ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 010

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

نماز آیات؛ ادا بدون تأخیر

از رهبر معظم انقلاب سؤال شده که اگر نماز آیاتی که واجب می‌شود به هر دلیلی واجب شد — مثلاً نماز زلزله واجب شود — آیا می‌توان میانش وقفه انداخت و دیرتر خواند؟ قضا ندارد برای زلزله؛ در خصوص زلزله همواره اداست. آیا می‌توان گفت اکنون زلزله آمده، حالا بیکارم و کار خاصی ندارم، فردا می‌خوانم پس‌فردا می‌خوانم؟ رهبری فرموده‌اند این معصیت است. بسیاری نمی‌دانند. می‌گویند حالا که اداست هر وقت بخوانیم خوانده‌ایم؛ یک وقت دیگر می‌خوانیم. هرچه به تأخیر بیفتد معصیت حساب می‌شود. باید مراقب بود. اگرچه قضا نیست و اداست اما نباید به تأخیر بیفتد؛ در اولین فرصت باید خوانده شود.

پس‌لرزه و زلزلهٔ مستقل؛ فتوای رهبری

در خصوص پس‌لرزه: شبی در شبکهٔ خبر یکی از وعاظ بسیار خوب و محترم اعلام کرد که بابت هر پس‌لرزه یک نماز آیات واجب باید خوانده شود. استفتائات رهبری در این خصوص بررسی شد. رهبری می‌فرمایند اگر زمان این پس‌لرزه‌هایی که بعد می‌آید متصل نباشد به آن زلزلهٔ اولیه، در حقیقت به نوعی زلزلهٔ مستقل باشد، آن‌ها هم اگرچه خفیف باشند نماز آیات دارند؛ یعنی زلزلهٔ مستقل حساب شوند نه پس‌لرزه. اما اگر پس‌لرزه باشد — حالا به هر دلیلی و خفیف هم باشد، حس هم خیلی نشود — این نماز آیات ندارد. این حکم صریح آقاست. اگر از جهت زمانی متصل به زلزلهٔ اولی نباشد یعنی مستقل باشد، حتی اگر خفیف باشد، حتماً باید نماز آیات برایش خوانده شود.

البته اگر زلزله خفیف باشد و در شهری همه متوجه نشوند و بعداً زلزله‌نگاری اعلام کند که زلزله آمده و متوجه هم نشده‌اند، اما چون زلزلهٔ مستقل بوده این نماز آیات دارد ولو متوجه نشده باشند. اما اگر زلزلهٔ مستقل نبود یعنی وصل بود به زلزله‌ای که پیش از آن آمده و خفیف هم بود، در این صورت نماز آیات ندارد. آن عزیز که در تلویزیون اعلام کرد نگفت به چه مبنایی می‌گوید؛ واعظ محترم و عالم و دانشمند است اما مبنای فتوا را نگفت. فتوای آقا این است.

القلب حرم الله؛ خشوع نگهبان حرم

در خصوص قلب خاشع نکته‌ای که احکام طول کشید: فقط با یکی دو مصداق روشن می‌شود. گفته شد

«الْقَلْبُ حَرَمُ اللَّهِ فَلَا تُسْكِنْ حَرَمَ اللَّهِ غَيْرَ اللَّهِ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): دل حرم خداست؛ در حرم خدا غیر خدا را جای مده.

این حدیث بسیار خوب و متقن و محکم و مستند است که علامه حسن‌زاده وقتی در محضرشان درخواست حدیثی کردند تا آخر عمر دست باشد، همین را نوشتند. قلب حرم خداست؛ در حرم خدا غیر خدا را جا نده. قلب مؤمن از نشانه‌هایش این است که خاشع است، ترسان است، در برابر خدا ترسان است، خشوع دارد، افتاده‌حال است. اگر قلب حرم خداست، این خشوعش چیست؟ آیا حرم باید ترسان باشد؟ لرزان باشد؟ با یک مثال خیلی خوب جا می‌افتد: همین حرم‌های اهل بیت. چقدر شهید داده‌ایم تا حفظش کنیم از دسترس دشمن و بیگانه از اینکه بیگانه نتواند در آن نفوذ پیدا کند و آن را تخریب کند؛ چقدر در مدافعین حرم شهید داده‌ایم. اسمش هم روی خودش است: مدافع حرم. اگر قلب مؤمن حرم الهی است باید دائماً در یک ترسی قرار داشته باشد، یک خشوعی، یک لرزشی در درونش باشد، نگرانی‌ای باشد که مبادا تحت نفوذ بیگانه قرار بگیرد. لذا باید این حرم حراست شود؛ باید حارس داشته باشد، نگهبان داشته باشد. همین‌طوری رها باشد که نمی‌شود.

جنگ جوارحی و جوانحی؛ سلاح دعا و بکاء

حالا اینکه در درون خود، در قلب — حرم درون — چگونه نگهبان‌هایی باید داشته باشیم و چگونه باید بجنگیم بحث مفصل و مبسوطی است. فقط تبرکاً: علامه جوادی آملی حفظه‌الله تعالی — این عالم جامع‌الاطراف — فرموده‌اند ما دو نوع جنگ داریم؛ جنگ بیرونی که به آن می‌گویند جنگ جوارحی که قرآن می‌فرماید

«وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ» (انفال/۶۰)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و هر نیرویی که می‌توانید برای مقابله با آنان آماده کنید.

