ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 043

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

آغاز راه؛ عطش معرفت و دو بالِ بعثت

برخی از راه فضای مجازی یا مجالس حضوری با حکمت و عرفان نظری آشنا می‌شوند و می‌خواهند سیر عملی داشته باشند؛ حسّ وجودی‌شان گل می‌کند و ربّ وجودی عطش حرکت به‌سوی حقایق را القا می‌نماید، اما نمی‌دانند از کجا شروع کنند — خواه تحصیل‌کردهٔ حوزه و دانشگاه باشند خواه عموم مردم. بر اساس فرمایشات مشایخ و مشرب علامه حسن‌زاده، هم در عرفان/حکمت/عقل نظری کارهایی باید نمود و کتاب‌هایی خواند، هم در عرفان/حکمت/عقل عملی.

فلسفهٔ بعثت در آیهٔ دوم جمعه نهفته است:

«هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ» (جمعه/۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): اوست که در میان بی‌کتابان پیامبری از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آنان می‌خواند و پاکشان می‌سازد و کتاب و حکمتشان می‌آموزد.

پس از تلاوت آیات دو کار است: تزکیه و تعلیم کتاب و حکمت. طهارت نفس پایه است تا حقایق پیاده شود؛ بدون طهارت مسّ ممکن نیست. باید تقوا و بلکه ورع پیشه نمود. مسّ به قول علامه نخست برخورد ظاهر دو چیز است؛ هرچه طهارت افزون شود پیوند با باطن‌ها برقرار می‌گردد تا نزول ملائکه و تمثلات و چشیدن‌ها حس شود — به نحو الهام برای اولیا و تعلیم برای علما؛ نبوت انبایی.

طهارتِ همهٔ قوا؛ واردات و صادرات نفس

پس از کوشش سخت برای طهارت، همهٔ قوا — ظاهر و باطن، لباس ظاهر و باطن، سرّ و روح و عقل و وهم و خیال و حواس پنج‌گانه که واردات را می‌سازند تا حس مشترک بدوزد و به باطن بسپارد و نفس ناطقه پردازش کند و صادرات بسازد — باید بر مدار طهارت باشد. سپس در سیر نظری، گم‌شدهٔ همگان سیر معرفت نفس است؛ ابتدا و آخر سلوک بر مبنای معرفت نفس:

«مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ» (حدیث)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): هر که خود را شناخت، پروردگارش را شناخت.

نه نابود نمودن خود، بلکه رسیدن به فنا — و در مراحل بالاتر محق — که سالک ذات خویش را مستهلک در وجود حق می‌بیند و همهٔ عوالم و ممکنات و خود را شؤون و اطوار وجودی حق می‌یابد.

فهرست سیر نظری؛ از معرفت نفس تا اسفار

نخستین کتاب: معرفت نفس علامه (سه جلد یا یک مجلد؛ صدوپنجاه‌وسه درس؛ مباحث کاملاً عقلی). حتی کسانی که نماز نمی‌خواندند یا به حقایق مشکوک بودند با این مباحث عقلی به خط آمدند و به نماز گراییدند؛ عقل را نخست درگیر می‌کند. قطعاً همراه معلمِ گویا و ترجیحاً حضوری — نور علی نور. پس از فراغت: صد کلمه در معرفت نفس (با شروح شاگردان)؛ گنجینهٔ گوهر روان؛ انسان در عرف عرفان؛ انسان از دیدگاه نهج‌البلاغه؛ انسان در قرآن — به همین ترتیب و با کوشش برای پیاده‌سازی عملی. سپس وحدت از دیدگاه حکیم و عارف؛ اتحاد عاقل به معقول (که از حاشیه بر اثر علامه رفیعی قزوینی به رسالهٔ مستقل بدل شد)؛ سرح العیون فی شرح العیون (شصت‌وشش اصل؛ نیازمند شرح بسیار)؛ نصوص بر فصوص فارابی؛ ممد الهمم شرح فصوص ابن‌عربی. آثار علامه چون هزار و یک نکته و کلمه نشان می‌دهد سیر معرفت نفس بنا بود تا هزار و یک درس برود و هر بخش در کتابی جدا آمده است.

