ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 006

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

نماز مستحبی و قبله به فتوای رهبری

از مقام معظم رهبری استفتاء شده که در نماز مستحبی در سه حالت — در حال حرکت، در سواره بودن یعنی سوار مرکب، و در حالت استقرار — آیا می‌توان جهت قبله را رعایت نکرد و رکوع و سجود را با ایماء و اشاره انجام داد. معمولاً شنیده شده که در هر وضعیتی با ایماء و اشاره رکوع و سجود و بدون رعایت قبله جایز است. لکن رهبری در جواب فرمودند: در صورتی که سواره باشد یا در حال راه‌رفتن و حرکت، در این دو صورت اشکال ندارد که جهت قبله رعایت نشود و رکوع و سجود با اشاره باشد. اما اگر مستقر است — جایی نشسته و در حال حرکت یا سواره نیست — حتماً باید جهت قبله رعایت شود و رکوع و سجود نیز تمام انجام شود. نشسته بودن اشکال ندارد؛ انسان وقتی مستقر هم هست نماز مستحبی را می‌تواند نشسته بخواند؛ اما جهت قبله باید رعایت شود و رکوع و سجود تمام. این نظر رهبری است و فتواست؛ احتیاط نیست. پس حواسمان باشد تفاوت سه حالت را؛ بسیاری گمان می‌کنند در هر وضعیتی بدون قبله و با اشاره جایز است، در حالی که فتوا فقط حرکت و سواره را استثنا کرده است.

ایمان مقدمهٔ خشوع

بحث قلب خاشع بود. نکته‌ای بسیار مهم که جا مانده بود: اگر آیهٔ

«أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ» (حدید/۱۶)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آیا مؤمنان را وقت آن نرسیده که دل‌هایشان برای یاد خدا نرم و فروتن شود؟

را بنگرید، مقدمهٔ خشوع چیست؟ ایمان. این عطاء خدا که ابن عباس و ابن مسعود می‌گفتند عطاء خدا بوده به کیست؟ به اهل ایمان. کأنّ محال است کسی ایمان در قلبش تثبیت شود و به خشوع نیفتد؛ همچنین محال است کسی خشوع نداشته باشد و ایمان در وجودش تثبیت شده باشد. اگر کسی خشوع را پیش‌تر تعریف کرده‌ایم؛ اگر خشوع قلبی در وجودش نیست باید بترسد از آنکه ایمانش تثبیت نشده و متزلزل است. این خطر بزرگی است و ایمان نیز بسیار مهم است.

تمثیل جنین و مراقبت از ایمان

به قول آیت‌الله عراقی شیرازی تمثیلی زیبا پیرامون اهمیت ایمان: باید با ایمانتان رفتار کنید مانند زن باردار نسبت به جنین در رحمش. زن باردار بسیار محتاط است؛ هر کاری نمی‌کند؛ بار سنگین برنمی‌دارد؛ زیاد راه نمی‌رود؛ محتاطانه عمل می‌کند تا جنین سقط نشود. شما نیز باید بسیار مراقب باشید؛ ایمانتان مانند آن جنین در وجود شما مستقر شده؛ باید حفظش کنید و هر بار و هر کاری و هر جایی نروید که سبب سقوط ایمان شود. اگر ایمان ساقط شد قطعاً خشوع دیگر وجود ندارد؛ و اگر ایمان متزلزل شود این بسیار مهم است.

کرم الله وجهه و رضی الله عنه

هیچ‌وقت فکر کرده‌اید چرا در منابع اهل تسنن — بیشتر علمای پیشین نه جدیدها — وقتی به نام خلفا غیر علی علیه‌السلام می‌رسند می‌نویسند رضی الله عنه؛ اما وقتی به نام علی می‌رسند می‌نویسند کرم الله وجهه؟ برای گوینده سؤال بود و از محققی شنید که نظر علمای پیشین اهل تسنن آن است که در سابقهٔ همهٔ خلفای آنان بت‌پرستی و عدم ایمان بوده؛ لذا رضی الله عنه یعنی خدا از او راضی باشد؛ زمانی بت‌پرستی کرده. اما تنها کسی میان خلفا که در سابقه و پیشینه‌اش بت‌پرستی نیست علی علیه‌السلام است؛ ایمان محض. ایمان آن‌قدر اهمیت دارد که آنان نیز به اهمیتش پی می‌برند؛ نام علی را که می‌آورند می‌گویند کرم الله وجهه؛ خدا وجهش را گرامی بدارد؛ مقامش را بالاتر ببرد؛ او سابقهٔ بی‌ایمانی نداشته و از کودکی اهل ایمان بوده.

