یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
پیگیری بحث غربت لین؛ خلوص و نرمی دل
بحث دیروز دربارهٔ غربت لین ناتمام ماند؛ اکنون در بحث خلوص تکمیل میشود. یکی از راهها و کارکردهای خلوص نرمی دل است؛ از بهترین راههای نرم شدن دل خلوص است. بحث صد کلمه در معرفت نفس موقتاً به چهارشنبهها در مسجد بلال منتقل میشود.
دعای جامع زمان غیبت
به این قطعه از دعای شریف جامع زمان غیبت رسیدهایم؛ دعایی طولانی که از اللهم عرّفنی نفسک فإنک إن لم تعرّفنی نفسک آغاز میشود و بیستودو بند دارد. در بخشی به خدا عرض میکنیم: اللهم فثبّتنی علی دینک — خدایا مرا بر دینت ثابتقدم بدار. از مهمترین ادعیه است؛ بهویژه برای آخرالزمان بسیار سفارش شده است.
دعای غریق را شنیدهاید: یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلّب القلوب ثبّت قلبی علی دینک. بهویژه در این ایام از بهترین دعاهاست؛ زیرا یک آن میبینی دین و دنیای آدم رفته است. دنیا برود میتوان بازگرداند؛ اما دین که برود کار بسیار دشوار است. به کسی که در امانت خیانت کند بار دوم چیزی نمیدهی. امانت ولایت و دین الهی است؛ خیانت در آن کار را سخت میکند.
واستعملنی بطاعتک
سپس عرض میکنیم واستعملنی بطاعتک. چه شیرین است این فقره: ما را به عمل وادار؛ مشغول اطاعت تو باشیم. آنگاه: ولیّن قلبی لولیّ أمرک — دل ما را نرم کن برای ولیّ امرت، برای امام عصر. بسیار مهم است که دل انسان برای امام عصر نرم باشد. بسیاری متأسفانه تا نام امام عصر میآید حالشان بد میشود؛ چهرههای مذهبی را که میبینند حالشان بد میشود.
گاهی میان خودمان نیز چنین پیش میآید. آنقدر کسانی که ریش دارند و یقه بستهاند و جانماز آب میکشند به انقلاب و دین خیانت میکنند که آدم از چهرههای مذهبی میترسد. این بهجهت خیانت است که از صدر اسلام بوده. اما قصهٔ دیگر آن است که مطلقاً از بردن نام مقدسات بدش بیاید؛ این بسیار خطرناک است و فرزندان ما را گرفتار کرده است.
ادعاهای بزرگ و شرط نرمی دل
متن دعا مشخص میکند که اگر در مسیر اطاعت الهی به کار گرفته شدیم، ولیّن قلبی لولیّ أمرک: دل نرم میشود برای خدمت به امام عصر. پیوسته ادعا میکنیم اللهم اجعلنی من أنصاره و أعوانه و الذابّین عنه و المسارعین إلیه فی قضاء حوائجه و الممتثلین لأوامره و المحامین عنه و السابقین إلی إرادته و المستشهدین بین یدیه. در آغوش آقا جان دادن شوخی نیست؛ قویس قرنی باید باشی تا در آغوش امیرالمؤمنین جان دهی. این ادعاها راهی جز نرمی دل نسبت به ولی خدا ندارد.
راه چیست؟ مدام خود و دیگران را رنج میدهیم. خلوص. نمیشود جز خلوص؛ غلط است بگوییم یکی از راهها؛ اصلاً جز خلوص نمیشود. جز خشیت که دو سه جلسه پیش گفته شد نمیشود. اینها تنها راه و شاهراه و صراط مستقیماند به یک معنا.
دعای حضرت زهرا؛ واستعملنی لما خلقتنی له
چون این فقرهٔ دعا را دقت میکردم یاد دعای خاص حضرت زهرا افتادم که بزرگان بسیار سفارش کردهاند. یک جملهٔ دعای حضرت زهرا به همهٔ عالم میارزد: واستعملنی لما خلقتنی له — خدایا مرا به کار بگیر آنجا که برای آن خلقم کردی. مگر برای چه خلق کردی؟
«وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ» (ذاریات/۵۶)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و جن و انس را نیافریدم جز برای آنکه مرا بپرستند.
همهٔ مفسران امامیه فرمودهاند أی لیعرفون: خلق نکرده مگر برای عبادت؛ و عبادت یعنی عرفان و معرفت. کنت کنزاً مخفیاً فأحببت أن أُعرف فخلقت الخلق لکی أُعرف: گنج مخفی بودم؛ دوست داشتم شناخته شوم؛ پس خلق کردم تا شناخته شوم. فلسفهٔ خلقت شناخت خداست؛ با دیدهٔ عقلی و تفکر در کلمات وجودی نظام هستی؛ سیر آفاقی و انفسی که یکی خود ماییم.
همین مضمون در دعای جامعهٔ زمان غیبت آمده: واستعملنی. تقوا یعنی رعایت حدود الهی. به قول آیتالله جوادی آملی اینکه بگوییم تقوا فقط گناه نکردن است ناقص است؛ تقوا رعایت همهٔ حدود است: انجام واجبات و ترک محرمات.
«وَاتَّقُوا اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ» (بقره/۲۸۲)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و از خدا پروا کنید؛ و خدا به شما میآموزد.
در انتهای آیهٔ دین میفرماید واتقوا الله؛ سپس ویعلّمکم الله. آنکه معلم همهٔ عالم است و علم عین ذات اوست، میگوید اگر در مسیر اطاعت من باشی تو را تعلیم میدهم. راه رسیدن به علم تقواست؛ همان طاعتی که برای آن خلق شدهایم. این مسیر انسان را با دل نرم به حجت خدا میرساند؛ اصطلاحاً خلوص.