آنگاه تجرید الاعتقاد خواجه با معلم — شرحش کشف المراد علامهٔ حلی و توضیح علامه شعرانی؛ نور علی نور علی نور. منظومهٔ سبزواری؛ اشارات و نفس شفای ابن‌سینا؛ تمهید القواعد ابن‌ترکه؛ مصباح الانس ابن‌فناری؛ اسفار ملاصدرا. این‌ها مؤنه‌ای برای سیر استکمالی‌اند.

عرفان عملی؛ از دانایی به دارایی

آنچه در نظر کسب می‌شود علم فکری و جرقه و راهرو است؛ اصل آن است که حقایق عرشی در وجود پیاده شود و چشیده گردد: دانایی به دارایی بدل شود. اصل فنای فی‌الله و اوج لقاء الله پیاده شدن صفات و اسماء الهی در سالک است؛ وصول به رؤیتِ فنای صفات در حق و لا اله‌الا الله.

کتاب‌های عملیِ علامه: نور علی نور در ذکر و ذاکر و مذکور؛ نامها و برگ‌نامها؛ دستورات عملی در هزار و یک نکته و کلمه؛ لقاء الله با دستورات پانزده‌گانهٔ عملیاتی. جامِ سحر یا رسالهٔ سیر و سلوک علامه طباطبایی؛ سیر و سلوک منسوب به سید بحرالعلوم با شرح آیت‌الله پهلوانی. برای برنامه‌ریزی ساعات عمر و ادعیه: قوت‌القلوب ابوطالب مکی؛ عدة‌الداعی؛ فلاح السائل سید بن طاووس؛ مفتاح الفلاح شیخ بهایی؛ صحیفهٔ سجادیه — همه در عقل عملی یاری می‌کنند.

مجامع روایی و خروجیِ شخصی

علامه بر خوانش مجامع حدیثی تأکید داشتند: اصول کافی یا وافی؛ علم‌الیقین و عین‌الیقین و حق‌الیقین فیض؛ توحید صدوق — همه نیازمند شرح — و خاصه نهج‌البلاغه. کتاب‌های حکمی غالباً تفاسیر انفسی‌اند و نحوهٔ پیاده‌سازی آیات را می‌آموزند. بسنده نباید نمود به آنکه حکما و عرفا آیات و روایات را در خود پیاده کرده‌اند و خروجی‌شان کتاب شده؛ خود نیز با معلم بخوانیم و در کانال وجودی بنشانیم تا خروجیِ متناسب با حسّ وجودی و اسم اعظم و ربّ وجودیِ خویش برآید.

برای مقدمه، مباحثی چون سیر قلب در قرآن یا موضوع لقاء الله در کانال قادر است کمک حال باشد. امید که خدای منان این برگ‌ها را که معطر به آیات و روایات و گفتار بزرگان است بپذیرد. والحمد لله رب العالمین.

ترتیب و پرهیز از پراکندگی

ترتیب یادشده مهم است: از عقلی‌ترین و عمو… متن — معرفت نفس — تا متون سنگین‌تر اتحاد و سرح العیون و فصوص، و همزمان از روز اول طهارت و برنامهٔ عملی. پراکنده خواندنِ نکتهای شیرین بدون ستونِ معرفت نفس، عطش را سیرابِ کاذب می‌کند. معلمِ حضوری نور علی نور است چون متن را می‌گشاید و انحراف فهم را می‌گیرد. تجربهٔ حدود سی‌ساله گواهی می‌دهد مباحث عقلی حتی دلِ مشکوک را نرم می‌کند اگر صبورانه پیش رود.

در عمل نیز وردِ بی‌فکر کافی نیست؛ ذکر باید میان دو تفکر بنشیند — چنان‌که در جلسات دیگر از آل‌عمران گفته می‌شود — و ساعات عمر با ادعیهٔ مأثور پر شود. هدف نهایی آن است که سالک اطوار وجودی حق را در خود و جهان ببیند و فانی در حق گردد؛ نه آنکه انبوهی از نامِ کتاب‌ها جمع کند و دل همچنان آشفته بماند. این نقشه راه برای آنکه می‌پرسد «از کجا شروع کنیم؟» است: از طهارت و معرفت نفس، با معلم، به‌سوی دارایی نه فقط دانایی.

