بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.
السلام علیکم و رحمه الله.
در خصوص آیه بیست و سه سوره زمر که پیرامون قلب اللین هست دیروز نکتهای رو عرض کردیم که [مکث] بنده خدا بین خوف و رجا گیر میکنه.
تخشع منه جلود الذين يخشون ربهم این خوف.
یعنی چنان خوف خدا میگیرش، خائف میشه که پوست بدنش میلرزه.
ثم تلين جلودهم وقلوبهم إلى ذكر الله این امید.
رجا.
بین خوف و رجا این بنده گرفتار میشه، گیر میکنه و عرض کردیم که این حالت رو به نظر علامه طباطبایی این حالتی که بعد از اون خوف بدنش آروم میگیره، هم پوست بدنش، جلودهم و هم قلبش، قلوبهم؛ یعنی ظاهر و باطنش آرامش پیدا میکنن.
این حالت رو علامه نظرش اینه که به این حالت میگن اون هدایت الهی که ذلک هدى الله يهدي به من يشاء.
تا اینجا صحبت کردیم.
حالا این حالت نرمی دل، رقت قلب، اشک و حالت اضطرابی که حالت بیمی که در انسان ایجاد میشه، اینها هم همش ریشه داره از اینکه خواست خداست.
اگر خواست خدا نبود اینچ-- این چنین نبود.
گاهی اوقات آدم از خودش یه چیزایی درمیاره.
مثلا احتمال داره کسی بگه که آقا وقتی ک-کسی حسین، حسین میگه شما رو دو تا دستت راه برو مثلا.
بین زمین و آسمون معلق شو و امثالهم.
باید دید نص صریح چیه.
در خصوص این حالاتی که پیرامون شنیدن هدایت قرآنی ایجاد میشه، مثلا در ذیل همین آیه است.
برید تا تفسیر اهل بیت رو نگاه کنید.
منظور از تفسیر اهل بیت تفسیر قميه دیگه، میدونید.
جلد سیزده، صفحه دویست و بیست.
اونجا جابر به امام باقر صلوات الله علیه عرض میکنه که یه گروهی هستن که اینها اندکن و وقتی که قرآن رو براشون میخونی، قرآن رو که به یاد میارن، چنان از هوش میرن، یه حالت غیرعادی بهشون دست میده که اگه دست و پای اینها رو اون لحظه قطع کنی نمیفهمن.
میگن یه عده اصولای این چنینی.
بعد حضرت فرمودن که، امام باقر، سبحان الله ذلک من الشيطان.
این کار از شیطانه.
سبحان الله!
حالا چی رحمانیه؟
چه ارتباطی ما نسبت به، یعنی چه عکسالعملی نسبت به این هدایت قرآنی داشته باشیم رحمانیه؟
ما به هذا نعتوا.
اصلا همچین چیزی رو خدا تو قرآن نفرموده.
نعتشون رو، وصفشون رو این چنین نفرموده بلکه فرموده انما هو اللين و الرقة و الدمعة و الوجل.
اینها پیشامدهای شنیدن قرآن و هدایت قرآنیه.
لين، دل نرم بشه، رقه، چنان رقتی پیدا بکنه که و الدمعة دیگه اشک جاری بشه.
والوجل که اون حالت قبلاً قلب وجل رو چند جلسه صحبت کردیم ازش گذشتیم.
قلب بیمناک، ترسناک.
که این نشون میده که اون حالاتی هم که در انسان اتفاق میافته باید ریشه الهی داشته باشه.
همینطوری که این آدم خودش هر حالتی اجازه بده به خودش بگیره در قبالش، در قبال شنیدن این هدایت قرآنی.
حالا نکته آخری که دیگه فکر میکنم آخرین نکتهای باشه که بخوایم بگیم در خصوص این آیه و رد شیم دیگه بریم سراغ قلب جدید اینه که اینجا اگر دقت بفرمایید میفرماید که این هدایت قرآنی نو، ثم تلین جلودهم و قلوبهم وقتی که پوستشون و دلشون نرم میشه، تلین و نرم میشه، با چی نرم میشه؟
بعدش میفرماید ذلک هدى الله.
