ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 005

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

استفتای تزریق و قرقره در روزه

نظر رهبر معظم پیرامون استفاده از تزریقات و آمپول در حین روزه‌داری احتیاط واجب است؛ فتوای صریح نداده‌اند. احتیاط واجب را یا باید رعایت کرد یا به فتوای مجتهد اعلم بعد از ایشان رجوع نمود. استعمال آمپول‌های مقوی و مغذی اشکال دارد و باید اجتناب کرد؛ حتی آمپول‌هایی که به هر نحو در خون و رگ تزریق می‌شود مطلقاً نباید در رگ باشد؛ و در عضله نیز نباید مغذی و مقوی باشد. اما اگر آمپول دارویی باشد — بی‌حسی یا تسکینی و مسکن — و در عضله تزریق شود، بی‌اشکال است. این در ایام روزه‌داری است.

آب‌نمک و مطلق قرقره با هر مایعی، در صورتی که وارد محفظهٔ حلق نشود، اشکال ندارد؛ پس از قرقره باید آب‌شویه کرد تا آثار نمک از دندان‌ها و فضای دهان برود و وارد حلق نشود. حتی مزه‌مزه کردن غذا — مثلاً برای فهم شور یا کم‌نمک بودن — اشکال ندارد به شرط آنکه قورت داده نشود و وارد حلق نگردد.

قلب آثم و تمثیل مطبعه

نکتهٔ مهم امروز در ادامهٔ بحث قلب آثم است — با الف و ثاء سه‌نقطه؛ نه عاصم با عین و صاد. فرق این دو پیش‌تر آمده است. آیت‌الله صمدی آملی تعبیری دارند که در کنار تعبیر علامه حسن‌زاده دربارهٔ تمام نظام وجود می‌نشیند: همهٔ نظامات هستی و موجودات — که ما یکی از آن‌ها هستیم — یک نوع مطبعه‌اند؛ مطبعه یعنی چاپخانه. «به زیور طبع آراسته شد» همین معناست. این را کنار فرمایش علامه بگذارید: معنای جدول وجودی یا دفتر وجودی یا مظهر وجودی. علامه شعری دارند: ما جدولی از بحر وجودیم همه؛ ما دفتری از غیب و شهودیم همه؛ ما مظهری از واجب‌الوجودیم همه. همه به یک معناست؛ مطبعه یعنی چاپخانه.

فیضی که از نظام اقدس حضرت حق از بالا تنزل می‌کند یک حقیقت بیش نیست — در توحید صمدی نیز آمده — حتی عرفا گفته‌اند تجلی خدای منان یک حقیقت بیش ندارد و آن قرآن است؛ منتها به سه شکل جلوه کرده: قرآن کتبی و تدوینی که در دست ماست؛ قرآن هستی و نظام آفاقی — آنچه در آسمان‌ها و زمین است، آیه به آیه؛ قرآن خود می‌گوید:

«إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَآيَاتٍ» (بقره/۱۶۴)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): در آفرینش آسمان‌ها و زمین و آمد و شد شب و روز برای خردمندان نشانه‌هاست.

و یک قرآن دیگر، قرآن انفس یا نفسی؛ یعنی جان انسان، که یکپارچه قرآن است. شب قدر قرآن را سر می‌گیریم در حقیقت در پی قرآن وجودی خود می‌گردیم؛ نسخه را برابر اصل کنیم تا انحراف نباشد.

چاپخانهٔ وجود و عناصر

این فیض وقتی وارد وجود هر کس شد، اگر مطبع بگیریم، وارد چاپخانهٔ او می‌شود و به نحو آن چاپخانه چاپ می‌شود و بیرون می‌آید؛ نسبت به تنظیماتش. نظام هستی همه جدول‌اند و انسان جامع‌ترین جدول وجود است؛ جدول بحر وجود که آب حیات — همان وجود — در او جاری شده. همه موجودات وجود دارند؛ درخت و زمین و آسمان همه وجودند، عدم نیستند. از دریای متلاطم وجود هر یک به نسبت جدول و کانال وجودی‌اش آن فیض — که همان وجود است — را گرفته وگرنه وجود نداشت.