تفصیلِ عقل عملی و برنامهٔ روز

علم فکری جرقه است؛ اگر به برنامهٔ روزانه ننشیند خاکستر می‌شود. قوت‌القلوب و عدة‌الداعی و فلاح السائل و مفتاح الفلاح و صحیفه، ساعات شب و روز را با دعا و مراقبه پر می‌کنند تا عقل عملی از عقل نظری جدا نماند. دستورات پانزده‌گانهٔ لقاء الله علامه عملیاتِ قدم‌به‌قدم است؛ جام سحرِ علامه طباطبایی و رسالهٔ بحرالعلوم نقشهٔ سلوک جمعی و فردی را می‌گشاید. شامگاهانِ جمعه شرح بحرالعلوم به سبب کرونا تعطیل شد؛ اصلِ نیاز به حلقهٔ شرح باقی است.

مجامع روایی — کافی، وافی، توحید صدوق، نهج‌البلاغه — تفاسیر انفسی را با نصّ معصوم پیوند می‌دهند. حکیم و عارف خروجی گرفته‌اند؛ سالک نیز باید حدیث را در کانال وجودی خود بنشاند تا خروجیِ متناسب با ربّ وجودی‌اش برآید نه رونوشتِ صرف از دیگران. مباحثِ مقدمه چون سیر قلب در قرآن و لقاء الله نیز پلی برای ورود است. پرسش «از کجا شروع کنیم؟» پاسخ روشن دارد: طهارت و معرفت نفس با معلم، سپس زنجیرهٔ کتب، همزمان عمل و حدیث، تا دانایی دارایی شود.

جمع نقشهٔ راه

دو بال بعثت — تزکیه و تعلیم — ستون‌اند. بدون ورع، مسّ باطن و تمثل و الهام رخ نمی‌دهد؛ با طهارتِ همهٔ قوا، واردات حسی به صادراتِ پاک بدل می‌شود. فنا نابودی نیست؛ دیدنِ خود به‌عنوان شأنی از شؤون حق است. فهرست کتب از صدوپنجاه‌وسه درسِ عقلی تا اسفار، پله‌پله است؛ پرش به فصوص بدون پایه، گمراهی می‌آورد. هدف نهایی لقاء الله به‌معنای پیاده شدن اسماء در وجود است. این پاسخِ مشایخ به عطشِ تازه‌واردان است.

یادآوریِ تجربهٔ میدانی

تجربه نشان داده مباحثِ عقلیِ معرفت نفس حتی کسی را که نماز نمی‌خواند یا به نزول قرآن و امامت مشکوک است، اگر صبورانه پیش رود، به خط می‌آورد؛ چون نخست عقل را درگیر می‌کند نه شعار را. ازاین‌رو شروع با این کتاب، هم برای عامه هم برای تحصیل‌کرده یکسان توصیه شده است. همراهی معلمِ حضوری متن را از کژفهمی نگاه می‌دارد و نور علی نور می‌سازد. پس از صدوپنجاه‌وسه درس، صد کلمه و گنجینه و انسان‌شناسی‌های علامه پله‌های بعدی‌اند؛ اتحاد عاقل و سرح العیون و فصوص برای وقتی است که پایه نشسته باشد. در عمل، ادعیهٔ مأثور ساعات را پر می‌کند و حدیث کانالِ وجود را می‌سازد تا خروجی شخصی برآید. این تمامِ پاسخ به «از کجا شروع کنیم؟» در مشرب حسن‌زاده است.

حلقهٔ ختمِ پاسخ

پرسندهٔ نوپا چه حوزوی باشد چه دانشگاهی چه عامی، مسیر یکی است: تقوا و ورع، سپس معرفت نفس با معلم، سپس پله‌های نظریِ یادشده، همزمان ادعیه و رسائل عملی و مجامع روایی، تا حقایق چشیده شود نه فقط دانسته. هزار و یک نکته و کلمه راه عمل را صاف کرده؛ تجرید و منظومه و اشارات و اسفار افق را بلند می‌کنند. هدف، فنای در حق و لقاء اسمائی است. امید که برگِ معطرِ آیات و روایات پذیرفته شود و همه در این سیر یاری شوند.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.