یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
وقت نماز عشا تا نیمهشب شرعی
از رهبر عزیز — جانم فدایش — استفتا شده که نماز عشا تا کی وقت دارد: تا نیمهشب شرعی که معمولاً اخبار اعلام میکند، مثلاً حدود یازده و دوازده دقیقه، یا تا اذان صبح؟ در میان عامه پیچیده که تا اذان صبح است. ایشان فرمودهاند تا نیمهشب شرعی باید خوانده شود. اگر کسی به نیمهشب شرعی رسید و نماز عشا به هر دلیل هنوز خوانده نشده، تا صبح میتواند بخواند اما به نیت نه ادا و نه قضا، فقط قربتاً الیالله. پس هر شب که اخبار ساعت نیمهشب شرعی را اعلام میکند، تا آن هنگام عشا باید خوانده شده باشد؛ اگر نخوانده، تا اذان صبح قربتاً الیالله بدون نیت ادا یا قضا.
احسن عملا در آیۀ موت و حیات
موضوع قلب خاشع از آن جهت اهمیت بیشتری دارد که به آیۀ دو سورۀ ملک پیوند میخورد — آیهای عجیب که بسیار دربارهاش سخن گفتهاند. دقت باید کرد که خدای متعال در این آیه خود را چنین معرفی میکند: او کسی است که موت و حیات را آفریده برای آنکه شما را بیازماید و دچار امتحان و ابتلا کند تا ببیند کدامیک احسن عمل دارید؛ و او عزیز آمرزنده است.
«الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا ۚ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ» (سوره ملک، آیه ۲)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آنکه مرگ و زندگی را آفرید تا شما را بیازماید که کدامیک نیکوکارترید؛ و اوست عزیز آمرزنده.
ربط این آیه به قلب خاشع آن است که خدا از ما احسن عمل خواسته است. دورۀ عمر — از زنده شدن و آمدن به دنیا تا مرگ — پروندۀ عمل در پی احسنسازی اعمال است. باید دید منظور خدا از این احسنسازی چیست؛ همان که هدف آوردن ما به دنیا و معنای مرگ و حیات قرار داده شده است.
از اهلبیت معمولاً بسیار پرسیده شده: از پیامبر، از امام صادق، از امام سجاد. از امام صادق صلواتاللهعلیه سؤال کردند؛ سند در جلد پنج تفسیر البرهان فی تفسیر القرآن، صفحۀ سیصدوپنجاهونه است. حضرت فرمودند معنای آیه آن نیست که چه کسی بیشتر عمل کند — اکثر عملا — بلکه به معنای آن است که چه کسی درستتر عمل کند. احسن یعنی درستتر. کار را آسان کرده حضرت.
سپس توضیح میدهد درستی عمل با دو خصلت تحقق مییابد: ترس از خدا — همان خشیت — و نیت صادق. پس اعمالی از ما پیش خدا مقبول واقع میشود، ثبت میماند، عمل آخرتی را میسازد و مراتب بهشتی و قرب را بنا میکند که دو ویژگی داشته باشد: یکی خشیت در آن باشد — ترس توأم با عظمت برای خدا، تعظیم الهی — و دو، خلوص؛ صرف خدا این کار انجام شود. اگر این دو ویژگی بود عمل مقبول درگاه است؛ اگر نبود رد میشود و آن نیست که منظور خلقت بوده.
بعضی از رسول خدا روایاتی آوردهاند که سؤال شد و حضرت فرمود معرفت و خلوص. معرفت با خشیت قابل جمع است؛ زیرا خشیت خروجی معرفت است. تا کسی خدا را درست پیدا نکند و نشناسد، خشیتی در دل به کار نمیافتد. پس همان خشیت است. این نشان میدهد میتوان گفت ملائکه قلم به دست و کرامالکاتبین منتظرند چنین چیزی از ما سر بزند تا ثبت کنند. اینقدر مهم است؛ مساوی با خلقت ما و آمدن ما به این دنیاست. چیز کمی نیست و باید بسیار به آن توجه کرد.
زبان دشمن خشیت؛ استقامت قلب
یکی از مهمترین چیزهایی که خشیت را از بین میبرد زبان است: اینکه زبان درست و بهموقع به کار نیفتد. حدیثی بسیار عجیب از امیرالمؤمنین دیده شد که تا آن هنگام بدان توجه نبود — هرچند نهجالبلاغه چند دوره خوانده و درس گرفته شده باشد، گاهی توجه نیست. چون مرتبط به بحث شد سخت جلب توجه کرد. امیرالمؤمنین علیهالسلام در خطبۀ صدوهفتادوپنج نهجالبلاغه — در چاپهای بسیار رایج صفحۀ پانصدوهفتادویک که گمان میرود ترجمۀ مرحوم دشتی باشد — چنین فرموده است:
«لَا يَسْتَقِيمُ قَلْبُ عَبْدٍ حَتَّى يَسْتَقِيمَ لِسَانُهُ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): قلب بندهای استوار نمیشود تا زبانش استوار شود.
جمله عجیب است: قلب آدمی در راه مستقیم و استوار قرار نمیگیرد تا زبانش در این راه استوار بماند. یعنی تا وقتی زبان استوار نیست، اصلاح نشده، محکم نیست و درست به کار گرفته نشده، دل در راه مستقیم — همان که در نماز هر روز از خدا میخواهیم «اهدنا الصراط المستقیم» — تثبیت نمیشود. این راه مستقیم که قلب باید آن را در وجود مدیریت کند، به تثبیت نمیرسد مگر آنکه لسان در راه مستقیم و استوار قرار گیرد؛ یعنی لسان پاکسازی شود و بداند کجا باید ساکت باشد و کجا باید حرف بزند.
دو جملۀ فنا از شیخ رجبعلی خیاط
در حالات مرحوم شیخ رجبعلی خیاط نیز جملهای پیدا شد بسیار عجیب. ایشان میفرماید شبی دو فرشته با دو جمله راه فنا را آموختند. شبی دو فرشته را ملاحظه و زیارت میکند که راه فنا را در دو جمله به شیخی میآموزند که بسیاری از علمای ما پیش او زانو زدهاند؛ و الحمدلله شیخ پرده برداشته است. جملۀ اول: «از پیش خود هیچ مگو.» دوم: «و غیر از خدا هیچ مخواه.»
از پیش خود هیچ مگو یعنی پاکسازی زبان. متأسفانه غالباً در همه موارد کارشناسیم؛ در بسیاری جاها که متخصص نیستیم رأی میدهیم و نظر میدهیم در بحثهای مختلف. و دومی — غیر از خدا هیچ مخواه — همان اخلاص و خلوص است. دو جمله است؛ میگوید فرشته راه فناءالله را که بالاترین مراتب قرب است به شیخ رجبعلی آموخته. این پردهبرداریهاست: حدیث را کنار آیۀ قرآن و تفسیر قرآن و کلمات بزرگان بگذار؛ همه با هم چفت میشود، همه با هم جور است. اگر این پازل در وجود و زندگی درست چیده نشود، همیشه دچار سردرگمی میمانیم.
نکتهای بسیار مهم میماند: اگر این قلب کارکردش باید خشیت باشد، آمده که «القلب حرم الله» — قلب حرم خداست. حرم خدا یعنی باید دچار خشیت باشد. این را باید توضیح داد؛ انشاءالله در جلسۀ بعد. عاقبت به امید خدا ختم به خیر شود به ذکر صلوات بر محمد و آل محمد.
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، بر محمد و خاندان محمد درود فرست.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.