ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 005

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

استفتا؛ ملاک طلوع و رسیدن نور

با پیشرفت فناوری پرسش‌های فقهی دقیق‌تر شده است. استفتا شده فاصلهٔ رسیدن نور خورشید به زمین حدود هفت دقیقه است؛ ملاک طلوع آفتاب و اذان کدام است: لحظهٔ رهایی نور از مانع میان زمین و خورشید، یا رسیدن نور به افق محل؟ رهبری فرمودند ملاک تابش از مبدأ نیست؛ رسیدن نور به محلی که در افق آن قرار گرفته‌اید مهم است؛ یعنی نور به شما برسد.

سنگینی بحث؛ چرا مهر زود می‌خورد

ادامهٔ قلب مختوم و قلب مُهرخورده است. چرا انسان با برخی گناهان زود به آخر کار می‌رسد؛ عابدی برزخی که عمری عبادت کرده با یک خطا برای همیشه سرنگون می‌شود و سرمایه را از دست می‌دهد. پرسش‌هایی در میان است که پاسخ‌شان سنگین است نه پیچیده.

چهار سؤال مقدماتی

اول: وقتی کسی تو را می‌بیند و تو می‌دانی می‌نگرد، آن‌گاه خطا کنی گناهش بیشتر است یا وقتی چشمش بسته است و نمی‌دانی؟ وقتی می‌داند می‌نگرد و تو گناه می‌کنی نوعی بی‌حرمتی و استخفاف نگاه اوست. دوم: خطا بیرون خانه بیشتر ناراحت می‌کند یا داخل خانه؟ مسلماً داخل خانه. سوم: نمک‌شکنی کسی که نان و نمک خورده سخت‌تر است یا بی‌حرمتی بی‌نمک‌خورده؟ قطعاً نمک‌خورده. چهارم: خلف وعدهٔ کسی که از تو پیمان گرفته سخت‌تر است یا آنکه کاری با تو نداشته؟ وعده‌شکنی سنگین‌تر است. این پرسش‌ها پاسخ‌ها را سنگین‌تر می‌کند.

حدیث هفتاد گناه جاهل و یک گناه عالم

پرانتز: با اهل علم و اعتقاد سخت‌تر برخورد می‌شود و زودتر می‌بازند. حدیث عجیب از امام باقر و امام صادق علیهماالسلام: هفتاد گناه از جاهل بخشیده می‌شود در حالی که یک گناه از عالم بخشیده نشده. سرّش همان است: ما اعتقاد داریم و باز خلف وعده می‌کنیم.

روایت جامع الاخبار؛ امام سجاد و گناهکار

در جامع الاخبار صفحهٔ صد و سی — و مضمونی از امام حسین علیه‌السلام — از امام سجاد علیه‌السلام: کسی گفت می‌خواهم گناه کنم. فرمود برو جایی که خدا نبیند. گفت هر کجا بروم خدا می‌بیند؛ و هو معکم اینما کنتم. فرمود پس گناه نکن. چون اصرار دید فرمود جایی برو که ملک خدا نباشد. گفت هر جا ملک اوست؛ للّه ملک السموات والارض. فرمود روزی خدا مخور. گفت نعمت‌های خدا بی‌شمار است. فرمود چون ملک الموت برای گرفتن جان آید جان مده؛ وعده میان تو و خداست. گفت چگونه ندهم. فرمود چون خازن جهنم آید با او پافشاری کن و مرو. گفت خدا زورش می‌رسد. فرمود پس با این‌ها می‌توانی گناه کنی؟ گفت نه؛ ولش کن. آن مرد اعتقادش ضعیف بود اما چون فهمید عمل کرد. سخن سنگین است و مسئولیت می‌آورد.

حدیث قدسی؛ کوچک‌تر شمردن خدا از کودک

حدیثی سخت که بسیار باید بر آن گریست — مضمون حدیث قدسی از اهل بیت: اگر کسی در حالی که می‌داند خدا او را می‌بیند گناه کند، هر آینه خدا را از یک کودک غیرممیز نیز کوچک‌تر شمرده است. استغفر الله. زیرا اگر کودک بنگرد گناه نمی‌کنیم؛ اما خدا را می‌دانیم و باز می‌کنیم.

ختم کلام؛ عالم زودتر مهر می‌خورد

همهٔ این‌ها مقدمه است برای اصل موضوع: چرا اگر خطا کنیم زودتر می‌بازیم و مهر زودتر می‌خورد؟ چون معتقدیم و با علم گناه می‌کنیم؛ عالمیم نه جاهل. جاهل را خدا می‌بخشد که نمی‌داند؛ مانند آن گناهکار که صادقانه اقرار کرد. از این رو دل زودتر مهر می‌خورد.