سم‌پاشی علیه ابوطالب

یکی از دلایل آنکه این‌قدر به حضرت ابوطالب پدر امیرالمؤمنین در تاریخ گیر می‌دهند و سم‌پاشی تاریخی می‌کنند همین است که زورشان به علی نرسیده سابقهٔ بت‌پرستی برایش بیابند؛ گیر می‌دهند به پدرش که می‌گویند پدرش بت‌پرست بوده. چرا به عباس بن عبدالمطلب گیر نمی‌دهند؟ عباس عموی پیامبر؛ روایاتی هست که حتی در جنگ بدر در صف مشرکین بوده مقابل رسول؛ در فتح مکه هنوز بت‌پرست بوده؛ در بقیع دفن است؛ معتقدیم موحد شد اما سابقه چنین دارد. چرا به او چیزی نمی‌گویند؟ چون پسرش علی نیست؛ چون پسر ابوطالب علی است می‌خواهند علی را تخریب کنند؛ زورشان نمی‌رسد گیر می‌دهند به پدرش. اگرچه در خصوص پدرش منابع بسیار هست که موحد و باایمان بوده و برهه‌ای تقیه کرده.

دیوانی به نام دیوان ابوطالب هست؛ اگر عربیتان خوب است بگیرید؛ فارسی‌اش دیده نشده. اشعاری که حضرت ابوطالب پدر امیرالمؤمنین دربارهٔ ایمان و دربارهٔ پیامبر دارد. در نامه‌ای که می‌نویسد به پادشاه حبشه تا نصیحتش کند می‌نویسد تعلم؛ بدان که محمد — صلوات خدا بر او و آلش — مانند عیسی و موسی صاحب دین و شریعت است و لازم است به او ایمان بیاورید؛ در شعر عربی‌اش چنین می‌گوید. این اشعار و نامه گواه ایمان ابوطالب‌اند.

بسیج بنی‌هاشم و شعب ابی‌طالب

چرا بنی‌هاشم را جمع کرد؟ وقتی آمدند گفتند پسر برادرت را جمع کن وگرنه می‌کشیمش؛ آن جملهٔ معروف پیامبر که اگر خورشید را در دست راستم و ماه را در چپم بگذارید دست از دعوت برنمی‌دارم. حضرت ابوطالب چون ایمان آورده بود گفت پس من نیز پشتتم؛ بنی‌هاشم را بسیج کرد. اینجا اعلام ایمان ظاهراً نکرد؛ به خاطر آنکه بحث قومیتی از میان نرود. اگر متوجه می‌شدند او نیز ایمان آورده مانند پیامبر با او رفتار می‌کردند. اما همان حالت قبیله‌ای را نگه داشت چون بحث‌های قبیله‌ای داشتند و می‌ترسیدند قبیله‌ای با بنی‌هاشم درگیر شود. به‌خصوص که ابوطالب بنی‌هاشم را — حتی بعضی که هنوز بت‌پرست بودند — به نفع پیامبر بسیج کرد؛ و حتی در شعب ابی‌طالب در آن سه سال عده‌ای از بنی‌هاشم هنوز بت‌پرست بودند اما به حرمت حضرت ابوطالب پدر امیرالمؤمنین طرفداری پیامبر را کردند.

لذا در نامه‌ای که امیرالمؤمنین به معاویه بن ابی‌سفیان نوشت این را قید کرده: کجا بودی آن لحظه‌ای که در شعب عده‌ای به خاطر اسلامشان پای پیامبر ایستادند از بنی‌هاشم و عدهٔ قلیلی نیز به خاطر فامیلی‌شان با پیامبر. این کار را ابوطالب کرد. اما برای آنکه آنان از بحث قومیتی هراس کنند اگر از ابتدا متوجه می‌شدند اسلام آورده حتی عبدالمطلب هم از روش رد می‌شدند. مگر می‌شود ده سال تقیه کند در حالی که در سخت‌ترین شرایط با پیامبر بود؟

خروجی ایمان خشوع است

این اهمیت ایمان را می‌رساند که خروجی ایمان چیست؟ خشوع. اگر کسی ایمانش را مانند کودک در رحم مراقبت نکند خشوع قلبش را از دست می‌دهد؛ نماز به او حال نمی‌دهد؛ ذکر خدا به او حال نمی‌دهد؛ و این خطر عظیمی است. این اهمیت ایمان را می‌رساند و پیوندش با خشوع قلب را روشن می‌کند. ان‌شاءالله عاقبت همه خیر شود به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.