یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
نرمی دل و خوراک
دربارهٔ نرمی دل بخشی از عوامل جوانحی چون خشیت و اخلاص پیشتر گفته شد؛ بخشی نیز جوارحی است و بدن باید عمل کند. چیزهایی هست که خوردنش دل را نرم میکند. قلب لین یا لَین با خوراک پیوند مستقیم دارد. چند روایت در این باب تقدیم میشود.
عدس؛ رقت قلب و جاری شدن اشک
در کافی کلینی اعلا الله مقامه — جلد ششم چاپهای جدید؛ قدیمها چهارجلدی بود — صفحهٔ سیصدوچهلوسه روایتی از امام صادق سلاماللهعلیه است. فرمود شکا رجل إلی نبی الله قسوة القلب: مردی نزد پیامبر از قساوت دل شکایت کرد؛ دلم سخت شده و از نرمی بیرون رفته. فقال له علیک بالعدس: بر تو باد به عدس. پیامبر درون افراد را میبیند؛ چه بسا به یکی بگوید عدس بخور و به دیگری دستور دیگر دهد. با اینهمه این دستور عمومی است؛ اهلبیت جاهای دیگر نیز توصیه داشتهاند و امروز نیز تأیید شده است.
علیک بالعدس فإنه یرقّق القلب و یسرع الدمع: عدس دل را رقیق و نرم میکند و اشک را زود جاری میسازد. یاد باد شبهای جمعهٔ هیئت از سیوپنج سال پیش که ثابت عدسی میدادند؛ کودکان خوشاشکتر بودند تا اکنون که گاه چلو مرغ و کباب میآید. چه خصوصیتی در عدس است؟ این باید بحث شود. ربط این نبات با اشک و با قلب مجرد — نه قلب صنوبری گوشتی که میتپد، بلکه روح — از اسرار عالم است.
کدو با عدس؛ رقت هنگام ذکر
روایت دیگر از شیخ طبرسی در مکارم الأخلاق صفحهٔ صدوهفتادوهفت. شیخ طبرسی همان است که داستانش گفته شد: دفنش کردند و شب اول قبر زنده شد؛ سکته کرده بود و گمان مردن بردند؛ قدیمها گاه سه روز نگه میداشتند. در قبر نذر کرد عمرش را وقف قرآن کند؛ خدا نجاتش داد و پس از بیرون آمدن تفسیر مجمعالبیان را نوشت.
از امام صادق از رسول خدا: من أکل الدّباء بالعدس. دباء کدو است. هر که کدو را با عدس بیامیزد و آشی سازد که هر دو در آن باشد، رقّ قلبه عند ذکر الله عزّ وجل: دلش هنگام ذکر خدا نرم میشود. چرا یکی تا قرآن یا روضه میشنود چشمش پر اشک میشود و دیگری نه؟ پیامبر فرمود میخواهی چنین شوی؟ کدو را با عدس بخور.
انجیر؛ بلس
در بحار جلد شصتوسه صفحهٔ صدوهشتادوهفت پیامبر فرمود من أحبّ أن یرقّ قلبه فلیأکل البلس یعنی التین. بلس همان تین است؛ والتین والزیتون. اگر میخواهی رقیقالقلب شوی انجیر بخور.
خون؛ قساوت
در تفسیر عیاشی از امام صادق آمده چرا خوردن خون حرام است: کسی که خون بخورد قسیالقلب میشود و چه بسا کار به جایی برسد که فرزند یا پدر و مادر را بکشد. حیوانات خونخوار از سباع و وحشیاند؛ آنان که گیاه میخورند چندان وحشی نیستند.
کبک و زیتون؛ کاهش خشم
امام صادق فرمود کسی که دوست دارد خشمش کم شود — و این درد بسیاری است که زود خشمگین میشوند — دُرّاج بخورد. دراج پرندهای شبیه کبک است؛ گوشتی خوش دارد. نیز از پیامبر است که کسی خواهد صفرایش — که عامل عصبانیت است — از میان برود و خلقش نیکو شود روغن زیتون بخورد. زیت همان روغن زیتون است؛ هر چند گران باشد گاهگاه با غذا بیامیزد.
