یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
نافله پس از وقت؛ احتیاط واجب رهبری
از مقام معظم رهبری استفتاء شده که اگر چنانچه نافلهٔ نمازها را بعد از نماز آنجا که باید قبل بخوانیم بعداً بخوانیم در وقتش نخوانیم آیا اجازهاش را داریم؟ چون یکی از در احادیث داریم یکی از چیزهایی که نماز را ترمیم میکند یعنی نماز واجب را ترمیم میکند و کثریهایش را جبران میکند، هم نمازهای نافله است که خیلی هم مهماند. حالا با توجه به نمازهای اداری و با سرعتی که میخوانیم یا در مساجد خیلی سریع بعضیها نمیرسند نافله. سؤال شده که میشود این نافله را — ظهر را باید قبل نماز ظهر بخوان؛ عصر را قبل نماز عصر — سؤال شده که میشود بعد از نماز ظهر و عصر اینها را خواند نافلهها را؟ آقا فرمودند که أحوط این است وقتی که فتوا ندادهاند یکدفعه فرمودهاند أحوط یعنی احتیاط کردهاند، این احتیاطش چیست؟ بدون فتوا احتیاط واجب است. یعنی میتوانی به یک مجتهد دیگر رجوع کنی. میتوانی همین احتیاط آقا را عمل کنی. ایشان فتوا ندادهاند. فرمودهاند احتیاط این هست که اگر خواندی به نیت نه ادا نه قضا بخوانی بلکه قربةً إلی الله بخوانی. یعنی نیتت نه قضا باید باشد قضای نافله، نه ادا نافله. قربةً إلی الله. حالا دوست داشتی میتوانی رجوع کنی به حکم مراجع دیگر. ولی اگر فتوا میداد آقا بعد میفرمود أحوط، أحوط یعنی بنا به احتیاط بعد از فتوا میفرمود أحوط این میشد احتیاط مستحب. یا باید فتوای خود آقا را عمل میکردیم یا احتیاطش را. اینجا چون بدون فتوا أحوط آمده یعنی بنا به احتیاط میشود احتیاط واجب یا همین را باید لحاظ کنی یا بروی به مجتهد دیگر.
آیهٔ حدید؛ عتاب خشوع دیرهنگام
حالا شاید امروز آخرین روزی باشد که پیرامون قلب خاشع صحبت کنیم. نکتهای که خیلی مهم است از تاریخ درآوردیم در ذیل آیهٔ شانزده سورهٔ حدید که گفته شد:
«أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ» (حدید/۱۶)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آیا وقت آن نرسیده که دلهای مؤمنان برای یاد خدا و آنچه از حق نازل شده خاشع شود؟
که داستانهای زیادی هم پیرامون این آیه هست. ابن مسعود که از روات احادیث شیعه هم هست میگوید که این آیه را خدا آیهٔ عتابش است. یعنی اگر دقت کنید بعد میگوید ما چهار، من چهار سال بود که مسلمان شده بودم که إن الله خدا با این آیه به ما عتاب کرد چون ابتدا میگوید ای ایها الذین آمنوا کسی که ایمان آوردید؛ میگوید آیا وقت آن نرسیده که أن تخشع قلوبهم؟ خدا دارد تشر میزند که اکنون دارد عتاب میکند که آیا دیگر کی دیگر چهار ساله مثلاً تو ابن مسعود در مورد خودش میگوید چهار ساله تو مسلمان شدی هنوز قلبت خاشع نشده؟ از این بدتر ابن عباس میگوید. میگوید این آیه حدود سال سیزده هجری ظاهراً نازل شده. ابن عباس میگوید سیزده سال بعد از نزول آیات، خدا با این آیهاش عتاب کرده همهٔ ما را. دید که مسلمانها کندند. کلام خود ایشان است و عتاب کرد. تشر زد خدا که کی، کی میخواهید دیگر خاشع بشوید شما؟ در حقیقت این آیه، آیهای که ما باید خودمان را با آن عتاب کنیم، سرزنش کنیم که آقا بس است دیگر ریشات سفید شد. چهل سال، پنجاه سال، سی سال. دیگر کی؟ این خشوع کی میخواهد بیاید؟ و تا خشوع نیاید آن زیباییها خودش را نشان نمیدهد. واقعاً در دین ما خشوع یعنی حالت شکستگی و افتادهحالی و ضعف درون و ذلت درون که در درگاه خدا عظمت برای خدا قائل بشوی و ذلت محض برای خودت و تا این حالت ایجاد نشود لذتی از عبادت حاصل نمیشود و در ارتباط با خدا انسان لذت نمیبرد. وقتی لذت از عبادت نبرد، رفتهرفته عبادتش کمرنگ میشود، بیحال میشود، بیتوجه میشود. اصلاً دیگر یواش یواش به سمت معاصی کشیده میشود. خیلی خطر است. خطر بزرگی است.