این، اون یعنی این حالتی که پیش میاد هدایت خداست.
اما با چی این هدایت جاری میشه؟
میفرماید إلى ذكر الله.
با ذکر الله این اتفاق میافته.
بله قرآن خودش ذکر است.
یکی از اسامی قرآن ذکره.
اما اینجا مطلق ذکر رو منظوره.
من خیلی تفاسیر رو زیر و رو کردم.
دیدم غالباً نظرش اینه که اینجا مطلق ذکره.
بله البته بعضی از ذکر اللهها هستن که دیگه اعظمان، اشرفن.
مثلاً fain-- اون که میفرماید من أعرض عن ذكري فإن له معيشة ضنكا ونحشره يوم القيامة أعمى.
قرآن میفرماید کسی که اعراض کنه، پشت کنه به ذکر ما، به یاد ما، چنین کسانی معیشت زنك پیدا میکنن، مشکلات اقتصادی شدید پیدا میکنن، قیامت هم نابینا محشور میشن.
خب اینجا ذیلش روایت آوردن که منظور از این ذکر اینجا تو این آیه ذكرناست یعنی ذکر ما اهل بیته.
یعنی کسی که امام عصرش رو فراموش کنه این بلا سرش میاد.
توجه کردید؟
هر جا منظور از ذکر الله میتونه چیزی باشد اما مطلقاً ذکر الله یعنی یاد قلبی.
شما یه وقت یا خدا رو یاد میکنی، ورد رو زبانت جاری میشه.
ورد.
تردد میکنی یک اسمی رو رو زبا-- لسانت هی تردد میکنی.
ورود میکنی خارج میشه.
به این میگن ورد.
اما وقتی همراه یاد قلبی شد میشه ذکر.
این که قبلاً بحث کردیم.
حالا این ذکر الله که یاد قلبیه بعضی جاها اعظمه.
یکی از جاهایی که خیلی اعظمه مثلاً یاد امام عصره.
یکی ج-- دیگه از جاها خود نمازه.
نماز که اجازه بدید الان به روایتش برسیم.
تو قرآن خیلی از ذکر الله یاد شده.
خیلی زیاد.
یعنی انقدر آیات پیرامون ذکر الله هست چند تاشو من تبرکاً تندتند بخونم.
مثلاً آیه چهل و یک احزاب.
"یا ایها الذین آمنوا اذكروا الله ذكراً كثيرا" تازه اینجا ذکر کثیر رو میگه.
ده جمعه "وابتغوا من فضل الله واذكروا الله كثيرا لعلكم تفلحون".
بذار دیگه نشونی آیه رو من الان وقت نگیریم.
"واذكر اسم ربک، واذكر اسم ربک وتبت الی الہ تبتیلا".
"واذكر اسم ربک بكرة واصیلا".
"وذكر اسم ربه فصلی".
"وذكر اسم ربه فصلی".
"الذین یذکرون الله قياما وقعودا وعلی جنوبهم" یادتونه؟
"الذین یذکرون الله" اینا دائم مشغول ذکراند.
ایستاده، نشسته، خوابیده "وعلی جنوبهم".
"واذكر ربک فی نفسك تبرّعاً وخيفة".
ظاهر و باطن مشغول ذکر پروردگار باش.
"فاذکرونی اذكرکم".
یکی از آثار ذکر الهی اصلاً اینه وقتی خدا رو یاد کنی خدا هم تو رو یاد میکنه.
"فاذکرونی اذكرکم".
یاد من کن تا من یاد تو بکنم.
یا اونجا که میفرماید "فاسألوا" تو دو تا آیه قرآن دیدم هست "فاسألوا اهل الذکر".
معمولاً بچههایی که میاد از ما سؤال میکنن ما اون سؤالو بلد نیستیم یا میخوایم بپیچینیشون این آیه رو میخونیم.
میگیم "فاسألوا اهل الذکر".
