یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
اعیاد شعبان و راهپیمایی ملت
تبریک اعیاد شعبانیه و چهل و پنجمین سالگرد پیروزی انقلاب. گلکاشتن ملت واقعاً دستبوسی و خاکبوسی دارد؛ با همهٔ مشکلات باز چنین پشت ولایت ایستادهاند. الحمدلله هرچند کلیپ و فیلم و نمایش دیدهایم، قاطبهٔ مردم؛ جالب بود که امروز کلیدواژهٔ غالب شرکتکنندگان این بود که میگفتند به عشق رهبر آمدیم؛ چون جسارتهایی را که به رهبر در اغتشاشات شد دیدند. ملت آگاه است.
البته گلایهای از خواصی که گاه حرفها را نیمهکاره میزنند یا به جایش نمیزنند. عزیزی — نام نبریم — کلیپش در فضای مجازی پخش شد. ایشان را قبول داریم؛ اما یا صحبتها تقطیع شده یا به هنگام و کامل نگفتهاند. آنچه دیده شد خوب نبود: خاطرهای از آقای بهجت نقل میکنند که آقای بهجت گفتهاند فکر میکنید آنان که در راهپیمایی بیست و دو بهمن آمدند همه امام را قبول دارند؟ ایشان میگوید نه. اولاً بر چه استدلالی به آقای بهجت گفتید نه؟ بر چه استنادی گفتید کسانی که به راهپیمایی میآیند امام را قبول ندارند؟ آن هم شما؛ شخصیتی در لباس پیامبر، نمایندهٔ مجلس. این یک اشکال. سپس آقای بهجت فرمودهاند فکر میکنید چرا میآیند اگر قبول ندارند؟ خب بگویید چرا میآیند؛ شما که خودتان میگویید نمیدانید تحلیل ندارید چرا این را رسانهای میکنید؟ این کلیپ دیده شد و تأسفآور بود. آقای بهجت فرمودهاند امام با ولایتش آنان را میکشاند؛ ولایت امام آنان را میآورد. اصل حرف درست است؛ رد نمیکنیم. ولایت جاری است. به ولایت امیرالمؤمنین نشستهایم؛ نفس ولایتی اهل بیت ما را کشانده؛ هدایت به دست آنان است. پیشتر بسیار در این زمینه گفته شد. ولایت همان اصل هدایت است؛ عهدنا صراط مستقیم؛ هدایت در مسیر مستقیم به وسیلهٔ خود ولایت و در خود ولایت صورت میگیرد.
ولایت هدایت است نه سوءاستفادهٔ ابزاری
اما این یعنی چه؟ نباید در ذهن چنین تصور شود که ولایت دارد سوءاستفادهٔ ابزاری از مردم میکند؛ حالا نیاز است ملت را با یک نگاه بکشیم. این حرفها چیست؟ اصل ولایت را رد نمیکنیم؛ ولایت جاری و ساری است؛ کائنات تحت تصرف ولایت است. آنان که بودند چه بودند که بخواهند ولایت را غصب کنند؟ حتی ریاست خلافت را؛ «انی جاعل فی الارض خلیفه»؛ خدا جعل خلافت کرده؛ کی میتواند جلو خدا بایستد؟ ریاست را غصب کردند؛ ریاست صورت ظاهری است. بله امام تصرف دارد؛ اما ادامهاش را هم بدهید. تصرف ولایتی امام اینگونه قشنگ است: بگوییم همانطور که ولایت جوانان کابارهرو و مشروبخور و سر کوچهای را چنان تصرف کرد و هدایت کرد و آورد و کردشان عاشق یکپارچهٔ خدا و اهل بیت که روی سیم خاردار بخوابند تا ملت و رزمنده از روش رد شوند؛ اینگونه بگویید؛ چنان هدایت کرد. این چه حرف نیمهکاره و ناقصی است که بعد از آن هزار تعبیر غلط بیرون آید که هر جا حتی از قدرت معنویشان هم سوءاستفاده میکنند؟ از دل آدم ناآگاه این درنمیآید که بگوید پس اینها همه نمایش است؛ نمایشهای خدا و اهل بیت و ولایت؛ اینان هم در طول آناناند؛ ایشان شاگرد ولایتاند. یعنی چه حالا نیاز است من نمایش و مانور و میتینگ و رفراندوم عمومی داشته باشم؛ ملت بریزید من از قدرت ولایتم استفاده کنم بعد دیگر استفاده نکنم؛ حالا بروید دنبال کارتان؟ این چه طرز تفکر غلط و بیان ناقصی است؟