زمین خاشعه؛ آب رحمت
«وَمِنْ آيَاتِهِ أَنَّكَ تَرَى الْأَرْضَ خَاشِعَةً فَإِذَا أَنزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاءَ اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ» (فصلت/۳۹)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و از نشانههای او این است که زمین را فروتن میبینی؛ پس چون آب بر آن فروفرستیم به جنبش درآید و برآید.
شما این آیهٔ سی و نه فصلت را دیدید میفرماید ومن آیاته أنک تری الأرض خاشعة. خاشعة خیلی شگفت است. میگوید از نشانههای خدا این است که تو زمین را خاشعه میبینی که این زمین افتادهحال است، خشک برهوت است، افتادهحال است، خاشعة. تو این را که دیدی فإذا؛ فا پس هنگامی که أنزلنا؛ حالا نوبت من خداست أنزلنا علیه الماء؛ آن موقع من آب میفرستم، آب احیاگر اهتزت وربت که این به جنبش درمیآید این خاک و آماسیده میشود، آماده میشود برای آن گلها و گیاهان و ثمرات مختلف. در حقیقت میگوید افتادگی آموز اگر طالب فیضی هرگز نخورد آب زمینی که بلند است. یعنی زمین چون خاشعة چون پسته، چون افتادهحال شده خدا آب رحمتش را برایش نازل میکند که پیدایش نباتات و اینها در آن ایجاد بشود و ثمرات. اگر کسی آن افتادگی را نداشته باشد هرچه هم تو بیایی آیات الهی را برایش بخوان، هرچه هم آب بریز فایدهای ندارد. بعد آن خاک — بنگر خیلی شگفت است چقدر قشنگ این نکته تو این آیه آمده ومن آیاته أنک تری الأرض خاشعة. أرض خاشعة این خشوع زمین، این افتادگی که در زمین هست باعث میشود که به آن آب برسد و به آن اهتزت وربت. و اگر این در انسان هم حالا الحمد لله ما هم از خاک آفریده شدیم یعنی باید این حالت را داشته باشیم قیامت هم میگوید وقتی که مردم محشر میبینند صحنهٔ محشر را میگویند یا لیتنی کنت ترابا. ای کاش ما خاک بودیم. روایات متعددی زیر این آیه آمده. این ای کاش ما خاک بودیم قبلاً گفتیم یعنی وقتی میبینند خدا با ابوتراب و شیعیانش چه میکند با پدر خاک، خاکنشین بودن، خاشع بودن، بالانشین نبودن، نگاه بالا به پایین نداشتن، خاشع بودن. بعد اینها چه عزت و عظمتی خدا قیامت به اینها میدهد میگوید یا لیتنی کنت ترابا. ای کاش ما خاک بودیم که علی پدر خاک بود، یعنی پدر ما بود. دست ما را هم خدا اینطوری میگرفت. یعنی خاکی بودن خلاصهاش این است که خاکی بودن خصوصاً در ارتباط با خدا.
