ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 010

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

یوم‌الشک و نیت روزه

فردا یا روز اول رمضان است یا آخر شعبان؛ یوم‌الشک. تا یقین حاصل نشده حق نیست نیت روزهٔ واجب رمضان کرد. واجب هم نیست فردا را روزه گرفت؛ اما احتیاطاً بهتر است به نیت آخر شعبان روزه گرفت. اگر در میان روز اعلام شد اول ماه است، نیت را به رمضان برگرداند. اگر پس از افطار روشن شد اول ماه بوده و به نیت شعبان گرفته، روزه‌اش درست و جزء رمضان حساب می‌شود. اگر معلوم شد آخر شعبان بوده، به پیشواز رفته و ثواب بسیار برده است.

یاد مرگ نرم‌کنندهٔ دل

ادامهٔ بحث قلب لیّن: یکی از چیزهایی که به صریح روایات قلب را نرم می‌کند یاد مرگ است؛ حال آنکه از آن می‌گریزیم. در همین مرکز تذکر داده‌اند که یاد مرگ را سنگین و ناامیدکننده نشمارید؛ در حالی که توصیهٔ اکید اولیاست. هندسهٔ کلام امیرالمؤمنین در نهج‌البلاغه بیشترین فراوانی را در توحید و تقوا و مرگ دارد. علت سختی دل، کم‌توجهی به موت است.

مصباح الشریعه؛ آثار ذکر موت

در مصباح الشریعه — کتاب امام صادق علیه‌السلام — حضرت آثار ذکر الموت را می‌فرماید: یمیت الشهوات فی النفس — شهوات نفس اماره را می‌میراند؛ ویقلع منابت الغفلة — رویشگاه‌های غفلتی غفلت و ریشهٔ غفلت را می‌خشکاند. شاخ و برگ زدن کافی نیست؛ ریشه باید خشک شود و ریشهٔ بلای ما غفلت است. ویقوّی القلب بمواعید الله — دل را با وعده‌های خدا مقاوم می‌کند. یکی از علل مقاومت مردم غزه آن است که مرگ را پیش چشم دارند؛ مسجّل شده‌اند که رفتنی‌اند و مقاوم شده‌اند. ما چون از موت می‌گریزیم معمولاً مقاوم نیستیم.

ویرقّ طبعه — طبع را نازک می‌کند: با دو لقمه سیر می‌شود و لباس ساده بسش است؛ قناعت. ویکسر أعلام الهوی — پرچم‌های هوس را می‌شکند. ویدفع نار الحرص — آتش حرص را که از بزرگ‌ترین مشکلات است. امام دربارهٔ طلحه و زبیر فرمود تکبر و حسد و حرص آنان را در برابر امام زمانشان قرار داد. ویزهد فی الدنیا — دنیا را در چشم کوچک می‌کند.

نامهٔ سی‌ویک؛ احیای قلب

در نامهٔ سی‌ویک نهج‌البلاغه به امام حسن علیه‌السلام آمده: أحی قلبک بالمواعظ — با موعظه زنده بدار؛ امروز وعظ از زبان امام صادق است. وأمته بالزهادة — نفس را با زهد بکش. وقوّه بالیقین — با یقین قوت بخش؛ دل ضعیف از کمی یقین است. ونوّره بالحکمة — با حکمت نورانی کن. وذلّله بذکر الموت — با یاد مرگ نرم و رام کن. وقرّره بالفناء — اقرار به فنا بپردازد:

«كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ وَيَبْقَىٰ وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ» (الرحمن/۲۶-۲۷)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): هر که بر آن است فانی است و وجه پروردگارِ ذوالجلال و الاکرام تو می‌ماند.

شعر طول الأمل و قبر صندوق عمل

مرحوم عراقی — ملقب به سلمان زمان — اشعار منسوب به مولا را می‌خواند و می‌گریست: ای مشغول دنیا، طول الأمل مغرورت کرده؛ الموت یأتی بغتة — مرگ ناگهانی می‌آید؛ حتى با موی سپید نیز باور عزیمت سخت است. والقبر صندوق العمل — قبر صندوق اعمال است و چون گشوده شود عمل‌ها خود را نشان می‌دهند.

مثال اسب؛ زنگار دل

در میزان الحکمة روایت است که حضرت عیسی مثال اسب زد: اگر لگام نزنند و بار نگیرند سرکشی می‌کند؛ دل نیز چنین است. اگر با یاد مرگ نرم نشود و عبادت مداوم رنجش ندهد، سخت و سنگ می‌شود. تصریح عیسی آن است که نرم‌کنندهٔ دل یاد مرگ است.

