ددرس‌گفتارها

اما در ادامه‌ی تحقیق این عزیزمون در صحیفه سجادیه سؤال دیگری رو پرسیدند که در لزوم وجود شفیع برای حل مشکلات یا مثلاً جایگاه شفیع در زندگی یا اساساً معنای شفیع.

شفع در قرآن هم می‌فرماید و الشفع والوتر.

اون دو رکعت نماز شفعی که قبل از وتر خونده می‌شه تو یازده رکعت نماز شب هم هست دیگه نماز شب.

از این جهت بهش می‌گن شفعی یعنی جفت.

شفاعت، مقام شفاعت یعنی مقام جفت شدن.

تو با صاحب مقام عصمت اگر آنچنان معنوس بشوی که جفت شوی قطعاً به شفاعت می‌رسی.

که این باید از این دنیا برد.

یکی از بزرگان می‌فرمودند که شفاعت رو از خدا از ابا عبدالله در این دنیا طلب کنید.

اون‌ور خیلی سخته، کار دشواره.

حالا به یک معنا در فلسفه و عرفان همون مقام استعداد انسانی رو شفاعت گرفتن.

چرا؟

چون اگر این استعداد از بین برود بر اثر گناه خاصه اصرار بر گناه، دیگه زمینه‌ی طهارت از بین رفته، بستر طهارت از بین رفته.

وقتی طهارت از بین رفت "لا یمسه إلا المطهرون".

اساساً چون کائنات همه‌ی نظامات هستی ذاتاً مطهرن و پاک و طهارت در ذات وجود اون‌ها مستکنه، لذا با هر بی‌طهارتي برخورد می‌شه.

با هر بی‌طهارتي در حقیقت تضاهم پیش میاد، عذاب ایجاد می‌شه، سختی.

اصلاً نمی‌شه طهارت باید اگر نباشد سختی هست، ضیق هست، فشار هست، تاریکی هست، ظلمت هست، عذاب هست، جهنم هست.

لذا این طهارت باعث می‌شه که تو بفهمی خروج از-- در حقیقت عادت کنی از ظاهر به باطن سفر کنی.

موت قبل ان تموت رخ بده.

در مسیر بعثت انبیا قرار بگیری و در حقیقت اون استعداد وجودیت رو با خودت ببری به اون دنیا.

وقتی استعداد رفت، استعداد اگر با گناه از بین نرفت انشاالله با لب مرگ با خودمون بردیم.

دیگه این منجر به مقام شفاعت اولیاء الله می‌شه.

یعنی شفعیت رو پیدا می‌کنی، جفت می‌شی.

و در حقیقت اصل از-- الحاق هم همینه.

اصل الحاق بردن استعداد از همین دنیاست و شفیع میاد به داد انسان می‌رسه.

جبران مافات می‌کنه به اصل الحاق.

مثل این‌که مثلاً آقامون علی ابن موسی الرضا علیه ما صلوة الله السلام به ابن شبيب معمولاً ما اون تیکه اولش رو توجه می‌کنیم که فَبْكِ لِلْحُسَيْنِ یعنی کُنْتَ بَاکِا لَلشَّهید.

به هر چیزی خواستی مطلقاً گریه کنی فَبْكِ لِلْحُسَيْنِ.

اون لام هم لام مالکی است.

یعنی اصلاً برای فقط برای گریه حسین سلام الله علیه گریه کن.

اساساً گریه در تملك سید الشهداست.

اشک مال این آقاست.

لذا گریه کن آقا در تملك سید الشهداست.

و مایملکی جز اشک ندارد اون نوکری خودش و همه کاراش اربابشه.

حالا بعدش در این حدیث مفصله.

بعدش می‌فرماد که اگر ابن شبيب می‌خوای در غرفه های بهشتی با ما هم‌درجه و هم‌نشین بشوی، الله اکبر.

اون باید تبیین بشه این حدیث که جاش اینجا نیست.

یه راه داره.

فَبْكِ لِلْحُسَيْنِ دوباره.

برای حسین.

فقط برای این آقا گریه کن.

همه گریه هاتو معطوف کن به این.

حتی اگر غم و غصه ای دلتو گرفت، برای هر چیزی گریان شدی، وصلش کن به حسین ابن علی.

یکی از اسراری که ما برای هر کی روضه می‌خونیم، آخر جمعش می‌کنیم در محیط سید الشهدا همینه عزیزان.

حالا این ببینید این مقام الحاقه دیگه.

جبرانه و الا ما کجا؟

اصلاً بی‌ادبیه که انسان مقام آل الله رو طلب کنه.

خارجه از ادب محلا و رسول الله و عترت پیغمبره.

اما خودشون فرمودن ما شما رو ملحق می‌کنیم نه که ما مقام اونا رو طلب کنیم.

نه.

ما هم‌نشینی طلب می‌کنیم.

اون‌ها به اصل الحاق به کرمشون به همین شفاعت ما رو.

خب این چیز کمیه؟

توجه به وجود شفیع در حل مشکلات دنیوی و اخروی این چنینه.

حتی در مسائل دنیوی خودشون بارها و بارها فرمودند که در مطلق مشکلات دنیوی تون به جواد ما توسل کنید که او پربرکت‌ترین مولود ماست.

الله اکبر.

خب این جایگاه چرا انسان توجه نکنه؟

و چقدرها متوجه شدن از ریز و درشت مشکلاتشون به جهت توجه به اون‌ها برطرف شد.

که دیگه از تا حضرت آدم دیگه بالاتر پیغمبر خدا رانده شده از بهشت.

که البته این رانده شدن باید معنا بشه.

یعنی چی؟

معنای توبه اینجا یعنی چون ستون توبه در مسجد کوفه.

ایشون انقدر دی-- حالا روایت هست دویست سال گریه کرد.

بعد متوجه مقام شفاعت سید الشهداش کردن دیگه.

یا حمید به حق محمد یا علی به حق علی یا فاطر به حق فاطمه یا محسن یا به حق حسن و یاد القدیم الاحسان به حق حسین.

تا اسم حسین سلام الله علیه رو شنید دل شکست.

همه شنیدید دیگه.

بعد جبرائیل، حضرت جبرائیل سلام الله علیه براشون روضه‌ی سید الشهدا خوندن.

اشکی جاری شد، مقام توبه ایجاد شد.

ببینید این همون اصل الحاقه دو مرتبه.

به انسان کامل ملحقش کردن.

از-- حتی حضرت آدم رو و جبران مافات براش کردن.

این مقام شفاعته.

یعنی انبیا هم حتی از شفاعت از می‌شه گفت همون مقام شفاعت و شفع بی‌نیاز نیستند.

اون‌ها رو هم باید آل الله پیغمبر و آلش شفاعت کنه که کرد.

ابا عبدالله تک تک رو شفاعت کرد.

یعنی انسان به بالاترین مدارج نمی‌رسد مگر با مقام شفاعت.

والحمد لله رب العالمين.