استثنای فضیل و قاعدهٔ خشوع امام
ما متأسفانه میآییم حالا داستانهایی که استثناست، پیرامون امثال این آیات رخ داده، اتفاق تاریخی رخ داده، این استثنائات را گاهی اوقات توجه میکنیم و غیر استثنائات که بیشتر به درد ما میخورد را توجه نمیکنیم. چگونه؟ این را خوب دقت کنید مخصوصاً اینانی که منبری هستند، سخنراناند تو این جمع مداحان. خیلی توجه کنید مثلاً همیشود تا این آیه از بچگی دیده میشود خوانده میشود که ما داریم میگوییم. معمولاً میروند سراغ فضیل عیاض که یک دزدی بود و فلان و اینها داستانش را میدانید مفصل آنقدر گفتهاند بالا منبر و مداح که میرفت بالا یک پیرمردی دل شب این آیه را میخواند دلش لرزید. داشت میرفت بالا از دیوار میرفت بالا دزدی کند. دلش لرزید گفت آره وقتش شده، وقتش شده من خاشع — بعد توبه کرد و از اولیای خدا شد. بعد ما با این حرف دست دزدان را باز میگذاریم. پس دیگر میشود تو هم دزد باشی، یک عمر جنایتکار باشی، راه مردم را ببندی، اهل خلاف و فجور باشی. بعد انشاءالله یک روزی، یک نیمهشبی، یک آیه یکی میخواند تو دلت — این حرفها چیست؟ این استثنای الهی است. یعنی کسی یک عمر جنایت کند که چگونه مهر میخورد اصلاً به دلش؟ حالا این یک دانه استثنا تو تاریخ پیش آمده، دو تا پیش آمده. قرار نیست ما دنبال این استثنائات باشیم.
چرا نمیآییم بگوییم امام معصوم از او سؤال کردند آقا شما کی میفهمی، چگونه میفهمی امام شدی؟ کی امام شدی؟ حضرت سجاد تو خیمه بود امام حسین تو گودال قتلگاه شهید شد. امام سجاد لحظهای که امامت بر دوشش قرار گرفت چگونه متوجه شد؟ امام جواد مدینه بود. امام رضا خراسان بود. بحث طیالأرض و اینها به کنار. اما کی متوجه شد؟ خیلی جواب امام صادق غوغاست. میفرماید وقتی میفهمیم امام شدیم که یک خشوعی در قلب ما ایجاد میشود، یک انکسار و یک ذلتی در برابر عظمت خدای منان که پیش از این نبوده. احساس خاری و ذلت محض در برابر عظمت الهی. بنگرید این یعنی شروع امامتش با خشوع است. والله کاری ندارد خدا با کسی که خشوع ندارد. شروع امامتش با خشوع است. علیرغم این مجالس تودیع معارفهای که میآوریم یکی را مثلاً مدیرکلش کنیم شروع میکنیم از عظمتش، از جایگاهش، از سوابقش، از رزومهاش. او هم بادی به غبغب میاندازد و بله دیگر ما هستیم. در صورتی که امام وقتی میخواهد منصب و جایگاه امامت بگیرد، خدا میشکندش از درون. حواست باشد هیچی نیستی. هرچه هست خداست. لا حول ولا قوة إلا بالله. هرچه بیشتر این را درک کند جایگاهش میرود بالاتر. این خیلی نکتهٔ مهمی است. چرا اینها را توجه نمیکنیم؟ چرا این را توجه نمیکنیم که همین امامی که ما پشت سرش راه افتادیم انقلاب کردیم خودمان را بسیجیاش میدانیم، حاج آقا احمد میگفت شبها دیگر روز — سالهای آخر عمر امام دیگر دستمال کفاف نمیداد. حوله میدادیم که اشکش را پاک کند، حوله. چرا اینها را ما توجه نمیکنیم که هر شب برای امام — دیگر شبهایی که عملیات بود میگفت فرش را میداد کنار صورت به خاک حجرهاش میگذاشت امام. زار میزد شب تا صبح که خدایا رزمندهها را کمک کن. اینها را ما چرا نشنویم؟ بیاییم حالا یک فضیل عیاض از دیوار رفته بالا آن هم دزدی کند. یکدفعه دلش شکست و از اولیای خدا شد. پس ما منتظر باشیم یک روزی یک پیرمرد صاحب نفسی یک نفسی بزند ما دلمان… این حرفها چیست؟ اینها استثناست بزن کنار اینها را. حقیقت را بنگر. امام ما وقتی به شدت میشکند امام میشود. اینها را نگاه کنید. خیلی نکتهٔ مهمیاند. عاقبت به ذکر صلوات بر محمد و آل محمد ختم به خیر باد.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.