نه برای دنیا و منفعت دنیا؛ حتی نه فقط برای رسیدن به مقامات بندگی. آیتالله جوادی فرمودند چلهٔ اربعین کلیمی و موسوی میگیری؟ خوب است؛ اما برای لقاء الله بگیر. بالاتر لقاء الله است. اینکه دو رکعت نماز بخوانی و بگویی خدایا دلم برایت تنگ شده بود؛ هیچ نمیخواهم — این خلوص است؛ شدت خلوص. اینها در دعاها میرسد به جایی که دل نرم میشود و در خدمت حجت خدا. با ادعا نمیشود گفت من علمدار امام عصر میشوم.
روایت امام سجاد به ابوخالد کابلی
در بحار جلد پنجاهودو صفحهٔ صدوبیستودو و کمالالدین صدوق روایتی شیرین است. امام سجاد به ابوخالد کابلی میفرماید — گویی اکنون امام زمان به من و شما میگوید — إن أهل زمان غیبته القائلین بإمامته والمنتظرین لظهوره أفضل من أهل کل زمان: اهل زمان غیبت پسر ما مهدی که به امامت او قائلاند و ظهور را انتظار میکشند از اهل همهٔ زمانها افضلاند.
چرا؟ لأن الله تبارک وتعالی أعطاهم من العقول والأفهام والمعرفة: خدا به آنان عقل و فهم و معرفت داد؛ نه ماشین شاسیبلند و پنتهاوس و مدیریت و مدرک و اصل و نسب. این اعطا باعث شده غیبت نزد آنان به منزلهٔ مشاهده باشد؛ کأنّ آقا حاضر است. وجعلهم فی ذلک الزمان بمنزلة المجاهدین بین یدی رسول الله بالسیف: آنان را به منزلهٔ مجاهدان با شمشیر در رکاب پیامبر قرار داد.
أولئک المخلصون حقاً و شیعتنا صدقاً و الدعاة إلی دین الله عزّ وجل سرّاً وجهراً: مخلصان بهحق و شیعیان صادق و دعوتکنندگان به دین خدا در نهان و آشکار. فرق مخلص و مخلص را رهبری فرمودهاند: مخلص برای خدا کار میکند اما توقع پاداش دارد؛ مخلص هیچ توقعی ندارد. اینان حتی در خفا نفس خود را دائماً به دین خدا میخوانند؛ دعوت به خود ندارند.
انتظار فرج از اعظم فرج
و قال علیهالسلام: انتظار الفرج من أعظم الفرج. کسی چنین باشد اصلاً فرج برایش حاصل شده؛ فرج فردی رخ داده است. رسانهها پر از کارشناسان بیسواد است که میگویند فرج فردی و اجتماعی داریم و نمیفهمند اینها از دل روایات میآید. فرج قطعی اجتماعی نهایی هنوز نیامده؛ پس چگونه اینجا میفرماید به اعظم فرج رسیدهاند؟ یعنی فرج فردی؛ اصل همین است؛ مسیر از همین است. خدا باید عقل و فهم و معرفت عطا کند تا به خلوص برسی؛ نتیجهاش قلب نرم در خدمت حضرت ولیعصر باشد.
ادامهٔ روایت کمالالدین
امام سجاد به ابوخالد میفرماید اهل زمان غیبت که به امامت قائلاند و ظهور را انتظار میکشند از اهل همهٔ زمانها افضلاند. خدا به آنان عقول و افهام و معرفت عطا کرده؛ نه اعتبارات دنیا. ازاینرو غیبت نزد آنان به منزلهٔ مشاهده است؛ گویی حضرت حاضر است. خدا آنان را به منزلهٔ مجاهدان با شمشیر در برابر رسول خدا قرار داده است.
آنان مخلصان بهحقاند و شیعیان صادق و دعوتکنندگان به دین خدا در سرّ و جهر. حتی در نهان نفس خود را به دین خدا میخوانند و دعوت به خویش ندارند. انتظار فرج — اینگونه انتظار — از اعظم فرج است. فرج فردی حاصل شده؛ مسیر فرج جمعی نیز از همین جاست. باید از خدا عقل و فهم و معرفت خواست تا خلوص آید و دل نرم در خدمت ولیعصر قرار گیرد.
خلوص در برابر ادعا
ادعا آسان است که بگویی چون حضرت بیاید علمدار میشوم. بدون نرمی دل و خلوص این ادعا تهی است. خشیت و خلوص شاهراه هستند. دعای حضرت زهرا واستعملنی لما خلقتنی له انسان را به همان هدف خلقت — معرفت — برمیگرداند. اگر تقوا باشد ویعلّمکم الله؛ خدا خود معلم میشود. آنگاه مسیر به حجت خدا با دل نرم باز میشود.
ثبات دین در فتنهها
ثبّت قلبی علی دینک در فتنههای آخرالزمان معنای عملی دارد. دین امانت است؛ خیانت در امانت ولایت رابطه را میبرد. دنیا برود قابل جبران است؛ دین که برود سخت بازمیگردد. ازاینرو دعا برای ثبات، دعا برای حفظ اصل سرمایه است.
خدمت بدون ادعا
لیّن قلبی لولی أمرک یعنی دل برای امر ولی نرم باشد؛ نه برای هوای خود. ادعاهای أنصاره و أعوانه و المستشهدین بین یدیه بدون نرم شدن دل شعار است. خشیت و خلوص شاهراه خدمتاند. دعای زهرا انسان را به هدف خلقت برمیگرداند؛ تقوا راه علم الهی است؛ علم الهی راه انس با حجت است.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.