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل على محمد و آل محمد