در نباتات بنگرید: دانهٔ خرما و انار و سیب و انگور و برنج و ارزن هر یک مطبعه‌اند. وقتی فیض نازل می‌شود — وجود را اینجا ممکن است عناصر اربعه گرفت: خاک و آب و هوا و آفتاب — به دانهٔ خرما می‌زند نخل می‌آید؛ به سیب، سیب؛ به انگور، انگور. ظاهراً فرق می‌کنند چون کانال و مطبعه و دفتر وجودی‌شان فرق می‌کند که چگونه نقوش را بنویسد؛ اگر درون را بشکافید همان یک حقیقت‌اند: آب و خاک و حرارت و هوا، اما به این شکل بروز یافته‌اند.

در وجود انسان نیز چنین است. وقتی فیض حق وارد کانال وجودی شد خروجی‌ای دارد مطابق با طبع و تنظیم ما. منافذ ورودی — حواس پنج‌گانه، قوهٔ خیال، واهمه — را اگر کنترل کنی که مواد سمی وارد نشود و واردات کارخانه بهترین‌ها باشد، صادرات نیز بهترین‌هاست؛ آنچه از مطبعه و کانال وجود صادر می‌شود بهترین‌هاست.

اسراء و دوگانهٔ شفا و خسارت

قرآن می‌فرماید:

«وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ وَلَا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَسَارًا» (إسراء/۸۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و از قرآن آنچه شفا و رحمت برای مؤمنان است فرو می‌فرستیم؛ و ستمکاران را جز زیان نمی‌افزاید.

همین فیض اقدس و تجلی اعظم برای اهل ایمان شفا و رحمت است و برای ظالمین خسارت. چگونه قرآن خسارت می‌شود؟ بستگی دارد فیض در دفتر وجود چگونه ثبت شود. بعضی عالم را آیات الهی می‌بینند؛ بعضی نشانه‌ای برای تفریح و گناه. قرآن برای برخی مضحکه و عامل دنیا و محل تجارت و اسم و رسم می‌شود بی‌نیت خدایی؛ برای برخی نردبان تعالی و «اقرأ و ارتق». حتی قرآن نفسی — حجت خدا، بقیةالله، نبی اکرم، انبیا — وقتی برخورد می‌کند با هر کس، آنچه بروز می‌کند متفاوت است؛ بستگی به درون دارد. اینکه هر حرف قرآن هفتاد هزار معنا دارد یک معنایش همین است؛ کثرت یعنی بی‌نهایت معنا: یک حرف فیض به مطبعه و کانال و دفتر و مظهر هر کس برخورد کند مطابق وجود او خارج می‌شود. هر کس مطابق وجود خود از قرآن و فیض حق و اباعبدالله و نظام آفاقی برداشت می‌کند. فرق مراتب به عدد انفس خلائق است؛ الطرق إلی الله به عدد انفس خلائق.

دو شرط خروجی سالم و ربط به قلب آثم

ربط این موضوع به قلب آثم چیست؟ آنچه از ما ساطع می‌شود — اعمال و نیت و آثار وجودی — فقط با دو شرط الهی می‌ماند و فیض درست خارج می‌شود و نقوش دفتر وجود باطل نوشته نمی‌شود. علامه جهت‌دهی می‌کنند در اصول امهات — مواد اولیه‌ای که وارد مطبعه می‌شوند؛ بحثش بعد می‌آید. با دو شرط خروجی‌ها سالم‌اند و ممکن است به آن‌ها اعتماد کرد.

شرط اول: سیر حکمت نظری و عرفان نظری و حکمت عملی و عرفان عملی درست طی شود؛ علم فکری تا شهودی و ذوقی بر اساس اصول امهات، نه هر روز بر منبری و فردا بر منبری دیگر بی‌پایه.

شرط دوم: جدول وجودی به قول علامه لای‌روبی شده باشد؛ دستگاه چاپخانه تنظیم درست داشته باشد. گناه تنظیم را به هم می‌ریزد؛ انسان را نامیزون و آلوده و کانال را پر از لجن می‌کند؛ دفتر پر از نقش باطل می‌شود؛ خودش از خودش وحشت می‌کند و هر که بنگرد وحشت می‌کند. لذا «لا یمسه إلا المطهرون» — هرقدر طهارت داری همان مقدار حقایق را مس می‌کنی. با این دو شرط خروجی‌ها با مواد اولیهٔ فیض اقدس تطابق دارند؛ نیت و فعل و نفس و ذکر و نشست و برخاست همه ذکر می‌شود.