ترک چهلروزهٔ گوشت و سوء خلق
من ترک اللحم أربعین صباحاً ساء خلقه: هر که چهل روز گوشت را ترک کند بداخلاق میشود. گوشتخواری زیاد قساوت میآورد؛ اما ترک کامل نیز زیان دارد. شیخ بهایی در موت أبیض چلهٔ گیاهخواری میدهد همراه اعمال دیگر؛ اما پیامبر هشدار داده که چهل روز بیگوشت سوء خلق میآورد. چه ربطی است؟ اسرار را حکما گشودهاند؛ شیخالرئیس وقت گذاشتهاند.
توحید مفضل و اسرار خلقت
امام صادق چند روز برای مفضل وقت گذاشت و اسرار خلقت زمین و زمان و فرشته و آدم و جن و انس و نبات و حیوان را گفت؛ حتی ظلمتهای سهگانهٔ رحم که پزشکی امروز رسیده. مفضل دلتنگ آمد؛ حضرت فرمود بنشین تا دلت باز شود. چهار روز گفت و نوشت؛ شد توحید مفضل. روزی همین کتاب اینجا تدریس شد.
آنچه دل را قسی میکند
اگر دائرةالمعارف طب اسلامی را بخوانی تند تند مییابی چه چیزها دل را قسی و تاریک و خشمگین میکند: کثرت اکل و شرب؛ کثرت گناه؛ شرب خمر ولو قطرهای؛ چهل روز پیاپی هر روز گوشت خوردن؛ ریختن خاک بر سر جنازهٔ اقوام در قبر؛ خوابیدن بلافاصله پس از غذا. علامه که خواب دید از امام رضا زبانش را مکید و در نوزدهسالگی هر علمی که ترشح میکرد از آب دهان حضرت میدانست، با آنکه بسیار خسته بود دور خانه میچرخید تا نخوابد؛ زیرا بلافاصله پس از غذا خوابیدن قساوت میآورد. خوردن خون؛ زیاد سخن گفتن در غیر ذکر خدا — و اگر آخوندها را متهم کنند زیاد حرف میزنند، روایت میگوید در غیر ذکر خدا؛ آرزوی دراز؛ غفلت؛ حب دنیا؛ همنشینی با امرا و رؤسا و اغنیا؛ جدال؛ کثرت مجالست با زنان — برخی مشاغل از کثرت ارتباط مکروه است؛ پرداختن به امور لغو و یاوهگویی. اینها همه کدورت باطن و قساوت میآورد.
آنچه دل را رقیق و نورانی میکند
در برابر: خوردن کشمش؛ بوی خوش — هر که مرا دید بوی خوش استشمام کرد؛ مشک حرم و ضریح نیز چنین است؛ خوردن عسل، گلابی، سیب، به؛ گریه از خوف خدا؛ ذکر مدام؛ گرسنگی و روزه؛ خربزه؛ سرکه؛ خوردن یک تا سه انار کامل — تنها چیزی که گفتهاند تا دانهٔ آخر را خود بخور و به اهل مده؛ زیرا حدیث است دانهای بهشتی در آن است؛ بهویژه صبح جمعه. مجموع اینها را بهجا آور؛ نتیجه را ببین و دعا کن. إنشاءالله عاقبت ختم به خیر شود به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
دستور عمومی و تجربهٔ هیئت
این توصیه عمومی است؛ زیرا اهلبیت در مواضع دیگر نیز داشتهاند و امروز نیز ثابت شده است. یاد باد آقای محسن که هستند؛ زمانی شبهای جمعه هیئت از سیوپنج سال پیش ثابت عدسی میداد؛ هر شب جمعه یکی بانی میشد. کودکان خوشاشکتر بودند تا اکنون که چلو مرغ و کباب میدهیم و شاید بگویند هیئت کجاست تا بیاییم؛ چلو مرغ و کباب گران است. گاه میدهیم؛ اما آن ثبات عدسی برکت دیگری داشت.
