ددرس‌گفتارها

الرحیم و به hän نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته سلامٌ علیکم و رحمة الله.

عزیزانی که بعضاً جاهایی کار می‌کنند که مثلاً غبار غلیظ، دود غلیظ، خاک غلیظ این چیزا مثلا غبار خاک بلند میشه تو مثل بناها، مثل کارگرا یا بعضی مکانیک‌ها که دارن ماشینو درست می‌کنن میگن گاز بده یهو دود غلیظی میاد تو مغازه‌شون.

سؤالشون این میشه که مجرد اینکه این غبار غلیظ، دود غلیظ، این‌ها یا خاک اینا وارد دهان و بینی ما شد روزه‌مون باطله؟

بالاخره هر روز ما کارمون اینه یا اینایی که تو معدن کار می‌کنن دائماً با غبار و خاک و...

رهبر عزیزمون فرمودن که نه، مجرد اینکه وارد دهان و بینی بشه روزه باطل نیست.

اگر وارد حلق بشه باطله.

صرف اینکه وارد دهان یا بینی بشه روزه باطل نمیشه.

باید بره وارد فضای حلق بشه.

بحث ما امروز دیگه سفره قلب آثِم رو انشاالله به امید خدا جمع کنیم.

من بررسی می‌کردم آیات زیادی بود، خیلی یعنی در خصوص تک‌تک این آیات میشه حرف زد.

منتها چه کنیم دیگه باید به قلب‌های دیگه هم برسیم انشاالله.

شما خودتون هر کی دوست داره در حد تحقیق و تفحص بره ببینه.

چند تاشو من میگم البته چهل و هشت تا عرض کردیم چهل و هشت بار این با حالا به لفظ مختلف به عرض شود از همین ریشه به معانی مختلف کلمه‌ی اثم در قرآن اومده.

مثلاً یه جا می‌فرماید "يسألونك عن الخمر والميسر" در خصوص قمار و شراب‌خواری.

قل بهشون بگو "فيها اثم كبير".

اثم كبير.

اینجا شراب و قمار رو قرآن اثم نام می‌بره با سه سه نقطه، یه گناه سنگین.

یا "يلقى اثاما" اونجایی که بحث عذاب و عقوبت رو میاره، اون عقوبت رو با اثاما یاد می‌کنه.

یعنی یک ضرر حتمی و چشمگیر.

یا جای دیگه می‌فرماید همون آیه‌ای که اصلاً قلب آثِم رو از اونجا اقتباس کردیم.

"ومن يكتمها فانه آثم القلب" این کتمان شهادته.

کسی شهادت رو کتمان کنه، نده شهادت به حق نده.

اینم از اثمه.

"ويل لكل افّاك أثيم".

این نسبت دادن گناه به دیگری، تهمت زدن.

چند تا آیه داریم که اونجا اثم رو تهمت زدن به دیگران بیان می‌کنه.

یا "فمن بدلّه بعدما سمعه فإنما اثمه على الذين يبدلونه".

اینکه یه حرفی رو بشنوی بدلش کنی جور دیگه بیان کنی، انحراف در معنا، انحراف در لفظ مثل این تقطیعی که خیلی‌ها الان انجام میدن صحبت یکی رو برمی‌دارن تقطیع می‌کنن یه جور دیگه بیان می‌کنن آبروی طرفو می‌برن.

اینا اثم حساب میشه یا "إن بعض الظن اثم".

گمان بد کردن، ظن و گمان بد نسبت به کسی کردن.

اینا گناه، گناه اثم حساب میشه.

"بل ای حسبن الذين كفروا" اینم بحث کفر که آخرش می‌فرماید "ولهم عذاب مهین".

شرک، دروغ به خدا، عدوان، اینا همه-- عداوت، اینا همه به اثم یاد شده خیلی بعضیاشون چندین بار.

حالا زیاده.

چیزی که اینجا میخوام عرض کنم دو نکته‌ست.