بله اینگونه میشود گفت که کسانی که اکنون وسط گود میآیند در دلشان خیلی اشکالات هم دارند. رهبر چه شیرین و قشنگ میفرماید: حضور مردم در راهپیمایی را به این نگیرید که یعنی اینها قائلاند هیچ مشکلی وجود ندارد. عین فرمایش رهبر. اتفاقاً با وجود همهٔ مشکلات میآیند چون اصل نظام را قبول دارند. مگر میشود کسی امام را قبول نداشته باشد و به راهپیمایی بیاید؟ مگر حاشیه — مثلاً دستفروش آمده آنجا کاسبی کند یا کسی در نیروی انتظامی پست ایستاده مجبور است — بله؛ ولی قاطبهٔ ملت. چه حرف غلطی است. رهبر فرمودهاند اصلاً این انقلاب در هیچ جای دنیا بدون نام امام خمینی معنا ندارد. حضور قاطبهٔ مردم به عشق رهبر و عشق امام؛ با وجود همهٔ فشارهای اقتصادی و مشکلات داخلی و بیرونی باز پای نظام میآیند و میگویند به عشق رهبر آمدم. اینگونه نگاه کنیم. حرف را کامل بزنیم. ولایت هدایت میکند؛ حتی کسی که نمیشناسد یکدفعه میبیند وسط گود بعد عاشق میشود میآید.
تصرف هدایتی؛ داستان نگاه امیرالمؤمنین
با منی که هیچکارهٔ این نظامم؛ بچهٔ طلبهام؛ واقعاً خود را چیزی نمیدانم؛ هر روز توبه میکنم از اینکه لباس پیامبر تنم میکنم. دربارهٔ خود من هم حرفهایی زده بودند که از خارج — کانادا و انگلیس — پول میآورد. بچههای هیئت میدانند؛ هزینهای در هیئت و خیریه و صندوق قرضالحسنه از چند آدم خیر. جالب است بچههای اطلاعات آمده بودند هیئت و اکنون جذب هیئت شدهاند؛ میگویند به خاطر حرفهایی که پشت سر شما بود آمدیم. منی که هیچکارهام. آنان هم چنیناند؛ یکدفعه سرک میکشد بیرون؛ چه خبر است این همه ملت؛ بعد رفتهرفته میبیند خبری هست و عاشق رهبر و ولایت میشود و راه را میرود. تصرف ولایت هست اما تصرف هدایتی است نه سوءاستفادهٔ ابزاری. کامل بگوییم.
مثل نگاهی که امیرالمؤمنین به آن شخص کرد که خنجر داشت. آمد میخواست حضرت را بکشد. پدرش آمد افتاد به پای آقا: پسرم دیوانه شده زیر ردا خنجر پنهان کرده میخواست شما را… فرمود برو کنار غصه نخور. پسر نزدیک شد؛ حضرت یک نگاه کرد — اینجا تصرف ولایتی؛ بله — خنجر از دستش افتاد. تمام. خب حالا که میخواستی مرا بکشی تصرف کردم؛ حالا برو پی کارت؛ دوباره دشمن باش؟ نه؛ افتاد به پای آقا گفت چه کردی؛ قبل از آنکه بیایم محضر شما محبوبترین آدمها در دلم بودی؛ اکنون محبوبترینها؛ عاشقت شدم؛ چه کردی با دلم؟ گریه میکرد نمیتوانست جدا شود. پدرش آمد بردش. پدر گریه کرد: چرا زودتر از این نگاه نکردی؟ حضرت فرمودند این نگاه را همهٔ ما این قدرت را داریم اما اذن استفادهاش را خدا سپرده به فرزند آخر ما؛ مهدی ما که بیاید با این نگاه آدمها را عوض میکند. نگاه میکند آدمها را هدایت میکند؛ نه سوءاستفادهٔ ابزاری. کامل بگوییم یک حرف را.