روایت نبوی در کنز العمال: چنان‌که آهن زنگار می‌گیرد، دل‌ها نیز زنگار می‌گیرند. داروی زنگار دل دو چیز است، هر دو با کثرت: کثرت یاد موت و تلاوت قرآن. رمضان بهار تلاوت است؛ فرصت جمع این دو دارو.

فرار از مرگ و سختی دل

آنکه مرگ را از میدان گفتگو بیرون می‌کند، ناخواسته دل را سخت می‌کند. توصیه‌های اولیا برای ترساندن بی‌ثمر نیست؛ برای زنده نمودن قلب است. فراوانی سخن مولا دربارهٔ موت در کنار توحید و تقوا نشان می‌دهد این سه اضلاع یک هندسه‌اند. بدون موت‌آگاهی، تقوا شعار و توحید انتزاع می‌ماند.

مقاومت و مشاهدهٔ موت

مقاومت وقتی می‌آید که فنا پیش چشم باشد. غزه نمونه‌ای زنده است؛ ما با فرار از تصور مرگ، هم شهوت را زنده نگه می‌داریم هم حرص را. ذکر موت پرچم هوی را می‌شکند و آتش حرص را می‌نشاند و دنیا را کوچک می‌کند؛ این‌ها نسخه‌های پراکنده نیست، آثار یک دارو است.

احکام یوم‌الشک در یک نگاه

یقین شرط وجوب نیت رمضان است؛ شک، تکلیف واجب نمی‌آورد اما راه احتیاط را نمی‌بندد. نیت شعبان در روز شک، هم از ورود حرام به واجب می‌پرهیزد هم اگر ماه ثابت شد با عدول نیت قابل اصلاح است. اگر بعداً شعبان بود، پیشواز ثواب دارد؛ اگر رمضان بود و نیت برنگشته بود اما بعد از افطار فهمید، باز به لطف الهی جزء ماه حساب می‌شود چنان‌که گفته شد.

چرا اولیا از مرگ بسیار می‌گویند

فراوانی موت در کلام مولا کنار توحید و تقوا تصادف نیست. موت‌آگاهی توحید را از مفهوم به حضور می‌کشاند و تقوا را از شعار به مراقبت. گریز فرهنگی از یاد مرگ، دل را سخت می‌کند و شهوت و غفلت را ریشه می‌دهد.

شش اثر ذکر موت در مصباح

میراندن شهوت، کندن ریشهٔ غفلت، قوت دل به وعده‌های الهی، نازک نمودن طبع و قناعت، شکستن پرچم هوس، و دفع آتش حرص — زنجیره‌ای واحد است. مقاومت غزه نمونهٔ اجتماعی همان قوت دل است؛ حرص و تکبر و حسد طلحه و زبیر نمونهٔ ضد آن. دنیا در چشم ذکرکنندهٔ موت کوچک می‌شود چون افق فنا باز است.

نامه به امام حسن؛ برنامهٔ احیا

احیا با موعظه، اماته با زهد، قوت با یقین، نور با حکمت، تذلیل با ذکر موت، و اقرار به فنا — شش دستور در یک نامه است. هرکدام منبری جدا می‌طلبد؛ اما ذکر موت محور نرمی است که بدون آن حکمت و یقین بر دل سخت نمی‌نشیند. آیهٔ کل من علیها فان اقرارنامه‌ای است که باید به قلب تلقین شود.

طول أمل و صندوق قبر

شعر منسوب به مولا طول آرزو را عامل غرور می‌داند و مرگ را بغتة. قبر صندوق عمل است؛ نه صندوق فراموشی. زیارت اهل قبور و خواندن این معانی، همان تلقین عملی است که سلمان‌زمان‌ها با گریه زنده می‌داشتند.

اسب بی‌لگام و زنگار آهن

عیسی دل بی‌یادمرگ را به اسب بی‌لگام تشبیه کرد؛ پیامبر زنگار دل را با دو دارو زدود: کثرت یاد موت و کثرت قرآن. رمضان میدان جمع این دو است. عبادت مداوم بدون نرمی موت، خود می‌تواند دل را سنگ کند؛ از این‌رو یاد مرگ مقدم بر فشار عمل است.

جمع داروهای نرمی دل

یوم‌الشک ادب ورود به ماه است و ذکر موت ادبِ نرم کردن دل در همان ماه. آنکه احتیاط شعبان را رعایت کند و کثرت قرآن و یاد مرگ را بگیرد، هم فقه ظاهر را پاس داشته هم فقه باطن را. زنگار دل با این دو دارو برطرف می‌شود و قلب لیّن ثمر می‌دهد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.