شرعاً نیز: کافری که هفتاد سال کافر بوده و تازه مسلمان شود قضای نمازهای پیشین بر او نیست؛ جاهل بوده. اما مسلمان شناسنامه‌ای که می‌دانسته نماز هست و هفتاد سال نخوانده، تا رکعت آخر برایش خوانده نشود در عذاب است. این نهیب بزرگ است. ختم الله علی قلوبهم دامن عالمان را بیشتر می‌گیرد؛ خطر جدی‌تر است. عاقبت ان‌شاءالله ختم به خیر شود به ذکر صلوات بر محمد و آل محمد.

پیوند استفتای طلوع و ختم قلب

دقت در ملاک رسیدن نور به افق، نمونهٔ دقت ظاهر شرع است. دقت در اینکه گناه زیر نگاه عالمانهٔ خدا استخفاف رب است، دقت باطن. عالمی که می‌داند و می‌شکند، زودتر از جاهلی که نمی‌داند مهر می‌خورد. چهار سؤال مقدمه، حدیث جاهل و عالم، گفت‌وگوی امام سجاد و حدیث قدسی، همه یک نتیجه می‌دهند: قلب مختوم میوهٔ علمِ بی‌عمل و بی‌حرمتی به ناظر الهی است.

چرا پاسخ چهار سؤال سنگین است

چهار سؤال یک رشته‌اند: نگاه ناظر، حرمت خانه، نمک و سفره، پیمان و خلف. هر یک بی‌حرمتی را شدیدتر می‌کند چون طرف مقابل یا حاضر است یا ولی‌نعمت یا طرف عهد. حال اگر ناظر خدا باشد، خانه ملک او، نان روزی او، و پیمان توحید و نماز، سنگینی گناه عالمِ معتقد دوچندان می‌شود. حدیث هفتاد و یک همین را می‌گوید: جهل عذر می‌آورد؛ علم حجت را تمام می‌کند.

گفت‌وگوی امام سجاد؛ از نفی مکان تا نفی روزی و مرگ

امام گام‌به‌گام بهانه را بست: جایی که خدا نبیند نیست؛ ملکی بیرون ملک او نیست؛ روزی جز روزی او نیست؛ جان را هنگام قبض نمی‌توان نگاه داشت؛ از خازن جهنم نیز گریزی نیست. آن مرد چون فهمید دست کشید. تفاوت او با عالم بی‌عمل آن است که او پس از فهم ترک کرد؛ عالمِ شناسنامه‌ای می‌فهمد و ادامه می‌دهد. حدیث قدسی این ادامه را کوچک‌شمردن خدا از کودک ناظر می‌خواند.

قضا و عدم قضا؛ نهیب شرع

شرع همین منطق را در قضا جاری کرده: تازه مسلمان قضای کفر گذشته ندارد؛ تارک عالِم تا آخرین رکعت بدهکار است. ختم قلب از همین افق به عالم نزدیک‌تر است تا جاهل. استفتای نور و افق، دقت ظاهر؛ این بحث، دقت باطن. هر دو از انسان می‌خواهند چیزی را که می‌داند سبک نشمارد.

سنگینی گفتن و سنگینی عمل

گوینده می‌گوید ای کاش دیگری این سخن را می‌گفت؛ از دهان من بزرگ‌تر است. لکن اهمیت موضوع و امید به عمل شنوندگان موجب گفتن شد. سخن مسئولیت می‌آورد. عالمی که می‌داند خدا می‌بیند و گناه می‌کند، از کودک ناظر نیز خدا را کوچک‌تر شمرده. برزخِ عابدِ یک‌خطا‌سرنگون‌شده از همین جاست: سرمایهٔ عمر با استخفاف ناظر از دست می‌رود. پس بترسیم از مهر زودرس بر دل عالمِ بی‌عمل؛ و از ختم الله علی قلوبهم که دامن دانایان را بیشتر می‌گیرد. عاقبت ان‌شاءالله ختم به خیر شود.

ترتیب منطقی جلسه

جلسه از استفتای دقیق طلوع آغاز شد تا ذهن به دقت عادت کند؛ سپس چهار سؤال اخلاقی بی‌حرمتی را چید؛ آن‌گاه حدیث عالم و جاهل و گفت‌وگوی امام سجاد و حدیث قدسی را آورد تا نتیجه بگیرد: مهر بر دل از علمِ بی‌حرمتی می‌آید. کافرِ تازه‌مسلمان و مسلمانِ تارکِ عالِم دو قطب شرع‌اند که همین منطق را تأیید می‌کنند. قلب مختوم بیش از همه سراغ کسانی می‌رود که می‌دانستند و سبک شمردند.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.