برو از اهل ذکر بپرس.
البته روایت داریم اهل ذکر اینجا منظور اهل بیتاند.
ائمه معصومه.
حالا ببینید زیاده.
در هر حال یا اون آیهای که "أقم الصلاة لذکری" برای اینکه یاد من کنی "لذکری" اصلاً فلسفه صلاة یاد خداست، ذکر الله.
بعضیا گفتن اون ذکر الله اکبر خود صلاة، نمازه.
اهمیت نماز که اینجا این برکت صحبت امروز به جهت برکت نشست [مکث] عزیزانی هست که پنج نفر از این ریش سفیدا نشستیم بعد از نماز دیروز بحث شد رو همین مبحثی که داشتیم میگفتیم و بحث نماز مطرح شد بین دوستان.
ریشهیابی شد، آسیبشناسی شد که چرا مساجد خلوته یا بعضی جوونهایی که تو همین مرکز هستن شاید به نماز اهمیت ندن.
گفتم تبرکاً این رو عرض کنم.
زیل این آیه چهل و پنج سوره عنکبوت که صراحتاً بحث صلاة رو میاره در ذکر "إن الصلاة تنها عن الفحشاء والمنكر" اینو همه شنیدیم.
معمولاً تا اینجاشو هم میشنویم.
بقیهشو نمیشنویم.
بله صلاة اگر صلاة باشه انسان رو از زشتی و پستی حفظ میکنه، از فحشا و منکر.
"ولذكر" اون لام تأکیده "ولا ذكر الله اکبر".
قطعاً ذکر الله بالاتره، بزرگتره.
خب این منظور کدوم ذکر الله؟
اجازه بدید از فرمایش امام باقر علیه الصلاة والسلام سؤال رو جواب بدیم.
تفسیر قمی رو رجوع کنید جلد دو صفحه صد و پنجاه و سه.
الوشیه جلد بیست و هفت صفحه سیصد و هفتاد و چهار منبع این روایته.
امام باقر صلوات الله علیه زیل همین آیه چهل و پنج سوره عنکبوت فرمودن "ذكر الله لاهل الصلاة اکبر من ذکرهم إياه".
میفرماید یاد خدا از اهل نماز بزرگتر است از یاد نمازگزار از خدا.
یعنی شما نماز میخونی "أقم الصلاة لذكري" نماز میخونی که یاد خدا بکنی.
حالا اون یادی که خدا از تو میکنه به مراتب أجل، أشمخ، اکبر، بالاتر است از اون یادیست که تو از خدا میکنی.
این فرمایش امام باقره و برای دلیلشونم میفرماید "ألا ترى" آیا ندیدی که "أنه یقول" خودش خدا تو قرآن فرمود "فاذکرونی اذكرکم".
خب اگه نماز ذکر خداست قطعاً خدا هم یاد تو میکنه.
اما اینجا که میفرماید "ولذكر وذكر الله اکبر" یعنی اون یادی که خدا از نمازگزار مصلی میکنه به مراتب بالاتر است از یادی که مصلی از حق میکنه که "المصلی یناجی ربه" یا "في المحراب یناجي رب".
کسی که در محراب نماز قرار میگیره داره مناجاتو با خدا میکنه.
دیدی شما اینو دقت بفرمایید ظریفه.
شما وقتی با یکی خیلی خودمونی باشی بخوای حرفی رو بهش بزنی که اهدی نشنوه نزدیکش میشی و تو گوشش حرف میزنی.
به این حالت در عربی میگن نجوی.
مناجات یعنی این، در گوشی حرف زدن، مقا-مخالف منادات ندا داد میزنی از دور سلام فلانی.
یه حرفی که همه هم بشنون عیبی نداره.
اما مناجات در گوشیه.
اگر میگه نمازگزار مناجات میکنه با پروردگارش در محراب یعنی چ-- که چی؟
یعنی این دیگه انقدر نزدیک به حضرت حق شده درگوشی با خدا دارن با هم حرف میزنن.