شعبان دروازهٔ رمضان و رقت قلوب
بحث دوشنبهها قلب لین بود. یکی دیگر از راههای نرم شدن قلب تا سلسله منقطع نشود. این ایام ماه شعبان. کسی مثل من میگوید رجب را از دست دادم؛ با آه و حسرت از رجب جدا شدیم. بسمالله شعبان که از رجب بالاتر است. ماه مبارک شعبان به منزلهٔ در ورودی ماه مبارک رمضان است. هرکس جا مانده کفارهاش استفاده از این ماه است؛ خصوصاً صلوات؛ در این ماه اکثار صلوات کفارهٔ همهٔ گناهان است. فرمایش امام سجاد در خصوص ماه مبارک رمضان؛ پیوست کنید که این ماه باب ماه رمضان است تا عظمتش دستمان بیاید. تکهای حضرت در وداع با ماه رمضان فرمودند السلام علیک — عرب موقع وداع هم سلام میدهد — «مجاورتک رقت فیه القلوب و قلت فیه الذنوب»: سلام به ماهی که بر اثر مجاورت و همنشینی با آن گناهان میریزد و کم میشود و قلب نرم میشود. این تکمله و تتمهٔ بحث جلسهٔ پیش: استفاده از نفس کینونت زمان و مکان. بسمالله ماه شعبان. این ایامالله؛ ایامالله خدا ظهور میکند؛ ایامالله یعنی الله ظهور میکند. چرا امام فرمود بیست و دو بهمن ایامالله است؟ طرف میگوید امام با قدرت ولایتی مردم را میکشد؛ درست. خود ایشان فرمودند از این حیث یومالله است که خدا نگاه کرد پیر و جوان — از بچهٔ چندسالهٔ تازهبهسنبلوغنرسیده تا پیرمردی که در بستر افتاده — همه همدل شدند. این کار خداست. هدایت را ببینید؛ سرنخ را ببینید چه میگوید: ایامالله خدا در این ایام ظهور میکند.
امام باقر: تعرض لرقة القلب بکثرة الذکر فی الخلوات
یکی دیگر از راههای نرمی دل؛ روایت از تحف العقول صفحهٔ دویست و هشتاد و پنج؛ امام باقر صلواتاللهعلیه. و تعرض — خود را در معرض قرار بده — لرقة القلب برای آنکه قلبت نرم شود. به چه؟ بکثرة ذکر؛ به اکثار ذکر. ذکر با ورد متفاوت است؛ ذکر باطن ورد است. ورد آن است که به زبان جاری میشود؛ وقتی همراه یاد قلبی شد میشود ذکر؛ یعنی قلب همراه باشد. یک صلوات با حضور قلب به مراتب بالاتر از هزاران صلوات بدون حضور قلب است. بکثرة ذکر. کجا رقة قلب میآورد؟ فی الخلوات؛ در خلوتها؛ غافل نشویم از خلوتها. آنقدر این خلوتها مهم است که در کمال میخوانیم ولا تعجلنی بالعقوبة علی ما عملته فی خلواتی — خدایا عجله نکن به عقوبت بر آنچه در خلوتم کردم. خیلی مهم است آدم در خلوتش چگونه است. من سوء عملی و اساءتی و دوام تفریطی و جهالتی و کثرة شهواتی و غفلتی؛ اینها همه در خلوت پیش میآید. خلوت معلوم میکند آدم چه کاره است. در خلوتت چه کارهای؟ آن تکبیر بالای بام یا در منظر انظار مردم شب بیست و دو بهمن خلوت تو با خدای خودت نیست؛ آنجا معلوم است. وقتی در جمع خودی هستیم اللهاکبر گلو را پاره میکنیم؛ اما وقتی رفتیم محلهای که مخالفاند و پررو هم هستند آنجا خلوت کردهای؛ خودتی؛ جگر داری بگویی؟ آنان در باطلشان منسجماند؛ برنامه داشتند هرکه اللهاکبر گفت فحشش دهید. ما گاه متفرقیم. فحشهایی که با اللهاکبر گفتن بیست و دو بهمن خورده شد از صد نماز شب نزدیکتر کرد به خدا. نوش جان. چقدر کیف دارد آدم فحش و چک بخورد در راه انقلاب. به هر حال در خلوات آقا جان در خلوت آدم ذکر بگوید.