اول اینکه اینجا ثمره‌ی اثم رو می‌فرماید "لهم عذاب مهین".

عذاب مهین.

ما چند جور عذاب در قرآن داریم.

عذاب مهین داریم، علیم داریم، عظیم داریم، شدید داریم.

اینا چه فرقی با هم می‌کنن؟

عذاب شدید مثل زندان‌های بلندمدت.

مثلاً خیلی شدیده، زیاده، طول می‌کشه.

خیلی اذیت میشه طرف.

عذاب عظیم رو مفسرین فرمودن مثل مجازات‌های پرسر و صدا.

مثل اینکه در ملأ عام یکی رو اعدامش کنن، جلوی چشم دیگران بندازنش تو جهنم.

سر و صدا کنه.

هیاهو اینا بهش میگن عذاب عظیم.

علیم هم که رو خودشه.

دردناک.

شلاق بزنن، سیخ داغی تو بدن طرف فرو کنن، نیشش بزنه عقرب اینا میگن ع-- چی؟

عذاب علیم با الف.

اما اینجا میگه اثم عقوبتش عذاب مهینه.

از وهن میاد یعنی توهین.

یعنی توهینش می‌کنن.

شاید اصلاً دردش هم نیاد جسمش ها، جسمش درد نیاد اما مثلاً خارش کنن جلوی چشم دیگران، تف بکنن سر صورتش.

یا یه ح-- یه آیه در قرآن هست که خدا به بعضیا تو قیامت نظر نمی‌کنه، اصلاً نگاهشون نمی‌کنه.

اصلاً نگاهشون نمی‌کنه چیه؟

وهن دیگه، ت-توهینه بهشون.

اینا عذاب مهینه.

خیلی دردنیه.

در حقیقت این درد روحیه عزیزان.

درد روحه.

خیلی بدتر از درد جسمه.

شاید بشه درد جسمو تحمل کرد اما درد روح رو نمیشه.

این نشون میده که خیلی بحث که حالا قلب آثِم دشواره.

یعنی قلبی خدا نکنه گرفتار اثم بشه، این گناهانی که دست به دست اثم نامگذاری شد دیگه خیلی سخت میشه ظاهرًا.

یعنی جوری میشه که دیگه قیامت به روحش، به روانش، به ذاتش، چی بگیم به نفسش جسارت میشه، توهین میشه، حقش هم هست.

اما حالا این همه حرف زدیم چند جلسه، بیست جلسه نمی‌دونم در خصوص قلب آثِم حرف زدیم.

این اثما به کار یه نکته‌ای هم عرض کنیم، نسخه‌ای بپیچیم از- لسان علامه حسن زاده امفزی الله تعالی بالاخره چه کنیم؟

حالا کسی گرفتار شد، آلوده شد دلش راهش چیه؟

عزیزان هیچ راهی نداره الا به قول علامه سوختن.

سوختن، ساختن به دنبال داره.

سوختن.

اتفاقاً حضرت علامه دستورالعمل نسخه باری داره خیلی زیبا می‌فرمود که می‌خواد به، به شما عرض کنم که تمام قرآن که حدیث داریم در بسم الله الرحمن الرحیم جمعه، بسم الله الرحمن الرحیم سوره حمد که فرمود هرکی صبح وضو کنه و نوزده بار بسم الله الرحمن الرحیم رو بگه بعد خدا اون رو از آفات و بلیات و آتش دنیا و آخرت و اینا حفظ می‌کنه.

بعد از اینکه وضوشو گرفت و اینجا اون بسم الله الرحمن الرحیم که همه قرآن درش جمع و همه قرآن هم همه علم حضرت حق که تنزل کرده در باش و اونم در نقطه تحت با.

علامه فرمود که می‌خواید به شما بگم اون نقطه تحت با چیه؟

می‌فرمود سوختن، حضور.

البته ایشون می‌فرمود حضور.

اون نقطه حضور عالم محضر خداست.

در محضر خدا معصیت نکنید.

