یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
شب مبعث؛ عید اعظم
تبریک این شب با عظمت که به قول حضرت امام علیهالرحمه با عظمتترین شب سال است و در اسلام عیدی بالاتر از عید بعثت نیست. اگر چنین شبی نبود ارتباط میان ملک و ملکوت اتفاق نمیافتاد و دست از ملکوت نظام هستی کوتاه میماند.
الف لام میم؛ واسطهٔ محمدی
الف لام میم: الف دلالت بر الله و الوهیت حضرت حق دارد؛ لام اشاره به حضرت جبرائیل؛ میم اشاره به نام مقدس محمد صلیاللهعلیهوآله. نبی اکرم واسطهٔ میان حضرت حق و مخلوقات شده؛ اگر او نبود دست از همهٔ ملکوت کوتاه میشد.
قلب اغلف و سنگینی پسزدن پیامبر
برای پیوند با بحث قلب اغلف — قلب در غلاف — موضوع مبعث چنین آغاز میشود: بیتوجهی و پسزدن کسی چون نبی اکرم که خلاصهٔ خلقت است گناهش سنگینتر از پسزدن دیگر انبیاست. همه در طول هماند اما گناه این سنگینتر است. سیلی به یتیم دل میسوزاند؛ اما سیلی به کسی که تمام عالم به یمن وجود او رزق میخورند کجا و آن کجا. اساء ادب حتی به جاهل نباید کرد؛ چه رسد به عقل کل نظام هستی.
صاحبان قلب اغلف — قلوب قلف — پیامبر را پس زدند؛ صاحب عصری که خلاصهٔ تمام حسنات است.
سورهٔ عصر؛ عصر استغراقی محمدی
«وَالْعَصْرِ إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ» (عصر/۱–۲)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سوگند به عصر؛ که انسان در زیان است.
الف و لام عصر، عصر استغراقی است: تمام اعصار دیگر. به قول علامه حسنزاده ازل و ابد را اینجا پیاده میکند در همین عصر. بر اساس رسالهٔ رزق و فتح ایشان — با حساب هیئت و نجوم و ریاضی — صد و هشتاد و شش هزار سال بعد دوباره کل زمین را آب میگیرد؛ قیامت دورهٔ ما؛ سپس بر همان قاعده خشکی دحو الأرض. در دورهٔ ما از زیر کعبه زمین خود را نشان داد. امام صادق فرمود ألف ألف — هزار هزار — خلقت دورهٔ آدم بوده و خواهد بود.
علامه میفرماید این دوره که حضرت ختمی مرتبت آمد ازل و ابد را پیاده میکند؛ بر اساس والعصر تمام اعصار قبل و بعد مستغرق در این عصرند. لذا عصر محمدی صلیاللهعلیهوآله نام میگیرد. عصر به معنای عصاره است: چکیدهگیری، خلاصه، زبده. هر خیر و نیکی و عظمت و جبروت اعصار در این عصر جمع شده و تنزل یافته بر قلب پیامبر — إنا أنزلناه در لیلة القدر به انزال دفعی. خلیفهٔ دوازدهم ایشان صاحب العصر است؛ صاحب هر خوبی که چکیدهاش در این عصر نهاده شده. در کتاب فصل اسمی فی کلمة فاطمی استاد بحث میکند نظام هستی تمام در حرکت است؛ سکون محض در ذات حضرت حق.
حرکت ایجادی و وجودی؛ مثال مشک
عالم بالا حرکت ایجادی است؛ هی ما را ترغیب و ایجاد میکند به نشئهٔ ملکوت. عالم ملک حرکت وجودی است: وجود دایم در شدت وجودی؛ علم و رشد از نقص به کمال؛ تمام نظام هستی آنبهآن در حرکت وجودی. علامه در آن کتاب شریف مثل مشک میزند: خدا نظام هستی را تکان میدهد؛ زبده و چکیده و روغن که جمع میشود انسان است؛ نطفهٔ انسان ثمر خلقت است. میان همهٔ انسانها آنکه رتبهٔ یک گرفته و پل زده میان ملک و ملکوت پیامبر عظیمالشأن اسلام است. اگر او نبود ثمرهای نداشت نظام هستی. درخت وجود را خدا کاشت تا ثمرهاش پیامبر شود؛ لذا لولاک لما خلقت الأفلاک.
بقیة الله؛ خلیفهٔ دوازدهم
خلیفهٔ دوازدهم را بقیة الله میگویند. لغتشناسان مثال میزنند: گندم بر زمین بریز و مقداری روی دست؛ این بقیهٔ آن است چون عین و جنس و مثل آن است. بقیة الله یعنی مثل خداست؛ تمام صفات و اسماء حضرت حق در او پیاده شده: لا فرق بینک و بینهم إلا أنهم عبادک و خلقک. هیچ فرقی نیست مگر آنکه بندهاند. میگوید ما را خدا و رب مطلق ندانید؛ هرچه میخواهید دربارهٔ ما بگویید.
این خلیفه که اتحاد وجودی با جان پیامبر برقرار کرده صاحب خلاصهٔ خیرات همهٔ اعصار است که در این عصر جمع شده.
اقتدای عیسی به امام عصر
نبوت انبایی — باخبر شدن از اسرار — ادامه دارد اما نبوت تشریعی تمام شد؛ احکام تمام است و کسی نمیتواند تشریع ایجاد کند. امام عصر که تشریف بیاورند حضرت عیسی — از انبیای آسمانی — میآید. چرا آسمانی؟ چون پدرش آسمانی بود: فتمثل لها بشراً سویا؛ جبرائیل یا موجود مجرد عقلی در عالم مثال و قوهٔ خیال مریم متمثل شد و به قاعدهٔ کن حضرت عیسی ایجاد شد؛ کن فیکون. الولد سرّ أبیه؛ چون پدر آسمانی بود عیسی نیز آسمانی شد.