حدیث قدسی به عیسی: اطب لی قلبک
روایت قدسی دیگری؛ جای شرح و بسط دارد؛ صورت روایت. کافی مرحوم کلینی اعلیاللهمقامه؛ جلد هشت صفحهٔ صد و چهل و یک. یا عیسی — پیداست حدیث قدسی است — اطب لی قلبک؛ دلت را برای من پاک کن. با چه؟ و اکثر ذکری فی الخلوات؛ در خلوتت اگر راست میگویی بسیار یاد من کن. واعلم ان سروری ان تبصبص الی؛ اللهاکبر این تبصبص. کن فی ذلک حیا ولا تکن میتا؛ مثل مرده مباش موقع ذکر؛ حیّا؛ دل زنده باش. سپس حالت تبصبص بگیر؛ یعنی تمام وجودت بیفتد به پای من؛ خواهش و التماس کن از من. کی؟ در خلوتها. چرا بعضی موعظهمان تأثیر ندارد؟ چرا بعضی مداحان دلسنگ میشوند؟ چون صرفاً برای مردم نمایشی دعا و روضه میخوانیم ولی خلوتمان نه دعا نه ذکر نه خلوت نه نماز شب. مینشینیم روی منبر میگوییم مردم نماز شب بخوانید؛ خودت چرا نمیخوانی؟ لذا تأثیر ندارد. مداح و سخنران موفق آنکه خلوتش را دریابد؛ بعد در جلوت هم چیزی گفت انشاءالله به دل مینشیند. انشاءالله عاقبت ختم به خیر به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
در همان نقد گفته شد: روی چه استدلالی به آقای بهجت گفتید نه؟ روی چه استنادی؟ چرا گفتید کسانی که به راهپیمایی میآیند امام را قبول ندارند؟ آن هم شما شخصیت برجستهٔ لباس پیامبر و نمایندهٔ مجلس. سپس آقای بهجت پرسیدهاند فکر میکنید چرا میآیند اگر قبول ندارند؟ خب بگویید چرا میآیند؛ شما که خودتان میگویید نمیدانید و تحلیل ندارید چرا این را رسانهای میکنید؟ اصل سخن آقای بهجت که ولایت امام آنان را میکشاند درست است. ولایت یعنی همان اصل هدایت؛ عهدنا صراط مستقیم؛ هدایت در مسیر مستقیم به وسیلهٔ خود ولایت صورت میگیرد. اما نباید چنین تصور شود که ولایت سوءاستفادهٔ ابزاری میکند؛ «الآن نیاز است ملت را بکشیم با یک نگاه». اصل ولایت جاری و ساری است؛ کائنات تحت تصرف ولایت است. آنان که خلافت را غصب کردند ریاست ظاهری را گرفتند؛ «انی جاعل فی الارض خلیفه»؛ خدا جعل کرده؛ کی میتواند جلو خدا بایستد؟
در تکمیل داستان خنجر: پدر آمد افتاد پای آقا؛ پسرم غول خورده زیر ردا خنجر پنهان کرده میخواست شما را… فرمود برو کنار غصه نخور. پسر نزدیک شد؛ نگاه حضرت؛ خنجر افتاد. نگفت حالا برو دوباره دشمن باش؛ افتاد پای آقا؛ پیش از آمدن محبوبترین بودی اکنون عاشقت شدم؛ چه کردی با دلم؟ گریه میکرد جدا نمیشد. پدر بردش و گفت چرا زودتر نگاه نکردی؟ حضرت فرمودند این نگاه را همهٔ ما داریم اما اذن استفادهاش نزد فرزند آخر ما مهدی است که با نگاه آدمها را عوض میکند.
در بحث خلوت: تکبیر بالای بام یا در منظر مردم شب بیست و دو بهمن خلوت تو با خدا نیست. وقتی در جمع خودی اللهاکبر گلو پاره میکنی؛ وقتی در محلهٔ مخالفان و پرروها رفتی آنجا خلوتی؛ خودتی؛ جگر داری بگویی؟ آنان در باطل منسجماند؛ برنامه داشتند هرکه اللهاکبر گفت فحش دهید. فحش خوردن با اللهاکبر بیست و دو بهمن از صد نماز شب نزدیکتر کرد. در خلوات ذکر بگو. و در حدیث عیسی: اطب لی قلبک و اکثر ذکری فی الخلوات؛ واعلم ان سروری ان تبصبص الی؛ کن فی ذلک حیا ولا تکن میتا؛ مثل مرده مباش؛ دل زنده باش؛ تمام وجودت بیفتد پای من؛ خواهش کن در خلوتها. موعظه و مداحی بدون خلوت و نماز شب اثر ندارد؛ خلوت را دریاب تا جلوت به دل بنشیند.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.