ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیات.

السلام علیکم و رحمة الله.

در خصوص عدول از نیت یه نکته باقی مونده، اون اینه که یادتون باشه عرض کردیم به فتوای رهبر عزیزمون جانم فداش شما می‌تونید اگر در نماز دوم یادتون اومد که نماز اول رو نخوندید عدول کنید نیت رو برگردونید به نماز اول در صورتی که البته وقت ضیق نباشه.

مثلا وقت مخصوص نماز دوم نباشه که دیگه نتونید برگردید به نماز اول.

بالعکسش از رهبر سؤال شده، استفتاء شده که بالعکسش چطور؟

میشه در نماز اول باشی نیت کنی نماز دوم؟

مثلا شما یهو یادت میاد که نماز اول تو خونده بودی که.

می‌تونی؟

آقا فرمودن نخیر جایز نیست.

از نماز اول به نماز دوم عدول نیت جایز نیست.

موضوع ما قلب بود.

قلب مطمئن رو مختصر توضیح دادیم.

قلب مطبوع یا خورده رو مختصر توضیح دادیم.

امروز هم مختصری پیرامون سومین نوع قلب از قرآن که حدود شصت نوع قلب عرض کردیم داریم به نام قلب خاشع صحبت کنیم.

آیاتی که پیرامون قلب خاشع [سرفه] در قرآن هست یکی آیه پنجاه و چهار سوره حجه.

دیگه من آیات رو نمی‌خونم شماره میدم برید ملاحظه کنید.

آیه بیست و سه زمره [سرفه] و آیه شانزده سوره حدید.

این قلب اگر چنانچه با ذکر خدا، با یاد خدا و با محبت خدا عجین بشه البته ذکر مقدمه محبت است.

یاد کردن محبت، مقدمه محبت است.

اگر کسی یاد کنه بسیار از خدا رفته رفته او عاشق میشه.

اگر کسی یاد نکنه غافل باشه، اون محبتی هم که داره رفته رفته از بین میره.

یاد خدا محبت میاره طوری که خدا به موسی فرمود در کتاب جواهر الثنیه فی احادیث القدسیه شیخ حر عاملی هست که موسی بندگان منو عاشق من کن.

بعد موسی گفت چطور آخه؟

چطور اینا رو عاشق تو کنم؟

خدا فرمود یادشون بنداز، منو به یاد اون‌ها بیار.

باز گفت چطور؟

فرمود نعمت‌ها رو به رخشون بکش.

این همه لطفی که من بهشون داشتم یاد کنن از من.

این یاد، ذکر، یاد سبب میشه که انسان عاشق بشه و خشوع کنه.

خشوع هم امر قلبی‌ست دیگه.

می‌دونید ما یه خضوع داریم، یه خشوع.

خضوع یعنی ظاهر افتاده حالت خشوع یعنی باطنت افتاده حالت.

اگر کسی دچار اینو دقت کنید، دچار محبت خدا بشه بیچاره میشه.

یعنی واقعا ما بعضا دچار نشدیم که راحت داریم از کنار خدا و اسم خدا اینا می‌گذریم.

من دیدم آدمایی که مدتی دچار عشق و محبت خدا شدن شب و روزشون یکی شد.

من دیدم به شما عرض می‌کنم.

در یکی از روایات دیدم تو همون کتاب شیخ حر عاملی، جواهر الثنیه که شاید شنیده باشید حضرت شعیب خب پیغمبر بود از طرف خدا اومده بود اما انقدر عاشق خدا شده بود، به قدری از عشق و محبت خدا، میگم دچار شده ببین.

به قدری از عشق و محبت خدا قلبش لبریز شده، انقدر گریه کرد تا نابینا شد.

ما کدوممون اصلاً سوی چشممون از شدت گریه کم شده؟

نمیگم نابینا.

بار دوم خدا به، بهش چی داد؟

چشم داد.

وقتی نابینا شد دوباره بهش چشم داد.

دوباره انقدر گریه کرد تا نابینا شد.

دوباره خدا بهش چشم داد.

به قدری گریه کرد باز نابینا شد.

سه بار نابینا شد خدا مرتبه چهارم دوباره بهش چشم داد.

باز شروع کرد به گریه کردن.

خدا گفت چیه؟

اگه از ترس جهنمه من جهنم رو به تو حرام کردم.

اگه به عشق و شوق بهشته اونم حلالت کردم.

چته؟

شعیب عرض کرد ای خدا اصلاً این حرفا نیست.