وقتی امام عصر بیاید، عیسی اقتدا میکند و میگوید امروز امیرالامراء تویی؛ شما جلو بایست. عصارهٔ انبیا که عیسی است به امام عصر اقتدا میکند. علامه میگوید تمام انبیا جز ختم رسل اگر بیایند به امام عصر میگویند شما امامت داری بر ما. پس پیامبر ما چه جایگاهی دارد؟ یک دانهٔ خلقت است. لطیفانه: اگر دنیا را نظامبندی کنی که یک گل دارد، تکگل نظام هستی پیامبر است و بقیه عطر گل.
اقرأ باسم ربک؛ آغاز پل ملک و ملکوت
امشب ایشان پل زد میان زمین و آسمان. اقرأ باسم ربک الذی خلق: بخوان پروردگار خودت را. هرقدر محبوبتر باشی رب بیشتر به تو رو میکند. خدای پیامبر امشب توجه به زمین کرده. قرآن از امشب به صورت تشریعی — پس از انزال دفعی تمام قرآن بر قلب پیامبر: إنک لتلقّی القرآن من لدن حکیم علیم — در سن چهلسالگی بیست و سه سال تنزل الملائکه و الروح آغاز میشود. پل میان ملک و ملکوت زده میشود. اگر امشب نبود سر به سجده نداشتیم و خدایی نمیشناختیم. لذا امشب گردن همهٔ موحدین حق دارد. نثار پیامبر و خلفایی که راه او رفتند و اتحاد وجودی با جان او یافتند.
اگر بعثت نبود
بدون این شب، ارتباط تشریعی میان ملک و ملکوت گسسته میماند. سجده و معرفت و شریعت، همه بر پل بعثت سوارند. امام خمینی این شب را اعیاد اسلام برتر دانست چون آغاز دین خاتم است نه فقط خاطرهٔ تاریخی.
سنگینی جفا به خلاصهٔ خلقت
سیلی به یتیم ستم است؛ سیلی به کسی که رزق عالم به یمن اوست ستمی مضاعف. قلب اغلف پیامبر را پس میزند درست در عصری که همهٔ حسنات اعصار در او فشرده شده. پسزدن دیگر انبیا نیز گناه است؛ اما مقیاس این پسزدن با مقیاس عصر محمدی یکی نیست.
دورهٔ آب و دحو الأرض دوباره
رسالهٔ رزق و فتح با حساب هیئت میگوید پس از صد و هشتاد و شش هزار سال زمین دوباره در آب فرو میرود و سپس خشکی از جایی که ما شکلش را نمیدانیم سر برمیآورد. امام صادق از هزار هزار دورهٔ آدم سخن گفته است. در این میان دورهٔ ختمی، عصر استغراقی است که ازل و ابد را در خود جمع میکند؛ اندیشمندان دیگر کشورها از این حساب به هم ریختهاند و ما که کنار علامهایم گاه در خواب خرگوشیایم.
سکون حق و حرکت خلق
سکون محض فقط در ذات حضرت حق است. عوالم بالا به حرکت ایجادی ما را سوی ملکوت میکشانند؛ عالم ملک به حرکت وجودی شدت مییابد. مثال مشک نشان میدهد تکان پیوستهٔ هستی، زبده را جدا میکند و آن زبده انسان است؛ و در میان انسانها رتبهٔ یک، پیامبر است که بدون او افلاک ثمر نمیداد.
اتحاد وجودی خلیفه با جان پیامبر
بقیة الله کسی است که صفات و اسماء را پیاده کرده و با جان پیامبر اتحاد وجودی یافته. لا فرق بینک و بینهم إلا أنهم عبادک مرز دقیق است: شبیه در اسماء، عبد در هویت. صاحب العصر یعنی صاحب چکیدهٔ همهٔ خوبیهایی که در عصر محمدی گرد آمده است.
علم از مجرای جبرائیل و اقتدا
موجود مجرد عقلی وقتی قاعدهٔ علمی مییابد جبرائیل نام میگیرد؛ از این مجرا علم فرود میآید. عیسی که از تمثل آسمانی زاده شد، وقتی امام عصر ظاهر شود اقتدا میکند. اگر عصارهٔ انبیا چنین کند، جایگاه خاتم رسل روشنتر میشود: تکگل خلقت، و دیگران عطر او.
انزال دفعی و تنزل تدریجی
إنا أنزلناه خبر از نزول یکبارهٔ تمام علم الهی بر قلب پیامبر است؛ سپس از شب بعثت تنزل تدریجی ملائکه و روح در بیست و سه سال آغاز میشود. برخی از سیزدهسالگی گفتهاند؛ اما مسیر تشریعی معروف از چهلسالگی است. امشب توجه «ربّک» — رب ویژهٔ محبوب — به زمین افتاده است؛ چیزی اندک نیست.
حق امشب بر گردن موحدان
اگر امشب نبود نه سجدهای میشناختیم نه خدایی را چنان که باید. نثار پیامبر و خلفای راهرو او که اتحاد وجودی با جانش یافتند، ادای همین حق است. صلوات در این شب، پاسداشت پلی است که میان خاک و ملکوت زده شد.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.