و یک جنگ درونی که به آن می‌گویند جنگ جوانحی — جوانح، قوای درونی. باید مشغول جنگ در درون خود باشیم وگرنه قلب ما که حرم الهی است تحت تسخیر داعشی‌های درون قرار می‌گیرد و حرم را بمب‌گذاری می‌کنند و منفجرش می‌کنند و ما هم خواب و غافلیم؛ بعد دیگر حرمی در وجودمان نیست، قلبی وجود ندارد که بخواهد خاشع باشد. حالا سلاحش چیست جنگ درونی؟ جنگ بیرونی که سلاحش معلوم است. جنگ جوانحی یا درونی سلاحش در دعای کمیل آمده. اولاً حدیث داریم «الدعا سلاح المؤمن». در کمیل هم امیرالمؤمنین می‌فرماید «و سلاحه البکا». تمام. سلاح مؤمن دعا و اشکش است، آه و زاری‌اش، نیمه‌شبش، سحرش، عبادتش، بندگی‌اش. این باعث می‌شود سلاح داشته باشد تا بتواند در جنگ درونی در برابر دشمن درونیش پیروز و موفق شود و اجازه ندهد داعشی‌های درونش حرم وجودش را تسخیر کنند.

و این البته مراتب دارد. بعضی به یک نافله بسنده می‌کنند؛ یک دو رکعت نماز نافلهٔ عشا و ظهر نشسته می‌خوانند و می‌گویند حدیث داریم به جای نماز شب حساب می‌شود؛ دیگر سحر تا صبح می‌خوابند. عده‌ای هم نه این‌طور نیستند؛ مثل آقای بهجت‌ها که شب‌ها می‌گویند خصوصاً شب‌های جمعه تا صبح بدون استثنا در کل عمرش ایشان بیدار بود در سجده بود و دائماً آن‌هایی که نزدیکش بودند می‌گفتند این صدا از او بلند بود با حالت گریه که «الهی و ربی من لی غیرک أسأله کشف الضر» از فرازهای کمیل؛ و تا صبح در سجده حضرت آقای بهجت می‌خواند و گریه می‌کرد.

گسترش حرم و طی اللسان؛ مرحوم کمپانی

بعضی‌شان که دیگر انقدر بالا رفته‌اند چون هرچه حرم گسترش پیدا می‌کند هم مورد هجمهٔ بیشتری قرار می‌گیرد هم کنترلش مشکل‌تر می‌شود؛ لذا باید سلاحشان بیشتر باشد. وقتی حرم گسترش پیدا کرد سلاح بیشتری هم می‌خواهد؛ نشان می‌دهد حرم وجودش گسترش پیدا کرده. اکنون نگهداری حرم امام رضا با آن همه وسعت خیلی سخت‌تر است تا آن حرم مثلاً دویست سال پیش که بارگاه کوچکی بود؛ و این سلاح بیشتری می‌خواهد، اشک و آه بیشتری می‌خواهد.

تا جایی که امثال کمپانی‌ها — مرحوم آقای غروی اصفهانی معروف به مرحوم کمپانی — رو به روی ایوان طلای امیرالمؤمنین، ایستاده کنار منارهٔ سمت راست زیر منارهٔ در چوبی؛ داخل خود مناره یک اتاقک؛ دقیقاً بغل آستانهٔ شهادتگاه سید مصطفی خمینی دفن ایشان. آقای کمپانی استاد آقای بهجت. حضرت آیت‌الله العظمی کشمیری در خصوص آقای کمپانی می‌گفت من می‌دیدم هر روز می‌آمد رو به روی حرم علی، رو به روی ضریح علی علیه‌الصلاةوالسلام می‌ایستاد چند دقیقه مشغول ذکر بود و من می‌دیدم که در چند دقیقه هزار مرتبه سورهٔ قدر می‌خواند؛ و این برای شنونده غامض و پیچیده است، آقای کشمیری می‌فرمود. اما ایشان به طی زمان و طی اللسان رسیده بود. اگر عده‌ای به طی‌الارض رسیده‌اند، آقای کمپانی بر اثر شدت مراقبهٔ قلب و حرم وجودش — حرم قلبش — و عبادت و کثرت خشوعش به طی اللسان و طی الزمان رسیده بود. یعنی در عرض چند دقیقه می‌توانست وارد عالمی شود؛ زمان را طی کند و هزار سورهٔ قدر بخواند. این به کجا رسیده؟ چرا این‌طور شده؟ قلبش وسعت پیدا کرده، عالمگیر شده؛ لذا اشک و آه و سلاح بیشتری می‌خواهد.

این‌ها را باید اندکی به گوش بگیرد تا مبادا خدای نکرده به یک دو رکعت نماز نافله‌ای که گاهی به کمر می‌زند دل خشک نشود و بسنده نکند. امید آنکه عاقبت ختم به خیر شود؛ به ذکر صلوات بر محمد و آل محمد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.