از این رو در زیارت آل یاسین به تمام شئون حجت خدا سلام داده می‌شود: السلام علیک حین تقعد و حین تقوم — نشست و برخاست و رکوع و سجود و قنوت و صبح و شب را سلام می‌دهیم؛ چرا؟ چون عین فیض حق است و جامع‌ترین جدول وجود و پاک‌ترین:

«إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا» (أحزاب/۳۳)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خداوند فقط می‌خواهد پلیدی را از شما اهل بیت بزداید و شما را پاک گرداند، پاک‌کردنی.

هر دو را به نحو اتم و اکمل دارد: کل علم ذات حق را اخذ کرده و کل طهارت را حفظ کرده؛ خروجی دقیقاً مطابق ورودی است. ممکن است با اطمینان کامل پشت سر حجت خدا حرکت کرد. ان‌شاءالله عاقبت به خیر؛ به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

سه قرآن و شب قدر وجودی

فیض واحد به سه صورت کتبی و آفاقی و انفسی جلوه کرده است. شب قدر که قرآن بر سر می‌گیریم، در باطن در پی برابر کردن نسخهٔ وجودی با اصل‌ایم تا انحراف دیده شود. همان فیض چون به مطبعهٔ هر کس برسد مطابق تنظیم او چاپ می‌شود؛ از این رو یک آیه برای یکی شفا و برای دیگری خسارت است.

دانه و عناصر اربعه

خرما و سیب و انگور از خاک و آب و هوا و آفتاب‌اند؛ ظاهر متفاوت و باطن یک حقیقت. انسان نیز چنین است: ورودی‌های حس و خیال و وهم اگر سمی باشد خروجی سمی است؛ اگر پاک باشد خروجی پاک. إسراء می‌گوید نزول از قرآن برای مؤمنان شفا و رحمت است و برای ظالمان جز خسارت نمی‌افزاید — نه آنکه قرآن دوگانه باشد، که گیرنده دوگانه است.

برداشت به عدد نفوس

هر حرف قرآن معانی بی‌شمار دارد؛ یک معنای آن این است که فیض واحد در مظهر هر کس به شکل وجود او بیرون می‌آید. برداشت از حسین و از آفاق و از کتاب، به عدد انفس خلائق فرق می‌کند؛ و راه به‌سوی خدا نیز به عدد نفوس است. قلب آثم همان مطبعه‌ای است که تنظیمش با گناه به هم ریخته و نقوش باطل می‌نگارد.

لای‌روبی جدول و زیارت آل یاسین

شرط دوم سلامت خروجی لای‌روبی جدول وجود است. گناه کانال را لجنی و دفتر را پر از نقش باطل می‌کند تا انسان از خود وحشت کند. «لا یمسه إلا المطهرون» به قدر طهارت، مس حقیقت ممکن است. حجت خدا چون علم ذات را کامل گرفته و رجس از او زدوده شده، نشست و برخاست و رکوع و سجودش همه سلام‌پذیر است؛ خروجی‌اش عین ورودی فیض است و ممکن است بی‌ترس پشت سر او رفت.

اعتماد متقابل بر خروجی طاهر

با دو شرط — سیر درست حکمت و عرفان بر اصول امهات، و لای‌روبی جدول از گناه — هم خود به خود اعتماد می‌کند و هم دیگری. مواد اولیه فیض اقدس است؛ اگر دستگاه پاک باشد خروجی نیز اقدس می‌ماند و ذکر می‌شود. قلب آثم همان دستگاه به‌هم‌ریخته است که فیض را خسارت می‌کند. تا طهارت برنگردد مس حقایق کامل نیست؛ و تا پشت سر حجت نرویم که هر دو شرط را به تمام دارد، راه ایمن نیست.

تنظیم ورودی حواس

حواس پنج‌گانه و خیال و وهم دروازهٔ کارخانه‌اند. اگر واردات سم باشد صادرات سم است. دانهٔ گیاه از عناصر واحد میوهٔ مختلف می‌دهد چون دفتر وجودی‌اش مختلف است؛ انسان نیز با تنظیم نیت و ذکر و نشست و برخاست، چاپ وجودی‌اش را رقم می‌زند. اسراء همین دوگانه را در برخورد با قرآن نشان می‌دهد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.