من دلم عاشق تو شده.

طاقت دوری تو رو ندارم.

م-- کدوم یکی از ما اینطوری هستیم؟

اصلاً وقت نماز پر پر می‌زنیم می‌خواد وقت نماز برسه.

آخر اینطوری که شد خدا این شوقش رو دید چیکار کرد؟

این کاری که خدا باهاش کرده خیلی مهمه ها.

به موسی کلیم الله گفت برو باهاش همنشین شو.

این خودش سری براشه.

یعنی اگر کسی دید واقعاً دیگه خیلی به خدا نزدیک شده، قطعاً خدا یه همنشینی براش قرار میده که آرومش کنه.

وقتی او رو دید یاد خدا بیفته.

او آرامش بهش میده.

یعنی حتی میشه انسان با دیدن اهل ایمان خاشع بشه.

حضرت امام رحمت الله علیه جالبه که اخیرا من اینو شنیدم یکی از فامیل‌هاشون نزدیکان و آشناهاشون می‌گفتش که شب سه شنبه‌ای بود.

وقتی بود که امام حالش خراب بود.

آزمایشای مختلف ازش می‌گرفتن.

چشمش، سوز کم شده بود و نمی‌دونم قلبش و اینا.

بهش گفته بودند دیگه یه مدت حق نداری گریه کنی [خنده] به ام-- حضرت امام.

مخصوصا امشب چون فردا آزمایش می‌خوان ازت بگیریم و چه وچه.

اتفاقا خانم امام میگه اون شب تا صبح امام زجه زده گریه کرده.

[خنده] برعکس همیشه اگه مثلا یه دو ساعت، سه ساعت می‌خوابید پا می‌شد.

اون شب، شب تا صبح نخوابید تا صبح ناله امام بلند شد، بلند بود.

وقتی به دکترش گفتیم ناراحت شد.

اومد پیش حضرت امام گفت مگه من به شما عرض نکرده بودم؟

چرا شما جدی نمی‌گیرید؟

امام خندید فرمود خدا می‌دونه من اصلاً دیشب در اختیار خودم، اصلاً دست خودم نبود.

دیشب خودمم نمی‌دونم چم بود [خنده]دست خودم نبود دیشب تا صبح اینطوری این وضعیتو داشتم.

این یعنی دچار شدن دیگه.

واقعا بخوایم یه مدتی اولاً شده موقت بچشیم این حالت رو ببینیم چی بشه.

خدا رحمت کن مرحوم آمیز جواد آقای ملکی تبریزی این حالاتو همیشه داشتن.

از خواب که بیدار میشد تو رختخواب آیه قرآن میخوند گریه میکرد.

پا میشد میرفت وضو میگرفت.

در حین وضو گرفتن بغل حوض تو ها-حیاط گریه میکرد.

آسمانو نگاه میکرد گریه میکرد.

خیلی عجیبه.

میگن انقدر گریه میکرد دیگه جزو برکه‌ها بود ایشون.

خیلی گریه میکرد.

الله اکبر نمازش دیگه سیر گریه بود.

نماز ایشون نماز صبحشو میدونید همه ندونن.

یه عده قلیلی از دوستاشو فقط میگفت بیان ابتداء کنن.

کشششو نداشتن.

زجه‌ها بلند بود.

میگفتن وقتی ایشون الله اکبر میگفت هم خودش هم مریدهاش زجه‌ها بلند بود.

[مکث] حالا اینجا میشه ما این کارو بکنیم [خنده] یه زجه‌ای ما بزنیم و شما هم پشت بندشو.

اصلاً فیلم نمیشه بازی کرد واقعاً.

بعد میگن، میگن که از موقع اذان یه مثلاً چند دقیقه بعد اذان الله اکبرش شروع میشد چند دقیقه مونده به قضا شدن نماز صبح تموم میشد.

السلام علیکم.

این حالاته.

بعد ایشون میشه استاد از تهران.

بعد از همچین اس-استادی همچین شاگردی هم بیرون میاد.

اینا رو من دارم میگم یه ذره مزه مزه کنیم ببینیم عجب کجای کاریم.

گمان نکنیم ما دو کرد دوری کرد نماز مثلاً نیمه نصفه نیمه صبحمونو به به من صبح نماز صبح خوندم [خنده].

ایشالله عاقبتمون ختم به خیر بشه به ذکر صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل علی محمد و آل محمد آجه.

اللهم صل علی محمد و آل