اسرار ربط ماده و مجرد
چه خصوصیتی در عدس است؟ باید بحث شود. اصلاً ربط این — که موجودی دیگر و نبات است — با اشک و با قلب چیست؟ قلب خصوصیت مجرد دارد. مقصود قلب صنوبری ظاهری نیست که میتپد و گوشت است؛ آن قلب مجرد، روح ما. چه ربطی میان این ماده و آن مجرد است؟ اینها اسرار عالم است. چه در عدس است که چنین میکند؟
زنده شدن طبرسی در قبر
شیخ طبرسی همان است که داستانش گفته شد: دفنش کردند و شب اول قبر زنده شد؛ نمرده بود؛ گمان مردن بردند؛ سکته کرده بود. قدیمها گاهی تا سه روز نگه میداشتند تا مگر برگردد؛ برخی برمیگشتند. بیچاره را دفن کردند و در قبر زنده شد. داستان مفصل دارد؛ در قبر نذر کرد عمر را وقف قرآن کند؛ خدا نجاتش داد. چگونه از قبر بیرونش آوردند پیشتر گفته شد؛ و او پس از بیرون آمدن مجمعالبیان را نوشت.
اشک هنگام ذکر و ترکیب کدو و عدس
چگونهاست که یکی تا ذکر خدا و قرآن و روضه میشنود چشمش پر اشک میشود؟ اینجا پیرمردی ریشسفید مینشست که هر وقت سخن میرفت اشک میریخت؛ نامش را نمیدانستیم؛ دیگر ندیدیمش. برخی میخندیدند؛ آن هم شیرین است؛ اما او اشک میریخت. پیامبر فرمود عند ذکر الله؛ میخواهی چنین شوی؟ کدو را با عدس بیامیز و بخور.
صفرا و روغن زیتون
از پیامبر است کسی که میخواهد صفرایش — عامل عصبانیت — از میان برود و حسن خلق بیابد روغن زیتون بخورد. میدانیم اکنون گران است؛ اما گاهگاه بگیرد و با غذا بیامیزد.
موت ابیض و چلهٔ گیاهخواری
خدا شیخ بهایی را رحمت کند؛ در کتاب موت ابیض — و موت اسود و احمر و اخضر که پیشتر معنا شد — چلهٔ گیاهخواری میدهد با اعمال دیگر. کنار ضریح امام رضا دفنش کردهاند؛ یکی از درهای حرم به نام اوست. چرا چله؟ چون از آن سو گوشتخواری زیاد قساوت میآورد؛ از این سو ترک مطلق نیز به فرمودهٔ پیامبر سوء خلق. ربط را حکما گشودهاند؛ وقت گذاشتهاند.
توحید مفضل؛ دلگشایی
برای مفضل امام صادق چند روز وقت گذاشت و اسرار خلقت را گفت. مفضل دلش سنگین شده بود؛ آمد گفت چه خبر — چنانکه ما میگوییم چه زمانهٔ فاسدی. حضرت فرمود بنشین تا بگویم دلت باز شود. چهار روز گفت و او نوشت؛ شد توحید مفضل. زمانی اینجا تدریس شد؛ شاید فایلها در کانال مانده باشد. اینها اسراری است که باید دانست.
خواب پس از غذا و قساوت
علامه در نوزدهسالگی خواب دید زبان امام رضا را مکید و هر علمی که ترشح میکرد از آب دهان حضرت میدانست. غذا خورده بود و بسیار خسته؛ خود میفرمود دور خانه میچرخیدم و به سر میکوبیدم تا نخوابم. چرا؟ بلافاصله پس از غذا خوابیدن قساوت میآورد. چیزهایی را رعایت نمیکنیم و بعد میگوییم روضهخوان خوشصداتر بیاورید.
بوی خوش و مشک حرم
فرمودهاند خوردن کشمش و استعمال بوی خوش. هر که رسید بوی خوش از من استشمام کرد؛ عزیزی از کربلا آمده بود و مشک حرم و ضریح را ریخته بود؛ در نماز بیشتر چسبید و در جیب بود و بو میداد. اینها دل را رقیق میکند. خوردن عسل و گلابی و سیب و به دل را شفاف میکند. گریه از خوف خدا، ذکر مدام، گرسنگی و روزه، خربزه و سرکه، و یک تا سه انار کامل — تنها چیزی که گفتهاند دانهٔ آخر را خود بخور؛ حدیث است دانهای بهشتی در آن است؛ بهویژه صبح جمعه. اینها را بهجا آور؛ نتیجه را ببین و دعا کن.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.