جمله معروف حضرت امام که نشانه‌ش سوختنه.

یعنی اگر کسی نسوخت به حضور نرسیده.

حالا چه باید کرد که به حضور رسید؟

فرمود مراقبت.

این نسخه‌ای که امروز عرض کردیم خدمتتون و خیلی هم مهم بود.

یعنی که انّی کم-- تمام درس و بحث‌های ارمان-- عرفان و حکمت عملی حضرت علامه رو جمع کنی تو همین جمله خلاصه می‌شه.

تو اصلاً باید سوخت.

حالا اگر گناه کردیم بسوزیم که هم گناه هم اثرش از بین بره.

و اگر نه گناه نکردیم ان‌شاءالله اهل ثوابی، این سوختن ارتقای وجودی و ارتقای درجه و ثعه‌ی وجودی به تو می‌ده.

حالا بعضیا متأسفانه اینجا ما خیلی حرف داریم که جوابشون هم ان‌شاءالله میدم توی لایو جداگانه که متأسفانه تو فضای مجازی دیدم پر شد.

اخیراً همین چند روز که یه آقایی که باز با کمال تأسف ایشون رو قاری قرآن، حافظ قرآن و دکتر روانشناس معرفی می‌کنند شروع می‌کنه زیراب همین به این نحو و کیفیتی که شیخ محدث قومی در مفاتیح شب قدر رو بیان کرده رو زدن و که آره کی گفته حالا شیخ عباس به زعم خودش گفته اینطوری قرآن سر بگیرید اینطوری-- اصلاً کی گفته شب قدر شب گریه کردنه؟

یه حرف‌های زشت و بی‌اساس و بی‌علم، بدون علم، بدون بنا.

همینطوری باد هوا معذرت می‌خوام یه چیزی یه ارتعاشی تو هوا ایجاد کنه که بابا من حرف دارم برای زدن.

متأسفانه اون آقایی هم که حرفای اینو گوش داده می‌گه من امروز یک تصور جدیدی از شب قدر پیدا کردم به جهت صحبت این آقای روانشناس.

آخه چیه تو یک کلمه حرف جدید شنیدی بعد به اسم روانشناسی و روان-- چی میگن؟

روشنفکری بیا به خورد مردم بدی.

شیخ عباس این روایتو از کجا آورده؟

شما ببینید را-- امم مفاتیح، دا-- همه رو قشنگ سند زده.

نمی‌دونم مصباح کف امی، نمی‌دونم اقبال سید ابن طاووس.

یک یک همینجوری بهار مرحوم مجلسی.

همینطوری یک یک سند زده.

کی و اینا.

اینا از کجا آوردن؟

وقتی میریم می‌بینی همه نوشته قال الصادق، قال علی، قال رسول الله، قال امیر.

بابا اهل بیت شب قدر اینطوری ناله زدن، قرآن سر گرفتن، سوختن.

او می‌سوزه بعد من و تو نسوزیم؟

انقدر آدم بی‌غیرت بشه نسبت به مسائل دینی و بی پایه و اساس نظر بده.

من از حرص می‌خورم از آدمایی که چهار تا کلام مطلب یاد می‌گیرن بعد سریع به اسم روشنفکری و مخصوصاً این عنوان روانشناسی که امروز خیلی بابه.

بابا ما هم دانشگاه روانشناسی خوندیم به خدا این سیر معرفت نفس علامه یعنی همون روانشناسی.

معرفت نفس یعنی معرفت روان دیگه.

و متأسفانه میان به خورد مردم میدن شب قدر شب شادی کردنه.

این آقا با چه آب و تابی.

اون طرفم می‌شنید به به چه حرف قشنگی.

راست میگی شما.

برای چی بشینم گریه کنم؟

و چقدر حرف‌های بی‌اساس تو این وویس هست که حالا من می‌خوام جوابشو بدم در خصوص فقه، در خصوص اسماء الهی و، و، و، و.

خدا انشاالله عاقبتمون رو خیر کنه.

به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم