یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
عدول نیت در قضای نمازهای پیاپی
یکی از دیگر جاهایی که انسان میتواند عدول در نیت کند و این گفته نشده بود، وقتی است که نمازهایی از او قضا شده که اینها پشت سر هم بودهاند. مثلاً نماز مغرب و عشایش خواب مانده از اول اذان خواب مانده اصلاً نخوانده. دیشب مثلاً نماز مغرب و عشایش با هم فوت شده. بعد میآید قضا بخواند حواسش نیست عشا را اول میخواند. چون این وقتی که نماز پشت سر هم قضا شده باید ادایش را — یعنی قضا که بخواهی بهجا بیاوری — باید همانطوری پشت سر هم باشد. عشا را میخواند یادش میافتد؛ اینجا میتواند عدول کند پیش از آنکه به رکوع رکعت چهارم برسد؛ میتواند نیت نماز مغرب را برگرداند و نیت نماز مغرب کند و مغرب را اول قضا کند. یا حالا هر نمازی که پشت سر هم باشد به این صورت هست.
قلب خاشع وقت ذکر؛ نماز ذکر اکبر و محک
در خصوص قلوب به قلب خاشع رسیده بودیم و گفته بودیم که قلب خاشع وقت ذکر مشخص میشود. البته مقدمهٔ رسیدن به خشوع ذکر است و مانع جدی و اصلی آن غفلت است. این دیروز گفته شد و مثالی هم زده شد. یکی از بهترین جاهایی که انسان میتواند حد و حدود خشوع قلبیاش را بسنجد وقت نماز است. بههرحال میدانیم که ولذکر الله أکبر؛ این ذکر بزرگتر نماز است. این هم باز ذکر است.
«أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ» (حدید/۱۶)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آیا وقت آن نرسیده که دلهای اهل ایمان به یاد خدا خاشع شود؟
آنجا که میفرماید آیا وقت آن نرسیده که اهل ایمان قلبشان را خاشع کنند به چه؟ به ذکر. این نشان میدهد که قلب با ذکر خاشع میشود، با یاد خدا خاشع میشود. حالا بهترین و بزرگترین ذکر هم که فرمودهاند نماز است. وقت نماز میتواند انسان محک بزند به قول آقای بهجت که وضعیت خشوع قلبت در چه حالتی است؟ بهترین محک. اینها خیلی راحت انسان میتواند خودش را محک بزند که در این نماز اگر مثل بعضیها اللهاکبر را گفت تمام گمشدههایش را پیدا میکند. یعنی اینکه دیگر این نماز تعطیل است.
«وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ» (عنکبوت/۴۵)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و یاد خدا بزرگتر است.
انوار نعمانیه؛ نیت حضور و منارهٔ کوفه
به قول خدا رحمت کند سید نعمتالله جزایری در کتاب انوار نعمانیهاش میآورد که کسی شنیده بود که پیامبر فرموده اگر کسی دو رکعت نماز بتواند با حضور قلب — یعنی اصلاً دلش هیچجا جز خدا نباشد — بتواند دو رکعت نماز با حضور قلب بخواند. این هم زرنگی کردهاند؛ نفهمیده دو رکعت نماز طویل و مثلاً خیلی طول بکشد… نه؛ دو رکعت نماز ولو به سرعت. مثلاً عمار یاسر دو رکعت نماز یک روز خواند خیلی تند خواند. به او گفتند عمار از تو بعید است اینقدر تند نماز خواندی. گفت میخواستم به آن دو رکعت نمازی که پیامبر فرموده بوده برسم. گفت میدانم که شیطان میآید یک کاری بالاخره میکند نماز لکهدار شود. سریع خواندم که برسم به آن حال. مثلاً دو رکعت نماز ذخیره داشته باشم با حضور قلب.
حالا این سید نعمتالله میگوید که یکی نیت کرد که دو رکعت نماز با حضور قلب بخواند. گفت بهترین جا مسجد کوفه است. رفت مسجد کوفه و با یک حالی اللهاکبر گفت و یکدفعه در بین نماز متوجه شد که مسجد کوفه مناره ندارد. آن قدیم مناره ندارد. پیش خودش گفت آخر چرا مسجد کوفه مناره ندارد؟ فکر… بالاخره مسجد کوفه است قرار است انشاءالله دولتسرای امام عصر شود و نمیشود زشت است و اینها. داشت فکر میکرد که حالا برایش مناره بسازیم بخواهیم بسازیم باید بانی گیر بیاوریم. حالا بانی گیر آوردیم چقدر خشت و گل و نمیدانم اینها میخواهد. بعدش بنایش کی باشد؟ بعد نقشهاش چگونه باشد؟ دید دارد تشهد و سلام نماز را تمام میکند. دید عجب! واقعاً؟ اینطوری نیست که بگوییم حالا من میخواهم با حضور قلب. اگر انسان اعمالش را تصفیه کرد و درست کرد، نمازش خودبهخود درست میشود. آقای بهجت فرمودهاند بارها گفتهایم اگر میخواهی نماز بخوانی حواست باشد نماز نخوان که حال کنی. اصلاً نمیشود. نماز بخوان محکت باشد که تا حالا اعمالت چگونه بوده. اگر اعمالت صبح تا حالا خوب بوده، نماز ظهر و عصرت خودبهخود خوب میشود.
آقای شاهرودی؛ مار بر سجاده و استمرار حضور
اینطور است که البته بودهاند بعضیها که نماز خیلی خوبی هم داشتهاند. مرحوم آقای شاهرودی رحمةاللهعلیه. حالا دیروز آقا میرزا جواد آقا ملکی را گفتیم، مرحوم آقای شاهرودی. اینها داستان نیست، قصه نیست. اینها اتفاق افتاده حقیقت دارد؛ بغل گوش ما رخ داده. اکنون هم هستند. خیلی کم هستند کسانی که در نماز واقعاً اینجا نیستند. البته بسیاری نیز در نماز پراکندهخاطرند؛ اما آن کجا این کجا. مرحوم آقای شاهرودی در مسجد بازار بزرگ تهران نماز میخواند، استاد اسد امام رحمةاللهعلیه. خادم آن مسجد نقل کرده. فرمود که یک روز — اصلاً شاهد بوده این خادم میگفت من آنجا بودم. وسط نماز یک پنجرهٔ کوچولویی بالای محراب مسجد بوده. آقای شاهرودی مشغول نماز ظهر و عصر بازار بوده. این پنجره باز بوده. یک مار خیلی بزرگ حالا از کجا آمده بوده الله اعلم از آنجا پرت میشود پایین جلوی سجاده، سجادهٔ آقای شاهرودی. بهراستی اگر سوسک از بغل رد شود وقت نماز بسیاری میپرند. وقت نماز مار به چه بزرگی میافتد روی سجاده. بعد میگفت من دیدم که مردم فرار کردند. مردمی که اقتدا کرده بودند با آقای شاهرودی فرار کردند، رفتند. ولی آقای شاهرودی تکان نخورد. من همینطور ایستاده بودم حالا تکبیر میگفتم. ببینم چه کار میکند این مرد. اصلاً متوجه نیست. اصلاً انگار نه انگار ماری چیزی دیده ایشان. عین همان حال خوشی که داشت نمازش تمام میشده اکنون، البته نمازش را ادامه داد. بعد جالب این است که میگفت هنوز دیگر سلام نماز را هم نداده بود مار راهش را کج کرد و رفت. این نمازش هم تمام شد. اصلاً متوجه هیچی نشد. ماری آمده رفته. هستند اینها اینطوری. ولی با مراقبه دیگر؛ مراقب کارهایشان هم.
محک نماز در سجده؛ رکوع آمادگی فدا
حالا پس نماز محک اعمال است. ذکر الله اکبر است برای خشوع قلب. قلب خاشع را داریم میگوییم. خود نماز را چگونه میشود محک زد؟ نماز محک اعمال است. محک نماز کجاست؟ بزرگان فرمودهاند — اینها اسرار است — فرمودهاند در سجدهٔ نماز. سجدهٔ نماز محک نماز است. اگر در سجده حال خوبی داشتی، قلبت خاشع بود، متوجه بودی در برابر چه کسی سرت را روی خاک گذاشتی، آن موقع معلوم است که نمازت درست است. وقتی رکوع میروی — دیدید این داعشیان ملعون میخواستند گردن بزنند طرف را حالت رکوع میگرفتند — بزرگان گفتند در حالت رکوع یعنی آماده باش که سرت را در راه خدا میخواهی بدهی. در این حالت آماده باشی. جان بدهی. وقت در حالت سجده دیگر خاک میشوی یعنی هیچ میشوی. اصلاً میگویی چیزی ندارم من تقدیم تو کنم. هیچی نیستم. همه چیز تویی. فنای مطلب است. امید که عاقبت ختم به خیر شود. به ذکر صلوات بر محمد و آل محمد.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.