این دیگه واقعاً جگرگوشهی حق میشه.
نماز، نماز، اهمیت نماز که خدا رحمت کنه آقای قاضی خیلی میفرمودن ما از آقای بهجت شنیدیم که فرمودن آقا نماز اول وقتت همین نمازهای یومیه و واجباتت رو اول وقت بخون.
من آقا سید علی قاضی به تو قول میدم که تمام مشکلاتت برطرف میشه.
تو نمازت رو اول وقت به وقت بخون تمام مشکلات حل میشه.
ما یه رفیقی داریم شاید راضی نباشه اسمش رو میبریم آقای دکتر فلانی بعضی موقعها به جای ما اینجا میاومد برای نماز.
ایشون عادت داره یه سجاده تو ماشینشه.
هر جا تو بیابون، توی بزرگراه هر جا یهو اذان بده میزنه بغل.
همون جا نمازشو بغل خیابون میخونه.
الحمدلله من ندیدم مشکل خاصی تو زندگیش باشه.
این نماز انشاالله یاد بگیریم و یاد بدیم به بچههامون که گره گشای همهی اموره.
یاد خدا، ذکرالله.
حالا که به اینجا کشید این رو هم عرض کنم که شما حتی دقت بفرمایید صلاة یاد خداست.
درسته؟
اما باز به یاد خدا برید سمت صلاة.
چرا میگه مقدمه بچین؟
خدا رحمت کنه آقای توکل رو حدود بیست سال پیش محضرشون رسیدیم تو قم با بچههای هیتمون پرسیدیم این استاد اخلاق رو آقا ما چه کنیم تو نماز حواسمون جمع باشه؟
فرمود نمیشه که شما صبح تا شب حواست پرت باشه یه دفعه بگی الله اکبر حواست جمع باشه.
باید مراقبه داشته باشی، دائم، دائم مراقبه داشته باشی تا تو نماز حواست جمع باشه.
اتفاقاً آقای بهجت که میفرمود نماز نخوان کیف کنی حال کنی، نماز بخون که حالت رو بسنجی که حالت چگونه است.
بیرون از نماز چگونه بودی تو نماز همونی.
این میگه مقدمه بچین چند تا ذکر بگو.
"إِنِّى وَجَّهْتُ وَجْهِىَ لِلَّذِى فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ حَنِيفًا مُسْلِمًا وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ" بگو.
"إِنَّ صَلَاتِى وَنُسُكِى وَمَحْيَاىَ وَمَمَاتِى لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ" بگو.
"يا مُقِيلَ الْعَثَرات" بگو.
به امام حسن توسل کن.
"السَّلامُ عَلَيْكَ حِينَ تُصَلِّى وَتَقْنُت" سلام به ابی عبدالله بده.
این مقدمات.
چون آقا حضرت موسی علی نبی و آل و عليه الصلاة والسلام دل درد گرفت.
دل درد شدید و بعد خیلی حالش بد شد.
از خدا کمک خواست.
خدا بهش الهام کرد برو فلان جا گیاه فلانو بگ-- حالا به قول ما دمنوشش کن بخور.
خورد و خوب شد.
دفعه بعد یه مدتی گذشت دوباره دل درد شد.
رفت حضرت موسی همون گیاه رو گرفت دمنوشش کرد خورد خوب نشد.
[خنده] بعد شکایت کرد به خدا.
خدا فرمود دفعه پیش از من خواستی، از من خواستی من گفتم.
یعنی اثرش در خواستنتو از من بود.
این دفعه از من نخواستی خودت رفتی.
اینه.
این سر خودش.
البته نماز ذکرالله اما با کمک از خدا برو به سمتش.
بعد اینجا خدا به حضرت موسی این جمله طلایی رو فرمود.
فرمود دنیا همش زهر کشندهست.
پادزهر دنیا یاد منه.
یاد من کن حتی با یاد من برو سمت نماز.
انشاءالله که عاقبتمون ختم به خیر بشه و برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل على محمد و آل محمد صفحه سیصد و شصت و چهار